Mistari 200 ya kwanza.
پدرم همیشه میگفت بهترین کامپیوترهایی
،که تا به امروز اختراع شدن عملکردشون شبیه ذهن انسان بوده
ذهن نوزاد در بدو تولد میتونه در یک ثانیه
بین میلیونها رشته عصبی ارتباط برقرار کنه
نوزادها توی سه ماهگی
میتونن تموم محرکهای محیطی رو
دسته بندی و پردازش کنه
و در چهار ماهگی
قادر به انجام کاریاند که هیچ کامیپوتری توان انجامش رو نداره
اونها میتونن عشق بورزن
مامان
فقط میگم که طروحوارهی پیاژه پیاژه روانشناسه و طرحوارهها ] [ مبنایی برای یادگیری، قضاوت و تفسیر ما از جهانه
روش خوبی برای سازماندهی مدلهای شناختی نیست
مدی از الان داره دستهبندی و طبقهبندی میکنه
مثل یه شبکه عصبی
دقیقا
ولی بدون آموزش مجموعه دادههای برچسبدار
بیا اینجا، عزیزم
بیا بذاریم عمو پیتر استراحت کنه
میدونی، داریم توی شرکت کارهای جالبی میکنیم
که در همین حوزهست
میتونیم از تو هم استفاده کنیم
خودت میدونی من آدمی نیستم که بتونم با بقیه کار کنم
قضیه صادارات تلفن جدید نیست
شرکت لگاریتمز برای تحقیقات ناب
خیلی خوب سرمایهگذاری میکنه
پروژههای جاهطلبانه و اکتشافی منظورمه
چیزهایی که رویاشون رو داشتیم
برمیگردن به کلاسهای کانیگهام
باورت نمیشه اگه بدونی
در حوزه سیستمهای عصبگون به چه چیزهایی دست پیدا کردیم
وایسا ببینم
دارین روی هوش مصنوعی کار میکنین؟
مصنوعی نیست
بارگذاریه .بارگذاری ذهن
بارگذاری ذهن چیه؟
فرایندی که در اون ذهن انسانها رو روی کامپوتر بارگذاری میکنن
یعنی انسان بتونه مثل یه ماشین زندگی کنه؟
.نه مثل ماشین داخل ماشین
اگه بجای اینکه ساخت ذهنت آلی باشی
الکتریکی بود
...اونوقت ذهنت
عاری از بیماری و زوال و مرگ میشه
.خدای من اون این کار رو کرد، مگه نه؟
بابا ذهن خودش رو روی کامپیوتر بارگذاری کرد و حالا برگشته
برنگشته
وقتی مرد من کنارش بودم
این چیه؟
برنده قرعهکشی ماهانهی نایتمووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیشتر در کانال تلگرام
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«متـــرجم: فاطیما موسوی» Fatima
موفقیت حقیقی وقتی به دست میاد
که بتونیم هوش مصنوعیای بسازیم که احساسات داشته باشه
نه اینکه فقط بتونه فکر کنه
در حال حاضر هوش مصنوعی قادر به چنین کاری نیست
...ولی بارگذاری ذهن
این قابلیت رو داره که ارتباط عاطفی برقرار کنه
چون انسانه
...میتونه کسی رو به گریه یا خنده بندازه
و این معنی روح داشتنه
دو سال از مرگ استیون هالستروم میگذره
ولی سخنانش زندهست
و روحش همچنان اینجا بین ما
توی لگاریتمزه
حرفم اینه که من هیچوقت توی دنیای شبیهسازی شده نبودم
خب، میگن که ما الان توی دنیای شبیهسازی شدهایم
دیو، "ماتریکس" رو با خودت دیدم
ماها مجموعهای از
سیگنالهای الکتریکی نیستیم
این دیدگاه رمانتیکه
خب، خودش رمانتیکه
من مورخم
و بچهها، این چیزها جدید نیست
آدمها همیشه دنبال زندگی بعد از مرگ بودن
،اینی که تو میگی مذهبه اینی که ما میگیم علمه
فقط میدونم که من نمیتونم
هرگز نمیتونم این دنیا رو ترک کنم
شماها میتونین؟
چطور میتونم توی دنیایی زندگی کنم که تو توش نباشی؟
آخی
واقعا از ته دلش گفت
اما بعدش مریض شد
متاسفم، الن
میدونی اطلاعاتمون
کافی نبودن
با برشهای نازک از بافت منجمد مغز
به نتایج مدنظر نرسیدیم
واسه همین باید ارتباطات عصبی
که همون لحظه درحال انجام هستن رو به صورت دیجیتالی ثبت کنیم
میخوای ذهن یه انسان زنده رو اسکن کنی
فرایندش تغییر نمیکنه
ذهن رو با لیزر لایه به لایه میکَنیم
تا همه چیز در سطح مولکولی ثبت بشه
خیلی عجبیه
