Little Disasters

Little Disasters

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Little Disasters S01E04 Nowhere Safe 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Little Disasters 2025 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-01-31
Upakuaji: 159
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

اون همین الان مجبورم کرد برگه سلب حضانت بچه‌هامون رو امضا کنم

همه‌ی این‌ها تقصیر توئه

یه نفر توی اون خونه به اون بچه آسیب زده

و یکیشون داره در موردش دروغ می‌گه

تو هم به اندازه‌ی من از ماجرا خبر داری

من توی مدرسه همیشه از این جور چیزا می‌بینم

خشونت یادگرفتنیه

اوه

من دیگه نمی‌خوام بچه‌دار بشم

جدی می‌گم، فکر کنم اگه یکی دیگه بیارم بکشمش

مامان همیشه چاقوها رو قایم می‌کنه؟

اِمم. بستگی به حالش داره

من بتسی رو دوست دارم، اما

بعضی وقتا آرزو می‌کنم کاش هیچ‌وقت دومی رو نیاورده بودیم

بتسی داره تشنج می‌کنه

اگه آروم نشد، به حراست خبر بدین

همینه. بندازیدش بیرون

توروخدا نذارید بمیره

باشه

باید برگردی طبقه بالا

حالش خوبه؟

بهم بگو چه اتفاقی داره می‌افته

ما هر کاری از دستمون برمی‌اومد انجام دادیم

نه

و هیچ فرصتی برای خداحافظی نبود

نه

نه! نه

خب، ما بهش دارویی به اسم لورازپام دادیم

تا تشنج رو کنترل کنیم و الان داره استراحت می‌کنه

پس حالش خوبه؟

تشنج همیشه خیلی بدتر از اون چیزی که هست به نظر می‌رسه

چقدر؟

۲۰ دقیقه بود

ببین، من به عنوان یه دوست می‌خوام خیالت رو راحت کنم

که با وجود اینکه ترسناکه

اما تشنجی مثل این، غیرعادی نیست

اونم برای جراحتی از این نوع؛ بهت قول می‌دم

درمانی که دارین براش انجام می‌دین انگار داره

حالش رو بدتر می‌کنه

دخترم داشت جلوی چشمم می‌مرد

من اون رو سپردم دست شما

قرار بود حالش رو خوب کنید، اما حالا ببین به چه روزی افتاده

می‌دونی که نباید همین‌طوری سرت رو بندازی پایین بیای تو، نه؟

جدی می‌گم جس. لوسی و پلیس

اگه دوباره این کار رو بکنی، می‌تونن کلاً مانع دیدنت با بتسی بشن

اگه دوباره این کار رو بکنی

هیچ‌کس این رو نمی‌خواد، اما تو باید طبق

چیزی که توافق شده عمل کنی

اون داشت تشنج می‌کرد و من می‌تونستم بهش کمک کنم

نباید جلوم رو می‌گرفتی

من؟ حراست مجبور شد به زور ببرتت بیرون

باید دست از سر تیم پزشکی برداری و نذاری مانع کارشون بشی

من... اگه این‌طوری رفتار کنی نمی‌تونم ازت دفاع کنم

از من دفاع کنی؟

فقط بذار کارشون رو انجام بدن

اونا هیچ کاری نکردن

اونا هیچی حالیشون نیست

تو با این کارت کل اون موقعیت رو خیلی بدتر کردی

من؟ مگه از این بدتر هم می‌شه؟

همین الانشم نذاشتن بچه‌ی خودمو ببینم

منم همین‌طور! یادت رفته؟ منم همین‌طور

این اتفاق فقط برای تو نیفتاده

دکترا اصلاً نمی‌فهمن دارن چیکار می‌کنن

اگه «بتسی» رو از دست بدیم، همه‌ش تقصیر لعنتیِ توئه

مامان

مامانی

اومدم

لوئیزا

سلام

چی شده اومدی اینجا؟ همیشه این موقع‌ها نمیومدی

یکی از دوستام با یه مشکل جدی روبه‌رو شده

دوستت هر وقت خواست می‌تونه بیاد با من حرف بزنه

البته وقتی که سرم خلوت بشه

زود باش، «لو»

