Mistari 200 ya kwanza.
☆ تقدیم به مبارزین راه آزادی ☆ ○ جوانان جان بر کف ایران ○
قوی میشم! قوی میشی! قوی میشیم!
یهبار دیگه!
قوی میشم! قوی میشی! قوی میشیم!
قوی میشم! قوی میشی! قوی میشیم!
قوی میشم! قوی میشی! قوی میشیم!
قوی میشم! قوی میشی! قوی میشیم!
نمک. آبِ شور.
میتونی بو کنی؟
مزّهشو حس میکنی؟
این دریاس.
و من مالِ اونجام.
خب، حالا که تو مالِ منی.
و سه مایلِ دیگه هم مونده.
"مالِ تو"؟
مَرد، این چه کسشریه که به یه سیاهپوست میگی؟
"مالِ تو".
چی؟
بابا، این حرفای بردگیه.
داری مسخره میکنی، نه؟
چـ...
هی کوپ، داری سر کارم میذاری؟
این دیگه... بابا جدی، اگه این کارو بکنی بامزه نیست.
داری سر کارم میذاری! گمشو.
میدونستم.
وای، خیلی پستی.
دستاتو بیار بالا. - خیلی پستی.
ببخشید. ولی قیافهات ارزششو داشت.
خیلی نامردیه.
میدونی چقدر نامردیه؟ - قیافهات!
یالا عزیزم! پارسال بهترین سالت بود.
۱۶ تا تکل انفرادی، دو تا سَک! بزن بریم عزیزم!
همینه، همینه. بگیر، بگیر، بگیر. ایول!
بعدش، نیگا کن! اوکلند ریدرز اومده!
یالا، یکی دیگه، دِ! - بجنگ عزیزم، بجنگ!
بخور! بخور!
یکی دیگه. یکی دیگه ازت میخوام. یکی دیگه، دِ یالا دیگه.
کی داره میبینه؟ کی داره میبینه؟ - یالا.
کی داره میبینه؟ کی داره میبینه؟
کی داره میبینه؟ - یالا.
من قوی میشم! تو قوی میشی!
ساکت! گنده میشیم!
یالا، مشتی.
یالا!
بعضی وقتا باید یه وزنه سنگی بندازی!
اوکی، اوکی! دمت گرم که گرمش کردی، عزیزم!
یالا. یالا.
کی یه رینگ دیگه میخواد؟ تو یه رینگ دیگه میخوای؟
من یه رینگ دیگه میخوام.
آره بابا که یه رینگ دیگه میخوای. عینِ جِی.لو.
همین الان یه یخ بذار روش.
جنی فرام دِ بلاک، عزیزم.
بزن بریم.
مثلاً سه تا سَک.
آسون به دست نمیاد، کوری. با تکرارِ بیشتر میاد.
با کارِ بیشتر میاد.
یه دونه دیگه. تهِ جونتو بذار.
یالا دیگه. قوی میشم!
تو قوی میشی! ما قوی میشیم!
یالا دیگه. یالا، یالا.
آها! همینه.
بابا همینه. - یالا، کوچ، نوبته توئه.
نه بابا. صبح بهتون گفتم من ورزش نمیکنم.
من قبلاً قبل از اینکه شما بیاید، ورزش کردم. حالم خوبه.
به خاطر سیاهپوستا انجامش بده. - چی؟ به خاطر سیاهپوستا انجامش بده؟
اوباما. - به خاطر اوباما انجامش بده؟
آره، «بله، ما میتوانیم.» - آره.
نه، نمیتونم.
نه، نمیتونم.
خیله خب...
من نپریدم.
عزیزم، تو که پریدی.
باشه... - آهان، آره...
منظورم همینه، عزیزم.
ما یه میز پر از غذای بزرگ و عالی داریم،
و تو هنوزم داری غذا درست میکنی.
چه قدر خوب به نظر میاد، مارکیز. عزیزم، خودت گرفتیش؟
من گرفتمش؟ - آره.
هی، نگران نباش پائولا. دوباره میبریمش بیرون.
بالاخره ازت یه ماهیگیر میسازم.
اوه، ممنونم کاپیتان. اصلاً طاقت ندارم.
سلام بچّهها. ببخشید دیر کردم.
اِی، ویلی ویل! چطوری بابا؟
اِی ویل. آبجو تو کُلمَنه، داداش.
سلام رفیق. – سلام.
سلام. – سلام.
اِم... چیزی قویتر ندارین؟
مثلاً تکیلا یا... شاید اسید باتری؟
اوه لعنتی. – خوبی رفیق؟ چی شده؟
خب، کارم با اسمیت بارنی... تموم شد.
بیرونم کردن.
بیرونت کردن؟ وای لعنتی!
متأسفم داداش. – آره. آره.
دارن کل دفتر رو میبندن. این، اِم...
این رکود داره همه چی رو نابود میکنه.
متأسفم. واقعاً بد شد شنیدم.
آره، ویل، خیلی بده. متأسفم.
میدونی چیه؟ شاید اینجوری واسه خودت بهتره. نه؟
تو رکود، کار مالیتو از دست بدی؟ بهتره.
یعنی... – بهتره.
واقعاً بهتره. جدی میگم. – میتونست بدتر باشه.
این جور کارا یه حکمتی دارن. میدونی؟
آره واقعاً. سه تا تیم، شیش سال.
آره، مگه چیه؟ من تو چهار سال، هشت تا تیم عوض کردم.
