Mistari 154 ya kwanza.
احتمالا یه عالمه آدم توی شهری به این بزرگی مخفی شدن
زن و بچه هم بینشون هست
ممکنه با زلزله بعضیها ...جون سالم به در ببرن
ولی اگه شهر رو بسوزونم مردم مثل دیوونهها میدون اینور اونور و بعضیها فرار میکنن
با اینکه قدرتهای من ....از بانو بوکوبوکو چاگاما میان
!خیلیخب
انجامش میدم
پایتخت سلطنتی رو نابود میکنم و مردمش رو قتل عام میکنم
از پسش بر میام
خیلی ساکته
چطور به اینجا ختم شد؟
...شاهدخت رنر
کلایمب، باید عجله کنیم
باشه
اتفاقی افتاده؟
آره
یادم اومد که باید یه کاری رو انجام بدم
میتونیم از پادشاه جادوگر انتقام بگیریم
!پدر
...رنر، چرا
یه چیز مهمی یادم اومد
...و اون
...اینها
اشیاییاند که توی خانواده سلطنتی نسل به نسل به میراث رسیدن
درسته
قصد داشتم اینها رو
بدم به کسی که فاتح پادشاهی ماست
باید به عنوان آخرین پادشاه حضور داشته باشم
کلایمب
!بله
این فرمان سلطنتیه
دست رنر رو بگیر و فرار کن
توی کاخ سلطنتی یه گذرگاه مخفی به بیرون هست
اگه از اونجا برین میتونین فرار کنین
لازم نیست، کلایمب
کلایمب
کلایمب
پدر، کلایمب مال منه
اون به دستوراتتون گوش نمیده
درسته
...ولی اگه وفادار باشه
کلایمب، واسه اینکه نسل خانواده واسلف از بین نره
میشه با این بچه فرار کنین؟
به عنوان پاداش میدمش به تو
من لیاقت این همه لطف رو ندارم
با اینکه پاداش فوقالعاده وسوسهانگیزیه
ولی قبول نمیکنم
یه موضوع مهمی هست
آره، درسته
چرا اومدین اینجا؟
لطفا تاجتون رو به من بدین
میخوام توی پایتخت سلطنتی پنهانش کنم
چرا؟
میخوام به پادشاهی جادوگر بگم
ما هر چیزی که گواه بر پادشاهیمون باشه مخفی کردیم
اگه پایتخت سلطنتی رو نابود کنی
هیچوقت دستت بهشون نمیرسه
که اینطور. میخوای تا جایی که میتونی جون مردم رو نجات بدی
کلایمب، میشه یه جا مخفیش کنی؟
البته، شاهدخت رنر
ولی کجا مخفیش کنم؟
برادرم یه مخفیگاه نزدیک انبار درست کرده
زاناک؟
آره، این ایده برادرم بود
...که اینطور، تا اینجا رو پیشبینی کرده بود
پدر، میشه راه مخفیای که به بیرون از پایتخت سلطنتی
منتهی میشه رو نشون بدی؟
بله
پس من میرم
...کلایمب، به محض اینکه اینها رو مخفی کردی
...شاهدخت رنر
به سلامت برگرد پیشم
!چشم
لطفا مراقب خودت باش
باید فرار کنی نه مبارزه
چشم. سریع برمیگردم
پشتم به تو گرمه
برنده قرعهکشی ماهانهی نایتمووی باش @NightMovieTT :اطلاعات بیشتر در کانال تلگرام
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
اول بگو ببینم، پسر
تو از زیردستهای پادشاه جادوگری؟
من فقط اومدم تا اشیا جادویی رو جمع کنم
پس اگه بگین کجاست نمیکشمتون
گندهتر از دهنت حرف میزنی، بچه
ولی نمیتونم بذارم از اینجا رد بشی
نمیتونم یه وسیله جادویی خطرناک که حتی شیاطین رو جذب میکنه بهت بدم
.خدا رو شکر پس هنوز اینجاست
خب؟ جواب پیشنهادم چیه؟
قبول نمیکنیم
...من
باید تمام اشیا جادویی اینجا رو ببرم و وقت زیادی ندارم
شاید لازمه یکی از جادوگرهای پرافاده رو بگیرم
همهشون رو بکشین
دمیورژ خیلی خوشحال میشه
«ترجمه از: فاطیما موسوی» Fatima
باید دست بجنبونم
چی؟
خدا رو شکر
خطرناکه همینجوری اونجا بایستی
تو کی هستی؟
...خب، من
...میخوام اول این منطقه رو نابود کنم
ممکنه ناخواسته بهت آسیب بزنم لطفا سریع برو
به سلامت برگرد پیشم
...پایتخت سلطنتی
داره در آتش میسوزه؟
شاهدخت رنر
ببخشید
تالار شاهنشین؟
!شاهدخت رنر
آخرین انسان این قصر، بیا داخل
!شاهدخت
کلایمب
پادشاه جادوگر
در مقابل ارباب آینز زیادی غرور داری
سجده کن
از این قدرت برای کنترل کردم شاهدخت رنر استفاده کردی
مجبورش کردی پدرش، پادشاه رو با دستهای خودش بکشه
همین الان یادم اومد
.یه بار دیدمت قبل از اینکه با گازف استرونوف بجنگم بود
آزادش کن
آزادی حرکت کنی
همهاش به خاطر توئه
باید از من تشکر کنی
اجازه میدم توی جنگ تن به تن باهام مبارزه کنی
...بذار ببینم
چطوره اگه پیروز شدم اون شمشیر برای من بشه؟
اگه تو نبودی الان پادشاهی در صلح و آرامش بود
هیچ کس نمیمرد و شاهدخت اشک نمیریخت
کلایمب
اگه همینی که میگی باشه
خشمت نیروی درونت رو فرا میخونه تا من رو از پا در بیاری
ولی حقیقت اینه
همچین اتفاقی نخواهد افتاد
اینجا میمیری
ارزش نداره زنده بمونی
تو هیچ استعداد یا قدرتی نداری
ولی ناامید نشو
عدالتی در جهان نیست
از بدو تولدمون تبعیض وجود داره
بعضیها استعداد دارن بعضیها هم نداره
بعضیها ثروتمند به دنیا میان و بعضیها در فلاکت
اونهایی که خوششانسن سعادتمند میشن
و اونهایی که بدشانسن بیچاره میشن
ولی نباید بخاطر این تبعیضها ناامید شد
چون مرگ حق همهست
و من خود مرگم
مرگی که به عنوان ارباب مرگ به ارمغان میارم تنها چیز عادلانه توی این دنیای ناعادلانهست
...من
من سپر شاهدخت رنرم
...که اینطور. اون چشمها
برش دار
ساده بگم این شمشیر میتونه من رو بکشه
...کلایمب
No comments yet. Be the first to leave one.