How to Get to Heaven from Belfast

How to Get to Heaven from Belfast

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

How to Get to Heaven from Belfast S01E08 Anagnorisis 720p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 How to Get to Heaven from Belfast 2026 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-13
Upakuaji: 37
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

دو تا دختربچه یک شب زدن بیرون

همه رو بدجوری ترسوندن

کارا

دوست ندارن بگن بعدش چی شد

چشماشونو بستن و آرزو کردن تموم شه

بوکر، باید رد رو پاک کنیم

مامان؟

دوستت دارم

نمی‌تونن ازش فرار کنن، هنوز دست از سرشون برنمی‌داره

جدا اما جدانشدنی

یهو از هیچ‌کجا پیداش شد

از یه جایی اومده بود رابین، و حالا اون مرده

ما... ما فقط... ما، می‌دونی... ما فقط... فقط مجبوریم جابه‌جاش کنیم

جابه‌جاش کنیم؟ آره. می‌دونی، مثلاً قایمش کنیم

مخفیش کنیم. تمومش کن

اوکی. زود باش. کمکم کن. نه

کمکم کن. لعنتی. من پشت فرمون بودم. من داشتم رانندگی می‌کردم

مشروب خورده بودم

رابین. چیه؟

نگاه کن

نه

نه

امکان نداره

نمی‌تونه گرتا باشه

اگه بیفتم زندان قول بده مراقب بچه‌هام باشی

چی؟ تو زندان نمی‌ری. من همین الان یه نفرو کشتم

خب، جیم بابای خیلی خوبیه

اگه منو بندازن پشت میله‌ها، اون از هم می‌پاشه

فکر کنم قوی‌تر از اون چیزیه که تو فکر می‌کنی

نمی‌خوای مراقب بچه‌هام باشی؟ بحث اون نیست

بچه‌های من مگه چشونه؟ بچه‌هام خیلی هم ماه و معرکه‌ان

فقط فکر می‌کنم نباید انقدر قضیه رو فاجعه‌بار کنی. من بزرگش نمی‌کنم

اوضاع خودش فاجعه‌باره

نمی‌شه یه فاجعه رو فاجعه‌بارتر کرد. خب، همه همین الانشم فکر می‌کنن اون مرده

چی؟ برای یه آدم مرده که نمی‌ری زندان

ولی جنازه وسطِ

وای خدای من، رابین، بدبخت شدیم

رابین، اون گفت من عاشق هرج‌ومرجم

راست می‌گه. هستم

و تو فقط ۱۶ سالت بود. فکر می‌کردی داری به یه دوست کمک می‌کنی

این گندکاریِ گرتاست و تو فقط گیر افتادی توش

خودم دلم می‌خواست گیر بیفتم توش

چرا؟

وقتی دختر جوونی بودم، تمام فکرم آینده بود

اینکه چیکار می‌خوام بکنم، با کی باشم

هیجانِ تمامِ چیزایی که پیشِ روم بود

اما حالا رسیدم اونجا. توی آینده‌ام

همینه که هست

چسبیدم به پرده‌ی دومِ زندگی

همش فکر می‌کنم اگه این یه فیلمنامه بود و من یه شخصیت، اصلاً جور در نمی‌اومد

من به این نقش نمی‌خوردم

نمی‌دونم چی می‌خوام یا به چی باور دارم

حتی نمی‌دونم قهرمان قصه‌ام یا شخصیت منفیِ لعنتی

نباید تا الان این چیزا رو می‌فهمیدم؟

من نمی‌دونم کی هستم، لیام

و وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، به اون کسی که بودم

به اون دختر جوون، به اون دختر شوخ و نترس و بلندپرواز، من

با خودم می‌گم اگه الان منو می‌دید چی فکر می‌کرد

و نگرانم که، اه

که ناامیدش کرده باشم

من می‌دانم کی هستی

حقیقت داره

من می‌بینمت، سیرشا

شنای شبونه، قدم زدن لب ساحل

همیشه ساکت، بدون کلام

بعد اسممو صدا می‌زنی

و ته دلم می‌فهمم دوستت دارم

دور شو، بیشتر دلم برات تنگ می‌شه

تا وقتی که ساحل رو ببینی

لعنتی. پلیس. پلیس اینجاست

فکر می‌کنی چه خبره؟ فکر می‌کنی اون توئه و داره ازش سوال‌جواب می‌کنه؟

مثلاً داره بازجوییش می‌کنه؟

احتمالاً

نمی‌خواستم هیچ جای دیگه‌ای باشم

جز اینجا

نمی‌خوام ما رو ببینه. منم همین‌طور

چیکار کنیم؟

در می‌زنیم و وقتی در رو باز کرد، می‌گیریمش

باشه. اگه اون در رو باز کرد چی؟

لعنتی. واسه همین بود که می‌گفتم یه مدل در زدن رمزی داشته باشیم

خداوندا. خواهش می‌کنم نه. باز شروع نکن با این در زدن رمزی

ولی همش می‌گفتین "آخه کی قراره از در زدن رمزی استفاده کنیم؟"

