Mistari 93 ya kwanza.
فکر نمیکردم کسی تو این وقت شب هم .سوار اتوبوس بشه
کجا میری؟
.بالاخره دارم از این خراب شده میرم بیرون
دلیل تو چیه؟
.تو خیلی خرشانسی
.دیشب مبارزهت حرف نداشت
.داخل قفس مبارزه جات امن بود
ولی میشه این حرفو موقعی که بیرون هم هستی زد؟
.به گمونم منم خرشانسم
.مارلو
.شماره بی-464-64 هستم .گروه پاکسازی رو بفرستید
.دریافت شد. بلید رانر .واحدهای پلیس هم در راهن -
جرا هر بار خوابهام داره بدتر میشه؟
.فقط میخوام این خاطرات از ذهنم پاک شن
تو سرت چی میگذره؟
.گفتی کمکم میکنی
.آره، گفتم کمکت میکنم .ولی دست به وسایل من نزن
.شکارچی ها اسلحه داشتن .نمیتونستم باهاشون بجنگم
.اما حالا میتونم
.مال خودتو بگیر
یکی از بدلهای پوستی .از شکار جون سالم به در برده
.مسخرست
.باید اشتباهی پیش اومده باشه
ازت خواستم کار اون بدلهای جدید رو .یکسره کنی
و دقیقاً چه کار کردی؟
.برای شمردن اجساد به صحرا برنگشتیم
.هوپر آخرین نفری بود که داشت پشتمون میومد
از اون وقت نه کسی درباره ش چیزی شنیده .نه کسی دیدتش
.حالا هم بریستر مرده
.باید کار اون بدل سرکش باشه
ما افرادی رو برای رسیدگی .به مشکلات آماده کردیم
.خیال میکردم تو هم جز این افرادی
،این مشکلو حلش میکنم
و هیچکس، هیچ وقت کوچک ترین کلمهای راجع به شکار عروسک کوچولوی ما به گوشش نمیخوره
.فکر کنم بدلها هم گشنهشون میشه
.عذا، آب، هوا
شما یه جوری مهندسی زیستی شدید که .از انسان هم انسانتر باشید
مشروب هم میتونم بخورم؟ - .معلومه -
واسه فراموش کردن بعضی چیزا هم به درد میخوره؟
اونا بهتون خاطراتی میدن که ،به کاهش احساساتتون کمک کنه
ولی وقتی خود آگاهی و روح نداشته باشی
.مشروب دردی رو ازت دوا نمیکنه
خاطرات انسان .به مرور زمان محو میشن
ولی خاطرات تو .هیچوقت محو نمیشن
.کمکم کن تا اون سه تای دیگه رو پیدا کنم
هر چی پول و وسیله ازشون گیر آوردم رو میدمشون به تو
.خواهش میکنم
.باشه
.هنوزم کمکت میکنم
،ولی اگه من جای تو بودم
کل این ماجرا رو .بیخیال میشدم
.برو تصویر بعدی، وایسا
.تصویر بعدی
.وایسا، ده فریم برگرد عقب
.بیشتر زوم کن
.واضحترش کن
.تصویر رو ذخیره کن
.بازم زوم کن
.وایسا
.تصویرو ببر عقب. سی فریم برو سمت چپ. وایسا
.ببرش عقبتر
.به سمت وسط
.وایسا
.به سمت زاویه 314 به 18 زوم کن
.به سمت زاویه 215 به 17 زوم کن
.هدف بعدیت یه پلیسه .و اون زن بلونده، ممکنه زنش باشه
.پیداشون میکنم
.آهان
.فهمیدم
.خیلی خب
فقط به یه پرینت از چهرههاشون احتیاج دارم
.فعلاً سرم شلوغه
.به دکی بگو
.باشه
،همونطور که مطمئنم همتون در جریانین
،بریستر قبل از اینکه یه سناتور بشه .یکی از ما بود
.قاتلش هنوز اون بیرونه
.به همه افسرها احتیاج دارم
میخوام بسیج بشید .و لوتوس سیاه رو شکار کنین
.راه بیفتین - .بله قربان -
رئیس؟ - چی میخوای، دیویس؟ -
باید به افرادمون بفهمونیم .که این مظنون تا چه حد خطرناکه
... اگه لوتوس سیاه یه بدل باشه، افرادمون - .بس کن -
.گوش کن، هیچ بدلی در کار نیست
شیرفهم شد؟
.بله، قربان
،رو اعصاب من نباش، دیویس .البته اگه بدونی چی به صلاحته
نباید پاتو تو این تحقیقات بکنی، حالیت شد؟
.بله قربان
.بردار دیگه توئم
.مارلو - سریع بگو که کار دارم -
همه نیروهای ویژه رو ریختم تو شهر .تا دنبال قاتل سناتور بگردن
طرف یه بدله؟
No comments yet. Be the first to leave one.