Le Boucher   The Butcher

Le Boucher The Butcher

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Le Boucher 1970 720p WEBRip x264
Maoni na 141
فقط با این نسخه هماهنگ کردم

Lebo

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Yamechapishwa tarehe: 2022-03-01
Upakuaji: 72
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

::. قصاب .::

عجله کن، موريس

سُس رو بريز توي ظرف، اُدت

ملاني، عجب سُسي

برو به کارت برس

تو فکر مي کني فقط خودت اينجايي

-مثل هميشه -خب کار من خيلي مهمتره

کباب هنوز آماده نشده؟

اميدوارم گوشتش خوب باشه

قول ميدم اگر نبود

زبونم رو ببُرم

و ما هم اونو با سُس تند مي خوريم

بيار ببُرمش

اين يکي بايد خوب باشه

-کافيه؟ -ممنون

چي خنده داره؟

هيچي، اين خيلي خوبه خوشحالم

نه مثل ارتش...

وقتي که گوشت خوب بود ...که اغلب هم نبود

...اونو مثل چرم سفت درست مي کردن

دوستانِ من

بعنوان پدر عروس

مجبور هستم که سخنراني کنم

طولاني نخواهد بود

و نمي خواهم حرفهاي الکي بزنم

و دامادم

غلط هاي من را بگيرد

وقتي که دامادت معلم باشد

بايد مراقب گرامرت باشي

و چيزهايي که او مي گويد

اما مي دانم خوب است که بگويم

من از اين ازدواج خوشحال هستم

لئون جوان را دوست دارم

او به پسرم خواندن را آموخت

او اهل همين جاست

و مطمئن هستم که

دخترم را خوشبخت مي کند

پدر، مي توني رو من حساب کني

ماچُ بده بياد

حالا همديگرو ببوسيد

عروسيها سرگرم کننده ست

تو فکر نمي کني که سرگرم کننده ست؟

بله، هرکسي لذت مي بره

بعدشه که همه چي خراب ميشه

نه هميشه

دوستانم در ارتش

وقتي که ازدواج کردن

خوبه که تو اونجا نبودي

چه چيزش خوبه

اونجا بودي؟

خب، نه

کمي شامپاين مي خوام

مي تونم کمي شامپاين بخورم

از مادرت اجازه گرفتي؟

گفت اگه شما اجازه بديد مشکلي نداره

خيلي خب، دوست داري؟

هرگز تست نکردم

امتحان کن

داري ريسک مي کني

من مسئوليت رو دوست دارم

اونم دوستت داره

اميدوارم

دارم ميگم دوستت داره

منم دوستش دارم

آنجلو! يه آواز

يه آواز

همه از من خواستند، من هم خواهم خواند

والس نمي رقصي؟

چرا نرقصيم؟

تو رقاص خوبي هستي اما

منم خيلي خوب نمي رقصم

بيشتر از 15 ساله که نرقصيدم

مردم اينجا در مقايسه با جاهاي ديگه خيلي خوب هستن

پس چرا به ارتش ملحق شدي؟

همه چيز خوب نبود

مردم اينجا همديگرو مي بوسن حتي اگر تو نخواهي

تو نمي تونستي اشتباه کني

چند وقته که توي اين منطقه هستي؟

ده سال. پدرت رو مي شناختم

سطح پايين نبود؟

اون يه قصاب بود

البته يکي از اون بدهاش

گوشت رو هر طور که مي خواست مي بُريد

بحث ازدواج

مادرم بايد روز ازدواجش خيلي خوشحال بوده باشه

فقط بعدش مريض شد

چرا هرگز برنگشتي؟

براي ديدن اون پيرمرد نه ممنون

يکبار برگشتم...

...براي مراسم ختم مادرم...

...هفت سال پيش

هفت سال شده

براي تعطيلات در پاريس بودم

تو براي تعطيلات ميري به پاريس

پاريسي ها ميان اينجا چه منطقي

چه منطقي

ديدن اينکارت رو دوست دارم

دوست دارم اينکارو انجام بدم

خوش گذشت، اما...

