Scorpion

Scorpion

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

Scorpion - 03x22 - Strife on Mars
Maoni na EISHEN
► ElSHEN | IRANFILM ◄

Lebo

other
Yamechapishwa tarehe: 2017-04-18
Upakuaji: 31
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫ آنچه گذشت...

‫من یه عروسی بزرگ می‌خوام

‫خوابشم نمیدیدم که با یه جیگری مث تو ‫ازدواج کنم، من...

‫این بزرگترین دستاورد زندگی منه

‫من فقط... ‫فقط می‌خوام همه بدونن

‫من می‌خوام کاندید منطقه‌ی 16

‫آلتادینیای غربی

‫در انتخابات محلی پیش رو بشم

‫بخوام به زبون عام بگم

‫اکسیژنش تموم شده و قاطی کرده

‫و تنها کسی که داره باهاش حرف می‌زنه ‫توئی

‫چون فکر می‌کنه تو اون بالا همراهشی

‫چی؟! ‫چی داره میگه؟

‫یه سری چیزا

‫وای پسر!

‫بنابراین باهاش حرف بزن و

‫مجبورش کن که اون دسته‌ی آبی رو بکشه ‫تا دریچه‌ی خارجی باز بشه

‫اگه نتونم چی؟

‫والتر می‌میره

‫زمان‌بندی مسیر به خوبی انجام شده

مهمونی مجردی توبی و هپی

به تموم جاهایی که می‌خوایم می‌رسه

‫خب، چه کلوبایی رو انتخاب کردی؟

‫اول، مرکز علمی

‫بعدش هم میریم افلاک‌نما

‫یه بازدید سریع

‫از موزه‌ی تاریخ طبیعی

‫و روز رو هم با بازدید از دریا‌ی سالتون تموم می‌کنیم

‫می‌دونی که دریای سالتون

‫به‌خاطر کثیفی آبش ‫یه محدوده‌ی رها شده‌ست؟

‫و به‌خاطر شور بودن آبش

‫باعث شده تا به بهترین محل ‫برای زندگی مرغان دریایی تبدیل بشه

‫سیلی درخواست کرد تا این دریا رو ‫به جشن اضافه کنیم

‫خیلی‌خب، می‌ترسیدم از این جریان

‫بنابراین خودم مهمونی مجردی ‫مثل بقیه پیاده کردم

‫که با گرفتن یه ماشین

‫که سیلی و کیب رفتند بیارند آغاز میشه

‫تازه پینیاتا هم داریم

‫- پینیاتا؟ ‫- آره، خودم سفارش دادم

‫که شبیه هپی و توبی باشند

‫با شکلات و چندتا بطری کوچیک ‫پرشون می‌کنند

‫و می‌تونند بزنند پدر همدیگه رو دربیارند

‫خیلی باحاله

‫به اندازه‌ی مرکز علمی که باحال نیست

‫داری اینو میگی چون ‫اتوبوسی که کرایه کردم رو ندیدی

‫پیج اینو کرایه کرده؟

‫اولین ملاقاتت چطور بود؟

‫کل شب رو واسه اولین صبحانه‌ی ‫رسمیم آماده شدم

‫مشخص شد تنها کاری که همه داشتند

‫شکایت کردن از دوربین‌های ثبت تخلف

‫و نیروهای تمیزکاری گوه سگ بوده

‫هیچکی دوست نداره پاشو بذاره ‫توی گوه سگ بچه‌جون

‫بفرمایید جناب نماینده

‫وای

‫چه باکلاسه

‫آخ

‫این بوی بدی میده

‫میشه من یکم بخوابم؟

‫خیلی خستم

‫اگه تونستی بخواب

‫یا پدر راه شیری

‫خاموشش کن

‫نمیشه، وصلش کردند به موتور ماشین!

‫فک کنم اینم بخشی از

‫خوش بودن واسه مهمونیه

‫مطمئنم هپی می‌تونه درستش کنه

‫باید بریم به آپارتمانش

‫تا به توبی کمک کنیم ‫چندتا از جعبه‌هاش رو ببره خونه‌ی هپی

‫پس تند برو

‫حرفم اینه که روی چندتا جعبه ‫توافق کردیم

‫نه یه کامیون پر از آت و آشغال

‫اینا یادبود از یه زندگی خوبه

‫بیشتر شبیه خرت و پرت از ‫زندگی یه آواره‌ست!

