Mistari 200 ya kwanza.
کار میکنه؟
اوه، سلام
معلومه. اصلاً تا حالا از این استفاده کردی؟
گلدی، من بیشتر اهل غذای بیرونبَرَم
خب، کیفیت این در حد رستورانه
این رو همون مردی گفت که برام خریدش
این شبیه حرفهای شوهر سابقمه که الان دوستپسار توئه
دوستپسارِ فوقالعاده پیگیر و مهربونم
یه جوری میگی انگار چیز بدیه
مرز باریکی بین محبتِ زیاد و خفه کردنِ طرف وجود داره
تولدت مبارک
مرسی مارلا
گل رز؟ اوه، ریچارد
برای رُزِ خودم
تولدت مبارک دخترخاله
مرسی پسرخاله
گلدی، مارلا، چطوری میتونم کمک کنم؟
میتونی برای خودت یه نوشیدنی بریزی و لذت ببری
ممنونم
خواهش میکنم
اینها شبیه شیشکبابهای معمولی نیستن
خب، همونطور که میدونی من اصلاً آدم معمولیای نیستم
اومدی
اوم
بهت افتخار میکنم
سلام تام
مارلا
کِنی زاکس چطوره؟
بدجوری دلباخته شده
مطمئنم. دوطرفهست؟
خب، حالا میبینیم
میدونی دورِ عضلههای سینهت چقدره؟
چی؟
چون کِنی مال خودش رو میدونه
ازم دعوت کرد که باهاش ورزش کنم
اوه، و تو به این پیشنهاد چی گفتی؟
بهش گفتم باید بشقابم رو دوباره پر کنم
و اینکه بعداً باهاش تماس میگیرم
تصمیم درستی گرفتی
آره، و تعجب میکنم که برای مهمونی وقت کردی
منظورت چیه؟
اوه، منظورم اینه که گلدی داشت میگفت
مارلا
که باید شیشکبابهای بیشتری پخش کنم
دیدنت خیلی خوبه، تام
آره
میخوای بگی جریانِ اون چی بود
یا باید نقش کارآگاه رو بازی کنم؟
وقتی نشان داری، دیگه کارآگاهبازی حساب میشه؟
داری از سوالم در میری
مارلا فکر میکنه که
باید زندگی اجتماعی فعالتری داشته باشم
و به شدت معتقده که تو هم باید بخشی از اون باشی
برای همین بهش گفتم که باهات صحبت کردم
و تو گفتی که خیلی خیلی سرت شلوغه
پس دروغ گفتی
بله، گفتم. آره
توی جعبه چیه؟
میخوای نقش کارآگاه رو بازی کنی؟
همیشه
شمع معطر
آه، این که خیلی آسونه! بیخیال
میزبان کجاست؟
آه، اونجا
اون که داره خیلی نزدیک حرف میزنه کیه؟
اون هال بارتولومیوئه، شوهر سابق سوزی
به نظر من که "سابق" نمیاد
این مدلِ همیشگیِ هاله
و سوزی هم فقط داره صمیمی برخورد میکنه
ولی اون قطعاً با ریچارده
جناب کارآگاه
هی، چطوری؟ آقای دکتر
ایشون دنیس لاکوود هستن
تام شولتز
سلام. از آشناییتون خوشبختم
من هم همینطور
همسایهی سوزی
اوه، و همسایهی من
مطبهامون توی بیمارستان دقیقاً کنار همهست
اوه، شما هم دکتر هستین؟
جراحم. بله، درسته
اوه، و دنیس زحمت شرابِ امشب رو کشیده
مستقیم از خودِ ایتالیا
تام، اومدی
نمیخواستم از دستش بدم
سوزی، من رو بغل نمیکنی؟
دنیس، ممنون که شراب رو آوردی
رسمِ همسایگیه دیگه
هی تام، برات یه گیلاس بیارم؟
میل ندارم. ممنون
باشه
سوزی، حداقل میتونستی یکم تلاش کنی
دعوتش کردم، مگه نه؟
استفانی
میبینم اون دوتا هنوز دارن با هم بحث میکنن
اون دوتا مثل کارد و پنیرن
همونطور که میبینی سوزی از مهمونی دادن خوشش میاد
و بعضی وقتها مهمونیهاشون یکم طول میکشه
و دنیس هم شکایت کرده
چی، به پلیس زنگ زد؟
نه، بدتر
به انجمن محلی شکایت کرد
این بدتره؟
برای زندگی توی این شهرک
