Mistari 200 ya kwanza.
تقریباً در هر اداره پلیسی
جایی هست که پروندههای مختومه قتل دارن خاک میخورن
هر جعبه شامل یه کار نیمهتمامه؛
مدارک، بازجوییها
در کتاب مخصوص قتل خودش
خیلی آدم خوبی به نظر میرسید
این پروندهها مختومه نشدن
بلکه فقط خوابیدن
رقصان
هر کدوم منتظر سرنخهای جدید هستن
و پلیسی که حقیقت رو بیرون بکشه
و در نهایت، قاتلی رو به دست عدالت بسپاره
وقتی مردم سراسر دنیا به آمریکا فکر میکنن
شهری مثل جریکو در نیویورک رو تصور میکنن؛
در ساحل شمالی لانگ آیلند
چمنزارهای سرسبز
بساط کباب
و بچههایی که در حیاط پشتی فوتبال بازی میکنن
اینطرف
جایی امن از شر و خطر
اما حتی اینجا هم
رویای آمریکایی میتونه ناگهان به کابوس تبدیل بشه
میز کار کارآگاه برایان پارپان؛
اون ۱۱ ساله که در جوخه قتلِ
اداره پلیس بخش ناسائو خدمت میکنه
اون تحصیلکرده و خوشصحبته
و شیکپوشه
عاشق ورزش بود و میخواست مربی بشه
وقتی این اتفاق نیفتاد
راه پدرش رو در پلیس ادامه داد
و حالا یکی از بهترین کارآگاههای ادارهست
اما وقتی اون روز تلفن زنگ میخوره
روحش هم خبر نداره که این شروعِ
پیچیدهترین پرونده دوران کاریشه
سلام، کارآگاه پارپان
یه تماس داشتم از کسی که فکر میکرد یه جسد پیدا کرده
فکر اولم این بود که:
"منظورت چیه که فکر میکنی یه جسد پیدا کردی؟"
یا جسد پیدا کردی، یا پیدا نکردی
پارپان به سمت خونهای بزرگ در جریکو حرکت میکنه
سرپرستش، رابرت ادواردز
همین حالا اونجاست و داره با صاحبخونه صحبت میکنه؛
درباره یه بشکه فولادی زنگزده
که زیر خونه پیدا کرده
امروز صبح، درست قبل از اینکه باهاتون تماس بگیرم
قسم میخورم اصلاً نمیدونم از کجا اومده
یا چطوری سر از اینجا درآورده
مالک میگه تازه خونه رو فروخته
و داشت فضای خالی زیر خونه رو تمیز میکرد
که متوجه بشکه شد
اون از چندتا کارگر خواست اون رو به خیابون ببرن
اونا درش رو باز کردن، داخلش رو نگاه کردن
و بلافاصله با پلیس تماس گرفتن
بشکه زنگزدهست
اعداد و حروفی روی بدنهاش استنسیل شده
و قدیمی به نظر میرسه، انگار مدت زیادی
یه جا افتاده بوده
بوش شبیه هیچ چیزی نبود که تا حالا تجربه کرده بودم
و چون در بخش قتل هستم
و با اجساد سر و کار دارم
بوهای بد زیادی به مشاممون خورده
اما این یکی خیلی خیلی بدتر بود
یه لنگه کفش دیدیم
سر یک زن
معلوم بود که با یه قتل روبرو هستیم
چون هیچکس خودش رو توی بشکه نمیذاره
و درش رو از بیرون قفل نمیکنه
کجا پیداش کردی؟
صاحبخونه میگه هیچچیزی
درباره این بشکه نمیدونه
در تمام نه سالی که اینجا زندگی کرده
تا قبل از امروز چشمش بهش نخورده بود
صاحب خونه در مراحل
فروش خونه بود
خریدار جدید روز قبل اومده بود
تا بازدید نهایی رو انجام بده
و به عنوان بخشی از بازدید نهاییش
تصمیم گرفت بخزه زیرِ
بخش نوساز خونه
این بخش نوساز ۷ در ۷ متره
و حدود یک متر از زمین فاصله داره
خونه اصلی یه ردیفِ
پله سیمانی ششتایی داشت که به در پشتی منتهی میشد
وقتی نوسازی انجام شد
صاحبخونهها مسلماً میخواستن کل خونه
در یک سطح باشه
پس بخش نوساز رو یک متر بالا آوردن
پلههای سیمانی اصلی رو همونجا ول کردن
چون حالا زیر بخش نوساز افتاده بودن
خریدار جدید روز قبل
خزیده بود زیر بخش نوساز
تا تهِ گوشه پشتی رفته بود
و پشت پلههای سیمانی
یه بشکه دیده بود
یه بشکه ۲۰۰ لیتری که درش پلمب شده بود
هیچ بویی از بشکه بیرون نمیومد
اما به مالک گفته بود که میخواد اون از اونجا برداشته بشه
اون به وضوح آشفته بود
