Mistari 200 ya kwanza.
قطار شبانه
کارگردان: يرژي کاوالرويـچ
!جلوتو نيگا کن .ببخشيد-
.خانمها فقط براي بدرقه ما اومدن
...مي بخشيد .من من کاغذ رزرو تختخوابم رو جا گذاشتم
.خيلي ممنونم
منتظر چي هستي؟
.ببخشيد، من خيلي خستهام
بدون برگه رزرو .نميشه بذارم برين داخل
.اگه لازم باشه يکي ديگه ميخرم .من امروز بايد برم
شماره تختتون چند بود؟
.درجه يک بود .شمارهاش رو يادم نمياد
.سوار شين .شايد يه نفر از قطار جا بمونه
.حتماً اون يه نفر خودمم
!روزنامه عصر! روزنامه ادبي !آب معدني
.يه روزنامه اکسپرس، لطفاً
.من هم يکي ميخوام
!همه سوار شن
.شانس آوردين
.اين بليتمه
.تخت شماره 15 يا 16
کدوم رو ميخواين؟
کوپه خاليه؟
اون يکي تخت رو ميدم .به يه مسافر ديگه
.من ترجيح ميدم تنها باشم
.قطار خيلي شلوغه
.هزينه هردو تخت رو حساب مي کنم
.هرجور مايلين
.بليتهاتون رو بعداً حاضر مي کنم
.زحمت نکشين .لازمشون ندارم
کجا بيدارتون کنم؟
.قبل از ايستگاه هل
.ببخشيد
.واقعاً عذر ميخوام
.حتماً کوپه رو اشتباه گرفتين
واقعاً؟
من هم مي خواستم .دقيقاً همين رو به شما بگم
.اولاً اين کيف مال منه .ثانياً من براي اين تخت بليت دارم
راستش بالايي براي منه .ولي زياد اهميت نداره
.من ميرم پيش مسئول قطار
.ببخشيد
.جالبه
جداً؟
.ببخشيد، من داشتم روزنامه شما رو مي خوندم
ديروز يه يادداشت مختصر بود .و امروز يه ستون کامل در موردش نوشتن
شما روزنامهنگارين؟
.نه، اما يه زماني آرزوشو داشتم
.ولي زياد روزنامه مي خونم
.نگاه کنين
.اين مورد رو مي گفتم
ديروز به نظر ميومد .يه دزد اين کار رو انجام داده
اما الان مطمئن شدن که قاتل .شوهرِ مقتوله
مردم چرا ازدواج مي کنن؟
.عجيبه که فرار کرده
تجربه به من نشون داده ...که چنين قاتلهايي
يا خودکشي مي کنن .يا تسليم پليس ميشن
فشار عصبي... متوجهين؟
.اما اين يکي فرار کرده
.بليتتون، لطفاً
چطور بدون اينکه نشونم بدين وارد شدين؟
.متوجه نميشم
چطوري از کنار من رد شدين؟
سرتون شلوغ بود، داشتين بليت ها رو ...کنترل مي کردين، من هم بسادگي
.به اين سادگي هم نيست
.اين بليت براي شما نيست نمي بينين نوشته آقايان؟
.خب که چي؟ شمارهي تخت درسته
.اما اين کوپه فقط براي آقايونه
.من نمي دونستم .يه آقايي بليت رو بهم فروخت
،طبق مقررات .شما نمي تونين توي اين کوپه بمونين
.بايد بياين بيرون .مسافرها منتظرن
.نه، خانم
من براي اين تخت پول دادم .و بيرون نميام
.بالش من گم شده
،براي آخرين بار ميگم .لطفاً کوپه رو ترک کنين
تا وقتي اين خانم تصميمش رو نگرفته من بايد منتظر بمونم؟
.الان باهاتون ميام .لطفاً توي اين مدت، چمدونتون رو ببندين
!چه پررو
اونجا چه خبره؟
!يه دخترخانمي رفته توي کوپه مختص آقايون
کوپه اون آقا؟ احياناً کوپه مال شماست؟
...بله. ولي مسئول بليتها هم زنه
.تبريک ميگم
يعني چي؟
.زنها طرف همديگه رو مي گيرن
...شوخي مي کنين .يا اينکه هيچ شناختي از زنها ندارين
.همون بهتر
الان چي اتفاقي ميفته؟
.هيچي. دختره بايد بره
کجا؟
.مي توني تخت خودت رو بهش بدي
.ولي يکي از تختها خاليه الان مشکل کجاس؟
