The Crowded Room

The Crowded Room

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

The Crowded Room S01E03 720p/1080p/2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
The Crowded Room S01E03 WEBRip x264-TORRENTGALAXY RUBiK XEN0N
The Crowded Room S01E03 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Crowded Room S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Crowded Room S01E03 720p WEBRip x265-MiNX ELiTE FENiX
The Crowded Room S01E03 DV HDR 2160p WEB H265-ETHEL
The Crowded Room S01E03 1080p HEVC x265-MeGusta mSD
The Crowded Room S01E03 1080p WEB H264-ETHEL
The Crowded Room S01E03 720p WEB H264-ETHEL
The Crowded Room S01E03 XviD-AFG
Maoni na MichaelJon
█⫸محیا‌مبین‌مقدم و علی محمدخانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Lebo

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
2CH
HD
XviD
Yamechapishwa tarehe: 2023-06-09
Upakuaji: 55
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

رفتم به اون پانسیون قدیمی‌ای که زندگی می‌کرد

ببخشید، یعنی چی «رفتم»؟

رفتم داخلش

حداقل می‌تونی بگی یکی اجازه داد بری تو؟

در قفل نبود. این کمکی می‌کنه؟

نه. این ورود غیرقانونیـه

ای وای

داری چی‌کار می‌کنی، رایا؟

خب، این روی توی شومینه پیدا کردم

اون رو می‌شناسی؟

همون دختره از «راکفلر سنتر»ـه

،اگه توضیحات دقیق باشه همون دختره از «راکفلر سنتر»ـه

وایستا ببینم

یعنی... فکر می‌کنی اینا همه قربانی‌ان؟

«اتاق شلوغ» «فصل اول: قسمت سوم»