عجله کن

تا حالا پرونده‌ای داشتی که توش مادر به بچه‌اش آسیب زده باشه؟

مثلاً غیرعمدی

ولی مددکاری بچه رو از هر دو والد گرفته باشه

آیا نگرانی‌ای در مورد توانایی پدر وجود داره

که بتونه از بچه در برابر آسیب‌های بعدی محافظت کنه؟

اصلاً و ابداً

و اینکه آیا پدر می‌تونه نیازهای بچه رو برطرف کنه

و یه محیط امن براش فراهم کنه؟

بله و بله

و اون داره همکاری می‌کنه؟

پلیس چی؟

مدرکی هست که نشون بده پدر و مادر با هم تبانی کردن؟

نه. خب، مسئله همینه

اون از کل این ماجرا

کاملاً گیج و سردرگم شده. و اون زن هم

فقط داشته طفره می‌رفته

ببخشید، گفتی این آقا کیه؟

و دقیقاً چه نسبتی باهات داره؟

هنوز اون لباسی که برای مهمونی تابستونی پوشیده بودی یادمه

سال آخر بود، نه؟

آره. لباسِ کی تنِت بود؟

در واقع «ژاندارک» شده بودم

معلومه که همین بود. فقط از "تو" برمی‌اومد که لباس «ژاندارک» رو بپوشی

چی بود، یه دامن قرمز کوتاه پوشیده بودی

اون دیگه چی بود؟

فقط یه صلیب که روی... پوشونده بود

اوه، اِد، از تو بعیده که انقدر امل‌بازی دربیاری

اوه، بی‌خیال

اون‌قدرها هم بد نبودم، بودم؟

بی‌خیال. همه‌تون لنگه‌ی هم بودید

خب، متأسفم که تو جوونی‌ام

انقدر آدم بی‌ملاحظه و بی‌بندوباری بودم

متأسفی

که بهم پیشنهاد دادی؟

تمام اون وقت‌هایی که ما

نه، نه، نه، نه. اصلاً پشیمون نیستم

فقط یه سرگرمی بی‌ضرر بود، مگه نه؟

آره. ولی خب من ازت خوشم می‌اومد

خیلی زیاد

تمام مدتی که توی آکسفورد بودیم

نه

فکر می‌کردم، فکر می‌کردم ما فقط

نه، من... من اصلاً این رو نمی‌دونستم

خب، فکر می‌کردم کاملاً واضحه

الآن نمی‌دونم چی بگم

خب، اگه می‌فهمیدی

فرقی هم می‌کرد؟

منظورم اینه، نه اینکه اون موقع فرقی می‌کرد

می‌کرد؟

خب، همیشه فکر می‌کردم اِد و شارلوت

یه گذشته‌ی یکم مشکوک با هم داشتن

واسه من یه جورایی بدیهی بود

چون، می‌دونی، از رفتاری که دور و بر اون داشت مشخص بود

تعجب کردم که اِد، جس رو انتخاب کرد

جس وسواس داشت که یه خونه‌ی بی‌نقص بسازه

و یه مادر عالی برای بچه‌هاشون باشه

اِد همیشه چالش‌های فکری رو دوست داشت

حس می‌کردم یکم احساسِ

سردرگمی می‌کنه

داری

میری سر کار؟

متأسفانه چاره‌ای ندارم

آخه، پسرا امروز صبح معاینه‌ی پزشکی دارن

جس که حتماً می‌تونه باهات بیاد، نه؟

نه، جس میره بخش که پیش بتسی باشه

اجازه ندارم پسرا رو تنهایی ببرم

پس در هر صورت تو باید بیای

ببخشید، باید برم، اما

خب

روز خوبی داشته باشید پسرا، باشه؟

می‌بینمت

سلام عزیزم

مامان، لباس ورزشم کجاست؟

اوم، به بابا گفتم بذارتش توی خشک‌کن

بابا، توی خشک‌کنه

ننداختش تو خشک‌کن. هنوز خیسه

اونجا اوضاع چطوره؟

اوم... متشنجه

اد و جس امروز صبح واقعاً با هم حرف نمی‌زنن

درسته، خب، اونا دارن تو رو

تو موقعیت سختی قرار می‌دن، مگه نه؟

آره، خب، تابلویه که حال بتسی اصلاً خوب نیست

باز هم، نباید باعث بشن این‌قدر احساس ناراحتی کنی

دوباره بهم بگو چرا داری این کار رو

برای لوس‌ترین آدم‌های دنیا انجام می‌دی؟

راب، نکن. این بی‌انصافیه

تو گذاشتی رفتی. من رو تنها گذاشتی تا خونه رو اداره کنم

با دو تا بچه و این‌همه استرس کاری که رو سرم ریخته

تحملش خیلی سخته، مل

زمان‌بندی‌ت از این بدتر نمی‌شد. عاشق اینی

عاشقشی، نه؟

ماجراهای درگیر شدن تو گندکاری‌های بقیه

بسیار خب. پسرا، تموم شد؟

بذار اون کاسه‌ها رو ازت بگیرم

لازم نیست ریخت‌وپاش‌های ما رو جمع کنی

ممنون

زود باشین پسرا. مسواک بزنین

فقط دارم سعی می‌کنم یه کمکی کرده باشم

می‌دونم

ولی تو هنوز تو این خونه مهمونی

شارل؟

سلام

اوه، نمی‌دونستم رفتی روی آب

فکر کردم در راه رفتن به سر کاری

روزمرگی قاتل هیجانه، مگه نه؟

وقت عمل تخمک‌گیری‌مون ساعت سه‌ست

کجا ببینمت؟

اه

نه، نه، نه، اصلاً به زحمت نیفت

این‌قدر تا حالا انجامش دادم که

دیگه مثل مسواک زدن برام عادی شده

عمل خیلی جدی‌ایه. نمی‌تونی تنها بری

فقط بی‌نهایت استرسش رو بیشتر می‌کنی عزیزم

دیر وقت می‌بینمت، باشه؟

خب، پس هفته دیگه می‌بینیمت

خیلی ممنون

مراقب مامانت باش

خانم کریسفورد

بله

اون توی بیمارستان «تیمز بنک» بستریه

اما می‌خواستم ببینم می‌شه جابه‌جاش کرد یا نه

اگه الان توی بخش مراقبت‌های ویژه‌ست، احتمالاً بهترین جا همون‌جاست

واضحاً این‌طور نیست

انگار نمی‌دونن چطوری باید بهش کمک کنن

شکستگی جمجمه آسیب خیلی جدی‌ایه

Little Disasters subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left