From Dusk till Dawn: The Series

From Dusk till Dawn: The Series

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 2

Maelezo ya toleo

From Dusk Till Dawn S02E05 WorldSubtitle
Maoni na AHEE
جهان زیرنویس تقدیم میکند sara.R : مترجم

Lebo

other
Yamechapishwa tarehe: 2015-09-29
Upakuaji: 29
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

من مرده شو میخوام، میخوام تمام دنیاش به خاک تبدیل شه

من الان قسمتی از یک چیز بزرگترم، خیلی بزرگتر

چیزی که نیاز بدونی رو یاد میگیری

من الهه نیستم، تو هستی

حالا مثل یک الهه رفتار کن

کار خیلی زشت و بی رحمانه ای با یک دختر کوچولو کردی

حالا میدونی من کیم؟؟

قضیه ی ما چیه؟؟

درسته " اسکات " ؟؟ تو خطرناکی؟؟

و اکنون کلمه ی باستانی آغاز میشود

خورشید زیر آسمان میخوابد

و جهان وارونه میشود

شب هنگام ما ضیافتمان را برپا میکنیم

قرن ها براشون رقصیدم

جمع کننده ی خون، آورنده ی روح ها بودم

برای آن ها افراد گمشده

مشکل دار و ناامید رو آوردم

اکنون من آزادم

و جهان دوباره وارونه میشود

‏آن ها تشنه ی انتقام اند و هیچ چیز مانع آن ها نمیشود

هیچ محدودیتی هیچ مرزی

آن ها به سراغ من خواهند آمد

ولی من هم به سراغ آن ها میروم

امپراطوری خون آنها فروخواهد ریخت

و من تا زمانی که کامل نسوزد آرام نمیگیرم

سونیا " گوش کن، یک چیزی هست که لازمه درباره اش با تو حرف بزنم "

مشکل چیه؟؟

مشکل اینه که

تو مردی

خب، منتظر چی هستی؟؟

حالا همه چیز منطقیه - خوبه -

چند روز قبل، یک نفر میاد تو، میگه اسمش " ریچی سندز " هست

" میگه " ادی کروکشانک

که اون یک بازیکن بزرگ در تجارت گوشته گوشت : منظورش همون قاچاق انسانه

میخواد که یک معامله با " براون ها " انجام بده

براون ها " ؟؟ " - حالا که تو رو دیدم، همه چیز منطقیه -

... اون " ریچی سندز " نیست، اون " ریچی گکو " هست و تو

تو اون یکی هستی - برای تو " منحصر به فرد " ام بیشعور -

برادرت یک چیزی رو از من گرفت

حالا من یک چیزی از تو میگیرم

اوکی، یک لحظه صبر کن، اون نباید به خاطر برادر من بمیره

شاید من یک چیز دیگه ای براش نقشه کشیدم

پس قراره من رو بکشی

به خاطر برادر این احمق - اوکی عزیزم، آقایون دارن حرف میزنن -

حالا وقتش نیست - مرد ها دارن حرف میزنن؟؟ خفه شو -

با من اونطوری حرف نزن - باهات چه جوری حرف بزنم؟؟ -

تو الان به من گفتی احمق - چون تو یک احمقی -

....نه، مشخصا من - خفه شین -

یا تو صورت های لعنتی هردوتون شلیک میکنم

یک لطفی بهم بکن، به صورتم شلیک کن

لعنت

زمان بندی خوبی بود - زمان بندی؟؟ -

تو فقط خوش شانسی که من یک پروستات دارم که اندازه ی یک توپ بیس باله

.

این امتیاز ( پیروزی ) منه ، هیج کس این یکی رو از من نمیگیره

" اوکی " ادی

هیچ کس چیزی رو از کسی نمیگیره

،ولی درست اونجا، اون شخص قبلا زنده

گفت " ریچی " سعی میکرده که یک معامله با " براون ها " انجام بده

به هر حال از نظر سیاسی به نظر غلط میرسه

و تو گفتی " براون ها " رو دنبال میکردی، درست میگم؟؟

منطورم اینه که این کثافت چیه؟؟ اینجا " آلوارز 120 هزار " رو داری

" گرسس 95 هزار، "گریلی 150 هزار " - اینا اسمای مکزیکی نیستن -

" یا عیسی مسیح " ادی تو دنبال یک امتیاز بودی و " ریچارد " داره انجامش میده

ریچارد " هیچ ربطی به این نداره "