مطمئنی یه نوشابه نمی‌خوای؟

می‌دونستی که هنوز ساعت ۸ هم نیست، نه؟

خب؟

اگه نمی‌خوای مجبور نیستیم در موردش حرف بزنیم

می‌تونیم همینجوری اینجا در سکوت بشینیم

آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب

مامانم قبلاً این رو هم می‌گفت

چه زن باهوشی

اینا که میگی برای چند وقت قبل از حادثه‌ست؟

میشه اینقدر نگی حادثه؟

چی رو ترجیح میدی؟ تیراندازی؟

نه

حدوداً یه هفته

ولی در موردش صحبت نکردی؟

هنوز نه - چرا نه؟ -

چون حدس می‌زنم حرفی که اون زد در وهلۀ اول اون ایده رو به من داد

چی؟

خب، فقط اگه اون روز واسه صبحونه ،بیرون نرفته بودیم

هیچ‌کدوم از این اتفاقات نمیفتاد

یه پسره هست ازش خوشم میاد اسمش «جروم»ـه

باهاش میرم بیرون، و واقعاً خیلی ازش خوشم میاد

.و اونم از من خوشش میاد آخه کی خوشش نمیاد؟

واقعاً کی خوشش نمیاد؟

،و هربار به هم نزدیک میشیم من شدیداً گند می‌زنم تو همه‌چی

«پ.ن: اینجا منظورم از «نزدیک همون سکس کردنـه

واقعاً بابت این نکات کلیدی ممنونم

،هربار که یه نفر کم کم برام مهم میشه منم سرد میشم

یعنی، حتی بدنم هم سرد میشه

انگار توی یه قفس فلزی گیر افتاده‌م و هی داره کوچیک‌تر میشه

،می‌تونم فشارش رو روی خودم حس کنم نمی‌تونم نفس بکشم

.تنها چیزیـه که حسش می‌کنم هیچ‌چیز دیگه‌ای رو حس نمی‌کنم

اگه نیام بیرون، می‌میرم

همونطور که گفتم، فقط وقتی پیش میاد ،که واقعاً از یکی خوشم بیاد

پس حداقل می‌تونم رابطه جنسی معمولیم رو داشته باشم

چی به سرت اومده؟

بیخیال. خیلی واضحـه

علم موشکی یا چیزی نیست که

کی بودش؟

یکی از دوستای بابام

شب‌ها میومد به اتاقم

نکتۀ جالبش اینه که باهام بدرفتاری نمی‌کرد

هیچ‌وقت نگفتم دوستم داره یا همچین چیزی

ببخشید - چیزی نیست. درک می‌کنم -

حتماً الآن فکر می‌کنی خیلی حال ‌به ‌هم ‌زنم، نه؟

همونطور که گفتم... درک می‌کنم

بیشتر توضیح بده، دنی سالیوان

برادرم، وقتی بچه بود

نمی‌دونستم برادر داری

ندارم. دیگه ندارم

فکر کنم یه روز آدام دیگه نتونست تحمل کنه

واقعاً متأسفم

اگرچه زیاد بهش فکر نمی‌کنم

من اینجوری نیستم. همیشه توی سرمـه

بازی با کلماتم رو فهمیدی؟

نفهمیدنش سخت بود

می‌تونم اون رو روی شونه‌هام و نفس‌هاش رو روی بدنم حس کنم

،بوش رو حس می‌کنم

و اینجا جاییـه که قفس فلزی وارد میشه و اونم با من داخل جعبه گیر میفته

یا مسیح، خودت به داد برس

تا اینجا که هیچ کمکی به من نکرده

واسه همین همیشه دارم فرار می‌کنم

ولی مثل اینکه هرچقدرم فرار می‌کنم کافی نیست

هرکاری برای ناپدید شدنش می‌کنم

دنی، فکر نمی‌کنی وقتش باشه در مورد اتفاقی که برای آدام افتاد صحبت کنیم؟

نه

خیلی‌خب، دنی. نقشه‌ت چی بود؟

...می‌خواستم به آری یه شانس دوباره بدم

تا شاد باشه

و همینطور به خودم

به خودت؟ چطور مگه؟

...یه شانس دوباره

برای نجات یه نفر

.یالا، دنی. بندازش !از منطقۀ سه امتیازی

خیلی‌خب. اینقدر فاصله داشت - دنی، زنگ زده بودی؟ -

چه خبر، جانی؟

میگم، من برم یکم آب بیارم - باشه -

مایک

سلام

چه خبرا، دنی؟

با خودم فکر می‌کردم شاید بشه با فروشنده‌مون صحبت کنم

چی؟

پس من اینجا چی‌کاره‌ام؟

.تو سرمایه رو می‌ذاری وسط منم فروشنده‌ها رو مدیریت می‌کنم

تقسیم کار - آره. خودم می‌دونم -

ولی اگه بخوام یه چیزی به جز ماری‌جوآنا بخرم چی؟

.چی؟ کوکائین؟ می‌تونم برات گیر بیارم به‌نظرت بهتره شروع کنیم به فروش کوکائین؟

.نه، جانی نمی‌خوام فروش کوکائین راه بندازیم

ببین، فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم، باشه؟

خب، الآن تو بروکلین زندگی می‌کنه - خودم می‌دونم -

جانی، ببین، واقعاً به این نیاز دارم، خب؟ فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم

آهای، قراره چی‌کار کنیم؟ می‌خواین صحبت کنین یا قراره بسکتبال بازی کنیم؟

اومدم - پول مال توئـه، پسر -

پس ساعت سه بیا ایستگاه قطار - ممنون -

آهای. به مایک نگو

.توپ رو بگیر. بزن بریم پرتاب کن. خیلی‌خب

،خیلی وقته تو رو ندیده پس بذار من صحبت‌ها رو انجام بدم، باشه؟

بهش که گفتی من میام، درسته؟

خب، ببین کی اینجاست. دلت برام تنگ شده بود؟

یالا

خب، اوضاع چطوره، پسر؟ - خفه شو ببینم -

بگو چی می‌خوای؟

قرار ما جمعه‌هاست. امروز جمعه نیست

بشینین

ببخشین

یه پُک می‌خوای؟ - نه -

داخلش توهم‌زا داره‌ها

نمی‌خوام، ممنون

خب چی می‌خوای؟

گفتی یه چیز جدید می‌خوای. کوکائین؟

،منظورم اینه، سودش بیشتره ولی پیش‌پرداختِ بیشتری می‌خوام

اگه می‌خوام برات کوکائین بخرم

می‌تونی یه تفنگ برام گیر بیاری؟ - چی؟ -

منظورت چیه؟ - دنی، جدی میگی؟ -

چی باعث شده فکر کنی می‌تونم برات یه تفنگ جور کنم؟

می‌تونم پولش رو بدم - می‌تونی پولش رو بدی؟ -

آره، پولش رو میدم

راست میگی؟

داری برام پاپوش می‌دوزی؟

...هرگز همچین کاری نمی‌کنیم

گاله رو ببند. دارم فکر می‌کنم

واقعاً یه تفنگ می‌خوای؟

یه تفنگ دارم، ولی گرونه

خیلی بیشتر از پول برات آب می‌خوره، جنده

نه - خفه شو -

احمق رو نگاه کن

همین الآن ۳۵۰ دلار دارم

پول به تنهایی کافی نیست

نمی‌تونم

نمی‌تونی؟

،آخه، همین الآن به دهنت که نگاه می‌کنم

حس می‌کنم بهتر می‌فهمم

.این کارم اشتباه بود شرمنده وقتت رو تلف کردم

آهای

شرمنده نباش. بگیر بشین

بشین

نمیشه خواهشاً بهم بفروشیش، پسر؟

.بذار ببینم درست فهمیدم پاشدی اومدی خونۀ من

،ازم اسحله می‌خوای

و بعد بهم بی‌احترامی می‌کنی؟ - قصد بی‌احترامی نداشتم، خیلی‌خب؟ -

.ولی همین کار رو کردی، دنی بهم بی‌احترامی کردی

خب، تفنگ رو می‌خوای یا نه؟

برات کف دستی می‌زنم - نه، دنی

بالأخره کدوم؟ ببین، من کل روز رو وقت ندارم

برات کف دستی می‌زنم

برام کف دستی می‌زنی؟

نگاش کن چقدر ناز می‌کنه واسه من

خیلی‌خب. یه کف دستی

کیرم رابطه جنسی تو خونه رو دوست نداره

بیا بریم

.خیلی مزخرفـه، دنی تو اصلاً از مردها خوشت نمیاد

.این باعث نمیشه گی بشم، جانی، باشه فقط واقعاً به اون تفنگ نیاز دارم

چرا؟ - فقط بهم اعتماد کن

بهم اعتماد کن»؟ منظورت چیه» بهم اعتماد کن»؟ به من اعتماد کن»

.ببین، من آنجلو رو می‌شناسم به نفعته اینجوری بهش نزدیک نشی

چی زیر لب زر زر می‌کنین؟ تمومش کنین. وسط خیابونیم

بیا بریم خونه

دنی - چیه، حسودی کردی؟ -

.کیرم دهنت برو هر غلطی می‌خوای بکن. من نیست

میای یا نه؟

آره. وایستا

بیا اینجا. خلوت‌تره

پس واقعاً این رو می‌خوای، ها؟

آره؟

پول کجاست؟

آره. بگیر

واقعاً این تفنگ رو می‌خوای، ها؟ لازمش داری؟

آره، لازمش دارم. آره

.باشه. خب، یالا می‌دونی چی می‌خوام

نه. زانو بزن

می‌خوام ساک بزنی

...گفتی که می‌تونی

جنده، بهم نگو چی گفتم

دارم بهت میگم می‌خوام که ساک بزنی

می‌فهمی؟

.حالا اون دهن قشنگت رو باز کن. بازش کن اون دهن قشنگت رو باز کن

آره، حالا، همونطور که گفتم زانو بزن

!زانو بزن

آره، حالا شد

آره

خودت می‌دونی چی‌کار کنی

...نه، نمی‌دونم - فرقی نداره، احمق -

خواهش می‌کنم

گوش کن

،اگه جیغ بزنی مغزت رو می‌پاشم روی دیوار

شنیدی چی گفتم؟

More Farsi Persian subtitles for The Crowded Room

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left