Mistari 188 ya kwanza.
من اين فيلم را به آقاي هيکارو ياماگيوا .اختصاص دادم که پيش از اتمام فيلم فوت کرد
."و به تمام ارواح از دست رفته: "روحشان قرين آرامش کارگردان: يوشيهيکو ماتسويي
:تهيه کننده يوکوبو پروداکشن
"مرثيهي پرهياهو"
4-13...
اين 13-4 کجاست؟
4-13...
4...
.ديشب خواب عجيبي ديدم - درمورد چي؟ -
...هممم، اون مرد داشت دونه پخش ميکرد
هاه... بگو، به نظرت آدمهاي کور ميتونن توي خوابهاشون ببينن؟
.نه، امکان نداره
بعد يه کبوتر سفيد خالص اومد .بالاي دونههاي اون مرد
...ولي کبوترهاي خاکستري ديگهاي هم بود
بعد اون سفيده نميتونست .به دونهها برسه
اون خاکستريها قوي بودن؟
.درسته .بعد اون سفيده تبديل به سياه شد
مثل يه کلاغ؟ - .آره، تبديل به کلاغ شد -
!احمقانهست
.و اجساد مُردهي زيادي اونجا بود
زياد چي؟ - ...اجساد مُرده -
.تا حد مرگ گرسنه بود
."مثل توي اون آواز "ما جهان هستيم
از چي حرف ميزني؟
مردمي که اون اطراف بودن .يکي يکي ميافتادن
بعد همون کبوتري که تبديل به کلاغ شد ...پروازکنان اومد
و روي زمين شروع به نوک زدن ...به يه مرد کرد
،و مرد بيچاره رو ميخورد ...که حتما مُرده بود
.چون اون مرد اصلا تکون نميخورد
!خيلي بده همهي اينها رو ديدي؟
.خب، يه خواب بود
...فهميدم
...به خاطر همين بهشون پول ميدي
و بهشون ميگي !که توسط کلاغها خورده نشن
.نميدونم
!از کلاغها متنفرم آخه خوردن مردم مُرده کجاش خوبه؟
.ترجيح ميدم يه کبوتر سفيد نحيف باشم
بريم؟
بريم ناهار؟
.نه، بريم بهشون پول بديم
.متاسفم، فکر نکنم
.باشه .پس اينو نگهدار
.ممنون
!هي
چقدر بهشون دادي؟ - .هزار ين -
!نه بابا - .باور کن -
!چه حيف
...گفتي ترجيح ميدي يه کبوتر سفيد باشي
ولي اگه گرسنه بشن .همه تبديل به کلاغ ميشن
.شايد .ولي باز هم ميخوام يه کبوتر باشم
.ولي بعد ميميري
.آخه سفيد قشنگتره
فکر ميکني سفيد، قشنگه؟
.حداقل صد ين بهش بده
چرا؟ .ديگه پولي برام نمونده که توي راه خونه بابت غذا بدم
.ميبيني: تو هم داري تبديل به کلاغ ميشي
،تو ميتوني هزار ين بدي .چون پولداري
.خيلي حالم بده
...خيلي متاسفم
.واقعا متاسفم
جنگ اقيانوس آرام؟
.بيچاره
يا ميتونست در واقع جنگ کره باشه؟ هاه؟
...جنگ اقيانوس آرام
در جنگ اقيانوس آرام واسه .امپراتوري ژاپن جنگيدم
.توي منچوري
واقعا؟ - .آره، واقعا -
.بيچارهها
.خيلي متاسفم
...ميدوني، شما دوتا
به خاطر بدبختيتون، جنگ اقيانوس آرام .رو سرزنش ميکنين
.ولي شرط ميبندم که ژاپني هم نيستين
فقط از اون کلاهها گذاشتين .و وانمود ميکنين که ژاپني هستين
کرهاي هستين، درسته؟
.هيچوقت هم به جنگ نرفتين
.مورد اصابت يه بمب آمريکايي قرار گرفتين
حقيقت همينه؟ هاه؟
درست ميگم؟
،توي کره هيچ کاري نداشتين ...به خاطر همين اومدين اينجا
...که وانمود کنين ژاپني هستين
و اين کار رو به عنوان شغل انجام بدين، درسته؟
.هي، ببين
.با دقت ببين
از روزي که به جبهه رفتم .اين همراهم بوده
...و باعث اين زخم شد
زماني که توسط روسها .توي منچوري اسير شدم
!ما کرهاي نيستيم
سلام؟
گروهبان؟
!اوه، گروهبان
گروهبان؟
!اوه، گروهبان
پس، سالمي؟
.آره
مريض يا چيزي نيستي؟
