Mistari 200 ya kwanza.
براي کلود و لوله
،هنگامي که در ژانويه 1938
تاکسي باراني» دالي» ميزبان اولين بازديدکنندگانِ
نمايشگاه بين المللي سوررئاليسم ،در پاريس مي شود
مطبوعات با تمسخر و خشم .به آن واکنش نشان مي دهند
ساختن اين دنياي پر از ارعاب و کمين» «چه معنايي دارد؟
:آندره برتون بعدتر مي نويسد
اين مجموعه در آن زمان» تنها خود را بيش از حد پيشگويانه و موجه
.از لحاظ تيرگي و غريبي و خفگي نشان داده بود
به آنان که در آن زمان ما را متهم به لذت بردن از آن فضا مي کردند
به راحتي مي شد پاسخ داد که در واقع
ما فاصله زيادي با سياهي «.و سبعيت فريبنده روزهاي آينده داريم
اگر ما امروز به جاي تکه هاي تار روزنامه
،تصاوير بي نقصي از اين رويداد داريم
.اين را مديون چشمان يک زن هستيم
دنيز بلون به موقع اين لحظه يگانه را شکار کرد؛
زماني که دوران بعد از جنگ .داشت دوران پيش از جنگ مي شد
هر يک از عکسهاي او گذشتهاي را نشان داده
.و در عين حال، از آيندهاي رمزگشايي مي کنند
يادآور اتفاقات آينده
چرا اين تصوير لزوماً نماي يک جنگ قريب الوقوع است؟
،يک برج ايفل، چند تکه ابر .يک بدن
.هيچ چيز کهنه نشده
و تمام آنچه که ما در موردش صحبت مي کنيم .مربوط به پايان دهه سي است
.کشف بدن
.بدن محدود شدهي قرن بيستم
بدن تحقيرشده و رنجکشيدهي جنگ جهاني اول
.دارد به آزاديش مي رسد
،ورزش، اردو، تعطيلات ،شنا، کوهنوردي
برهنگي که کشورهاي توتاليتر فوراً آن را .به تظاهراتهاي گسترده تغيير مي دهند
همه مي گفتند که معناي دولت جبهه مردمي براي بسياري
.کشف دريا بود
آيا واقعاً مي دانيد کشف دريا چه حسي داشت زماني که تنها در فيلمها مي شد آن را ديد؟
.همينطور کشف آسمان
همان سال، زمان ظهور .چتربازي غيرحرفهاي بود
اينجاست که خاطره .رمزگشايي مي کند
مدتي بعد، اين فقط سربازان اند
.که با چتر پايين مي آيند
و نماي يک بدن دراز کشيده ،در کنار يک رودخانه
به ناچار يادآور ديگر بدنهاي دراز شده ،در کنار جاده ها
.پس از عبور هواپيماهاي جنگي آلمان خواهد بود
.هواپيماي مسافت طولاني
.دوربين حرفهاي کم حجم
به هم رسيدن اين دو وسيله .موجب آغاز عکاسي خبري مي شود
موسسه آليانس فوتو در سال 1934 .تشکيل مي شود
.ثبت لحظات، کشف دنيا
.عصر نويني در حال آغاز است
کاپا، سيمور، پيير بوشه، دنيز بلون
.خود را غرق در ماجراجويي مي کنند
.آنها متعلق به آن دوران هستند
آنها شور و شوق افرادي را دارند ،که براي تعطيلات به ساحل آمدهاند
.مثل چتربازها پر دل و جرات هستند
،عکاس بودن تنها به معناي نگاه کردن نيست
.بلکه تحمل نگاه ديگران نيز لازم است
.نگاه يک نويسنده، شايد ژان ژيونو
.نگاه يک بازيگر، شايد ژان لويي بارو
.يا نگاه هنري ميلر
.يک جذامي در مراکش
.يک زيباروي صحرانشين
.دخترکي به همراه يک گربه
.نقاشي به همراه يک گربه
.نقاشي بدون گربه
،او به دنبال پيکاسو در خانهاش مي رود
و در آفريقا، به دنبال ماسکهايي .که الهام بخش او هستند
،همان زيبايي وحشي که دوستان سوررئاليستش ،بيش از همه آندره برتون
.به او براي فهمش کمک کردند
هنگامي که برتون چاپ اول يکي از ،کتابهايش را به او تقديم مي کند
مي شود فهميد که درکشان متقابل است
،و اينکه در مورد نگاه کردن به دنيا .او خود کمي سررشته دارد
