Scorpion

Scorpion

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

Scorpion - 03x09 - Mother Load
Maoni na EISHEN
► ElSHEN | IRANFILM ◄

Lebo

other
Yamechapishwa tarehe: 2016-11-22
Upakuaji: 33
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫جنگجویان دلیر ‫از امروز تلاش ما

‫برای نجات میهنمون شروع میشه

‫- وارکلاک چست ‫- درسته

‫پناهگاه مقدس ما رو می‌خوان تخریب کنن

‫کلیپبوردهاتون رو برق بندازید

‫خودکارهاتون رو از غلاف بکشید بیرون

‫و اونقدری امضا جمع کنید تا من بتونم

وارد رای‌گیری شورای شهر بشم

‫جدی میگم بچه‌ها ‫راه بیفتید

‫امروز روز شکرگذاریه

‫من قول دادم که

‫میز شام رو بچینم ‫بنابراین لطفا زود باشید

‫این مسخره‌بازیا دیگه چیه؟

‫کیب، وای کیب

‫اومدی کمکم کنی واسه کمپینم امضا جمع کنم

‫نه، اومدم به پیج کمک کنم واسه شام ‫گوجه بخره

‫که بهتره به‌خاطر خاله بازی با رفقات

‫از دستش ندی

‫خدای من، پسر چندسالته؟

‫من دایفراست فرزانه‌ام ‫و 50 زمستان رو به چشم دیدم

‫برو گمشو

‫پسرجون، یه مشت خل و چل که ‫لباسای ننه‌شون رو پوشیدن

‫و مردم رو اذیت می‌کنن ‫باعث پیروزی تو نمیشن

‫راستش...

‫لباس اینجوری پوشیدن ‫نظر مردم رو جلب می‌کنه

‫نظر کالدور بود ‫مدیر کمپینم

‫آمارا توی روز شکرگذاری ‫مردم بیشتری بیرونن

‫بهترین راه واسه...

‫عصبانی کردن مردمه!

‫همشون قراره به 20 نفر شام بدن کوفت کنن

‫نمی‌خوان که چندتا جادوگر دیوونه ‫مزاحمشون بشن

‫بنابراین یکشنبه صبح برگرد

‫که همه آرامش دارن ‫اونوقت ازشون امضا بگیر

‫راستش فکر خیلی خوبیه

‫اما اون چی؟

‫مردم واسش صف کشیدن

‫تازه هنوز کاری هم نکرده

‫داره مربای قره‌قاط مفتی میده

‫چه خوب، شیشه‌ای 99 سنت

‫با 200 دلار هرچی امضا بخواد

‫می‌تونه جمع کنه

‫اون توبیه؟

‫چه مرگته رفیق؟!

‫با دشمن من، پیمان برادری بستی

‫پیج مربای قره‌قاط خونگی درست می‌کنه

‫اومدم اینجا تا یکم مربای خوب گیرم بیاد

‫چه خوب که اون یارو رو دیدم، نه؟

‫اون رقیبه

‫ناراحت نباش، اسم جعلی نوشتم

‫امضام معتبر نیست

‫آقای کورتز

‫ببخشید، گواهینامه‌تون رو جا گذاشتید

‫شرمنده رفیق ‫کارت شناسایی می‌خواست

‫مربای مفتی بود!

‫شما باید رقیب من باشید

‫من دکتر سانجی پتل هستم

‫- سیلوستر داد ‫- دکتر؟

‫تخصصت چیه؟

‫دکترای زمین‌شناسی دارم

‫خنده‌داره که به هرچی رسیدن

‫یه دکتر می‌بندن، نه؟

‫سانجی

‫شیشه‌ها دارن تموم میشن

‫باید بیشتر بخریم

‫بچه‌ها

‫ایشون مدیر کمپین من

‫الی جونز هستند

‫الی، رقیب محترممون

‫آقای داد، باعث افتخاره

‫خیلی دوست دارم خودم رو

‫به مدیر کمپینتون معرفی کنم ‫البته اگه اینجا باشن

‫اینجا نیستن

‫من...من دارم میرم داخل

‫می‌تونم...می‌تونم واستون مربا بخرم

‫که نخوای بری

‫نخوای کارت رو ول کنی

‫اسم من گیب...کیبه

‫کیب...کیب گالو

‫کیب اسکاتلندیه

‫گالو ایتالیایی

دو رگه‌ی ایتالیایی و اسکاتلندی

‫چه خوب

‫و واقعا هم

‫ازتون سپاسگذارم ‫همین کنار وایسادم

‫از دیدن همتون خوشحال شدم

‫سانجی، باید برگردیم

‫نگاش کن

‫سرخ شده، گوشاش هم دراز

‫مطمئنم کیب امروز فقط نیومده

‫دنبال بوقلمون بگرده

‫و غرایز آموزش دیده‌ی من در هاروارد هم میگن

‫اونم داشت باهات لاس میزد

‫نباید مربای یه مرد دیگه رو بزنی زمین

‫کیب کجاست؟

‫فرستادمش گوجه بخره

‫نه بره بکاره!

