Mistari 200 ya kwanza.
Here you are
یکم استراحت کن من خسته نیستم
استراحت کن
ما باید بریم
برو
بیا یکم آب بخور
چت شده برای خانه و بچه ها دلتنگی؟
لعنتی ! نکنه برای همسرت دلتنگی
زنت چطوره ، زیباست؟
نه دهنش خیلی بزرگه
زنانی که دهنشان بزرگه
خیلی کارها در رختخواب ازشان بر میاد
می ترسی زنت با کس دیگه سکس کنه
همه مرد های روستا برای کار رفتن، مردی در روستا نیست
زنان در خانه شان بیکارند
خیلی خوبه ، اونوقت به روستای شما میرم اگر اجازه بدی
ازم عصبانی نمیشی که
اجازه نمی خواد هر وقت خواستی برو
نگران نباش به زن تو کاری ندارم
نمی خوای به خانه برگردی؟
چرا نه؟
امروز می ذارم بری خونه ، باشه؟
امروز چندمه؟ هنوز پول نگرفتم
جدا سربه سرم نذار
چرا باید سر به سرت بذارم
چه اتفاقی در معدن افتاد؟- سقف فرو ریخت-
نمی دونیم اتفاق جدیه یا نه
کسی آسیب دیده؟ - نمیدونم -
بریم
برو جلو در
کسی بیرون نیاد
برو سریع
کسی مدیر رو دیده؟
قربان، لطفا برادرمو نجات بدین
آروم باش، چی شده؟ - التماست می کنم -
تونل فرو ریخته برادرش زیر آوار مونده
نمی دونم کس دیگه ای هست یا نه
خواهش می کنم برادرمو نجات بدین
باشه نجاتش می دیم اونو ببرین از اینجا
به اون اتاق ببر
اینجا جمع نشین
این کارتونو به پلیس شکایت می کنم
این یه چیز جدیه
منتظر باشین من مدیر رو پیدا می کنم
قربان، می تونم یه چیزی بگم؟
باید به پلیس خبر بدیم
باید به خانوادش تلگراف بزنیم
عجله نکن ، بشین اینجا حرف بزنیم
چطور می تونم بشینم
می فهمم که می خوای به خانوادش خبر بدی
اما الان این کار ضروری نیست
ضروری بودنش رو ما تشخیص نمی دیم این ماموریت ماست
باید به خانوادش اجازه بدین جسدش رو ببینن
تانگ ژوانگ برادرشه اون باید تصمیم بگیره
نمی تونه؟
در این باره صحبت کردن با من فایده ای نداره
باید با تانگ ژوانگ حرف بزنیم. بیا بریم
عجله نکن باشه؟ بشین اینجا
یه سیگار روشن کن
اینجا چیکار می کنی سونگ جینمینگ؟
منتظر تو بودم برای فرستادن تلگراف
قربان، این کار شما نیست
برادر تو نمرده که ، درسته؟
نذارین بیرون بیاد دم در نفر بذارین
نگران نباش ، خانواده ات رو میاریم اینجا
حست رو درک می کنم - با او حرف بزن -
می دونم برادرت مرده، احساست رو خیلی خوب می فهمم
این برای معدن من هم چیز جدی ای هست
برای آمدن خانوادت به اینجا هیچ منعی وجود نداره
اما هوا خیلی سرده ، برای اومدن به اینجا باید کیلومتر ها راه بیان
Your parents will freeze to ill
من فقط می ترسم که اونا مریض بشن
قبلا یه هم چین بلایی سرم نیومده بود
اولین بارمه
تنهایی نمی تونم تصمیم بگیرم
یا اجازه بدین به منشی حزب در روستا خبر بدیم
به اون چرا خبر بدیم؟
همه هزینه ها از طرف معدن پرداخت خواهد شد
نیازی نیست شما چیزی پرداخت کنید
پول برام مهم نیست حتی میلیونها پول هم نمی تونه برادرمو برگردونه
اگر اینجوری فکر می کنی
دیگه نیازی به بحث اضافی نیست
پس خفه شو
به مدیر چرا می توپی تانگ؟
بیا اینجا
وقتی برای کار اینجا اومدی
گفتی هر کاری می تونی بکنی
اما چند روز بعد چه بلاهایی که سرم نیاوردین
قربان، اینقدر عصبانی نشو
خفه شو. باشه؟ دردسر درست کردین برام
با اون حرف بزن، بگو فقط می تونم 20 هزار بدم
اگر هم قبول نکرد، گم شه بره از اینجا
باشه سعیمو می کنم
به چی نگاه می کنین، برین اونطرف
مدیر، همه چی تحت کنترله
نفرات همه ی خروجی ها رو گرفتن
خوبه، هیچ خبری به بیرون درز نکنه
اگر مقامات بالا بفهمن، بد بخت می شیم
قربان، منو صدا کردین؟ - بیا اینجا، بشین
بگو بهم
اول بشین اینجا
چی ش؟ حرف زدی باهاش