‫آخه هزارتا کلاسور داری

‫آره تحقیقاتم و مقالاتمه

‫یه روزی هاروارد اینا رو ‫واسه کتابخونه‌ش می‌خواد

‫اگه کامل نشده باشن ‫ارزشی ندارن

‫همون «ارزش ندارن» درسته!

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫توبی دیکه ‫(موبی دیک+ توبی)

‫کلاهش رو نمی‌بینی؟

‫هدیه‌ی یکی از مریضامه که ‫بدجوری درگیر موبی دیک بود

‫می‌تونیم بذاریمش بالای شومینه

‫می‌تونیم بندازیمش توی شومینه!

‫نمی‌خوام آپارتمانم رو پر از ‫این خرت و پرتا کنم

‫دیگه آپارتمان تو نیست

‫خونه‌ی ماست

‫یه اتاق خواب اضافه داریم

‫اتاق موتور سیکلتم؟

‫من موتورهام رو با آشغالای تو طاق نمی‌زنم

‫بعدا درموردش حرف می‌زنیم

‫داریم دعوا می‌کنیما ‫چیکار داری؟

‫یه پرونده داریم

‫چیز خیلی باحالیه ‫کار تو و هپی تمومه؟

‫آره، فقط چندتا جعبه‌ی دیگه مونده

‫خیلی‌خب

‫سیلی و کیب رو هم وصل می‌کنم

‫والتر وصل شدیم

‫پرونده چیه؟

بومگاه مریخ بعد از سولوانگ

‫یه کار مهندسی سریع

‫ما می‌تونیم پوششش بدیم ‫تو و کیب هم

‫برید پینیاتای پیج رو بگیرید ‫و بیاید اونجا پیشمون

‫وقتی کارمون تموم شد ‫می‌تونیم بریم سراغ مهمونی هپی و توبی

‫خیلی خوبه

‫زود بهتون می‌رسیم

‫حالا که حرف رسیدن شد

‫مگه قرار نبود شماها توی اثاث‌کشی ‫بهم کمک کنید؟

‫یکم دندون رو جیگر بذار

‫- ما پیچیدیم توی... ‫- خیلی جعبه داره

‫من حال ندارم این همه رو ‫جابه‌جا کنم

‫پیچیدیم توی ترافیک ‫بدجوری ترافیک شده

‫سر موقع نمی‌رسیم

‫هی، من دارم می‌بینمتون عوضیا

‫چی؟ ‫قطع و وصل میشه

‫ایول

‫به مریخ خوش اومدید

‫شبیه‌ساز اکوسیستم مریخ ‫توسط صنایع فضایی کپر

‫صنایعی بسیار پیشرفته

‫که به صورت کامل ‫محیط و زندگی

‫سیاره‌ی سرخ‌رنگ را ‫که توسط مهاجران بین‌کهکشانی ما

‫دیده شده را شبیه‌سازی می‌کنند

‫گرچه برای مقاومت در مقابل ‫باد‌های شدید مریخ

‫از فیبر کربنی غیر قابل ‫شکست و پاره شدن ساخته شده

‫دارای محل اقامتی بسیار لوکس ‫آزمایشگاه‌های آماده به کار

‫و یک باغ بهشت مجازی

‫با توانایی رشد غذاهای مختلف است

‫شبیه‌ساز اکوسیستم مریخ اولین کپی کننده‌ی زیست‌گاه زمین

‫برای ناساست

‫واقعا تاثیربرانگیزه

‫خیلی ممنون ‫در حال حاضر در آخرین فاز

‫از آزمایش 12 ماهه‌مون هستیم

‫سالوادور روزلی، شیمیدان

‫و جنیفر هنینگ، یک گیاه‌شناس حرفه‌ای

‫30 روز تا پایان عملیاتشون فاصله دارند

‫11 ماه پیش

‫وارد اکوسیستم شدند تا ‫تاریخ رو رقم بزنند

‫هی، دست سال رو ببین که ‫روی کمر جنه

‫اگه این بالا باشه بحثش کاریه