باید کلی قوانین رو رعایت کنی، و یکیشون اینه که
سه تا شکایت باعث تشکیل جلسه رسیدگی میشه
حالا اگه هیئت منصفه علیه تو رأی بده
ممکنه مجبورت کنن خونه رو بفروشی
سوزی چند تا شکایت داره؟
دو تا، برای همینه که
ازش خواستم کوتاه بیاد و اون مَرد رو هم دعوت کنه
آه، ببخشید بچهها. از دیدنت خوشحال شدم، تام
من هم همینطور
هنوزم از اینکه اومدی خوشحالی؟
حداقل غذاش خوبه
هی، بفرمایید داخل
زن سابقت اینجاست
چی؟
اون اینجا چیکار میکنه؟
نمیدونم. از من میپرسی؟
آخه قرار بود سانفرانسیسکو باشه
میدانم
اوه، ما رو دید. داره میاد این طرف
اوه، داره میاد. آره، داره میاد اینجا
تامی، اوه
جس
اوه
گلدی بری
سلام جسمین
سوزی بهم گفت کترینگ با توئه. چه جالب
فکر نکنم همدیگه رو دیده باشیم
از زمان فارغالتحصیلی دبیرستان
و اصلاً روحم هم خبر نداشت که ازدواج کردی و طلاق گرفتی
خب، تا وقتی که با شوهر سابقت آشنا شدم
اوه، خب، یه جورایی خیلی سریع اتفاق افتاد، مگه نه تامی؟
اوم، خیلی سریع
خب، شما دوتا همدیگه رو از کجا میشناسین؟
راستش داستانش جالبه، خب
تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، من و سوزی توی دبیرستان صمیمی بودیم
توی دِنوِر کار داشتم و فکر کردم یه سری هم اینجا بزنم
جس، اومدی
معلومه که اومدم
اوه، این خیلی خوشمزه به نظر میاد
همینطوره. گلدی یه نابغهست
جسمین
هی. هال
شما دوتا با هم آشتی کردین؟
جس، هنوز طلاق گرفتهایم
اما خوشحالم که اینجام
تا تولد این زن فوقالعاده رو جشن بگیریم
مگه همهمون اینطور نیستیم؟
جس، این دیگه خیلی زیاده
مگه محبوبت نیست؟
آره، و برای همینه که میدونم ۹۰۰ دلار قیمتشه
اوه، تو ارزشش رو داری ولی بذارش برای بعد
من هر چی که الان آماده هست رو میخورم
داری شوخی میکنی؟
من الان توی مهمونی تولدشم
اون چیزی به من نگفت
فکر کرده میتونه بزنه زیرش؟
ما با هم قرارداد داریم
تهدیدش نکردم. شاید باید بکنم
شوخی میکنم. من بهش صدمه نمیزنم
حداقل نه جلوی بقیه
هی، سوزی و کنی با هم همکارن؟
آره، اون داره اون آپارتمانها رو توی هایپریون میسازه
و سوزی سرمایهگذار اصلیه
چطور؟
چون همین الان اتفاقی شنیدم داشت با تلفن حرف میزد
چون داشت داد میزد
فکر کنم سوزی میخواد بکشه کنار
و اون یه چیزی گفت در مورد اینکه
جلوی بقیه بهش صدمه نمیزنه
این رو گفت؟
آره
شاید شوخی بوده
شوخیِ جالبی نبود
سلام
چقدر خوردی؟
راسته؟
میخوای حرف دنیس رو باور کنی؟
اون داره سعی میکنه مجبورم کنه خونهم رو بفروشم
اوه، پس نمیخوای جواب سوالم رو بدی؟
همونطور که خوب میدونی، من و هال با هم گذشتهای داشتیم
من در مورد گذشتهتون نمیپرسم
میپرسم چرا اینجا بود و ساعت دو صبح رفت
اوه، اینجایی
اینجام. چه خبر؟
میخواستم بدونم برای کیک آمادهای یا نه
بله، البته
باشه. بیا
سوزی، باید حرف بزنیم
میتونیم این رو بذاریم برای بعد؟
اینجا چه خبره؟
داره بهم خیانت میکنه
چی؟
با اون شوهر سابقِ بدبختش
اصلاً از کجا این رو میدونی؟
گلدی، واقعاً فرقی هم میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.