Mistari 200 ya kwanza.
"نجات آقاي "بَنکس
مري باراف" ، استراليا" سال 1906
... بادهايي در شرق
... مه به داخل مياد
... مثل چيزي که در حال جوشيدنه !و در حال آغاز شدنه
نميتونم انگشتم رو روي چيزي بزارم که قراره به زودي اتفاق بيفته
اما چيزي که اتفاق ميفته رو احساس ميکنم تمام چيز هايي که قبلا اتفاق افتادن
"آقاي "راس
"خانم "تراويس
لندن ... انگليس سال 1961
!!! مثل ابرهاي صورتي روي تکه هاي چوب ميمونه
!ببخشيد؟
شکوفه هاي گيلاس ، داشتم سعي ميکردم که فکر کنم ببينم شبيه چي هستن
اون ماشين بايد تا حالا ديگه اينجا باشه
ميتونم از تلفن استفاده کنم؟
!من لغوش کردم تو ... چي؟
پاملا؟ "خانم "تراويس
خانم "تراويس"؟
چرا ماشينو لغو کردي؟ !من نبايد برم
!ما کاملا تو اين موضوعوع بوديم
!نظرمو عوض کردم !تو موافقت کردي
مفهوم يه موافقت زباني رو ميفهمي؟
چرا جوري با من صحبت ميکني که انگار من يه نوزاد هستم؟
...اون ميخواد چي؟ اون ميخواد چي کار کنه؟ شکايت؟
اون ميتونه همون دوزار پولي هم که من ندارم رو ازم بگيره
ببين ... من براي مدت طولاني اي نماينده ي تو بودم
مايلم به تو به عنوان يه دوست فکر کنم
آره دوست دارم اينطوري بهش فکر کنم !حرفمو باور کن ، قضيه تلافي کردن نيست
... من هرگز
چيزي رو که باعث نگراني و اظطرابت بشه !رو توصيه نميکردم اما ديگه پول زيادي وجود نداره "پاملا
"خانم "تراويس !يا ساده تر بگم ديگه پولي وجود نداره
جنس ها رو دستمون باد کرده ، ديگه حق الامتيازي نداريم ... ديگه نميخواي کتاباي بيشتري بنويسي پس
... ميفهمي که من
!من وحشت زده ام ، تو درک نميکني که حتي معنيش چيه
ميدونم که ميخواد براي اون دختره چي کار کنه
اون قراره جلومون جست و خيز کنه و بهمون چشمک بزنه و با سرعت به سمت پايان خوشي مثل "کمي کالزي" بره * کمي کالزي : خلبان از جان گذشته ي ژاپني در جنگ جهاني 2 *
!ما براي اين کار 20 سال در حال تلاش بوديم
بله ... اون با هر دو شرطت موافقه !انيميشن نه
... دستخط موافقت ازش استفاده کن تا صورتحسابهامو پرداخت کني
!اگه من به جهنم اعقاد داشتم الان تو اتاق انتظارش نشسته بودم
دستخط موافقت ! اون هرگز با هيچي مثل اون از قبل موافقت نکرده !من ديگه نميدونم چي کار کنم
پولي" کجاس؟" !بيرونش کردم
دقيقا کار درستو کردم به نظر ميرسه که به هر حال من ديگه از پسش بر نميام
!تو نميدوني که اون براي من چقد اهميت داره
پولي؟
!البته که "پولي" رو نميگم
"به خاطر خدا ... "لس آنجلس
... تو فقط بايد بري اونجا و 2 هفته کار کني
!همکاري کني
!تو هنوز اون حقوق رو امضاء نکردي !هنوز؟
"تو بايد اين کارو بکني خانم "تراويس اوه حالا مجبورم؟ آره؟
... تو به پول نياز داري ، من نميخوام تو رو اينطوري ببينم و !ديگه از "پول" حرف نزن ... "پول" يه کلمه ي کثيف و حال بهم زنه
