Mistari 200 ya kwanza.
آنچه گذشت
کالین رابینسون داره میمیره
من برمیگردم به انگلستان
که سمتی در شواری عالی
خونآشامها به دست بیارم
به من این افتخار رو میدی که در سفرم به دور دنیا
من رو همراهی کنی؟
- مطمئن شو که حواست به زنم هست - چی؟
به نظر میاد افراد دیگری در جهان ما هستند
افرادی که وجودشون حتی ترسناکتر
و رازآلودتر از خود ماست
لعنتی
یک سال بعد
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: مبینا استاجی و فاطیما موسوی» ::.Mobina STG & Fatima.::
جاش و النا فضای بازتری میخواستن
برای همین پیشنهاد دادیم که
دیوار بین آشپرخونه و غذاخوری رو خراب کنن
بعد با یه لایه سفالی فضا رو یکی کنن
لایه سفالی چیز خوبی از آب درمیومد
اما چیزی که اون بهش توجه نکرده اینه که این دیوار تحمل کمی برای فشار داره
این دیوار تحمل کمی برای فشار داره
ای بابا زود قضاوت کردم
عذر میخوام برن
چه...
سلام علیکم. پارسال دوست امسال آشنا
بیا پیشم ولی ساکت باش احسنت
فهمیدم این تنها چیزیه که
میتونه بخوابونتش
از اونجایی که ناجا و ناندور رفتن فقط من و این رفیقم موندیم
نمیخوام بهش بگم کالین رابینسون
حتی با اینکه واقعا از قفسه سینه
کالین رابینسون خدابیامرز بیرون خزید
برای خودش یه مرد جدیده
و میخوام همینطور هم باقی بمونه
پس فقط پسر صداش میکنم
خیلی سریع رشد کرده
و موجود کوچولوی وحشیه
پر از شیطنت و غافلگیری
لعنتی. بفرما. پسر خوب
و با اینکه از کالین رابینسون دراومده اصلا مثل اون
بیانرژی و حوصله سر بر نیست
خیلی کمک دست خوبیه
پسر، من یهدونه سوزن میخوام
خیلیخب
کمک من میکنه که به خونه سر و سامون بدم
یکی
که البته همونطور که مشاهده میکنید
روزهای بهتری رو هم تجربه کرده
بهم احساس هدفمند بودن میده
و تحت تعلیم من، صنایع چوبی یاد گرفته
گفت و گوهای درخشان
کارت خوب بود پسر. فرهنگ غنی
گارد بگیر. و البته، شمشیرزنی
لعنتی
داری پیشرفت میکنی
فکر کنم میتونم
این پسرک خام بی تجربه رو
تبدیل به خفنترین و بهترین بزرگسال تمام تاریخ بکنم
وای نه
همون عوضیهای شرکت گازن
بله نشتی گاز بوده
بله باید یهکاریش بکنم
بله اگر باز پیداتون بشه میکشمتون
باشه باشه
همه این جعبههای چوبی و مزخرفات
کل هفته برای زنم ارسال میشده
قصدش رو دارم که بفرستمشون لندن
اما حسابی سرگرم کشتن این کارمندهای شرکت گاز بودم
که اصرار دارن این اطراف بچرخن
حدس بزن کیه
تو دیگه از کدوم گوری اومدی؟
خب، یهکم کمک داشتم
- سورپرایز! - عزیزم
- وای عشقم - هر روز از نبودنت
- چقدر دلم برات تنگ شده - حس ده سال رو داشت
هر دهه اندازه یک قرن بیا بریم سکس کنیم
این بچهها هنوز زندهان؟
آره. اهمیت نداره
نمیخوای بدونی چرا از لندن برگشتم؟
چرا میتونی بعدا بهم بگی
کار من شورای عالی خونآشامهای جهان
خیلی چالش برانگیز و همچنین پر از حس تکامل بود
و من همه چیز رو رها کردم
مجبور بودم
چون دلم برات خیلی تنگ شده بود
- معشوقه خودم - حرکت خردمندانهای...