الان وقت این بحثا نیست. وضعمونو نگاه کن

اگه اون در رو باز کرد، فقط فلنگو می‌بندیم، اوکی؟

منظورم اینه که اصلاً به خوبیِ اون رمزه

نگو "در زدن رمزی". باشه

نمی‌خوام جای دیگه‌ای باشم

هیچ‌جا جز اینجا... الو؟

نگران نباش. نگران نباش. من می‌رم. من می‌رم

سلام؟

ببین

عصبی هستی، درکت می‌کنم. ولی فکر کنم بهتره فعلاً بیخیال شیم تا فردا

می‌دونیم اون توئه. اون جناب پلیس. اون مرد-پسر

لیامِ پلیس. پلیس-مرد، لیام. باید دکش کنی

من... فکر کنم باید باهاش حرف بزنیم

باهاش حرف بزنیم. باهاش حرف بزنیم. خانوم می‌گه باهاش حرف بزنیم

آره، البته شاید نه الان چون هر دوتاتون یه جورایی زدین به سرتون

دلیل خوبی داریم که زده باشه به سرمون

وای خدای من. باهاش خوابیدی؟

نه

اون پیرهن اونه؟

اوکی، شاید یه کوچولو باهاش خوابیده باشم

یا ابوالفضل، سیرشا. این الان خوبه یا بد؟

خب، خوب بود. ولی چون با یکی دیگه نامزدم، پس بده

یعنی برای ما بده

اوکی، گیج شدم

یه اتفاقی افتاده. چه جور اتفاقی؟

قضیه گرتاست

برو. زود، زود، زود

شوخیت گرفته دیگه لعنتی؟

سیرشا، وایسا

این چیه؟

متاسفم

می‌کشمش

تو به اندازه‌ی کافی آدم کشتی

دیگه خبری از کشت و کشتار نخواهد بود. ممنون، خواهشاً

خیلی متاسفم

برو، برو، برو

چرا با خودت چاقو داری؟ این خودنویسه

آخه کی از خودنویس استفاده می‌کنه؟

تو هیچ‌وقت نمی‌تونی عاشق یه آدم نرمال بشی

کجا؟

جنازه‌اش رو کشیدیم بردیم اونجا

اگه انقدر اوضاع داغون نبود، شاید خنده‌دار به نظر می‌رسید

اینکه ما سه تا داریم سعی می‌کنیم ثابت کنیم اون هنوز زنده‌ست رو می‌گم

ببین این تحقیق و تفحصِ احمقانه‌مون ما رو به کجا رسوند

دلیلِ نبودنش، ماییم

چی؟

اون دیگه نیست

کیت پنچرگیری؟

آره

چی رو پنچر کردی؟

تایر ماشینم. آخه چرا باید همچین کاری کرده باشی؟

من نکردم

خب پس چرا لازم داری پنچرگیریش کنی؟

اوکی، حالا داری یا نه؟

من فقط یه دربازکن دارم

کاری که "روسا" ازمون خواسته خیلی زیاده‌روی به نظر میاد، عزیزم

مهم نیست چه حسی داره

ولی کشتنِ یه مشتری؟ خیلی داغونه

اون دیگه مشتری نیست

کلاً حسِ گندی داره، می‌دونی؟

مثل اون دفعه نیست که با اون یارو تسویه حساب کردی

همونی که با دوست‌دخترِ بیچاره‌ش اونجوری وحشی‌گری کرد

حقش بود. باهام حرف زد

چی؟

همون‌طور که وایساده بود و یه گلوله تو سرش بود، داشت باهام حرف می‌زد