،برتون چشماني تيزبين داشت .همانطور که بعضيها گوش موسيقايي دارند
او به سرعت ماتا را برگزيد .و تعداد اندک ديگري را ناديده گرفت
،او در آثار ايو تانگي ،نقاش زيباييهاي ترسناک
عناصر هوايي، زيرزميني و دريايياي را مي بيند
که مي تواند فاصلهاي را بين او و ژوان ميرو
و نقاشيهاي کودکانهاش براي بزرگسالان .به وجود بياورد
اما او همچنين مي نويسد که يک اثر هنري درخور ستايش
اثري است که ما را به ياد .احساسات تازه دوران کودکي بياندازد
:او در مورد دورن مي گفت ...اين مرد فوق العاده که از نقاشيهايش متنفرم»
«.اما عاشق صحبتهايش هستم
چشم هرگز فريب ذکاوت را نمي خورد
،اما با قرار گرفتن هردو در کنار هم
:مواجهه منحصربهفردي صورت مي گيرد
.از نوع مارسل دوشان
بدينوسيله، عکاس به ما اجازه مي دهد نگاهي را ببينيم که در اين قرن
.بيشترين تاثير را بر نگاه ما گذاشته است
،کمي تغيير زاويه
و اين طور به نظر مي رسد که او مي توانسته .سوتفاهمي که در انتظارش بود را پيشبيني کند
،او که مي خواست پوچي هنر را بر ملا کند
خود روزي براي توجيه هنر پوچ .به کار گرفته خواهد شد
سوررئاليستها فردينان شوالِ پستچي .که به فکتور شوال معروف بود را ستايش مي کردند
عکسهاي او را دنيز بلون .به خوانندگان مجلات ارائه مي کند
:نقل قول ديگري از برتون
،کاخ خيالي شوال»
اين هزارتوي باشکوه که توسط ،مجسمههاي غولآسا و غارهاي کوچک احاطه شده
نشان دهنده امکان به پايان رسيدن نهايي تضاد هميشگي
«.بين رويا و واقعيت است
پستچي در اشکال طبيعي به دنبال منبع الهام مي گشت
همان طور که مکس ارنست سنگها را .مي تراشيد و از آنها منظره مي ساخت
دنيز بلون معادلات را تغيير مي دهد و خود به عنوان يک سوررئاليست تمامعيار عمل مي کند
هنگامي که از نقشها و گچبريها
و مدلهاي آناتوميک عکس مي گيرد
و تنها با نيروي چشمانش .آنها را تبديل به اثر هنري مي کند
.اينها را چهرههاي درهمشکسته مي نامند
.عبارتي که بيش از خودشان عمر مي کند
بازماندگان جنگ جهاني اول
که يک پستچي ديوانه صورتهايشان را .به شکل مجسمه درآورده
،آنها تجمع مي کنند، تظاهرات مي کنند
به دنيا نشان مي دهند که ،جنگ مي تواند با انسان چه بکند
،تا شهادت بدهند
.تا هشدار بدهند
.همه مي دانند بعدش چه اتفاقي افتاد
،در مورد اين نويسنده، ژو بوسکه .زخم نامرئي است
يک گلوله در ستون فقرات در سال 1918
.او را تا آخر عمر فلج کرد
:سيمون وي براي او مي نويسد
.جنگ در بدن شما خانه کرده است"
براي فکر کردن به مصيبت ".بايد آن را در تن خود حمل کرد
چون عکاس مي دانست که چطور ،به مصيبت بنگرد، يعني به سبک زنانه
،با سادهدلي
.اعتماد و دوستي نويسنده را جلب مي کند
.او بابت عکسهايش تشکر مي کند
:برايش مي نويسد
اين عکسها زندگي تاريک مرا نشان مي دهند .و دستهاي شما مي دانند چطور مرا زنده کنند
پيدايش مجله زنان انگار که ،سالهاي نوري با اين ماجراها فاصله دارد
.با اين وجود، بازتابکننده انقلاب اجتماعي زمان است
مشخصاً پيشنهاد سردبير .اکنون کمي کهنه به نظر مي رسد
وقتي نتيجه يک عشوهگري در تعطيلات اين مي شود که
پدر محترمش از دختر عزيز ما» «خواستگاري کرد
آدم حس مي کند که .ما در سال 2000 به سر نمي بريم
آيا من مي توانم با شوهر خواهرم ازدواج کنم؟
