Mistari 200 ya kwanza.
آنچه گذشت در "The O.C.". سامر، باید بریم محوطه
به چی داریم اعتراض میکنیم؟
به مرغها، پسر، موضوع مرغهاست
اون سلیطهای که با دکتر رابرتزه کیه؟
کیتلین: اون همون نامادریِ هیولاست؟
خب، فکر کنم دیگه باید برم
مامان، شاید بهتر باشه باهات بیام
بدون من حالت بهتره
تا وقتی با من نیای هیچجا نمیرم
همین الان باهات حرف زدم، فرانسه بودی
و تو هم "رود آیلند" بودی
میخوای بریم، اوم، توی رستوران صبحانه بخوریم؟ حتماً
سامر: واقعاً امیدوارم وقتی برگشتی رایان اونجا بوده باشه
چون من اونجا نخواهم بود
هیچوقت نمیتونی فراموشش کنی
اما بهش عادت میکنی
یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم
تا بفهمم ولچاک کجا رفته
تمام اطلاعات توی این پروندهست
جولی: الو؟
منم، دارم میرم
چیزی لازم نداری؟
نه
خب هواپیما کی توی "پراویدنس" میشینه؟
نیم ساعت دیگه؟
خب باشه، ولی باید همین الان باهاش حرف بزنم
فکر میکنی بشه منو به خلبان وصل کنی؟
من
لعنتی
جولی: شش ماه طول کشید تا کارآگاه ولچاک رو پیدا کنه
رایان، این ممکنه تنها شانسی باشه که گیرمون میاد
اون قرار نیست قسر در بره
بعداً بهت زنگ میزنم
رایان، هی، چه سحرخیزی
رایان: دیرم شده
جدی؟ کجا دیر شده؟ ساعت ۶ صبحه
نکنه روزنامه پخش میکنی یا یه همچین چیزی؟
باشگاه. اوه
میشه منو تا فروشگاه برسونی؟
یه ماکت جدید "سوپرگرل" داره میاد
و میخوام قبل از اینکه فیلیپ و لئون
دستهای کثیفشون رو بهش بزنن، اونجا باشم
آره، باشگاه مسیرش برعکسه، شرمنده
صدات رو پشت تلفن شنیدم
داشتی جاسوسیم رو میکردی؟ نداشتم جاسوسی میکردم
داشتم به سامر زنگ میزدم بفهمم چرا رفت
داری چیکار میکنی؟ به تو ربطی نداره
گوش کن، اگه میدونی ولچاک کجاست
بیا به پلیس زنگ بزنیم
نه، من به پلیس زنگ نمیزنم
نمیتونم بذارم بری
واقعاً دست تو نیست
خب که چی؟ اون وقت، میخوای بری ولچاک رو پیدا کنی
و یا اونو بکشی یا خودت رو به کشتن بدی؟
این دیوونگیه. بحث تمومه
داری... داری چیکار میکنی؟
منم باهات میام
انگار راه دیگهای برام نذاشتی
میخوام به پلیسها بگم
فقط اول باید ببینمش
قصدم توهین نیست، ولی هیچکس اینو باور نمیکنه
اگه به سندی یا پلیس بگم، مجبورم میکنن که دخالت نکنم
من باید موقع دستگیریش اونجا باشم
تنها راهش اینه که من اول برسم اونجا
باشه، منو با خودت ببر. نه
سد راهت نمیشم
میدونی که چقدر میتونم نامحسوس باشم
چرا که نه؟ اگه واقعاً کارت فقط همینه
باشه
باید هر چی میگم انجام بدی
خیلی خب، رئیس تویی
خب حالا کجا داریم میریم؟
مکزیک. عالیه، آدامس شیکلتس لازم داشتم
* کالیفرنیا، ما داریم میایم *
* درست برمیگردیم همونجایی که شروع کردیم *
* کالیفرنیا... کالیفرنیا... *
چه: به اینجا میگن مکان آموزش عالی
بذار بهت بگم چی دارم یاد میگیرم
دارم یاد میگیرم که برای خودم فکر کنم
دارم یاد میگیرم چیزی که اونا بهش میگن
مِلک خودشون
نه، این دنیای ماست
سامر! هی
یه لحظه
هی
از دیدنت خیلی خوشحالم
کجا بودی؟
اوه، اوم، مجبور شدم برم خونه
یه جورایی اضطراری بود ولی الان همهچی رو به راهه
فقط موندن اونجا سخت بود
چه روح فوقالعادهای داری
شرط میبندم تو زندگی قبلیت یه عقاب بودی
که بر فراز درههای کوهستانی پرواز میکردی
تا حالا خواب پرواز دیدی؟
نه، راستش نه
چه خبر شده؟