از کجا یه نفر رو پیدا کنیم که بذاره این کار رو روش انجام بدیم؟
باید کسی باشه
که چیزی برای از دست دادن نداره
و متوجه باشه از این تحقیق قراره چه نتیجهای حاصل بشه
نه
داری فکر میکنی خودت انجامش بدی، مگه نه؟
خود کشیه
من همین الانش هم مردهام
دکتر گفت کلا چهار هفته وقت دارم؟
و من تک تک لحظات اون چهار هفته رو میخوام
دارم همه چیزم رو از دست میدم
ازم نخواه این فرصت باقی مونده رو هم از دست بدم
متوجه نیستی؟
اگه جواب بده
تا ابد با هم هستیم
چی؟ یعنی چی آخه؟
از طریق صفحه نمایش باهات حرف بزنم؟
یه نمونه شبیهسازی ازت که باید وانمود کنیم واقعیه؟
نه، خودم هستم
،ولی لمس کردنت خندیدنت و آغوشت همون نیست
اون هیچوقت تو نمیشه
در مورد چی حرف میزنین؟
اون شب رو یادمه
چرا بهم نگفتین قضیه چیه؟
هنوز تصمیم نگرفته بودیم که میخوایم عملیش میکنیم یا نه
ولی میدونستیم هیچ تضمینی وجو نداره
الن
...من
متاسفم
اسکن خوب پیش رفت
ولی شبکه عصبی از بین رفت ...و اون
دیوید مُرد
تونستن الگوی مغزش رو برای چند ثانیه داشته باشن
پیتر بهم گفت که فقط این از دیوید باقی مونده
اما دروغ میگفت
حتما یه سری اطلاعات دیگه باقی موندن
دست کم اونقدری هست که برای آزمایشاتشون کافی باشه
احتمالا اون پیامهایی که دریافت کردی
از آزمایشات پیچیدهای که انجام میدادن میومده
پس بابا زندهست
نه
اعتراف میکنم منم وقتی اون بیت رو دیدم
فکر کردم خودشه
،منم فریب خوردم ولی اون نیست
این شبیهسازیه
کلکه. شبحه
از کجا میدونی؟
چون اون نیست
اگه اون بود سالها پیش باهامون تماس میگرفت
نمیذاشت زجر بکشیم
انقدر بیرحم نبود
.شاید نتونسته ...شاید
...عزیزم، میدونم درکش سخته
نه، من درک میکنم
میفهمم که نمیخوای باور کنی این همون باباست
ولی میتونه بابا باشه
مدی، کنار اومدن با مرگ پدرت
سختترین کاری بود که توی زندگیم کردم
جونم رو به لبم رسوند
تنها چیزی که برای ادامه دادن بهم نیرو میداد
این بود که میدونستم دختری دارم که میتونم بهش تکیه کنم
باید به خاطر خودمون کنار میومدم
ما همدیگه رو داریم و تمام
پدرت مرده و دیگه برنمیگرده
نه الان، نه هیچ وقت دیگه
متاسفم
متاسفم که بهت امید الکی دادن
کاری میکنم تاوان بدن
خیلیخب، همگی بشینید سر جاهاتون
دیروز راجعبه عشق اورلاندو
...به روزالیند حرف زدیم و نشوندهندهی
یک نوع عشق از میان انواع مختلف بود
نکات مهم نمایشنامه شکسپیر
برای مرحلهی بعدی تجزیه و تحلیلمون
میخوام به گروههای دو نفره تقسیم بشین
پس هر کدومتون یه همگروهی پیدا کنه
فکر کنم فقط ما موندیم
هم گروه بشیم؟
باشه
...هر کدوم از گروهها یه کنفرانس
راجعبه یکی از انواع عشق که بحث کردیم ارائه میکنه
...میتونه عشق درباری باشه
...وقت اعترافه هنوز نمایشنامه رو نخوندم
ایرادی نداره. صبر میکنم تا بخونی
عالیه. بعد از مدرسه؟
میتونم بگم بیای خونهمون ولی انگار بمب خورده
هنوز اسباب اثاثیهمون رو کامل نچیدیم
میتونی بیای خونهی ما
به شرطی که سمت غرب اومدن واست اُفت نداشته باشه
چرا؟ خطرناکه؟
خب وجهه اجتماعیت رو به خطر میندازه
خطرش رو میپذیرم
فردا چطوره؟
خوبه
چون یکی باهام تماس گرفت و گفت
کمکم میکن که بابام رو از لگاریتمز آزاد کنم
و تو تنها کسی هستی که این اطلاعات رو براش فرستادم
باشه
برای بقیه فرستادمش ولی هویتشون رو نمیدونم
اون حملهی دیداس کار تو بود؟
کدوم حمله دیداس؟
اونی که به سیستمهای لگاریتمز حمله کرد
راستش برای 20 ثانیه از کار انداختشون
هیچکس فکر نمیکرد همچنین چیزی ممکن باشه
توی "تور" همه راجعبش حرف میزنن
من نبودم
No comments yet. Be the first to leave one.