Mistari 171 ya kwanza.
...آنچه گذشت
قاتل یه مَرد سفیدپوست بود
حیف که تمام شاهدین چینی بودن
از کجا میتونم همچین لباسی پیدا کنم؟
وسایل مادرم
درخواستم برای سهام غیر قابل مذاکره اس
کارگرا رو امروز برگردون سرِ کارشون
آدمها توی آمریکا بر اساس ارزششون غرامت میدن
تا وقتی ارزش من رو بفهمی
راهآهنت یه سانت هم جلو نخواهد رفت
تو توی خطری
چنگ برای رهبر شورشیهای سانفرانسیسکو کار میکنه
من متعلق به اونا ام
...اینجا آمریکا ـست
هیچکس متعلق به شخص دیگهای نیست
گوانگجو، چین، سال 1863
میخوام با دخترت ازدواج کنم
وای لینگ، بیا اینجا
دویست و پنجاه تا، کمتر قبول نمیکنم
شاید یه وقتی که برداشت پرثمر باشه بتونم
...میخواد قحطی و خشکسالی یا جنگ باشه
اما دختر من ارزشمنده
علاوه بر چای، دو جعبه محصول
نگاش کنید، زیبای طبیعی
جوان و باریکاندام
قیمت اولیه صدتا
سانفرانسیسکو، سال 1864
تو ده برابر اون خائنین کونگچو ارزش داری
...فرصت شغلی در راهآهن آمریکا
انسانها رو به سوی شرق میکشونه
آدمهایی که شغلی داشته باشن میتونن پول هم خرج کنن
زن و تریاک بهشون کمک میکنه که بعد یه روز خستگی از کار آسوده بشن
اونم تو یکی از فاحشهخونههای خودت؟
تو آماده نیستی
افسر فرماندهام هم دقیقاً قبل از اینکه به شانگهای یورش ببریم بهم همین رو گفت
اون کُشته شد اما من با ده تا گیسِ بریدهشده از سر ماچوییها برگشتم
ما جنگ رو باختیم و شانگهای رو از دست دادیم
بذار امپراتور اون شهرِ گوربهگورشده رو نگه داره
ثمرهی اصلی رو ما توی آمریکا میبریم و اونوقته که با خاک یکسانشون میکنیم
این محصول آمادهی برداشته ژنرال مثه آب خوردن میمونه
محض رضای او، ما برای هم یه قسم شرعی یاد میکنیم
محض رضای او، ما برای هم یه قسم شرعی یاد میکنیم
بریم سمت کوه، عروس من
رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
چه لباس زیبایی پوشیدی
هدیه بوده
از طرف کی؟
از این به بعد
بدهیت به تائو رو به دفتر راهآهن تحویل میدی
چای میل دارید، آقای بوهانان؟
حقوق فونگ رو هم خودم میدم
نگرانیت برای کارگرانت قابل ستایشه
دستمزدها به دفترم تحویل داده میشن
هر هفته بدون استثناء
بالأخره یه روز باید این کار رو مثه دو تاجر محترم به صرف چای انجام بدیم
این رو از کجا آوردی؟
چنگ خبر داره، مگه نه؟
برات اولین کالسکه رو اجاره کردم
تا 20 دقیقه دیگه از شهر میره و تو باید باهاش بری
من از شهر نمیرم
هیچکس این اطراف رو مثه مری نمیشناسه
اون تو رو صحیح و سالم به شایان میرسونه
شایان؟ - یه زن اونجا ـست، مگی پالمر -
یکی از دوستامه، جات اونجا امنه
!جام همینجا امنه
دیده که با هم توی یه چادریم ...بدین معنی نیست که
فاحشهاش لباس مادرت رو پوشیده بود
من بهش دادمش
خُب، چنگ یه بوهایی برده
این قضیه رو دنبال میکنه و از قراردادت با سییاپ بو میبره
همین که به حساب چنگ رسیدم منم میام پیشت
ما میمونیم و با هم با چنگ میجنگیم
با هیچ جنگی نمیتونیم از این مخمصه خلاص بشیم
کُشتن چنگ، شروع جنگ با سییاپـه
من میخوام باهات زندگی کنم
هی هی هی هی
تو جات اینجا امن نیست
من عاشقتم
متوجه نیستی
!هی گوش کن
باید از اینجا فرار کنی
تا جایی که میتونی سریع و به یه جای دور بری
قبل از اینکه مرگ سراغت رو بگیره
میشنوی چی میگم؟
مرگ به سراغت میاد
همیشه همینطوره
