Maargan

Maargan (மார்கன்)

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Maargan 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Maoni na Samurai_EP

Lebo

webdl
machine_translated
Yamechapishwa tarehe: 2025-08-29
Upakuaji: 55
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫خانم، من هرگز خوابش را هم نمی‌دیدم که از عکسم در چنین تبلیغاتی استفاده شود.‬

‫حتی یک بار هم از من اجازه نگرفتند.‬

‫سلام..سلام؟‬

‫وانیل داره میره.‬

‫متوجه‌ام، آقا.‬

‫شروتی. آقا؟‬

‫دوربین جاسوسی‌تون رو روشن کنید. باشه، قربان.‬

‫چشم از وانیل برندارید.‬

‫مثل ما،‬

‫قاتل مدام او را زیر نظر دارد.‬

‫زندگی او اکنون در دستان ماست.‬

‫کارتیک، من تو فیسبوک بیشتر از اینستاگرام لایک گرفتم.‬

‫اگر کسی از اعضای خانواده‌تان آن را ببیند چه؟‬

‫بازی من تمام شد.‬

‫رامایا. هوم؟‬

‫باید نزدیک خونه‌ات پیاده‌ات کنم؟‬

‫بعدش گیر میفتم.‬

‫اگر کسی ما را ببیند، رسوایی بزرگی به پا خواهد شد.‬

‫شما بروید.‬

‫باشه.‬

‫کارتی؟ ها؟‬

‫تولدم رو خاطره انگیز کردی.‬

‫این هدیه همیشه برای من خیلی عزیز بوده.‬

‫دوستت دارم، کارتیک.‬

‫وقتی رسیدم خونه بهت پیامک میدم.‬

‫فردا می‌بینمت. خداحافظ. خداحافظ.‬

‫خداحافظ.‬

‫چی شده، سلوی؟‬

‫ مارگان ‬

‫حرکت کن، راه را باز کن.‬

‫گوش کن، اینجا هیچ ماجرای دراماتیکی در جریان نیست.‬

‫همه بروید، بروید!‬

‫این پست حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد آپلود شد .‬

‫سپس فوراً ویروسی شد.‬

‫به کسی مشکوکی؟‬

‫رامایا مرا از گفتن هر چیزی منع کرد .‬

‫دوباره با شما تماس گرفته خواهد شد.‬

‫باشه خانم، برو.‬

‫به من بگو، جاودانه.‬

‫دِرو، یه عکس برات تو واتس‌اپ فرستادم. ببین.‬

‫این قتل در چنای رخ داده است.‬

‫این پست به سرعت وایرال شده است.‬

‫چطور میتونم بعد از دیدن این صحنه سکوت کنم؟‬

‫نحوه مرگ دقیقاً یکسان است.‬

‫لطفا من را به چنای بفرستید.‬

‫نامه استعفای شما تقریباً پذیرفته شده است.‬

‫و دستت هنوز خوب نشده.‬

‫حداقل ۱ سال طول میکشه تا خوب بشه.‬

‫رسماً، این امکان نداره. باشه.‬

‫مزاحم من نشو.‬

‫خودم از عهده‌اش برمی‌آیم.‬

‫چنای شهری است که من می‌شناسم.‬

‫بابا، اگه تو کنارم باشی دیگه چی برای ترسیدن وجود داره؟‬