‫اما وقتی بیاد اینجا ‫بحثش خوش‌گذرونیه

‫اگه اونجا بهشته ‫آدم و حوا طی 11 ماه گذشته

‫یکم کارای جهنمی کردند

‫به محض اینکه ماموریتشون تموم بشه

‫به هرکدوم صدهزار دلار پول نقد ‫جایزه داده میشه

‫و صنایع کپر هم

‫یه قرارداد چند میلیارد دلاری ‫از ناسا دریافت می‌کنه

‫تا اولین زیستگاه رو در مریخ بسازه

‫البته به شرطی که ما شبکه‌ی برق ‫توریمتون رو درست کنیم

‫دقیقا ‫امروز صبح از کار افتاد

‫ما به خط دروازه رسیدیم

‫نمی‌تونیم بذاریم این آزمایش ‫با شکست مواجه بشه

‫براساس شماتیکش ‫حداکثر چندساعت طول می‌کشه

‫تا شبکه رو درست کرد

‫من گیج شدم

‫درگیر شدن اسکورپین در این ماموریت

‫منجر به خرابی نتایج آزمایش نمیشه؟

‫اینجوری نمیشه گفت

‫در ماموریت‌های ناسا ‫یه مهندس هم فرستاده میشه

‫تا مشکلات برقی رو برطرف کنه

‫اما مشکل بزرگتر، تماس با

‫سالوادور و جنیفره

‫در واقعیت

‫اولین پیشگامان مریخ ‫از بقیه‌ی

‫انسان‌ها تا آخر عمرشون جدا میشند

‫بنابراین اگه روش علمی شما

‫اینه که نتایج دست نخورده باقی بمونند ‫نباید بهشون اطلاع بدیم

‫مشکلی نیست

‫براساس برنامه‌ریزی ‫دانشمندان من قراره

‫کل روز رو در آزمایشگاه باشند ‫و تحقیق کنند

‫و شبکه‌ی برق نزدیکشون نیست

‫قبل از اینکه راه بیفتید ‫باید تلفن‌های همراهتون

‫و رادیوهاتون رو بهم بدید ‫برای وارد نشدن نقص به آزمایش

‫همتون هم باید قرارداد

‫عدم افشای اطلاعات رو امضا کنید

‫تا نتایج رو به ناسا اعلام نکردم

‫کسی نباید درمورد جزئیاتش باخبر باشه

‫البته

‫حالا که حرف رادیو شد

‫ارتباط بین زمین و مریخ به خاطر فاصله‌ی زیاد

‫با تاخیر انجام می‌گیره

‫آزمایش شما این رو هم دخیل کرده؟

‫کاملا

‫سیستم ما برنامه‌ریزی شده تا یه ‫وقفه‌ی 20 دقیقه‌ای ایجاد کنه

‫تا هرچیزی که دیده میشه یا شنیده میشه

‫1,200 ثانیه قبل رخ داده

‫تو واقعا آدم باهوشی هستی

‫باهوش‌ترین در این اتاق

‫عشق اینجور چیزاست

‫البته ‫خب کارمون شروع شده

‫بفرمایید

‫کلید ورود

‫وقتی کارتون تموم شد ‫من از راه دور در رو باز می‌کنم

‫تا بتونید خارج بشید ‫دانشمند‌ها رو زندانی کردید؟

‫همیشه می‌تونند درخواست خروج کنند

‫اما تاخیر 20 دقیقه‌ای ‫اجازه‌ی تعمق میده

‫و مانع از تصمیمات عجولانه میشه

‫که می‌تونه منجر به نابودی ‫یه معامله‌ی چندمیلیارد دلاری بشه

‫من یه ماشین آماده کردم که شماها رو می‌بره به گنبد

‫داخل صحرای کامینو ‫نزدیک 40 دقیقه راه

‫از مرکز کنترل عملیاته ‫یعنی جایی که من دارم میرم

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left