چای هنوز توی جعبهاس
این یه کالسکهی یه نفره اس
هرگز یه نفره نیست
وقت رفتنه
قبل از اینکه شب بشه به نوادا میرسی
از شهر رینو برام تلگراف بفرست
...مِی
باید به کارام برسم، جناب راهآهن
حواست رو بهش جمع کن مری
اینا خیلی اعتیادآورتر از چیزایی هستن که توی مغازهات داری
غذایی که دارید ازش لذت میبرید توسط 5 تا کشتی تندرو
و ده قایق سریعالسیرِ شرکت ام به اینجا رسیده
همهشون منتظرن ازشون یه استفادهای بشه
من به منابعی که بهشون دسترسی داری هیچ شکی ندارم، جناب
به خود من شک دارید
تجارت من
تا الآن چشمم رو به روش بسته بودم
اگر قراره برای سنترال پسیفیک محموله به آسیا جابهجا کنی
باید نسبت بهت درک عمیقتری داشته باشم
من میخوام که اخبار تجارتم رو توی همون روزنامههایی بخونم
که توشون اخبار تجارت شما هست، آقای هانتینگتون
شما تو تجارت فاحشه اید جناب
و تریاک میفروشید
گرچه آشپز خوبی هم هستید
تنها تجارت بزرگ آسیا
با قاچاق تریاک به چین کارش رو شروع کرد
روزی که تجارتت به بزرگی شرکتِ جاردین مدیسون رسید
زبونم رو میبُرم
میدمش بهت بذاریش توی منوی ویژهی روزانهات
فروشندهی بیل دیروز امروز شده گردنکلفت راهآهن
نظام سرمایهداری آمریکا نردبانی خیلی محکمه
نردبانی که به حریم محلهی چینیها تجاوز نمیکنه
پس من نردبانه رو به زمین میاندازم
یه ضربالمثلی* دربارهی اولین کسیه که از دیوار رد بشه هست
من از خون و خونریزی نمیترسم
بازم گوشت اردک میخوام، آقای چنگ
به روی چشم
اینجا - اینجا؟ -
پسر کوچولوی فضولی هستی، مگه نه؟
دفعهی دیگه
بپرس
کرایهات از قبل حساب شده
2دلار بابت لباسه
یه خانم توی شایان منتظرته؟
5دلار
خودم 10تا بابتش دادم - به کی؟ -
اصلاً فروشی نیست
!هرچیزی فروشیه
20دلار
سوار شو
شهر رینو منتظرمونه
همین الآنش هم دیر شده - سوار شو -
وقتشه بابت نیروی کار در آینده تصمیم بگیریم
دوست داری این و اون رو اخراج کنی و یکی دیگه رو بیاری؟
رئیس ماندرین
یکی که از شرق میسیسیپی میشناسمش به اسم میکی مکگینز
میتونه تا به صحرا برسیم برامون هزار کارگر ایرلندی بیاره
آقای چنگ خدمات باارزشی رو برای این راهآهن فراهم میکنه
از روی دستمزدها کش میره کاری میکنه ملت اعتصاب کنن
سرکارگر من رو میکُشه ...آره، حق با شما ـست
خیلی سخته که بابت این خدمات قیمتی تعیین کرد
تجارت چینی اینطوریه
چنگ هرگز بهم خیانت نکرده
تو به چنگ نیازی نداری
فقط ازش خوشت میاد
لباساش، غذاش، لهجهاش
شیفتهاش شدی - پات رو از گلیمت درازتر کردی جناب -
آینده در چینه، آقای بوهانان
ما یه راهآهن نمیسازیم، آقای بوهانان
داریم یه پل میسازیم
که از سرزمین بزرگ ما عبور میکنه
و به اروپا و مشرق زمین متصل میشه
حالا، یا سازگار میشی و سود میبری
یا میجنگی و نابود میشی
فرجام راهآهن به ما بستگی داره، جناب
باید کمکم برای اتفاقات پیش رو نقشه بکشی
برای چیزایی که بعد از آخرین ریل راهآهن وجود داره
چنگ هنوزم به دنبال چیزیه که اون ساخته
تو نقشههات رو من یکی حساب نکن
از اینکه میخوای قرارداد می فونگ رو از شرکت سییاپ بازپس بگیری
کاملاً خبر دارم
اومدم اون قرارداد رو به یه قیمت منصفانه بخرم
یه قیمت معقول، آقای چنگ
یه قیمت بگو
یه فاحشه ارزان میتونه سالیانه برام 4هزار دلار در بیاره
No comments yet. Be the first to leave one.