.. من دارم تلفنو برميدارم خانم "تراويس" تا
!من ... من حرف آخرم مونده
حرف آخرت مونده؟
!من حرف آخرم مونده
... و اگه از کاري که اونا باهاش ميکنن خوشم نياد
!پس اون کاغذا رو امضا نميکني
اون نميتونه اون فيلمو بسازه مگر اينکه تو با اون حقوق موافقت کني
!اين يه سفر اکتشافيه
نظرت چيه؟
!من ميخوام که خونه مو نگه دارم
!!!اِهــه ببخشيد خانم
دختر منو اينورا ديدين؟
!!!تقريبا مطمئنم که همينجا ها يه جايي ولش کردم رفتم
اسمش "هلن" ـه
نه ... "شرلي"ـه
!نه ... اي خدا ... کاملا يادم رفته
احتمالا "پورنلا" ـه !نه
پاملا؟ نه نه نه نه
!مطمئنم که يه اسمن خيل خاص براش گذاشتم "گينتي"
خوب ممنون خانم ، "گينتي" ، خودشه ، البته
حالا بگو ببينم ديديش؟ ! خودمم ديگه
!خداي من ، پس اينه
خوب ، خدارو شکر
!!!مسلما قرار بود به خاطر گم کردن تو سرمو از دست بدم
"بانوي اعظم ... شاهزاده "گينتي مک فدرفلافي
!نميتوني منو از دست بدي
هرگز ... قول ميدم
هرگز تو رو از دست نميدم
آماده اي؟ مطمئني؟
يالا ، ماجراجويي داره شروع ميشه يالا
ميتونم کمکتون کنم؟ خودم کاملا ميتونم اين کارو بکنم ممنون
اونا همه ي جاهارو پر کردن
خيلي حريص هستن من ميتونم اين کارو بکنم ... جلوتر ميزارمش
من نميخوام ببرينش جلوتر بزارين ، مايلم اينجا باشه
دور و بر صندلي اختصاصي خودم
پرواز تا چند لحظه ي ديگه شروع ميشه خانم !مجبورم ببرمش
ميتونين مال منو به جاش ببرين ، اون خاکستريه است
ممنون
بچه براتون مزاحمت ايجاد ميکنه؟ اين يه سفر 11 ساعته است
اِه ... نه خوشحالم ... خوبه
!اميدوارم سقوط کنيم
کالاسکه کو؟
کالاسکه؟ کي کالاسکه نياز داره؟
... اما خيلي هر گردش و قدم زني تفريحانه اي يک هديه است عزيزم ، يک هديه است
حالا "بيدي"؟ تو ميموني؟
باهامون مياي؟ اوهوم
عاليه
خيلي ممنون ... براي همه چيز
من از شما ممنونم خانم
!عجله کنين ، نبايد دير به قطار برسيم
همه روي عرشه ... همه آماده اَن؟
بله
"به زودي ميبينمت "کيتي نانا مواظب خودت باش عشقم
همه حاضرن؟
!اتوبوس پياده رو ... چپ راست چپ راست
خانم؟
ممنون
... چپ ... چپ راست چپ
و 1 2 3 به سمت شهر جديد
شغل جديد ، بانک جديد ، زندگي جديد
!!!!زود باشين جوجه اردک هاي کوچولوي من
چپ راست يالا .... با من بايين
ايست
"اَلورا"
گينتي" زود باش عزيزم"
خانم ها و آقايان فرودمون به "لس آنجلس" داره شروع ميشه
*"نوشته : "والت ديزني" معرفي ميکند ... "پ.ل.تراويس* اوه معرفي ميکنه؟ جدي؟
تراويس"؟ "پ.ل.تراويس"؟" ... خانمِ * پ.ل.تراويس : پاملا تراويس *
"باشه ... خيلي خوش اومدين خانم "پ.ل.تراويس به شهر فرشته ها خوش اومدين
بزارين اونارو براتون بيارم
!من خودم کاملا ميتونم اونا رو ... او بي خيال
!خورشيد فقط طلوع کرده تا به شما سلام کنه
مسغره بازي در نيار
...يه بويي مياد ...مثل
!گل ياسمن !!!بوي "کُلُر" و عرق
