Mistari 200 ya kwanza.
آنچه در قسمتهای قبل پِرجِتوری گذشت
هر کسی که داره این بلارو سر ما میاره، فکر میکنه گناهکاریم
پس گناهکاریم
وقتی داشتم با دوستم نیک خداحافظی میکردم، خوابم برد
بعد وقتی بیدار شدم
این اسلحه درست کنارم بود
اون واقعاً همهچیز رو ازمون گرفت
کمک
شماها کجایین؟
هر کی ما رو اینجا زندانی کرده، هنوز کارش باهامون تموم نشده
توی اون آخور سم ریختن
کی ازت محافظت میکنه، هان؟
کجا داری میری؟
برم بابی رو پیدا کنم
بابی؟
خب ایده بهتری داری؟
آره، نمردن
یه کاری میکنیم که نخواد بهمون صدمه بزنه، باشه؟
ببین کَت، غذا دستِ بابیه
آب دستِ بابیه
بابی اسلحه هم داره
هوشمندانه عمل میکنیم
باشه، هر کاری لازم باشه میکنیم تا از اینجا بزنیم بیرون
چون نمیخوام این پایین بمیرم
از بیآبی یا گرسنگی
اوه خدای من
میدونم به نظر ایده احمقانهای میاد
اما واقعاً فکر میکنم ته دلش آدم خوبیه
و تنها کسیه که اونقدر باهوشه که بتونه از اینجا فرار کنه
اون یه بازماندهست
باشه، باشه
اما ما حتی نمیدونیم الان کجاست
پیداش میکنیم، فقط بهم اعتماد کن
وای خدای من. زود باش
حالش چطوره، دکتر؟
ضعیفه
فکر کنم بدنش داره با عفونت مبارزه میکنه
حالم خیلی بده
آب میخوام
باران
این آخرین قطرههای آبِ اِماست
کریست، اصلاً حالم خوب نیست
فکر کنم دارم
وای خدای من
ماری! ماری
یکم آب بیارین
یکی یکم آب بیاره
زود باشین
خیلی خب بچهها، یکم برین عقب بهش فضا بدین
بذارین دکتر کارش رو بکنه
ماری بهم نگاه کن
ماری، ماری بهم نگاه کن
چش شده؟
هنوز نمیدونم، اما نبضش خیلی ضعیفه
خب یه کاری بکن دکتر
پاهاش رو ببر بالا
ماری، ماری، ماری، هی هی
هی، من ما رو از اینجا میبرم بیرون، باشه؟ باشه؟
بیدارم
باشه، خوبه، حرف نزن، باشه؟
خیلی خب، فقط استراحت کن
غذا میخوای؟
آب میخوای؟
بعدش حالت خوب میشه، باشه؟
برات میارمش
هر چی لازم داشته باشی برات میارم، باشه؟
انگار دراز کشیدنش یکم کمک کرد
باید از اینجا ببرمش بیرون
مخالف نیستم
هی ماری
هی گوش کن، بهم گوش کن، باشه؟
من یه راه خروج پیدا میکنم، باشه؟
هر چه زودتر بتونم برمیگردم
باشه، تو فقط باید طاقت بیاری
حالت خوب میشه
باشه، قول میدم، قول میدم
عاشقتم
خیلی دوستت دارم
شماها برین
من و نورا مراقب ماری و دیمیتری هستیم
آره، آره، ما هم میایم
آره، منم همینطور
منم میخوام برای پیدا کردن راه خروج کمک کنم
یه چند نفرمون باید اینجا بمونیم تا به دکتر کمک کنیم
چی؟
چرا من؟
اگه یه اتفاقی بیفته چی؟
یه اتفاق بد، جِس
و اون یه نفر باید بدوئه و ما رو خبر کنه، باشه؟
انگار من کاندید شدم که اینجا بمونم
خب اگه همهچیز طبق نقشه پیش بره
برمیگردیم و همه رو میبریم
چون اون موقع راه خروج رو پیدا کردیم، باشه؟