.اما اين مجله شگفتيهاي لذتبخشي را نيز در بر دارد
در اينجا دو دختر را مي بينيم
.که مشخصاً شيفته شکلات هستند
عکاس، دو دخترش، يانيک و لوله را
به عنوان مدل اين تبليغ انتخاب کرد
.که در آن روزها اطلاعيه نام داشت
با جاي گرفتن در ميان عناوين خبري ،و گزارشهاي راه دور
اين صفحه از آلبوم خانوادگي .هرگز به چشم نخواهد آمد
،يانيک و لوله .لوله و يانيک
آيا چون آنها خيلي زود در معرض جاذبه تصاوير قرار گرفتند
هر دو به سمت حرفههاي مربوط به تصوير کشيده مي شوند؟
.يانيک، کارگردان سينما شد
،لوله، بازيگر سينما و تئاتر شد
.و سپس، نمايشنامه نويس
سپس وارد تصاوير خواهرش مي شود
هنگامي که يانيک او را .ستاره فيلمهايش مي کند
.شکلاتدوستهاي ما جداييناپذيرند
.يکي در پشت دوربين، ديگري در جلو
،يکي پيدا
.ديگري ناپيدا
.اما همواره در کنار هم
در آن بهار غريب پاريس پيش از جنگ
که هنگام يادآوري، به نظر مي آيد ،تنها فصل آن بوده است
خواهران بلون زندگيشان را
.بين باغهاي لوگزامبورگ و سوربن مي گذرانند
ديوارهاي اين دانشگاه که زماني پژواک اعلاميههاي تاريخي بودند
.جوانان کاملاً موجهي را در خود جاي مي دهند
در آن زمان اعتراضها به راست افراطي بود
اما کتابخواني و کافهگردي .اهميت بيشتري از تظاهرات دارد
پاريس بنابراين شهري به غايت سکونتپذير است
که در آن همانقدر فضا ميان ماشينها وجود دارد .که ميان عابرين پياده
،ماشينهاي شيک
رانندگاني که در ماشينهاي سيتروئنشان .که به اختصار سيترون ناميده مي شود گشت مي زنند
بسياري از کلمات آن دوران .احساس خوشايندي از گذشته را به همراه دارند
زماني که در فرانسه تبليغ الکل .و حتي سوسياليسم مجاز است
.به مامور نگوييد مامور
.اين يک توهين است
.ياغي يک واژه قرون وسطايي براي راهزن است
.کارها يدي هستند
.پاريس به آرامي تغيير مي کند
کارگران خيابان حالت دهقانها را دارند
.و گاهي هم دهقان هستند
،تازه به شهر آورده شدهاند
مهاجراني از روستا که .براي پاريسيها بيگانه هستند
آنها آسفالت را چنان سرازير مي کنند .که گويي شراب است
اسبهاي بارکش را مي توان .بيرون دروازههاي کاخ توييلري ديد
آيا عکاس گمان مي کند که در کلکسيونش از پلها مي تواند بي تغيير بودن را ثبت کند؟
ولي اين اسامي هستند .که تغيير ايجاد مي کنند
،از قبل، يک پل پون نوف هست ،يک پل برسي هست
.اما خبري از پل بير حکيم نيست
،کسي نه از جاي بير حکيم خبر دارد نه از جاي بير کناو
که بعد از آن در فرهنگ لغات :با اين توضيح مي آيد
«بسيار نزديک به آشويتس»
اما حس و حال حقيقي فرانسهي پيش از جنگ .در سينمايش شکل گرفته
.سينمايي که ديگر هرگز پيدا نخواهد شد
قاعده بازي
بندر مهآلود
بعدتر، هانري لانگلوا
در نقشهايي که ژان گابن ،در اين دوره بازي مي کرد
.پيش طرحي از مبارزين مقاومت را مي بيند
هانري لانگلوا کيست؟
مردي که به از بين رفتن فيلمها رضايت نمي دهد
.بلکه آنها را در وان حمامش تلنبار مي کند
آدم باورش نميشد که اين داستان .حقيقت داشته باشد
.دنيز بلون آنجاست تا پاسخ دهد
اين تنها تصوير موجود از وان معروف است؛
.گهواره تمام سينماتکها
.سينماتک فرانسه، موزه سينما
،موزيدوراي حقيقي يا دروغين .پوسترهاي معتبر
.سينما وارد فرهنگ شد
No comments yet. Be the first to leave one.