Mistari 200 ya kwanza.
«فرار از زندان دانهمورا»
وایسا.
رد شو.
مشکلی نداری.
کی-9. منو دنبال کن.
قربان!
خواهش میکنم برین عقب.
برین! عجله کنین!
بیاین از اینجا بریم! یالا.
بله.
بله، الآن داریم میایم.
نمیدونم. تا حالا اینجا نبودم.
خیلیخب.
100هزار دلار جایزه
برای دو زندانی فراری جایزه گذاشتن
و برای هر کدمشون نفری 50هزار دلار.
این داره تبدیل به یه مسئله چند میلیون دلاری میشه.
اینجا رو نگاه کن. همینه؟
ماه ژوئن2015
میخوای جلسه رو بندازیم ساعت 3؟
باشه، عالیه.
سلام.
من «کاترین لی اسکات» هستم.
از دیدنت خوشحالم، جویس.
همه بهم میگن «تلی».
پس منم میگم تلی.
جویس اسم مادرمه.
وقتی جویس صدام میکنی
احساس میکنم داری با مادرم حرف میزنی.
مامانت هنوز زندهاس؟
اوه، خوبه.
من که از خدامه مامانم در حد یه تلفن ازم دور باشه.
من قبلاً با پلیسا حرف زدم.
چهار بار تو 7 روز، متوجهام.
آره، پس اینا بخاطر چیه؟
بیا تا «تند نویس» میاد
از جزئیات حرف نزنیم.
منظورم اینه که، میدونم همش ضبط میشه
و حقیقتاً اینجوری بهترم هست.
این دختر خیلی خاصه ...
حدود 15 ساله باهام کار میکنه.
فقط یه مقایسه کوچیک کردم.
و حق با منه.
تو مال پلیس ایالتی هستی؟
خواهش میکنم، نه. من بارزس کُل ...
ایالت نیویورک هستم.
اوه، پس زیرمجموعهای؟
نه، زیرمجموعه مال فدراله.
من ایالتی هستم و اگه فسادی ...
تو دستگاههای دولتی اتفاق بیوفته
وظیفهی منه که پیداش کنم
و جلوشو بگیرم
حالا میخواد این فساد مال مسئول پارک باشه یا کسی که توی بندر کار میکنه
و من شخصاً به فرماندار گزارش میدم.
نه، نه، این ...
من شغلم رو از دست میدم؟
- باید بدی؟ - نه. نه، نه.
میدونم. میدونم. هی، میلگرام رو پیدا کردم.
میخوای در مورد اون بازهی زمانی ازش سوال کنی؟
- واقعاً؟ - ببخشید.
- اسپنسر؟ - بله؟
آره، یه ساعت دیگه بهش زنگ میزنم.
- باشه. - ببخشید.
30دقیقه. منظورم اینه که، نیم ساعت دیگه.
- چی؟ - نیم ساعت دیگه.
- نیم ساعت دیگه. باشه. حله. - نیم ساعت دیگه. ممنون.
بابت اون ببخشید.
ولی ممکنه بازم برگرده.
نه، نباید شغلمو از دست بدم.
من کار بدی نکردم.
منظورم اینه که، کار واقعاً بدی نکردم.
خب، این خوبه.
من زمان زیادی صرف صحبت کردن
با آدمایی که کار بدی نکردن، نمیکنم.
خوبه. اومدی.
- خیلیخب. - سلام.
آره، این همونیه که دنبالش میگشتم.
- سلام. -س لام.
ام، پس تو یه زن 51 ساله هستی
که واسه 20 ساله که با یه مرد ازدواج کرده؟
21 سال؟
کم و بیش؟
پس میتونیم یه گفتگوی بزرگسالانه داشته باشیم؟
باشه.
با اون دو تا زندانی رابطه داشتی؟
درک میکنم
اگه یه نفر بهم توجه کنه
ازش خوشم میاد. منظورم اینه که ...
ذات انسانهاست
که اینو بخوان.
پس یه بار دیگه ازت میپرسم
فقط ازت میخوام باهام صادق باشی.