اگه میخوایم این کارو بکنیم، باید راه بیفتیم
حالمون خوب میشه
زود باشین، بریم
صبر کن
بریم
مراقبش باش دکتر
قربان؟
یه گوشی ردیابی پیدا کردیم که برای تماس با والدین استفاده شده بود
کی اونجاست؟
کی اونجاست؟
کی اونجاست؟
ماییم
لطفاً بهمون شلیک نکن
اونا شما دوتا رو فرستادن، نه؟
نه بابی
نه، ما خودمون اومدیم
واقعاً خندهداره
فکر میکنی من اونقدر احمقم، مگه نه؟
نه، راستش کاملاً برعکس
هر دوتاتون دروغ گفتن رو تموم کنین
هر دوتاتون رو میکشم
اونا شما دوتا رو فرستادن، بهم دروغ نگین
فرستادنتون تا منو متقاعد کنین
که زبون بریزین تا براشون غذا ببرین
بابی ما دروغ نمیگیم
ما خودمون اومدیم
ببین، من با آدام دعوام شد
و با کریست، و دیگه از دستشون خسته شدم، باشه؟
پس تصمیم گرفتیم بهترین شانسمون
برای زنده موندن، بودن با توئه
بابی، ما طرف توایم، باشه؟
کسی ما رو نفرستاده
یعنی از من نمیترسین؟
از تو نه
فقط از اسلحه
هی، میدونم که آدم واقعی هستی
باشه، و آره، لازم نبود اونجوری اسلحه رو بخوای
اما
میتونم ببینم داری سعی میکنی
توی این شرایط کار درست رو انجام بدی
تو یه بازماندهای، و ما هم میخوام زنده بمونیم
خیلی خب
بیاین تو
راحت باشین
چرا اونقدر دور ایستادین؟
بیاین تو
ببخشید، فکر کنم هنوز داریم از شوک
اون ماجرای اسلحه در میایم
این؟
میفهمم
بهتر شد؟
بهتر شد
بیاین، بشینین
ممنون
ممنون
دیمیتری؟
دیمیتری، من اینجام، دقیقاً همینجا، دیمیتری؟
خیلی زیاده، دکتر
دیگه نمیتونم تحمل کنم
لطفاً، دکتر گوش کن
باید منو بکشی
نه نه نه، اینو نگو دیمیتری
صداش وحشتناکه
کاری نیست که بتونیم براش بکنیم؟
دکتر، خواهش میکنم
خواهش میکنم فقط تمومش کن
دیمیتری، دیمیتری لطفاً فقط سعی کن نفس بکشی
کریست؟
کریست؟
آروم باش
چیزی نیست
کریست کجاست؟
با بقیه رفت تا یه راه خروج پیدا کنه
هنوز خبری نشده
هنوز نیومدن
اوا، داره توی تب میسوزه
بدنش داره مبارزه میکنه، فقط پیشش بمون
خواهش میکنم
خواهش میکنم دکتر
ماری، چه حسی داری؟
خوبم
چند وقته کریست رفته؟
زیاد نیست، زود برمیگرده
تو فقط باید استراحت کنی، باشه؟
خوبه
نه
من سرنوشتم رو پذیرفتم
حتی نمیخوام هیچی در این مورد بشنوم
منم همینطور
فقط، فقط پیشش بمون
دووم میاره
امیدوارم
اوه، درد دارم
من اینجام دیمیتری
خواهش میکنم
من و کریست داشتیم سعی میکردیم بچهدار بشیم
و حالا که بالاخره باردار شدم
ولم کردن اینجا که بمیرم
نمیمیری، باشه؟
بهم نگاه کن
همهچیز درست میشه
حالت خوب میشه
ممنونم
کاتارینا؟
چرا اینقدر طول کشید؟
اگه اینقدر بوی بد نمیداد، خیلی سریعتر پیش میرفت
و اگه تو هم حرف زدنت رو تموم میکردی، لطفاً
No comments yet. Be the first to leave one.