呪怨 白い老女
Mistari 179 ya kwanza.
Ju-on: هنگاميکه فردی با کینهای شدید ميميرد يک "نفرين" متولد ميشود
اين نفرين در محل وقوع مرگ باقي مي ماند و تبدیل به یک "آلودگی" میشود
کسانيکه با آن روبرو شوند خواهند مُرد و نفرین جدیدی متولد خواهد شد
جو-آن
روح سفید
فومیا
فروشگاه کیک نیکلا
ایزوبه
سلام
کسی خونه هست؟
از فروشگاه کیک نیکلا اومدم
کیک کریسمستونو آوردم
الان دستم بنده
ولی بزودی میام
باشه
آه، ببخشید؟
...قیمت سایز خونوادگی کیک
الان دستم بنده
ولی بزودی میام
الان دستم بنده
ولی بزودی میام
حالتون خوبه؟
دارم میام تو
آه، خوبید؟
!وایسا
الان دستم بنده
ولی بزودی میام
کاشیواگی
اینم از مقصدتون، مسافر عزیز
!مسافر عزیز
!کرایه یک تریلیون ین میشه
!شوخی کردم بابا
واقعا دوست نداری برسونمت مدرسه؟
نه، فقط عجیب میزنه که یه دختر دبستانی با تاکسی بیاد مدرسه
آخه چرا یه بابا نباید دخترشو تا مدرسش ببره؟
امروز کلاس خصوصی دارم
پس بدون من، شامتو بخور
حالا برا امروز این کلاس خصوصیا رو بپیچون
بله؟
ناسلامتی امروز، شب کریسمسه
نباید بابا نوئل رو منتظر خودت بزاری
بابا نوئل که اصلا واقعی نیست
خیلی هم واقعیه
کجاست حالا؟
!صاف همینجاست
خداحافظ
باشه، خوش بگذره
این دیگه چیه؟
یه چیزی رو کیفمه
باید مال همون مسافری باشه که دیروز سوارش کردم
شرمندم
!ای، چه چندشه
شرمنده
!خداحافظ
!آکانه
کریسمس مبارک
این دیگه چه کوفتیه؟
...لعنت
پیام از مرکز تاکسیرانی
...بله! ماشین شماره ۱۲ جواب میده
کاشیواگی، الان کجایی؟
...آم، الان من
!یه دقیقه وایسا
بی خیال... منتظرم نزار
شیفت شب بزودی شروع میشه و منم میخوام برم خونه
یه چند تا پلیس الان اینجا بودن
پلیس؟
گفتن که میخوان باهات حرف بزنن
برا چی؟
نمیدونم
یه چیزی در مورد اون مسافری بود که دیروز رسوندی
مسافری که دیروز رسوندم؟
کاشیواگی...؟
کاشیواگی؟
باشه بهشون بگو که الان میام مرکز
دریافت شد. ممنون
آکانه
آکانه
مشکل چیه؟ خوبی؟
خوبم
کاشیواگی
یه لطفی ازت میخواستیم
!اصلا تکون نمیخوره
!انگشتتو برندار
میگم واقعا قدرت ویژه داری؟
قدرت ویژه؟
،از زمانی که بچه بودی
یه چیزایی میدیدی و میشنیدی، مگه نه؟
فایده نداره
شاید داریم آدم اشتباهی رو احضار میکنیم؟
!جنابعالی پیشنهاد دادی یه آدم مشهور رو احضار کنیم
یکیو میخوایم که بشه باهاش ارتباط گرفت
اوکادا چطوره؟
اون که هنوز زندست! باید طرف مُرده باشه
!یه آدم مرده
بابای کاشیواگی چطور؟
!مایومی
فوت کرده، مگه نه؟
ناپدید شده
که اینطور
شرمنده
قضیه برا ۷ سال پیش بود
تمومش کنیم؟
باشه
...تخته اوجویا، تخته اوجویا
!بس کن
من نیستم که
می
را-
ی
میرای؟
میرای- معیش همون آینده نمیشه؟
شاید اسم یه نفره؟
موضوع چیه، آکانه؟
!آکانه
کاشیواگی
برنمیداره
شاید از دستمون عصبیه
چی؟ اخه چرا؟
چون در مورد باباش حرف زدیم
خودش گفت که مشکلی نیست
چیه؟
یه چیزیو یادم رفته
میرم میارمش
!عجله کن
ایزوبه
لطفا بیا تو
وای! حرف نداره
خوبه، آره؟
خب، بد نیست
مامان، چه باغچه بزرگیه
نگاه مامان بزرگ، خونه جدیدمون
میشه یه نگاهی به دور و بر بندازیم؟
عمو، چقدر قشنگه. زود باش
دارم میام
دستشویی کجاست؟
از این طرف
خوب اتاق دارهها
آره، واقعا محشره
هی، به نظرت قیمت خونه خیلی ارزون نیست؟
شاید یه اتفاقی اینجا افتاده
منظورت چیه؟
شاید یکی دخلش اینجا اومده یا از این داستانا
کلا جنبه شوخی نداری، میدونستی؟
!من این اتاقو میخوام
باشه، مال تو
اتاق خوبی برات هستش، آتسوشی
درسته
اینجا جای ساکتیه
برای درس خوندن حرف نداره
چون آخه امتحان وکالتت امساله
آتسوشی طبقه بالا رو میتونه داشته باشه
درسته بابا؟
همه جاشو دیدیم.
واقعا جای ساکتیه.
مامان بزرگ
بیا، تمام شد!
مواظب باش! نترکه!
عمو
چیزی شده؟
چیو!
ایستگاه پلیس آمانوما
من در آنجا خواهم بود.
من در آنجا خواهم بود.
من در آنجا خواهم بود.
خوبی؟
فومیا!
چیو!
اینجا رو
کریسمس مبارک.
خیلی خوب، بازش کن!
خوشگله! نه؟
متاسفم.
میدونم برای امشب چقد ذوق داشتی.
میتونیم یه وقته دیگه واسه شام، بریم بیرون.
کریسمس تو خونه هم، همچین بد نیست.
شمعا رو فوت کن!
کریسمس مبارک.
کریسمس مبارک.
No comments yet. Be the first to leave one.