فقط برای یکی دو ثانیه

چی گفت؟

یه چیزی در مورد گل‌ها. گل؟

رز. داشت سعی می‌کرد یه چیزی در مورد گل‌های رز بهم بگه

شاید می‌خواسته برای اون دختره رز بخره. همون دختره

یه حرکتِ رمانتیکِ داغون برای بار آخر

مردایی مثل اون همیشه فکر می‌کنن شاهزاده‌ی رویاهان

هیچ‌وقت نمی‌فهمن که در واقع همون گرگِ بدجنسن

و حرف منم همینه

آدم واسه یه عوضی مثل اون خوابش حروم نمی‌شه، ولی

نمی‌تونی از مسیر خارج بشی. دستور صادر شده

روسا اصلاً شوخی نداره، مگه نه؟

منظورم اینه که، گرتا گرینِ بیچاره یه بحثه

ولی از بین بردن کل خانواده‌اش

آمار تلفات خیلی بالاست، عزیزم

گفتی سه نفر دیگه هم هستن؟ دوستای قدیمی؟

فازشون چیه؟ مطمئن نیستم

می‌دونی، وقتی اولش وارد این تشکیلات شدم

بهم گفتن آدمایی مثل ما سیستمشون کلاً فرق می‌کنه

واسه همینه که می‌تونیم این کارا رو بکنیم

آدمای معمولی هم حسش می‌کنن

واسه همینه که معمولاً سدِ راهمون نمی‌شن

ولی نه این سه تا

شاید از هیجان خوششون میاد. از آشوب

شاید دلشون می‌خواد مجازات بشن

شاید دنبال یه چیزی می‌گردن

حقیقت. یا معنا

یا شاید اونام کلاً سیستمشون فرق می‌کنه

و حالا این ماجراجوییِ کوچیکشون باید به آخر برسه

فرار کن خرگوش، فرار کن

حالا چی؟

دقیقاً نمی‌دونه کجا

ولی لیام می‌دونه چارلز یه جایی تو محوطه‌ی مدرسه دفن شده

به لطفِ جنابعالی

آره، بیا دوباره همینو تکرار کن. خیلی مفیده

حتماً دهنشو بسته نگه می‌داره. چرا باید این کارو بکنه؟

چون باهاش خوابیدی

من... وای خدای من، من باهاش نخوابیدم که مثلاً ساکتش کنم

باهاش خوابیدی و فکر می‌کنی هنوز ممکنه لوِت بده؟

یا ابوالفضل، مگه چقدر کارت داغون بوده؟ اوکی، این دیگه

این... این اصلاً ربطی به مهارت‌های من نداره

مهارت‌های من... می‌شه لطفاً در مورد مهارت‌هات حرف نزنی؟

اون آدم با پرنسیپیه. جدی؟

موقعی که داشت باهات حال می‌کرد با پرنسیپاش چیکار کرد؟ گذاشتشون روی پاتختی؟

دخترا، خواهش می‌کنم

نمی‌تونیم برگردیم عقب

نه الان

این قضیه کلاً به دو روش تموم می‌شه

با جواب یا بدون جواب. من که می‌دونم کدومشو ترجیح می‌دم

تو چی؟

اون تنها کسیه که می‌تونه این داستان رو تموم کنه و یه جایی اون بیروناست

حتماً هست

و ما باید پیداش کنیم

How to Get to Heaven from Belfast subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left