.نه - بيماري مقاربتي چي؟ -
.هيچي
.پس تو استخدام شدي - .باشه -
.اين کار خوبيه - آره؟ -
.سخت کار کن
،هميشه وقتشناس باش .مثل هر شغل ديگه
.پس بيا به محل بريم
.اينجا چايي آماده دارم
.ببخشيد
.چايي نياز نيست .داريم الان به محل ميريم
.اين خواهرم ناتسوکوئه
...از طرز نگاه من و ناتسوکو
حالت بد شد؟
.اصلا
دو مرد بعد از ديدن ما .وسط يه مصاحبه مونده بودن
...ولي امروز چندان بد نبود
.اون دو مرد از ديدن ما شوکه شدن
...سعي کردن اون شوک رو پنهان کنن
پس شروع کردن از شغل پرسيدن .که انگار براشون مهمه
...ما بهتر از بقيه پول ميديم
هردوشون گفتن که شغل رو .خيلي بد مي خواستن
.جدي ميگم
.از شغل فعليشون شکايت داشتن
...هردوشون پرحرف بودن
،ولي بعد از اينکه ناتسوکو رو معرفي کردم .ساکت شدن
سرشون پايين افتاد .و ديگه حرف نزدن
،زماني که سوال پرسيدم .خيلي گيج بودن که بخوان صحبت کنن
.آخرش هم گفتن چندتا قرار ملاقات دارن
زماني که با سرعت خارج شدن .به صورتهاشون نگاه کردم
:قيافهشون ميگفت 'اين ديگه چيه؟ نمايش عجايب؟'
احساس خجالت نميکني که با من راه ميري؟
.نه، نميکنم
.اميدوارم بموني
.باشه - .خوبه -
خب، قبلا چه کارهايي کردي؟
...بايد ديوونه باشه
خواهرته؟
.قبل از اينکه فراموش کني بگيرش
.تقريبا تولدته
.مشکلي نيست - .زودباش، بگيرش -
.گفتم مشکلي نيست
.فقط بگيرش .مامان اينو برات گذاشت
.نه، ممنون
گوش ميدي چي ميگم؟
وقتي به ديدن مادر در بهشت برم .منو سرزنش ميکنه
پس لطفا نگهش دار، باشه؟
اي - شي - کا - وا
.سلام
کمکي از دستم برمياد؟
اوه، اينو ميخواي؟
...دقيقا همون نيست
.ولي اين به نظر نزديکه
.و برا فروشه
خوشت نيومد؟
.به هر حال ممنون !باز هم بياين
.اين مشتري چه احمق بود
،اگه از اجناس من خوشت نمياد .به يه فروشگاه بزرگ فانتزي برو
ببخشيد؟ - !گستاخ احمق -
ببخشيد؟
.تابستان، زير خورشيد شعلهور
.ميتوانم کمي باران به کار ببرم .يک باران خوب
.امروز به داغي جهنم بود
همانطور که ميگذشتم .بخار از خيابان برميخواست
مردم فاسد همچون عروس دريايي .در خيابان گام برميداشتند
.از نحوهي پريدنشان به سوي چشمانم متنفرم
مردم فاسد اينجا و آنجا ...نشسته بودند
.يا ايستاده يا به اطراف ميدويدند
.بعضي حتي ميخنديدند
.سخت ميخنديدند .هرچه بود خيلي خندهدار بود
.همهشون آشغالن .آشغال احمقانه و ابلهانه
.امروز باز به ديدنش رفتم
ازش خوشم مياد .درست همونقدر که از تو خوشم مياد
،متاسفم .ولي اميدوارم منو ببخشي
.عزيزم، اون رفته
.اون رفته، درست مثل خودت
.دوباره تنهاي تنهام، عزيزم
.الان باز تو و من هستيم
.خيلي متاسفم، عزيزم
رئيس جمهور پک کشته شد
.هي، کوچولو...اووه، ببخشيد
.صد و سي ين ميشه. شصت ين ديگه ميخوام
.ولي من هميشه هفتاد ين ميدم .داري دروغ ميگي
.توي اتوبوس ميگه هفتاد ين
.اينجا هم همينو ميگه
مردم کوچک - هفتاد ين
.صبح بخير
،ديوونه شدي؟ اون منظورش بچههاست !نه بزرگسالان کوتاه قد
.ديگران باهات خوب بودن
.زودباش، شصت ين بهم بده
ميشه لطفا بجنبي؟
حالتون خوبه، خانم؟
- اه، ببخشيد باقيش رو نميخواي؟
.نگهش دار حالتون خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.