‫قربان گزارش کالبدشکافی می گوید جسد رامایا‬

‫داروی مخصوصی تزریق می‌شود که باعث سیاه شدن بدن می‌شود.‬

‫شروتی؟ آقا.‬

‫کولر اتاق رو تعمیر کردید؟ دیروز انجام شد، آقا.‬

‫آیا ترتیبی برای استقبال از شما در فرودگاه داده شده است؟‬

‫من کالی رو فرستادم، قربان. باشه.‬

‫گزارش پزشکی قانونی می‌گوید که این دارو بسیار سمی است.‬

‫و-- تلویزیون، اینترنت، اینورتر، همه چیز خوبه، درسته؟‬

‫همه چیز بررسی شده، قربان. باشه.‬

‫لپ‌تاپ‌ها نیز طبق درخواست شما ارائه می‌شوند .‬

‫خوش آمدید.‬

‫خوش آمدید، دروو.‬

‫منتظرت بودم.‬

‫بعد از مدت‌ها می‌بینمت.‬

‫۹ سال و نیم.‬

‫بله، ۹ سال و نیم.‬

‫همه چیز هنوز با چشم واضح است.‬

‫اما دیدنت اینجا...‬

‫...من خوشحالم.‬

‫اگر می‌خواهی اینجا به وظیفه بپیوندی...‬

‫من تمام مسئولیت‌های شما را به عهده می‌گیرم.‬

‫پرونده؟ باشه، آروم باش، درو.‬

‫دارم همه مقدمات رو فراهم می‌کنم.‬

‫ناتاراج؟ آقا؟‬

‫و آقای درو.‬

‫ADGP ارشد، بمبئی‬

‫پرونده را به او بدهید.‬

‫از امروز به بعد، پرونده به طور مداوم پیگیری خواهد شد.‬

‫کاملاً غیررسمی است.‬

‫دِرو، هر وقت خواستی می‌تونی با من در این مورد صحبت کنی.‬

‫بله قربان؟ (بله قربان)‬

‫این پرونده‌ی منطقه‌ی منه، قربان.‬

‫من امروز تمام فیلم‌های دوربین‌های مداربسته را جمع‌آوری خواهم کرد.‬

‫گزارش تحقیقات را ظرف یک هفته ارائه خواهم داد ، قربان.‬

‫به نظر می‌رسد این قتل انتقام‌جویانه بوده است.‬

‫چرا؟‬

‫ممکنه قتل زنجیره ای باشه؟‬

‫اگر هفته‌ی بعد جسد دختر دیگری در سطل زباله پیدا شود، چه؟‬

‫قربان، فقط با یک قتل... ناتاراج.‬

‫نفهمیدی چی گفتم؟‬

‫پرونده را به او بدهید.‬

‫شما این را تصمیم نگرفتید، آقا.‬

‫انگار داره حسابی بهت بد میگذره.‬

‫چی گفتی؟!‬

‫ساعت شما یک ساعت پیش از کار افتاد.‬

‫مراقب باش، درووا.‬

‫من فقط یه هشدار دادم.‬

‫اميدوارم زياد در مورد اين قضيه احساساتي نشيد .‬

‫مطمئناً.‬

‫درو، همان شروتی است.‬

‫سلام. سلام، آقا.‬

‫او به شما کمک خواهد کرد. متشکرم!‬

‫به خوابگاه برو و نفسی تازه کن.‬

‫جسد اینجا پیدا شد؟‬

‫بله، قربان.‬

‫دوربین‌های اطراف رو چک کردی؟‬

‫تقریباً تمام دوربین‌های مداربسته در OMR به دلیل کارهای مربوط به مترو برداشته شده‌اند.‬