برنج خوب بود؟

آره خوب بود

...اما دونه هاي برنج گول زننده بود

توي خيابون سيگار مي کشي؟

آره! تعجب کردي؟

نه، اما...

اما سيگار کشيدن يه زن در خيابون خيلي غريبه

از سيگار کشيدن توي خونه خيلي بهداشتي تره

عجب منطقي

به نظر ميرسه به منطق علاقه داري؟

من 15 سال در ارتش بودم

خب، ارتش باعث ميشه

احساس کني دو چيزو نداري

منطق و آزادي

بالاي مدرسه زندگي مي کني؟

چند وقته که مدير مدرسه اي؟

سه سال ميشه

سه سال

تو براي مدير بودن جووني

چون خيلي باهوشم

گوشت دوست داري؟

آره

براي اين مي پرسم که اگر

...گوشت خوب گيرم اومد

مي تونم يه تکه خوب از اونو برات بيارم

کتلت يا کبابي ...با ظرافتهاي يک قصاب

تو مي دوني که

...بعضي گوشتها از بقيه بهترن

چه رويايي

رويايي. يه قصاب گوشتت رو انتخاب کنه

فوق العاده ست

ضمنا، بهم بگو...

...يه قصاب چطوري کارشو ياد مي گيره؟

واقعا ميخواي بدوني

خنده داره، زماني...

...با پدرم کار قصابي مي کردم

...و زماني که رفتم به ارتش...

منو در همين موقعيت قرار دادن

...هميشه يه قصاب، حتي در ارتش

در الجزائر، در هندوچين...

قصاب

کلي کار اونجا بود اون همه افسر

چه منطقي

خب، رسيديم من برم

به اميد ديدار پل ممنون به خاطر همراهي

خداحافظ، خانم هلن

عصباني به نظر ميرسي، لئون

ترجيح مي دادم خونه بمونم

از ازدواجت که خسته نشدي؟

نه خداي من هنوز نه

اميدوارم خوشبخت باشيد

ممنون

خواهي ديد که چقدر خوبه

بعد از کار ميري خونه، پيش زنت

براي ناهار ميرم

ايده ي خوبيه

خوبه، بچه ها

پنج دقيقه استراحت اضافي

به افتخار عروسي آقاي هامل

نمي شنويد؟

شما کر هستيد

پستچي به پدر ريري گفته

يک زن مرده در جنگل پيدا شده؟

چه مسخره

درسته پليس اومد

...او عظمت را احساس کرد...

ويرگول

عظمت

استحکام باشکوه...ويرگول

يک احساس عميق

که توسط آن

روح خشن

لمس خواهد شد

لمس خواهد شد تموم شد

انوره دو بالزاک

اينجا مي نويسم

کي بالزاک رو مي شناسه؟

يک نويسنده

درسته اون رمان نويس قرن 19 بود

...کسي که سعي مي کرد کارش...

...يک عکس رنگي از جامعه ي اون روزها باشه

من دوباره متن رو مي خونم

ناگهان مي شنود که در اتاق باز مي شود

هلن... اوه بي خيال

شما نبايد بخنديد

هلن از روي نيمکت بلند مي شود

جايي که او دراز کشيده بود

اما مارکيز را ديد و گريه کنان بيرون رفت

او خيلي متفاوت بود

که تنها چشمهاي يک پدر مي توانست او را تشخيص دهد

آفتاب تابستاني اشعه ي خود را

بر روي صورتهاي سفيد انداخته بود با رنگهاي طلايي شگفت انگيز

که به او حس شاعرانه اي داد از جايي که

او عظمت را احساس کرد

يک استحکام با شکوه

يک احساس عميق

که توسط آن روح خشن لمس خواهد شد

بيا تو

مزاحم نيستم؟

نه

نبايد در حين...

Le Boucher The Butcher subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Le Boucher The Butcher

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left