بابا خیالت راحت. جا نزن، دوباره میافتی رو غلتک.
من الآن تو هیچی... تو هیچ تیمی نیستم.
هِی کوپ، اگه اون رفیقت این آخرهفته نتونست بیاد،
این ویلی پسرو با خودمون بیاریم؟
آره، شاید.
شنبه کله سحر؟ پایهٔ یه ماهیگیری حسابی توی عمق دریا هستی؟
بزن بریم، بابا!
بزن بریم! بزن بریم!
خیلی باحال به نظر میاد. آره، دستت درد نکنه.
خیلی معنویه، بابا، به خدا.
نمیدونم کوری چیکار میکنه، ولی قسم میخورم روحیه بخشه.
بابا! - هوی، هوی!
بابا.
وودا!
باید حواست به دور و برت باشه، باشه؟
نمیذارم این صورت خوشگلت لبِ کبابپز بسوزه.
بابا، ماهیها وقتی میمیرن گریه میکنن؟
آخ...
ماهیها گریه میکنن؟ / نه. چی؟ نه بابا، معلومه که نه.
عزیزم، اونا هیچی حس نمیکنن.
اونو حس نمیکنن؟ / حس نمیکنن. نه، نمیکنن.
فقط...
باید یه تکونی بهش بدی که مطمئن شی.
باشه، یه راست از سوراخ کوپر...
نه، نه، نه. میشه این اسمو روش نذاریم، خواهشاً؟
هان؟ آخه این یه جای ماهیگیریه و منم پیداش کردم، خب...
سوراخ کوپر!
انگار ندونی داری چیکار میکنی
با این بازی با کلماتِ مسخرهتون، بچهها.
نمیدونم منظورت چیه. کوری، تو باهاش مشکل داری؟
سوراخ کوپر! / نه؟
چرا داری اینجوری میگیش؟
ویل، تو چی؟
یه راست از تهِ سوراخ کوپر؟
اوف، بابا، عجب چیزیه.
منم از اون... گوشتِ اون سوراخه میخوام.
نه. من رسماً دارم میگم.
من هیچی نمیذارم تو دهنم
که از سوراخی اومده که اسم تو روشه.
آهاااای، بیدار شین، تخممرغ و بیکن!
وای، چقدر شماها سکسی به نظر میاین.
اوه، صبر کن...
نه، نه. همینجوری نگام کن.
اوه آره. هی گه بخور برام.
عوضی مریض. برو بیرون. بیرون. بسه.
ویل! چرا؟
چرا؟!
خب، غذا واسه چند روز. آب واسه یه هفته.
آبجو واسه یه ماه.
ببینم، چندتا آبجو واسه هر نفر باید بخوری تا الکلی حساب شی؟
این چند تا ساندویچه؟
این چهل تاست. چهل تا ساندویچه.
چهل تا ساندویچ لعنتیه؟
آره، بیست تا کوفتی نون و کره بادومزمینی و ژله، و بیست تا کوفتی بوقلمون و پنیر دارم.
چطور تونستی چهل تا ساندویچ رو انقد سریع درست کنی؟
من سرعت انفجاری دارم.
آره. واسه همین الان تو اِن.اِف.اِل هستی.
آرزو بر جوانان عیب نیست.
نه خیرم. نمیتونه.
چون بوقای شما نمیذاره بخوابه.
مامان. - تو؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
دوستت دارم.
وای خدا!
اینو از کدوم گدا لفتوندی؟
اِ، مامانم اینو برام خریده، باشه؟
اِل. اِل. بین. قیمت کامل. چون براش مهمه.
ببخشید آقا، صدای شما رو از پشت اون کاپشن نمیشنوم، خیلی جیغه.
خواهش میکنم. - خب، قهوه میخواین؟
نه، خوبیم، مرسی عزیزم.
صبحونه میخوای؟ - آه، نه. یعنی دلم میخواست.
ولی به کوپر قول دادیم تا ساعت پنج اونجا باشیم، واسه همین...
درامامین خوردی؟
اوه، اِم، قضیهاش اینه، پائولا، که...
درامامین مال سوسولاس.
بیا، درامامین بخور. اگه پیداش کنم.
هفته پیش که خوب بودم، عزیزم. - عزیزم...
عزیزم، حالت تهوع سفر که خوب نمیشه.
داره بدتر میشه که. / - من شَرّی واسم پیش نمیاد.
خب، کی برمیگردین؟
نمیدونم. احتمالاً خیلی دیر.
خب، هوا قراره تعریفی نداشته باشه.
ما اوکِیایم. ما چهار تا مرد گنده و قویایم.
خب، نمیشه که به زور با دریا در افتاد.
امنترین راهه. / - اَها.
پیاده شو. برو دیگه.
عاشقتم. / - کاپشن تو ببین!
این قایقِمونه؟
هِی! سلام، صبح بخیر پسرا! / - چقدر ریزه.
حاظرین؟ عمق دریا منتظرتونه!
همه جا میشیم توش؟
قرار بود یازده نفر رو تو خودش جا بده.
قد کوتاه یا آدمای عادی؟
یالا، راه بیفتین دیگه! خودتونو جمع و جور کنید!
اوکی. یخدانها رو بیارین. / - موهاتو شونه کردی، نیک.
ولی هنوز خوابت میآد.
صبح بخیر، استاد ماهیگیری. آمادهای بزنیم به آب؟
No comments yet. Be the first to leave one.