شاید اگر به پلیس خبر بدین بهتر باشه
شاید اون موقع پول رو بگیره
این طوری هم برای اون و هم برای شما بهتر نمیشه؟
باشه ، خبر بده من از کسی ترسی ندارم
رئیس پلیس آشنای منه و همچنین معاونش
در اداره معدن هم آشنا داریم ...اگر اینطوری می خواین
این به نفع تانگ ژوانگ نخواهد بود
می خوای باور کن ، می خوای نکن
پول رو بگیره نگیره برای من مهم نیست
من واقعیتو براتون می گم
اگر می خواین برم تانگ ژوانگو بیارم
باشه می دونم این تقصیر تو نیست سانگ
تا وقتی اون اروم نشه من نمی تونم باهاش حرف بزنم
شما باهم دوستین . تو حرف بزنی بهتره
چی می خواد؟
می گه اگر خانوادش اینجا نیاد
حداقل باید 40هزار یوان پرداخت کنین
چقدر؟
40 هزار ، نه کمتر
این یک باجگیریه
قربان، شما باید در موردش فکر کنین
او با برادرش برای یه لقمه نون اومدن جای غریب کار کنن
پول که بدست نیاوردن هیچ ، یکیشون هم جونش رو از دست داده
می فهمم ولی اینقدر پول ندارم
سود معدن هم خوب نیست
حتی این 20هزار یوان رو هم قرض گرفتم
می دونم که کرا شما هم آسان نیست
اما اگر بتونین یکم بیشترش بکنین من با اون حرف می زنم
باشه، خوبه. یه سیگار روشن کن
من دارم
با اون دعوا نکنین قربان
اگر قبول نکرد می کشیمش
خطرناک میشه
نیاز هست به رئیس پلیس و
مدیر کل خبر بدیم؟
بی خیال. اینا فقط پول رو دوست دارن
با کمتر از 100هزار یوان نمی تونیم خودمونو خلاص کنیم
تا وقتی مسئله رو حل نکردیم به اونا خبر نمی دیم
باشه
این دستمزد تو
با این هزار یوان یه چیزایی برای خودت بگیر
من نمی تونم اینو قبول کنم
هیچ کس نمی فهمه
من فقط برای کمک اومدم نه برای پول
می دونم ، اما بگیر اینو
فستیوال بهار داره میاد اما در معدن باز هم جسد هست
این بدشانسی میاره
میدونم ولی با تانگ ژوانگ باید حرف بزنم
20هزار یوان واقعا کمه
زن برادرش خیلی جوانه و دوتا هم بچه داره
خانوادش منتظرشن چطور این وضع رو براشون توضیح بده
حداکثر 10هزار یوان دیگه می تونم بدم
بیشتر نمی شه
تو می تونی کمکم کنی
اول این 2هزار یوان رو بگیر
چیکار می کنید؟
نمی خوای زودتر به خانه برگردی؟ فستیوال بهار هم نزدیکه
الا برو حلش کن این مسئله رو
باشه ، سعیمو می کنم
قربان
عجله نکن اول اینجا رو امضا کن
امضا کن
نمی تونم بخونم، برام می خونی سانگ؟
با دقت بخون
اینجا نوشته که برادرت در اثر سهل انگاری خودش مرده
دیگه معدن مسئولیتی در برابر این نداره
درسته؟
قربان روی 30هزار تا توافق کردیم مسئله ای هست؟
می دونی که برای هر کس شرایط سختیه
اینطور توافق نکرده بودیم
اینطور توافق نکردیم؟ پس بگیر انگشتامو ببر
2هزار تا انجام میده؟
امضا کن
وسایل هاتونو بردارین جسد رو هم بسوزونین
از اینجا برین بیرون و دیگه برنگردین
عصبانی هستی؟ فکر می کنی به اندازه کافی پول نگرفتیم؟
چیزی نیست
کفش ها کجاست؟ - چه کفش هایی؟ -
کفشهای برادرت - یادم رفت -
شوخی نکن
بگیر می خوای بپوشی
من اینو ی خوام. بگیر هرچند که این به درد فاحشه هم نمی خوره
بس کن دیگه
نصفش مال تو نصفش مال من نم یخوام قانون رو بشکنم
پس تظاهر نکن بگیرش
بگیر این مال توه
این باز هم درست نیست - چرا؟ -
مگه 30هزار تا نگفته بودی؟ این 28هزار تاست
منظورت چیه؟
من اینقدرشو می تونم
دفعه بعد تو می تونی بری توافق کنی
ناراحت نشو منظورم پست بودن مدیره
مثل همند. همیشه کمتر میدن
اونی که مرد کی بود؟
اسمش یوان بود
چرا اسمشو تانگ ژوانخا گفتی؟
اسم تو ژوانگه اونم برادرت بود پس ژوانخا نزدیکترین اسمه دیگه
ظرف خاکستر و بگیر نوبت توه گریه کنی
No comments yet. Be the first to leave one.