Mistari 200 ya kwanza.
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
مترجم Dark_Coffee
ما جوونیم
آزاد و رها میدویم
دندونامونو تمیز و خوب
نگه میداریم
دوستامون رو میبینیم
منظرهها رو میبینیم
حس خوبی داریم
ما بیدار میشیم
ما بیرون میریم
مورونا
مورونا
مورونا رو میخوام
صبر کن منم بیام
پرنده کوچولو برو پی کارت پرکین
و اینکه فکر کنم من تو رو دو هفته پیش حمام کردم
عجب وقت تلف کردنی بود
ساختن کلبه که کار خانم های جوان نیست
مورونا، من خوکها رو آزاد کردم و اصلا شرمنده نیستم
اونا رو میبرن کشتارگاه و من نمیخوام بزارم بقیه حیوونا
هم مثه من توی اسارت زندگی کنن
تو مرفهترین اسیری هستی که من میشناسم
به هرحال، من یه دلمشغولی مهمتری هم دارم
پرکین بهم گفت که بچه ها چطوری درست میشن
و میترسم از شدت نفرت ازین کار بمیرم
خب، باید دیر یا زود اینو یاد بگیری
تو 14 سالته
مورونا، مگه میتونم با چیزی که الان میدونم، با آرامش به زندگیم ادامه بدم؟
قراره یه مرد یه میله آهنی داغ .... یه میله داغ رو
بکنه توی دماغم تا وقتی جا به اندازه کل انگشت شستش باز بشه
و بعدش اون بذرش رو توی مغزم فشار میده
و بعد اونا از گلوی من سرازیر میشن و میرن توی رودههام
همونجا بذرها ۹ ماه ریشه میکنن و بعدش بچه از باسنم میپره بیرون
نه
نه
من باید پرکین رو بکشم
من باید بکشمش مورونا
از خونریزی بمیره بدتر ازینه که من یه میخ طویله توی
استخونای جسد
این منم، پرنده کوچولو
من دختر لرد رولو )
و بانو آیسلین هستم )
سرپرستم مورونا است که دایه منه
و خواهر ادوارد راهب
و رابرت نفرتانگیز
پرنده کوچولو، ولم کن لطفا
تو یه کدویی خب
از روستای استونبریج در بخش لینکلن
در کشور انگلستان ، در دستان خدا
لباساتو بپوش، مخالفت نکن
شلوار، دستکش و کفش؛
کلاه روی سر، برای بارون یا آفتاب
دکمهها، همشون رو ببند
و دوست پرکین، که مثه برادر دوستش دارم
با اینکه اون چوپون بزهاست، قلب مهربونی داره و باهوشه
اما اون به شدت مشکل باد روده داره
همینطوری
نخریسیم دوباره خراب شد
چه شکنجهای نه، اروم
ترجیح میدم به یه اژدهای وحشی غذا بدم به جای اینکه سعی کنم مثل یه بانو نخریسی کنم
زود باش دیگه، همونجوری که نشونت دادم
نه
ایناها نه
من ، با تشکر از لرد، خیلی حقه بازم
بیشتر دخترا اینجورین ولی بهمون فرصت مناسبش داده نمیشه
اما من یه کلک جالب و جدید بلدم
من با مادرم یه معامله کردم
اگر گزارش روزهامو برای برادرم ادوارد راهب بنویسم
اجازه دارم نخریسی نکنم که بزرگترین اضطراب منه
اون توی نامههاش بهم میگه که باور داره این کار به رشد من کمک میکنه
که کمتر مثه بچهها باشم و بیشتر یاد بگیرم
پس چیزی که در ادامه میبینید کتاب منه
کتاب کاترین که بهش میگن پرنده کوچک یا پرنده کوچولو
یه بافته طلایی برای بانوی طلایی من
مگ خدمتکار شیردوشه که یه دوست عزیزه
البته وقتی بتونم جلوشو بگیرم که اینقدر به من تعظیم نکنه و منو بانوی خودش ندونه
این از یونجه درست شده
اما واقعا از لطفت ممنونم
قشنگه
«که معنیش میشه «پدرم یه هیولاست
که احتمالا بهترین کلماتیه که تا حالا یاد گرفتم
خیلی خوششانسی که پدرت مرده
پرنده کوچولو هان؟
هنوزم به خاطرش خیلی ناراحتم
مهمترین علاقههام فرار کردن از کارای روزمره
یالا، آره
این بار جدیتر مبارزه کن
نه خیلی جدی نه خیلی جدی
ایراد گرفتن به شمشیر بازی افتضاح پدرم
پرنده کوچولو مراقب گلهام باش نه، نه روشون پا نزار
پرنده کوچولو، از مسیر برو میتونی از مسیر عادی بری
من مسیری نمیبینم
خراب کردن کار ساخت کلبهها
آهای آشوب به پا کردن توی دهکده
