Mistari 177 ya kwanza.
کری: خیلی خوشحالم که برگشتم
دومین فصلیه که به عنوان داور حضور دارم
حس میکنم پیش خونوادمه
«آیدل»
شرکتکننده: خونوادم رو دارم که حمایتم کنن
شرکتکننده شماره ۲: خیلی خوششانسم که خونوادمو دارم
که واقعاً باورم دارن
شرکتکننده شماره ۳: خونوادم همیشه هولم میدن که بهتر باشم
شرکتکننده شماره ۴: کل خونوادم توی این سالها مشوقم بودن
قراره با هم انجامش بدیم، باشه؟
باشه. خیلی خب. عاشقتم
منم عاشقتم
لاینل: ما اینجاییم تا بهشون انگیزه بدیم
به خونواده ما خوش اومدی
لوک: تماشای این بچهها که دنبال رویاهاشونن
واقعاً به جایگاهی که به عنوان داور داریم افتخار میکنم
و همینطور به استعدادهایی که میان اینجا
لحظه سرنوشتساز. همون قسمتی که توی تلویزیون میبینم
آخرین روزِ تستها
یه روز زیبای دیگه در نشویل
در جستجوی استعداد. کری: ایول
بیاین شروع کنیم
زن: به «امریکن آیدل» خوش اومدین
آخ! اصلاً باورم نمیشه اینجام
این غیـ... حتی نمیتونم حرف بزنم
وای، مامانی
و حالا دیگه الانه که گریهم بگیره. باورم نمیشه
این دقیقاً همون چیزیه که از وقتی کوچیک بودم
خوابشو میدیدم
وای خدای من، تو اینجایی! اون تابلو رو ببین
وای خدا. باید با این تابلو عکس بگیریم
با هم: «امریکن آیدل»
رِی: یادمه فینال فصلهای
«امریکن آیدل» برام مثل کریسمس بود
بو بایس! بو بایس
من طرفدار «بو بایس» بودم
شب قبلش خوابم نمیبرد
خیلی هیجانزده بودم که تماشاش کنم
و واسه همین، این مثل یه رویایه که به حقیقت پیوسته
واقعاً میگم
لاینل: آماده برای شروع
و بزن بریم
چیزی رو توی دلت نگه ندار
سلام. سلام
خیلی خب. اسمت چیه؟ کی هستی؟
اهل کجایی؟
اسمم «رِی» هست. ۲۴ سالمه
اهل «فردریکِ» مریلند هستم
چی شد که خواستی توی «آیدل» تست بدی؟
من طرفدار پروپاقرص «امریکن آیدل» هستم
آخ. باورم نمیشه اینجام
و تا حالا قبلاً تست دادی؟
نه، ندادم. خب، چرا اینقدر صبر کردی؟
میدونم. باید زودتر میاومدم
خب، بسیار عالی. چی میخوای بخونی؟
میخوام آهنگ «زنِ طبیعی» از «آرتا فرانکلین» رو بخونم
اوه. خیلی خب
کار سختیه (پا توی کفش بزرگها گذاشتی). خوشم اومد. خیلی خب
ایول! اصلاً حرف نداشت
بسیار خب. هیچ نقصی نداشت
اوه
خوبی؟ آره
آره. ای بابا
باورم نمیشه تا الان تو این اتاق ندیده بودیمت
فکر کنم یه جورایی ذهن «لوک» رو خوندی
داشت با خودش میگفت: «یعنی میتونه اون "تو" رو با صدای سینهاش بخونه؟»
و بعد تو انجامش دادی. ولی آره، تو
انجامش دادی. به نظر من
توی اون اجرا کلی کارهای فوقالعاده انجام دادی
قطعاً صدای پرقدرتی داری... آره
که خب هدف اصلیت هم همینه که بیای و
نشون بدی چی تو چنته داری
یه ذره موقع فرود آوردن هواپیما به مشکل خوردی... دقیقاً همون آخرش
ولی ما داشتیم اون بالاها پرواز میکردیم، واسه همین زیاد مهم نبود... آره
آره. ...چون توی بقیه آهنگ به اندازه کافی خوب بودی
صدای عالیای داری
خیلی ممنونم. از انتخابهات خوشم اومد
آهنگ «آرتا» رو گرفتی، زیر و رو کردیش و مال خودت کردیش
به نظرم معرکه بود
خیلی خیلی خوب بود. خیلی ممنونم
ممنون. مرسی بچهها
بودن در اینجا در حال حاضر چه معنایی برات داره؟
اینکه بالاخره اینجایی؟