‫هپی می‌تونی توی پختن کیک

‫کمکم کنی؟

‫هپی؟

‫وای

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫من ازت خواستم برام یه چاقو بیاری

‫نه اره برقی

‫می‌دونم، اما داشتم به مهندسی

‫یه چاقوی الکترونیکی فکر می‌کردم ‫و اینکه چرا

‫کاربرد زیادی ندارند ‫واسه همین اینو ساختم

‫ببینش

‫وقتی که می‌برّه، نون رو هم برشته می‌کنه

‫اسمش رو گذاشتیم سرخ نونی

‫نون سرخی

‫بچه‌ها، تنها چیزی که من می‌خوام ‫یه شام خونوادگی سنتیه

‫بوقلمون، شکم‌پر، کیک

‫بنابراین لطفا امروز دیگه خبری از این ‫نابغه‌بازیا نباشه

‫اکسیر الکترولیتی من جواب داد

‫وای خدا، خودت به دادم برس

‫چه بوی خوبی میاد

‫امیدوارم که از

‫مواد بوقلمون خوشت بیاد ‫چون فعلا فقط همونش آماده‌ست

‫من پیشرفت خوبی داشتم ‫که نشون میده نوشیدنی جدیدم

‫باعث افزایش کارکرد ورزشکارها میشه

‫اون لجن رو خوردی؟

‫سریعترین دویی بود که شرکت کردم

‫نه ماهیچه‌هام گرفت ‫نه آب بدنم کم شد

‫همشون به لطف اختراع والی

‫و تلاش زیاد تیمبو

‫ببخشید، باید جواب بدم

‫- بله ‫- والی و تیمبو؟ شوخیت گرفته؟

‫نه، خودت می‌خواستی با هم بسازیم ‫خب ساختیم

‫خوشحالم که دوستید ‫فقط باید بهت بگم

‫یکم...عجیبه

‫- ترجیح میدی دشمن باشیم؟ ‫- نه

‫فقط...والتر از اون افرادی نیست که با آدما

‫دوست بشه...بنابراین فکر می‌کنم ‫تو یه آدم معمولی نیستی

‫عالیه، می‌بینمتون

‫خبر خوب، یه کار پیدا کردم

‫واسه کِی؟

‫حالا ‫آماده شید

‫نـــه، من یه‌هفته‌ست که دارم

‫واسه این شام برنامه‌ریزی می‌کنم ‫و کمک هم می‌خوام

‫و غیرممکنه که بذارم

‫برید اوکراین یا استرالیا

‫امروز شکرگذاریه و باید یه شام ‫خونوادگی و شاد داشته باشیم

‫عوضی

‫نمی‌خوایم بریم اوکراین

‫می‌خوایم بریم ال‌سگاندو

‫و فقط یه بازبینی ساختمونه

‫یه سرمایه‌گذار ملک

‫به اسم ورونیکا فرانکلین ‫باید کاغذ تاییدیه‌ش رو

‫صبح روز دوشنبه به شهرداری تحویل بده ‫اما کسی نمونده

‫چون همه واسه تعطیلات رفتن

‫ایول ‫هر قیمتی بخوایم

‫دقیقا، پول خوب واسه چندساعت کار

‫و بشدت هم نیازه

‫تا جیب‌هامون رو پر کنیم

‫نه، نیاز نیست

‫جیب‌هامون همینجوری هم پرن

‫راستش جیب‌هامون داشتن خرج ‫اختراعات اخیرم رو می‌دادن

‫مثل آب نابغه!

‫نمی‌تونی اون اسم رو بذاری روش ‫چون آب‌ باهوش داریم

‫راست میگی ‫باید با هم بحث کنیم

‫نه، نه بحثی نیست

‫باورم نمیشه می‌خواید گند بزنید به شکرگذاری

‫می‌دونی چقد سخته که گند نزنی به بوقلمونه؟

‫اون پرنده رو بنداز توی اجاق

‫چند ساعت دیگه برمی‌گردیم

‫مشتری دیگه چاره‌ای نداشته

‫یه مقاله درمورد اسکورپین خونده

‫فهمیده که یه مهندس نابغه داریم

‫چه کنیم دیگه

‫خودت همیشه گفتی کار اسکورپین ‫کمک به مردمه

‫تو باید بهش بگی تا کاغذها رو امضا کنه

‫توی یه چشم بهم زدن هم کارمون تموم میشه

‫بقیه هم اومدن

‫رالف، به سیلی کمک کن میوه‌ها رو بیاره

‫و منم کاغذها رو آماده می‌کنم

‫و والتر

‫اگه بوقلمون من سر وقت نپزه

‫واست یه آشی می‌پزم که کیف کنی

‫تیرآهن‌ها از هم جدا شدند

‫اینجا کجاست؟

‫یکی از ساختمون‌های قدیمی فیلم‌سازی فیلوکروم

‫چند دهه‌ست خالی بوده

‫بچه‌ها...

‫صدایی نمی‌شنوید؟

‫من می‌شنوم

‫انگار

‫لهجه‌ی کانتونیه

‫آره

‫آره، معامله‌ست

‫- دارن مذاکره می‌کنن ‫- کانتونی هم می‌فهمی؟

‫پس انتظار داری چجوری بشینم ‫سخنرانی فیزیک‌دان‌های

‫چینی رو ببینم؟

‫خانوم فرانکلین؟

‫من والتر اوبرایانم

‫پشت گوشی حرف زدیم

‫سلام

‫خیلی ممنون که اومدید

‫خواهش می‌کنم خانوم فرانکلین

‫بفرمایید که چجوری می‌تونیم کمکتون کنیم

‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left