...خب، اگه يکي از تختها خاليه
.مثل اينکه شما دنبال دردسر مي گردين
،هرجور مايلين .الان ميگم انتظامات بياد
.نمي خواد خيلي بزرگش کنيم
...شما منو نشناختين
.من ديگه کفرم داره بالا مياد
...اصلاً ولش کنين .خواهش مي کنم
.هرجور مايلين
،اگه خيلي قانونمدار هستين .مي تونيم جاها رو عوض کنيم
.تخت بالايي براي منه
.ممنون
.روزنامهتون رو فوري پس ميارم
.نيازي نيست. خودم خوندمش
...ببخشيد
کمکي از من برمياد؟
.ممنون، نيازي نيست
.حيف شد
.ببخشيد
.ممنون
.خواهش مي کنم
.ممنون
.خواهش مي کنم
جاي دوري ميرين؟
.خيلي دور
لب دريا؟
.بله
.منم همينطور
عزيزم، ساندويچ ها کجان؟
.توي چمدون
کدوم؟
.طوسيه
.پيداش نمي کنم
.مي بخشيد
مثلاً اگه يه قاتل در بستر مرگ ،به گناهش اعتراف کنه
درهاي بهشت به روش باز ميشه؟
.شما همه چيز رو ساده مي کنين
!اصلاً اينطور نيست ...فرض کنيم من در بستر مرگ
.اعتراف کنم که مرتکب زنا شدم
...همزمان هم يه مجرم چه مجرمي؟-
مثلاً اوني که روزنامه امروز ...در موردش نوشته بود
.به قتل زنش اعتراف کنه
اونوقت ما توي بهشت همديگه رو ملاقات مي کنيم؟
نه، توي روز قيامت .همديگه رو ملاقات مي کنين
...خب
خدا گناهان انسان رو .مورد قضاوت قرار ميده
ريختن خون .بزرگترين گناهه
...گناهيه بر عليه يکي از ده فرمان
.و بنابراين بايد اشد مجازات رو داشته باشه
،اگه ميشد با نگاه آدم کشت .من تا الان مرده بودم
!چه حرفها
چيه؟ .قدغنه
.بذارين برم کليدش رو بيارم
ممنونم. لطغاً اينو بدين .به اون دخترخانم
کدوم يکي؟
.هموني که يقه لباسش از پشت بازه
.آهان، فهميدم
نميشه خودم هم بيام؟
.نه، نميشه
...اگه همين الان نياي بيرون"
.قطار رو از مسير خارج مي کنم ".دوستت دارم
.اين براي شماست
.ببخشيد
مي تونم کمکتون کنم؟
.نه، چيزي نيست
واقعاً نمي خواين؟
.نه، ممنون
.لطفاً دستمال رو بدين
.سرتون رو بگيرين بالا
.باقيش با اشک شسته ميشه
دارين گريه مي کنين؟
.ديگه نه
.لطفاً منو ببخشين .اولش خيلي بد برخورد کردم
.ولي مي خواستم تنها باشم
...من هم همينطور .مي خواستم تنها باشم
.هردومون شکست خورديم
.درسته
به مناسبت آشتي يه پيپ روشن کنيم؟
.من سيگارم رو هم جا گذاشتم
.بفرمايين
.چهار و هشت ميشه دوازده. با پنج ميشه هفده .باز هم فرد شد
.شگون نداره
طالعبيني مي کنين؟
.بيشتر از روي عادته
همه دير يا زود .دچارش ميشن
.بعد از اولين شکست
اگه عدد زوج باشه .ممکنه اوضاع بهتر شه
.و بعد، اين يه عمل غير ارادي ميشه
.ببخشيد
.در موردش حرف نزنيم
ما داريم ميرم تعطيلات .و تنها چيزي که مهمه همينه
مگه نه؟
.من تعطيلات نميرم
شغل جديد پيدا کردين؟
.يه همچين چيزي
توي ساحل؟
...توي ساحل
ماهيگير که نيستين؟
.نه، ماهيگير نيستم
داريم طبق روال مسافرهاي قطار .اختلاط مي کنيم
.مثلاً ممکنه هواشناس باشم
شما با اينجور شغلها مخالفين؟
.نه راستش .ولي سخت ميشه اسمش رو حرفه گذاشت
چرا؟
.چون هيچ چيز قابل پيشبيني نيست
!ملافه رو از روي پاهاتون بردارين
.دارم ديوونه ميشم
شما تا حالا سردخونه رفتين؟
.نه
چي داشتم مي گفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.