ای پسر شیطون بد
تو قرار بود با من بیای لندن
اما تو وسایل من رو جمع کردی و من رو فرستادی که برم
عزیزم من باید مراقب پسر میبودم
- برات نامه نوشتم - آره
درمورد جونوری که از قفسه سینه
کالین رابینسون مرده بیرون خزیده درک میکنم
چه حلالزاده
سلام. خودتی کوچولو؟
- مامان اومده خونه - اون نیست
مطمئنی؟
بله عزیزم اون یه راکونه
تو کتابخونه ساکن شدن
پسر طبقه بالا خوابیده
خب پس عالیه
میخوام مثل سیب زمینی پوستت رو بکنم
و درونت رو له کنم
- بجنب - باشه
مواظب قدمهات باش عزیزم
رطوبت، چوب رو داغون کرده
اما نه این چوب رو (کیرشو میگه)
لعنتی داشت یادم میرفت
قبل اینکه بریم بالا
برات یه سورپرایز دارم
میتونه صبر کنه
بیا!
چه خبرا!
این اصطلاحیه که قدیم میگفتن
تو سفرم یاد گرفتم
نمیدونم معنیش چی میشه
اما ازش خوشم میاد
آها خب داستان قشنگیه
- ممنون - اما
عزیزم بهتره از خودت بپرسی که
چرا سکسمون تموم نشده؟
خب جواب اینه که
هنوز اصلا نتونستیم شروعش کنیم
- ما رو ببخشید - لزلو
من میدونم که تو آدم احساساتی نیستی
من هم نیستم
اما من دلم برات تنگ شده
و احساس خوبی دارم که به خونه برگشتم
- لعنتی - چی شد!!
- مُرد؟ - من خوبم
- نه؟ - من خوبم
این پایین شدیدا بوی نشتی گاز میده
میشه یکی یه شمع روشن بهم بده
که من راهم رو به بیرون پیدا کنم؟
سفر غذا و نیایش و عشق من
از کجا شروع کنم؟
دست سرنوشت من رو به دوردستها برد
به جایی که گمونم بهش میگفتن فرزنو
جایی که یه خانواده چاقالو رو ملاقات کردم
که اهل ویسکونسین بودن
قصد داشتم خونِشون رو تخلیه کنم (بخورمشون)
اما خیلی دوست داشتنی بودن
یه روش متفاوتی برای حرف زدن داشتن
شبیه...
سلام ناندور (با لهجه آمریکایی)
دوست داری بیای
زمینهای یخ زده لامبائو رو ببینی؟
یه همچین چیزی
عشق و عاطفهای که این خانواده برای همدیگه داشتن
باعث میشد دلم برام خانواده خودم تنگ بشه
غربت زده شدم نه برای خونم توی استیتن آیلند
بلکه خونه واقعیم. القندا (پشماتون بریزه. یه شهر در ایران قدیمه مثلا)
پس یه بلیت کشتی گرفتم
به...
دارم حس میکنم
شماها اصلا گوش نمیدین من چی میگم
- داریم گوش میدیم - آره
من توانایی انجام دوتا کار همزمان رو دارم
- تندتر - بگو دیگه
داشتی درمورد کشتی میگفتی
بگذریم
سوار کشتی شدم
و بعد از اینکه خون تمام خدمه رو تخلیه کردم
باعث شد یهکم تاخیر تو کارمون پیش بیاد
ترافیک سنگین
در یکی از مهمترین راههای آبی جهان.
کانال سوئز روز سه شنبه مسدود شد
در اثر سانحهای که برای یک کشتی باربری بزرگ پیش آمد
بالاخره راه خودم رو به القندا پیدا کردم
خونم
- نگاهش کن - سلام عزیزم
فکر کنم کالین رابینسون بچه بود. نه؟
نه. اون از بدن کالین رابینسون بیرون اومده
اما کاملا یه چیز متفاوته
مثل کالین رابینسون حوصله سربره؟
- عجب سوال خوبی پرسیدی - ممنون
سوالی که من در دو ماه اخیر
کاملا به طور علمی بررسیش کردم
کارم رو با آزمایش در محیط بسته شروع کردم
جمجمه اون رو مورد مطالعه قرار دادم
ناامید. شوکه شده
شاد. گیج
قدرت قضاوتش رو تقویت کردم
آثار ادبی مهم یا مزخرفات رنگی؟
تصمیمت رو بگیر
نه
و البته درمان با شوک الکتریکی
دوباره
من اون رو در معرض انواع تصاویر حوصله سر بر قرار دادم
و برای اون هم به اندازه من خسته کننده بودن
خوشحال میشم که خدمتتون عرض کنم
اون اصلا به خسته کنندگی کسی که ازش دراومده نیست و نخواهد شد
مزخرفه
همین امروز
داشتم یه آزمایش جدید انجام میدادم
شما دوتا باز دارید سکس میکنید؟
مشخصه که کیک نمیپزم ناندور
لذتش خیلی بیشتر میشه
No comments yet. Be the first to leave one.