امم، فکر کنم دقیقاً در بهترین زمانِ ممکن اتفاق افتاد
کل خونوادم اینجان
پدرم راستش یه سال پیش سکته کرد، یه سکته شدید
نزدیک بود از دستش بدم. و اون الان اینجا پیش منه
واو
اون واقعاً سخت تلاش کرد تا به اینجا برسه
و من به تلاشش افتخار میکنم
و
واقعاً عجیبه که اینجاییم
فکر نمیکردم توی این موقعیت باشیم
ببخشید. اشکالی نداره
نه. خوبه. خب، بیاین رأی بدیم
بیاین رأی بدیم. بیاین رأی بدیم
خونواده رو بیارین تو. سلام خونواده
بیاین تو
وای خدای من
آخ، خانواده پرافتخار
آره
چطوری بابا؟
بفرما. رِی: وای خدای من
آخ، چقدر عالی
زن: ما صداتو از پشت در شنیدیم
خیلی خوب بودی. وای خدای من
وای خدای من. لاینل: تبریک میگم
خب، قبلاً «هفته هالیوود» رو تماشا کردی؟
آره. آره
خیلی، خیلی، خیلی زیاد
خب، لاینل؟
بله
کری؟
بله
بله. تو داری میری به «هفته هالیوود»
زن شماره ۲: وای خدای من
عاشقشم! وای خدای من
از همهتون خیلی ممنونم
خب، ممنون از همهتون بابت
لاینل: داری شوخی میکنی؟
ممنون از همهتون بابت تربیتِ این فرزند و
خیلی ممنونم. عالی بود
خوب بود. لذت ببرین
خیلی ممنونم. خیلی ممنونم
خیلی برات خوشحالم. جرالد: ممنونم
به زودی دوباره میبینیمت. تبریک میگم
بهت افتخار میکنم
من خیلی بهت افتخار میکنم
آخ، چقدر عالیه
اون خوبه
پرنسس کوچولوی من
قراره «امریکن آیدل» بعدی بشه
با تمام وجودم اینو حس میکنم
منم دوستت دارم
لاینل: چقدر این صحنه قشنگه، مگه نه بچهها؟
پارسال و سال قبلش مدام میگفتیم
«دیگه بهتر از این نمیشه. دیگه بهتر از این نمیشه.»
ولی شد
خیلی هیجانانگیزه چون نمیدونیم چی در انتظارمونه
لوک: هیچوقت نمیدونی. نمیتونم بهتون بگم
آدمهایی هستن که دنیا و ما هنوز نمیشناسیمشون
ما رو هم با خودشون به یه سفر پراحساس میبرن
و همچنین، فکر کنم توی این داستانها یه جورایی متوجه میشیم
که چقدر خوشبختیم، میدونی
چون وقتی وارد زندگی بعضی
از این آدمهای دوستداشتنی میشی
میفهمیم که سختیها خیلی متفاوت هستن
یو، یو، یو. کری: خوش اومدی
مور: یو، یو، یو! خب. بپیچ به چپ، بپیچ به چپ، بپیچ به چپ
کری: سلام. من اینجام. شماها چطورین؟
ما خوبیم. اسم شما چیه قربان؟
من «مور» هستم
مورِ چی؟
مور ایلدِرتون. «بیشترِ» چی؟
چطور میتونم از «هیچچی»، «بیشتر» داشته باشم؟
میدونم داری چیکار میکنی
این اسم فامیلیته؟
خب اسم واقعی من کلارنس مورتون ایلدِرتونِ چهارمه
واسه همین مورتون رو از وسط نصف کردیم. خداروشکر
کری: خیلی طولانیه. خوشم میاد. عاشقشم
آره. من متنفر بودم اگه بهم میگفتن کلارنس. از این یکی خوشم میاد
قصد توهین به هیچ کلارنسی رو ندارم
اهل کجایی؟
اهل «تیز ولیِ» ویرجینیای غربی هستم
اونجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم و ۲۲ سالمه
یه کم از خودت برامون بگو
ای بابا. من پیش مادربزرگم بزرگ شدم
امم، بچگیِ خوبی داشتم
و اینکه الان اینجام، واقعاً معرکهست
خیلی هیجانزدهام
خیلی خوبه
مور: از وقتی ۲ سالم بود
حضانت کاملم رو سپردن به مادربزرگم
و من بزرگ شدم و بهش گفتم «مامان»
اون زن فوقالعادهایه
یعنی، من بچه شیطونی بودم
خیلی اذیتش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.