با اون دوتا زندانی رابطه داشتی؟
نه. - هیچوقت؟
حتی یه بوسه هم نبوده؟
نه.
هیچی؟
زندانی، مت
سعی کرد منو بگیره
و منو ببوسه
ولی من خیلی ترسیده بودم، پس ...
آره. میدونم سخته.
من به همه میگم
وقتی از بحثا میشه
نباید طفره بری و باید همچی رو بگی.
پس باید هر چی میدونی رو بگی.
این اتفاق قراره بیوفته:
من ازت سوالاتی میپرسم
که از قبل جوابشون رو میدونم.
این طوری، میدونم که داری بهم دروغ میگی.
منم بهت دروغ نمیگم
فقط لازم دارم به حقیقت برسم.
متوجهای؟
میشه واسه مدرک بلند بگی؟
متوجهام.
نوشتی؟
نه.
اوه، یالا.
اوه، یالا. یالا.
بلندش کن.
بلندتر.
یالا، تیغه کوفتی رو یکم بگیر بالاتر، جو.
گندش بزنن.
«لایل!»
وقت برف پارو کردنه.
یالا.
- پاشو. - ساعت چنده؟
6:30ـه.
بازم جیپ گیر کرد.
«بالشت سفید.»
پاشو. یالا.
با مامان بیا. یالا، بیا بریم.
باید بریم دستشویی. یالا.
خودشه.
همم.
اوه.
سرمایه گذاران، امروز صبح ...
به مدیر مجله طنز فرانسویی، چارلی هبدو
بخاطر مسائل تروریستی
حمله کردند.
این یک داستان ابتدایی است.
این مجله اخیراً تصویری رو منتشر کرده
که مربوط به پیامبر مسلمین، محمد هست
که برای این مذهب یه فرد خیلی مهم محسوب میشه.
هوای امروز منفی 27 درجه فارنهایت
و سه درجه سلیسیوم است
و ساعت 7:10 صبحه
و شما به موج CGAC AM 750 گوش میدین.
همون برنامهای که واسه خبرهای فوری بهش اعتماد میکنین
واسه مونترال، شاتوگی و تمام شمال کشور.
فصل شکار فردا تموم میشه ...
ماه ژانویه
- صبح بخیر، لایل! - سلام.
- ممنون. - سلام.
لامپی کجاس؟
این لیوان پول چیه؟
مامان لامپی مُرده. اونا پول کافی ندارن
که اونو دفن کنن
ما هم داریم پول جمع میکنیم.
اوه، چقدر بد.
خب، ما یه خورده دیرمون شده.
موقع خروج میبینیمت.
واسه شام چیکار کنیم؟
یخچالمون یکم خالیه.
موقع برگشت سر رستوران «price-whacker» میایستیم.
میتونم تصور کنم ساعت 6 تو خونه چه شکلی میشی.
برف خر است، نه؟
زمستونه دیگه.
این روزاست منو بکشه.
همهجا
لغزندهاس.
صبح بخیر، دنیس. شرمنده دیر کردم.
- باید راه رو پارو میکردم. - باشه.
آه.
خب، آقایون
بهتون هشدار میدم
که واسه این هفته انتظار بالایی ازتون دارم
اما انرژی تو این اتاق
بنظر خیلی عالی میاد.
پس چی بذارم؟
هیپ-هاپ یا کلاسیک راک؟
- کلاسیک راک. - هیپ-هاپ!
بذار پاپ بذاریم.
- کارت عالیه. - ممنون.
رفیق، به کمک نیاز داری؟
خب، چرخش نمیدوزه.
قرقرهاش رو چک کردی؟
نه، اگه میتونی چکش کن.
خیلی خوبه.
ردیفه.
یادت باشه، وقتی قرقره رو جا میندازی
باید نخ رو رو به جلو بندازی.
هر طور تو بگی.
باشه.
زندانی سوئیت.
اوضاع چطوره؟
آره، خوبه.
احتمالاً تا آخر روز 100تا شلوار بدوزیم.
خوبه. ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.