Mistari 200 ya kwanza.
شاید این تقدیره
که امروز چهارم جولاییه
شما یک بار دیگه برای آزادیمون میجنگید
نه علیه ظلم، استبداد یا شکنجه
بلکه برای فرار از نابودی
ما برای حق زندگیمون میجنگیم
ما برای حق زندگیمون میجنگیم
دنیا یکصدا اعلام کرد
که ما بیصدا در تاریکی شب تسلیم نمیشیم
بدون جنگیدن محو نمیشیم
ما به زندگی ادامه میدیم
ما زنده میمونیم
امروز، ما ... رو جشن میگیریم
جانهای بیشماری
که در جنگ سال ۹۶ از دست دادیم
بیهوده فدا نشدن
اونا به ما انگیزه دادن تا از خاکستر برخیزیم
به عنوان مردمی متحد از یک دنیای واحد
ساله که دنیا هیچ درگیری مسلحانهای به خودش ندیده ۲۰
ملتها اختلافات جزئیشون رو کنار گذاشتن
در کنار هم خانوادههامون رو دوباره ساختیم
شهرها و زندگیمون رو
ترکیب تکنولوژی انسان و بیگانه
نه تنها به ما قدرت غلبه بر جاذبه رو داد
و باعث شد با سرعتی غیرقابلتصور سفر کنیم
بلکه بالاخره سیارهمون رو دوباره امن کرد
سخنرانی عالی بود، پتی
ممنونم خانم رئیسجمهور
یه لحظه
آمادهایم قربان
کاپیتان هیلر
به کاخ سفید خوش اومدی
خوشحالم که برگشتم
نمیتونم بگم چقدر افتخار میکنیم
که پرچم ما رو اون بالا به اهتزاز درمیاری
باعث افتخاره خانم رئیسجمهور
پدرت مرد بزرگی بود
اون خیلی بهت افتخار میکرد
فکر کنم وزیر دفاع رو میشناسی
قربان
از دیدن دوبارهت خوشحالم پسرم
میدونم نیازی نیست شما دوتا رو به هم معرفی کنم
خانم، اجازه بدید برای عکس ظاهرتون رو مرتب کنیم
داری تو دنیا پلههای ترقی رو طی میکنی
این رو شوالیه با زره درخشان آمریکا میگه
اوه، تویی که دوباره برگشتی کاخ سفید
آره، به عنوان یه کارمند اون مزایایی رو که
موقعی که اینجا زندگی میکردم داشتم، ندارم
کاپیتان. بله؟
آمادهایم. ممنون
دیلن
وقتی جیک رو اون بالا دیدی، باهاش مهربون باش
یدککش شماره ۱۰ ماه، موقعیت رو تایید کن
هفت مایل فاصله، داریم نزدیک میشیم
این کندترین سفر عمرم بود
هی، بیخیال، حال کن
کارهای بدتری هم بود که میتونستی انجام بدی
تا اینکه یه سلاح نیم تریلیون دلاری رو یدک بکشی
آره خب، من به هیجان بیشتری نیاز دارم
هی، میدونی؟
مجبور نبودم تا اینجا دنبالت بیام
چرا مجبور بودی. بدون من تنها میمونی
من جوانترین دانشجوی ممتاز
در تاریخ آکادمی بودم
میتونستم هر جایی مستقر بشم
مثلاً سندیگو، میدونی؟
ساحل، موجسواری
تو تو کل عمرت یه روز هم موجسواری نکردی
ولی من زود یاد میگیرم
تعادلم هم عالیه. مثل گربه
آخه چارلی، گربهها از آب متنفرن
چهار درصد. رانش معکوس
۱۰ مفهومه، یدککش
رانش معکوس چهار درصد
یدککشها و سلاح در مرحله تقرب نهایی هستن
در موقعیت مستقر شدن قربان
اتصال تا سه، دو
یک
شروع عملیات جداسازی
تمام یدککشها جدا بشن
میدونی کلاً ۳۶ تا زن
توی این پایگاه ماه هست؟
مطمئنم بالاخره یکیشون بهت پا میده رفیق
میدونی، اینطوری نیست که همهشون ردم کرده باشن
منم واسه خودم معیارایی دارم
اوه! چیکار کردی؟
هیچی
اون صدا اصلاً شبیه هیچی نبود
یدککش ۱۰ با سلاح برخورد کرد
گیرهها متوقف شدن
جواب نمیدن قربان
تمام یدککشها، مانور فرار
بکش عقب! بکش عقب
چارلی! الان پایگاه رو له میکنه
گفتم بکش عقب
منفیه قربان