تو مرغمو دزدیدی
و گوش وایسادن از پشت درهاییه که نباید به حرفاشون گوش بدم
خب، چطور این اتفاق افتاد، فینیاس؟
مگه برای اینکه جلوی این اتفاقات رو بگیرید پول نمیگیری؟
در واقع سرورم
شما من رو نادیده گرفتید
شما بدون حساب و کتاب ولخرجی کردید
چرنده، من هیچوقت اینقدر خرج نکردم
یه مثال بزن از هزینههایی
که برای نجات خانوادهام خیلی ضروری نبوده
واقعا؟
ببرم رسید
مرده
انتقالش از سیبری خیلی براش سخت بود سرورم
شاید فقط خوابیده پدر
نفس نمیکشه احمق
شاید یه کم آب لازم داره؟
خب که چی؟ باید مثه یه دهاتی فقط با آب و نون و وراجی کردن زندگی کنم؟ تو همینو میخوای؟
سگ
سگ
سگ سگ
سرورم، اگر بتونید یه وصلت پرسود
برای تنها دخترتون فراهم کنید
وصلت پرسود؟
این یه فرصت خوبه تا از شر این بدهی تلمبار شده خلاص بشید
برای پرنده کوچولو؟
بله با یه مرد؟
بله نه، نه
نه، اون دختر خیلی زشته قیافهاش فقط یه کم با یه ... با یه جذامی فرق داره
نه. برو پی کارت
شاید شما پول نداشته باشید اما همسرتون لقب مهمی داره
و ایشون لقبش رو به شما داد
اون لقبشو به من نداد
من لقبم رو به دست آوردم
مردای زیادی اونقدر احمق هستن
که خوشبختیشونو با لقب «لرد» معامله کنن
پس حالا وظیفه شما اینه که یکی رو پیدا کنید
نه، واقعا، باید یه راه دیگه باشه، درسته؟
اون تنها دختر منه
و این تنها عمارت شماست
سرورم
یه خبراییه
سلام
میتونم حس کنم هر جا میرم چشمای پدرم دنبالمه
به من مثه یه گاو نر که برای جفتگیری خریده نگاه میکنه
دقیقا چند سالته؟
۱۴سالمه
تعجب کردم که ازم نخواست که سمهامو چک کنه
و دندوناتم همشون مال خودته؟
همش غیر از یکی
خب، مشخصه که زیاد میخوری
وقتی موهات تمیزن چه رنگین؟
وقتی تمیزن؟
فکر کنم آبی
خیلی خوبه
خب، خوشحال شدم دیدمت
منم همینطور
میتونی بری و دوست بز چرون کوچولوتو ببینی
چه اتفاقی قراره بیفته؟
۱۴سال ، بچه نیست
من دارم میمیرم، خیلی مشخصه
دوباره پرکین بهت چی گفته، ترسو؟
قسمت میدم به عیسی مسیح پرنده کوچولو
باید با همه خدافظی کنم و با شوخی و خنده این مدت رو بگذرونم
من شجاعانه و با اعتقاد قلبی به خداوند میمیرم
لطفا سنجاق سینهام رو به خواهر آیندهام بده
و انجیلم رو بده به برادرم ادوارد
و بهش بگو که متاسفم که پودینگ روی صفحههاش ریختم
مورونا
این خون از باسنم اومد
از باسنت؟
به خاطر خدایی که بزرگتره از منه ، چه حرفی میزنی
این خون از یه سوراخ دیگه میاد، پرنده کوچولو
چه سوراخی؟
این خبر خوش ماهانه توه
بانوی قرمز پوش
حالا میتونی وظیفهات برای حمل بچههای شوهرت رو انجام بدی
پس باید فرار کنم ، به یه جای دور
باید یه زره بدزدم و یه شوالیه بشم و یه
باید یه اسب بگیرم و یه کالسکه و نصفهشب فرار کنم
چه مثه یه شوالیه لباس بپوشی چه مثه یه بانو، این خون بازم هست
تو الان یه زنی پرنده کوچولو
زن؟
اول از همه، یه پد درست میکنیم
یه تیکه پارچه رو دور دستت میپیچی
خوب و ضخیم باید درستش کنی
این یه پد کوچیک خوبه که میزاریش توی شلوارت
نگهش دار
این مال پدرمه؟ نه
این شلوار توه شلوار من؟
و این پد رو بهم بده
اینجوری
بذارش بین پاهات. اینجوری این پد تمام خون رو جذب میکنه
و نمیزاره خون به لباسات بریزه
میتونی انجامش بدی؟
آره میتونم مورونا
آی، اینکارو نکن
مراقب باش مراقبم
یه کم نعنا میچینیم
چون باعث میشه همهچیز طعم خوبی بگیره
قاصدک، اما مشخصه که منظورم گلش نیست
برای درد پریود خوبه
آلف، شورت مامانتو رو سر وندی انداختی؟
پرکین
معلوم هست دارن چیکار میکنن؟ به حیوانات مزرعه لباس میپوشونن؟
No comments yet. Be the first to leave one.