اوه، درسته، زمان حال، بله
ساعت ۱۹ دیشب، هیئت امنا
که خودش یه تضاد خندهداره
رای به قطع کردن
این درخت باشکوه دادن. چی؟
نمیتونن همچین کاری بکنن. دقیقاً
منظورم اینه که این درخت یه بلوط بود
توی اون مِـه اولیه و باستانیِ آمریکا
این درخت شاهد طلوع این کشور بود، سامر
و به نظر من شاهد سقوطش هم هست
حالا میخوان قطعش کنن تا یه دانشجوی سال دومیِ پاتیل
بتونه ده ثانیه زودتر برسه به کلاس علوم سیاسی
خب نقشه چیه؟
نقشه اینه که ذهن مردم رو باز کنیم
نقشه اینه که پس بزنیم
اون تصورات پولمحور اونا از پیشرفت رو. "چ"
نقشه عملی چیه؟
اوه، آره، نقشه عملی
یه کارزار جمعآوری امضا داریم
و یه تحصن ۲۴ ساعته بالای درخت که آمادهی شروع شدنه
اگه اونم جواب نداد، انقلاب
خب باشه
چرا با همون تحصن روی درخت شروع نکنیم؟ (فینفین)
خیلی خوشحالم که برگشتی
زمینِ مادر هم همینطور
اوم
اون خیلی دوستت داره
منم دوسش دارم
خوبه. (ناله کردن)
خب
سامر با ماست
هان؟ هان؟
زن: اوه، اوم
ست دیشب برات یه پیغام گذاشت
ولی من تصادفی پاکش کردم
هی. تیلور؟
تو تخت من چیکار میکنی؟
میخوای بیای تو؟ میتونیم همدیگه رو بغل کنیم
نه
اوم، تو اینجا چیکار میکنی
و چرا داری به پیغامهای من گوش میدی تیلور؟
حدس میزنم دستگاه اسپرسوساز نداشته باشی
این چیه پوشیدی؟
چی؟ من همیشه با همین میخوابم
باشه، فقط اینو بپوش
همین الان
خب، حالا
میشه بگی چه خبره؟
اول اینکه وقتی باید فرانسه باشی، توی نیوپورت هستی
بعدش مامانت سر و کلهاش پیدا میشه و تو فرار میکنی و
چطوری قبل از من رسیدی اینجا؟
نکنه قلِ پنهان داری؟
چون این خیلی چیزا رو توضیح میده
باشه، باشه، بشین
قراره همهچی رو برات توضیح بدم
خب، اوم
یه اتفاقی... توی فرانسه افتاد
یه چیز... خیلی بزرگ
و، اوم، برگشتم که به مامانم بگم
و بعدش واقعاً ترسیدم
و، اوم، کاملاً گیج شده بودم سامر
اما بعدش فهمیدم
که تو... تنها کسی هستی که درک میکنی
سامر
من
وای خدای من
آخرین باری که پاهات رو اصلاح کردی کی بود؟
مثل جنگل شده، و
وای خدای من، ناخنهای پات
باشه، آره
من دیگه از اون کارا نمیکنم
مشخصه
پاهات عینِ پای هابیتها شده
چه: سامر؟
انریکه همین الان دو تا مرد رو با اره برقی دید
این درخت همین الان قراره بیفته
باشه، اوم
تیلور، ببخشید، کارت غذام روی میزه
بعداً در موردش حرف میزنیم، قول میدم، باشه؟
باشه
زن: شش مورد غیبت
بار تاخیر؟ ۱۳
آقای استریت گفت که اون دو بار سر کلاس لاتین خوابش برده
خب، بابت اون نمیشه سرزنشش کرد
اصلاً آنتن ندارم
گوشیت چند تا خط داره؟
کلی از تکالیفش رو انجام نداده
و توی آزمایشگاه زیست، آقای کستل
به شدت حس کرد که کیتلین داشت باهاش لاس میزد
همون که خیلی قد کوتاهه؟
من... من مطمئنم اون فقط فکر کرده که اون آقا دانشآموزه
خانم کوپر، شما الان در دفتر
ناظم مدرسه هستید
این چیزا به خاطر تفاهم نداشتن اتفاق نمیفته
درسته، خب، ناظم تورس
نمرات امتحانهای کیتلین جزو سه درصدِ اولِ کلاسشه
اون یه رهبر مادرزاده. مطمئناً، این فقط
این خودش دلیل بیشتریه که نباید استعدادش رو هدر بده
بهم بگید، اوضاع خونه چطوره؟
خوبه
اوضاع خوبه
نمیدونم چی بگم
بله، اوضاع سخت بوده ولی داریم تمام تلاشمون رو میکنیم
نیل خیلی کار میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.