بابت چیزی که حالا میدونست تمام مدت جسدی بوده
که در تمام زمان اقامتش، زیر خونه بوده
بنابراین، اون صاحبخونه خاص
اصلاً به نظرم نمیرسید که بخواد مظنون باشه
پلیس در ملک مستقر شد
تا دنبال هر چیزی بگرده که بتونه
درباره اتفاقی که در این خونه افتاده، اطلاعات بیشتری بده
وقتی در صحنه جرم هستی
هیچ کاری انجام نمیشه تا زمانی که پرسنل صحنه جرم
کارشون تموم بشه؛
یعنی هر کاری که فکر میکنن لازمه
و ما برای کمک به تحقیقات لازم میدونیم، انجام بدن
در این مورد
چندین عکس از بشکه گرفته شد
چندین عکس از تمام علامتهای
روی بشکه گرفته شد
مامورهای صحنه جرم بررسیش کردن
و همینطور بافت بشکه رو؛
گذشته از این حقیقت که حالا بشکه توسط
چندین نفر دستخورده شده بود؛
صاحبخونه
خریدار جدید خونه
و مشاور املاکی که بهش کمک میکرد؛
عملاً هیچ راهی نبود که بتونیم
اثر انگشتی از روی بشکه برداریم
خود بشکه و محتویاتش
مدارک جرم بودن
چند ساعت بعد
اونا ملک
و ساکنین شوکزده جریکو رو ترک میکنن
بشکه برده میشه
به پزشکی قانونی برای بررسی
جزئیاتی ازش دارین؟
یکی به ما زنگ زد، زیر خونهشون پیداش کرده بود
اولین چیزی که فهمیدیم
این بود که بشکه با دانههای پلاستیکی پر شده
دانههای کوچیکی، تقریباً به اندازه نخود
همهشون سیاه یا سفید
پلاستیک سخته
ساعتها با پیمانه خالیشون کردن
ذره به ذره
تا اینکه جسد یک زن کاملاً نمایان شد
ببینیم داستان این زن ناشناس چیه
آمادهای؟ خیلی خب
بله، بریم
گردن رو گرفتم
متوجه شدیم با جسدی روبرو هستیم
که از کمر خم شده
و بعد از قسمت نشیمنگاه
داخل این بشکه قرار داده شده
به طوری که دستها و پاها
کاملاً رو به بالا بودن
اما این وضعیت قرارگیری بدن نیست
که متعجبشون میکنه
بلکه شرایط جسده
به محض اینکه در بشکه رو پلمب کردن
اکسیژن تموم شده
و روند تجزیه متوقف شده
با گذشت زمان کافی
عملاً با یک مومیایی واقعی روبرو میشید
شوکهکننده بود که با یه اسکلت طرف نبودیم
ما با چیزی طرف بودیم
که معلوم شد یه جسد مومیاییشدهست
پوستش کاملاً چرمی شده
اما تمام بخشهای بدن هنوز با پوست پوشیده شده
میتونستیم ببینیم که یک زنه
به خاطر موهای بلند سیاهش
بلندی موهاش از شونههاش بیشتر بود
اندام خیلی ظریفی داشت
موقعی که فوت کرده
احتمالاً حدود ۲۵ تا ۳۵ سال داشته
دو تا دندون جلوش
روکش طلا داشتن
و پزشک قانونی گفت
این نوع دندونپزشکی در ایالات متحده انجام نمیشه
اما در آمریکای مرکزی خیلی رایجه
بنابراین پزشک قانونی فکر میکنه اون زن
به احتمال زیاد تبار لاتین داره
بسیار خب، فکر کنم حالا علت مرگ رو میدونیم
پشت سر آسیب شدیدی دیده
چندین جراحت ناشی از ضربه با جسم سخت
که احتمالاً بر اثر ضربات چکش ایجاد شدن؛
شش یا هفت ضربه شدید
به پشت سر
به نظر میرسه قربانی لباس زمستانی تنشه
یه پالتوی طرح پلنگی پوشیده
روی یه پیراهن گلدار
و زیر کفشهای پاشنهبلند سیاهش، جوراب پشمی پوشیده
من خیلی سر از مد در نمیارم
اما میتونم بگم که شبیه لباسهای امروزی نبود
به نظرم رسید که شاید مال ۲۰ سال پیش باشن
در اون زمان
این به کارآگاهها میگه که قربانی
۱۹۷۹ ممکنه حتی در سال
داخل بشکه گذاشته شده باشه
و جسد یک راز شوکهکننده دیگه هم برای فاش کردن داره
کارآگاهها
این زن باردار بوده
تقریباً در ماه آخر
یک زن هشت یا نه ماهه باردار
اولین فکری که به ذهن میرسید اینه که این کار
یا توسط دوستپسری انجام شده که فهمیده اون بارداره
No comments yet. Be the first to leave one.