‫این نمایه فیس بوک رامایا است.‬

‫«بدترین تولد عمرم»‬

‫این پست ساعت ۲:۳۰ بامداد روز فوت رامایا ارسال شده ، قربان.‬

‫"بهترین تولد زندگیم"‬

‫این مطلب در تاریخ ۱۶ جولای ساعت ۸:۲۰ بعد از ظهر ارسال شده است ، قربان.‬

‫ای وای! آن بیچاره روز تولدش مُرد.‬

‫رامایا دوست پسر داشت؟‬

‫بله. کارتیک.‬

‫همه دارن درباره عکس روی جلدت حرف می‌زنن، کارتیک.‬

‫چنین کلیکی‬

‫از شما می‌خواهم که به پخش شدن فیلم من کمک کنید.‬

‫این اولین فیلم من است.‬

‫زود خوب شو، کارتیک.‬

‫البته، آقا. (البته، قربان.)‬

‫یه کم بهم وقت بده. حتماً میام.‬

‫باشه. کارتی؟‬

‫بفرمایید خانم. برده؟‬

‫دو دقیقه به من فرصت بده. بیا با آنها خداحافظی کنیم.‬

‫خانم، لطفا داخل منتظر بمانید.‬

‫باشه.‬

‫این دخترا رو از کجا گیر میاری؟‬

‫هر کسی متفاوت است.‬

‫میشه اینا رو من بردارم، کارتیک؟‬

‫لازم نیست بپرسی، آقا.‬

‫ببخشید خانم، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟‬

‫لاکشمانا، کارتیک.‬

‫مدلینگ، عکاس عروسی و مجله.‬

‫بله، آقا. کارتیک.‬

‫آیا در روز تولد رامایا عکسی گرفته شده است؟‬

‫آقا، من می‌خواهم ببینم.‬

‫میتونی بهش نشون بدی. مشکلی نیست.‬

‫این یه ربطی به پرونده رامایا داره.‬

‫البته، خانم.‬

‫صبر کن، صبر کن.‬

‫مگر رامایا این عکس را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نگذاشت؟‬

‫بله، قربان.‬

‫عکس رو روز تولدش گرفتم.‬

‫من به عنوان هدیه به او یک زنجیر یک دلاری دادم، آقا.‬

‫اما هیچ وقت فکر نمی کردم...‬

‫رامایا همان شب خواهد مرد.‬

‫آیا چنین زنجیره‌ای به عنوان مدرک پیدا شده است؟‬

‫تا جایی که من اطلاع دارم، نه، آقا.‬

‫عکس رو بهم بدید. حتماً، آقا.‬

‫تمام مدت روز تولدش کنارش بودی؟‬

‫بله، قربان.‬

‫رامایا تا ساعت ۹:۳۰ با من بود.‬

‫حدود ساعت ۱۰:۳۰ او را دم خانه رساندم .‬

‫قربان، فیلم دوربین مداربسته نشون میده که کارتیک ساعت 10:30 شب رامایا رو پیاده کرده.‬

‫تمام فیلم‌ها مرتب شده‌اند.‬

‫آرول؟ صبح بخیر. صبح بخیر، خانم.‬

‫پخش فیلم از خیابان کارپاگام در الندور.‬

‫باشه خانم.‬

‫آقا....این خیابون کارپاگام لین 4 است.‬

‫اینجا خانه‌ی رامایا است.‬

‫بعد از اینکه رامایا به خانه برگشت، اتفاقی برایش افتاد .‬

‫فیلم دیگر را پخش کنید.‬

‫بله، قربان.‬

‫یک ماشین 20 دقیقه قبل از رسیدن رامایا وارد این جاده شد.‬

‫ایست.‬

‫این ماشین مال کیه؟‬

‫بررسی کردی؟‬

‫بله، قربان.‬

‫اینجا TN 22 AG 0252 است. بلک هوندا سیتی.‬

‫مطمئنی؟ پلاک AG؟‬

‫بله، خانم.‬

‫ساعت ۰۲۵۲؟‬

‫مگه سری G فقط مخصوص خودروهای دولتی نیست؟‬

‫بله خانم. من هم شک داشتم.‬

‫RTO گفت که این شماره در پایگاه داده آنها وجود ندارد.‬

‫یعنی شماره پلاک کاملاً جعلیه، قربان.‬

‫نه فقط اعداد.‬

‫ماشین هم تقلبی است.‬

‫هیچ ماشین مشکی در سری هوندا وجود ندارد.‬

‫شاید رنگش عوض شده،‬

‫یا اصلاح شده.‬

‫اون ماشین...‬

‫الان کجاست؟‬

‫اون ماشین دیگه هیچ‌وقت دیده نشد، قربان.‬

‫آقا، اینو ببین.‬

‫این مرد کیست؟‬

‫این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟‬

‫نه فقط اینجا، آقا.‬

‫ما همچنین فیلم مسیرهای دیگر او را داریم.‬

‫نگاه کن.‬

‫می‌خوام مسیر دویدنش رو ببینم. باشه، آقا.‬

‫قربان، اون ماشین، پسره و رامایا فقط تو دوربین مداربسته این خونه دیده شدن.‬

‫فیلم آکواریوم هنوز نرسیده، قربان.‬

‫همه اینجا فیلم دوربین مداربسته را ارسال کرده‌اند.‬

‫کی قراره بده؟‬

‫آقا من از این چیزا سر در نمیارم.‬

Maargan subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left