وحشتناکه
خنده داره
شما اون پشت حالتون خوبه خانم "پ.ل. تراويس"؟
اسمم "خانم پ. ل" نيست ، فقط بگين خانم اوه .. خيلي گرمه
!او ، مشکلي نيست
مشکلي نيست !ما يه مدل جديد از سيستم تهويه ي هوا داريم خانم
کاري ميکنم که دوباره حس بودن در انگليس خوب قديم بهتون دست بده
... چيز ميزايي که بقيه تو ماشين ميزارن
!!!اي خداي متعال
مشکلي نيست
و رسيديم خانم
ممنون خانم؟
دوست دارين براتون بازش کنم؟
جَوون ، اگه اين نهايت آرزوته که ...رخت و لباس خانم ها رو جا به جا کني
بهت توصيه ميکنم که تو رخت شور خونه استخدام شي
!چه عجيب
اوه عزيزم
... به خاطر خدا
... چي رو زمين
اوه نه نه نه نه نه نه
هرگز اينطوري نخواهد شد
!قطعا گلابي نه
گلابي نه
يه قصره
!!!در کنار يه وسيله ي نقليه ي قدرتمند
و مرغ ها
...اوه ... خداي
اوه ... ممکنه اينجا خاطرات خوبي رو باهم رقم بزنيم فرشته ي من
دخترا ، بياين
تو اين خونه ... اتاق هارو با هم تقسيم ميکنيد
فکر ميکنين چند سالمه؟
!يه بچه 5 ساله ؟ ... يا چنين چيزي؟
!اردک ، سگ ، بيرون
!تو ميتوني اونجا بموني تا زماني که هنر ظرافت رو ياد بگيري
!تو اونجايي
نگران نباشين
!دستگاه تلوزيون شما هيچ مشکلي نداره
!اين يه زنگ بازيگوشه
!صداش خيلي براي گوش انسان ها زياده
"اوه ، تو اينجايي "تينک
هي ؟ چي ؟ هي؟
!اين چيزارو از رو من بريز کنار
... ميدوني اگه با داستان ما درباره ي "پيتر پن" آشنا باشي
بايد بدوني که يه کم گرد و غبار اين پري !ميتونه باعث شه که پرواز کني
کجا ميري "تينک"؟ چيزي رو فراموش نکردي؟
!خاموش
!اينطوري ما با شما رفتار ميکنيم
!صبح بخير بانو نبايد بگي بانو بايد ... اوه ... بيخال بابا
مثل اينکه قرار نيست درستش کنيم؟ مگ نه؟
!موضوع چيه؟
... هميشه يکيه
راننده ي من ... هر روز؟ بله خانم ... من کاملا در خدمتتونم
!راستي ، خورشيد دوباره طلوع کرد
...يه جوري ميگي انگار غافلگير شدي اگه خورشيد براي چيز خاصي ظاهر ميشه
به نظر ميرسه که تو فکر ميکني که !من مسئول طلوع معجزه آساي هر روز اونم
به خاطر خدا بيخيال، براي "کاليفرنيا"س
!قطعا همينطوره
کاملا ترجيح ميدادم که براي بارون جوابگو باشم
!اوه ، غمناکه
!غمناک" کاملا احساس اشتباهيه"
نبايد زحمت توضيح دادن دليلش رو به خودم بدم !من فقط ... زيپمو ميبندم
بله بله
!باران زندگي رو به ارمغان مياره
!خورشيد هم همينطور
!ساکت بله خانم
"اون با من "آقا
باشما؟ بله آقا
"صبح بخير "پاملا
خيلي ناراحت کننده است که از يه نفر که برام کاملا غريبه است اسم کوچيکمو رو بشنوم
"لطفا بگين "خانم تراويس
حتما ... من از شما معذرت ميخوام
خانم "تراويس" ... من "دان دگرادي" هستم نويسنده ي داستان
!شرکت نويسنده ي داستان "من حتما بايد ديالوگ هاي خودمو داشته باشم آقاي "ديگرادي
No comments yet. Be the first to leave one.