Mistari 190 ya kwanza.
آنچه گذشت...
غرفه بنفشپوشها اینجاست؟
باید باشه - نمیدونی -
کجا زندگی میکنن؟ - طرفای جاده فرعی 19 -
باشه
پلیس از رابطهت خبر داره
از کجا فهمیدن؟
مامانم داره به بابام خیانت میکنه
داستانش پیچیدهست
خانوم سدکی به شوهرش خیانت میکرده
دخترش تایید کرد
شبی که تراویس مُرد، بهم زنگ زد
اون یادداشت رو برات گذاشت
من نکشتمش، نت
سعی داشتم نجاتش بدم
هر موقع تو سعی میکنی یکی رو نجات بدی،
اتفاقات بدی میفته
من این مزخرفاتت رو تموم میکنم
فعلاً نمیدونم چطور
ولی جلوت رو میگیرم
مامان فوقالعادهای میشی
همهمون بهت کمک میکنیم تا بچه قشنگت
بهدنیا بیاد
تاییسا، تو خیلی مریضی
یادته چی بهت گفته بودم درباره مشکلم؟
داره بدتر میشه - کجا میری؟ -
غرب
سواری میخوای؟
: مترجم « SubMatrix »
وای، سلام، بچهها
خوش اومدین
لوگان راست میگفت. اینجا چه خفنه
این چیزهای جعبه شکل همه فیلمن؟
آره، آره
آره، اون چیزهای جعبه مانند
نوار ویدیویی هستن و تو دستگاه ضبط قرار میگیرن
که این دستگاهها رو هم اجاره میدیم
خیلی خب
"دختر مهمانی" فیلم مورد علاقه جدیدمه
"پارکر پوزی" هم زن رویایی جدیدمه
همین امروز باهاش ازدواج میکنم
خب، باید صف بمونی براش
راستش، یه چیزی برات دارم
سینمایی بینظیر دختر همجنسباز
"خانوم هندوانهای"
خیلی خوبه. شرل دونیه کارگردانشه
حتماً نظرت رو بهم بگو
وای، مرسی - حله -
تای؟
سلام، ون
« ژاکـت زردهـا »
صبح بخیر
کجاش خیره؟
گشنه خان دوباره داره لگد میزنه؟
دیگه نمیدونم چقدر میتونم تحمل کنم
میدونم مزخرفه
حداقل دیگه چیزی نمونده
تای؟
میخوان شروع کنن
الان میام بیرون
چیزی نگو - جدی؟ -
تای، تو هم؟
بیشتر فقط کسشرهای خرافاتی لاتیه
گوش دادن به درخت
ولی ون متقاعد شده از وقتی که شرکت کردم،
دیگه تو خواب راه نرفتم و همین خوشحالش میکنه
همونطور که میبینی
همسر شاد، زندگی شاد
نفس بکشین
چی حس میکنیم؟
سرما
لُپم رو میسوزونه
ولی همچنین باعث میشه حس کنم...
بیدارم
یعنی، واقعاً بیدارم
حس زنده بودن...
بهم دست میده
خوبه
حالا، چه صدایی میشنویم؟
صدای باد
صدای باد رو از لای درختهای کاج میشنوم
آرامشبخشه
انگار صدای زمزمهست
صدای...
آواز میده
خوبه
داریم با طبیعت یکی میشیم
با هم یکی میشیم
همین ارتباط از ما محافظت میکنه
و باید قویترش کنیم. مخصوصاً الان
زندگی جدیدی در راهه
و ما بیصبرانه منتظرشیم
بیصبرانه منتظرشیم
خیلی خب...
دست همو بگیرین
کار دیروزمون رو تکرار میکنیم
سعی کنین با نفس همدیگه هماهنگ شین
و بعد ازش فراتر برین
اونوقت ببینین چی میشنوین
بد پرت کردی، قهرمان
اوه
اوه، اوه
باشه دیگه
کسی با مسیح در نمیفته
این دیگه زیادیه
نکنه تو مسیحی؟
دیالوگی از یه فیلمه
نظرت چیه این دفعه شرط ببندیم؟
اگه همه رو انداختم،
تو باید منو ببوسی
باشه، کاربلد
میدونی چیه؟
قبوله
هول نکن
امتیاز کامل
لعنتی
سرم شیره مالیدی؟
آره، شیره از نوع جنسی
یه دختر نمیتونه زیاد منتظر بمونه، میدونی
فکر کردم توافق کردیم
آروم پیش بریم
یعنی، جفتمون مشکلات خونوادگی داریم
و تو هم تازه
رابطهت رو تموم کردی - درسته -
فکر میکردم یه چیزی بین ماست
ولی انگار اشتباه میکردم
پس بهتره من برم
هی، هی، هی
ببین...
میدونی، اینطور نیست که من نخوام قدم بعدی رو بردارم
چون میخوام
خیلی هم میخوام
فقط موضوع اینه که...
من ازت خوشم میاد، کالی
واقعاً ازت خوشم میاد و
نمیخوام با زیاده روی
همه چی رو خراب کنم
فقط میخوام درست پیش برم
میفهمی چی میگم؟
باشه. آره
باشه؟
منم واقعاً ازت خوشم میاد
عوضی
ایول
بازی رو هم که انگار بردی - خیلی خب -
خب، من برم بشاشم
یه وقت در نبود من تقلب نکنی
من شیفتم تموم شده، صورت حسابتون رو آوردم
ولی اگه چیزی میخواین، بار بازه
عالیه. مرسی
شاید یه کلبه دیگه پیدا کرده
یا حتی آدمای دیگه
خب، اونوقت نجات پیدا میکرد
شاید واقعاً مُرده
و اون روحشه
هاوی، اگه پناهگاهی پیدا کردی، فقط سر تکون بده
گوشت خرسمون رو که دزدیدی، حداقل اینو جواب بده
هی، تراو؟
آره، شاید تو بتونی تو این موضوع کمک بکنی
آماده که باشه خودش صحبت میکنه
هاوی، اونو از کجا پیدا کردی؟
میخواستم برم لب رود
و تور ماهیگیری رو چک کنم
میخوای بیای؟
من خوبم
کاش میشد بیشتر بهت غذا بدم
چی؟
اوه
داشتم با خودم حرف میزدم
باشه...
حله
خب، خب، حالا نوبت توئه
سه تا از آدم معروفایی که دوست داشتی
تو مهمونی شبونهت دعوت کنی؟
بذار فکر کنم
افلاطون
معلوم بود
اریک نیز
چون میخوام بهم رقص یاد بده
گروه "پیشرفت"، "وسواس" و آخری؟
نه، نمیتونم بگم
بگو دیگه. قول انگشتی میدم به کسی نگم
باشه
جک کورکیان
فقط چون حس میکنم کارهاش خیلی شجاعانهست
سال پیش مجبور شدیم سگمون، ویمزی، رو
خلاص کنیم
چرا باید انسانها بیشتر از سگها
عذاب بکشن؟
No comments yet. Be the first to leave one.