جیک، این جت جنگنده نیست
یادم ننداز
ستوان میلر
شما احمقا دارین چیکار میکنین؟
نمیدونم قربان
داریم میمیریم! من اینطوری میمیرم
قربان، داره سرعت سقوط رو کم میکنه
آروم باش و به چیزای خوب فکر کن
دارم موتور گداختی رو فعال میکنم
دیوونه شدی؟ جزغاله میشیم
آره، احتمالش خیلی زیاده
زود باش
ایول
ایول
واقعاً داره جواب میده
راستش فکر نمیکردم جواب بده
ای گندش بزنن
جیانگ با عصبانیت داره میاد و قیافهش هم تابلوعه
اون میدونه ما چینی بلد نیستیم، مگه نه؟
هوو! بخیر گذشت قربان
نزدیک بود همهمون رو به کشتن بدی
آره خب... ولی بعدش همه رو نجات دادم
بابت جمع کردن گندی که خودت زدی، بهت جایزه نمیدن
و یکی از یدککشهای من رو هم داغون کردی
راستش قربان، اگه کسی مقصر باشه
قربان، تمرکزم رو از دست دادم. دیگه تکرار نمیشه
آره، تکرار نمیشه
تو تا اطلاع ثانوی ممنوعالپروازی
هنوز میتونم تلویزیون تماشا کنم یا
لازم نبود تقصیر رو گردن بگیری
آره خب
اون که همین الانشم از من متنفره. چرا سنتشکنی کنیم؟
ترابری ۱۰۳-ایآرپی-۱
ژنرال آدامز، دارن ما رو هدایت میکنن
۱ به سمت زندان بیگانگان، سکوی
ژنرال، امیدوارم دلیل خوبی داشته باشه
من و همسرم داشتیم از یه صبح دلانگیز لذت میبردیم
توی یه هتل خیلی گرونقیمت
متاسفم قربان
فکر کردم باید این رو ببینید
قربان
از چند ساعت پیش شروع شد
ببینید رفتارشون چطور تغییر کرده
بعد از ۲۰ سال که تو کما بودن
مدیر لوینسون رو برام پیدا کنید
تلاش کردیم
در دسترس نیست قربان
باید من رو جدی بگیرید
سه هفتهست که کل سیاره رو
دنبالتون میگردم
ولی حالا که گیرتون آوردم
ببخشید، شما کی بودید؟
فلوید روزنبرگ
بازرس منصوب دولت
لطفاً توجه کنید
داریم وارد مناطق جنگی میشیم
باید سرعت رو کم کنیم
نمیخوایم جوری به نظر بیایم که انگار تهدیدی هستیم
خب، حالا از ضمیمه ۲ شروع میکنیم
میدونم خیلیها
نسبت به حسابرسی واکنش منفی دارن
ولی به نظرم تجربه سازندهایه
لوید. لوید، لوید
فلویده
الان باید یه دوست رو ببینیم
یه آدم حسابی. بیا سلام کن
ما کجاییم؟
مدیر لوینسون
مدیر لوینسون
اون مردا کیان؟
نیروهای شورشیِ آمبوتو هستن
همون جنگسالاره؟
فکر نکنم جای نگرانی باشه
باباش تازه مرده و شنیدم پسرش
خیلی آدم میانهروتریه
اِ... سلام رفقا
چطور مطورید؟ بگید ببینم، اوم
دنبال دیکمبه آمبوتو میگردم
میبینم که انبار مهماتشون رو پیدا کردی
دیوید لوینسون، یگانه و بیهمتا
کاترین، واو
تو اینجا چیکار میکنی؟
فکر نکردی که تنها کارشناسی هستی
که اون خبر کرده، نه؟
یه جورایی از دیدنت شوکه شدم
منم تعجب کردم که هنوز اسمم یادت مونده
هی، هی، بیخیال
بیا حرفهای رفتار کنیم
خب، هردومون یادمونه دفعه قبلی که
سعی کردیم حرفهای باشیم چی شد
دارم یه تنش ملموس رو اینجا حس میکنم
ما تو چند تا کنفرانس بهم خوردیم
حتماً همینطوره
خفه شو فلوید
مدیر لوینسون، متاسفم
کار ما اینجا تموم نشده
کدوم برگهها؟
اوم، این شکلیه
اوم
خب، چرا آمبوتو جونیور به روانپزشک نیاز داره؟
مشکلات حلنشده با باباش؟
مردمش ۱۰ سال با بیگانهها جنگ زمینی داشتن
ارتباطشون قویترین چیزیه که تا حالا دیدم
انگار ذهنشون
No comments yet. Be the first to leave one.