دوباره، شواهد یک چیز متفاوتی میگه

بسیار خوب

میدونی که من همه جا گوش دارم

مردم یه چیزایی رو به من میگن

آره- آره -

همه انبار های تجهیزات اند مواد، تفنگ ، پول، تو فقط اسم ببر

و همشون از درون اینجا رد میشن، بیشتر با کامیون

چیزی که به طرف دیگه میرسه ده درصد کمتره

اوکی پس داری بهم میگی که

،یک جایی در این محدوده

آره و شنیدم که اونا حتی کامیون های گوشت دارن

با کلی محموله ی انسانی

" یا عیسی مسیح، " ادی مثل اینکه همه ی ایالت تگزاسه

بزرگه - فکر میکنی این بزرگه -

یه نگاه به اون بنداز

این میگه 33 میلیون دلاره زدی تو خال -

یه جایی تو این محدوده یک سرزمین رویایی لعنتی

از انبار های تجهیزات هست

برادرت ممکنه دنبالش باشه

از من بپرسی اون به دنبال یک چیز خیلی بدتره

ادی " این گنده اس "

" این خیلی خیلی خوبه " ادی این کار میکنه

" ریچارد "

ریچارد " به من گوش کن "

" ریچارد "

هیچ وقت نفهمیدم چرا از فلفل قرمز متنفری

.

روی زبون خیلی شیرین و خیلی خاکیه

و بعد اون گاز کوچولو میاد وسط

هیج چیز بدون یکم گاز گرفتن ارزش خوردن نداره، درسته؟؟

( کولبرا ها ( مار ها

میتونیم گلوله رو تحمل کنیم ولی نمیتونیم یک زمستون واقعی رو تحمل کنیم

حدس میزنیم این قیمتیه که به خاطر

خون سرد بودن باید بپردازیم

اگر قراره من رو بکشی، فقط اینکارو بکن

بعد از اینکه مارپیچ رو شکست دادم

...من

این رو مخصوص تو ساختم

و قبل از اینکه برم این رو برداشتم

برای نمایش عالی میشه

من هرگز برنمیگردم

نه برمیگردی

بعد از اینکه دوباره آموزش داده شدی

من نمیرم

بعد از اینکه کارم باهات تموم شد

به خاطرش التماس خواهی کرد

لطفا من رو نجات بده

من رو نجات بده

دهنتو ببند

بله یک محموله ی دوست داشتنی، خانوم های جوان بسیار خواستنی

و حالا که اون " کارلوس " قسمت وسط گوشت ( بهترین جا ) رو پس داده، حتی بهترم شده

آره، پول رو تو حساب های معمولی پس انداز میکنیم

خب پس خوبه، حداقل کاریه که میتونی بکنی چون خونه ی من خالیه

حالا بهم بگو چه اتفاقی افتاد؟؟ - چه اتفاقی افتاد؟؟ -

خب، " کارلوس " تصمیم گرفت که میخواد

قبل از اینکه محموله رو تحویل بگیره، یک مزه ای بکنه

و در عوض ، بعدش با یکی از تهیه کننده های جنس جدیدم فرار کرد

تهیه کننده ی جدید؟؟ - آره و یک خوشگله که اسمشو نفهمیدم -

ولی خیلی ناز بود، اون دختره و شریکش، اسمش " ریچارد سندز " بود

اونا کجان؟؟ - دختره رو نمیدونم

ولی همین الان دارم دنبال " سندز " میگردم

میخوام که خیلی با دقت به من گوش بدی

هرکاری که لازمه انجام بده تا اونجا نگهش داری

دو تا آدم که مسلسل به سمتش گرفتن دارم، فکر کنم وضعمون خوبه

این کافی نخواهد بود

من باید برم - قطع نکن -

بهم گوش کن

رفیق

تو محموله و دوست دخترتو گم کردی

پس فکر میکنی الان چه اتفاقی میفته؟؟

من همه ی کسایی که تو این اتاقن رو میکشم

و بعدش میرم و دوست دخترمو پس میگیرم

باشه

تو حرف این آدم لعنتی رو باور میکنی؟؟ - " ریچارد " -

سعی نکن من رو نجات بدی، نقشه رو به یاد بیار

گوشت رو دنبال کن

مخفی گاه " مالوادو " رو پیدا کن

بهم بگو کجاست

چه غلطی میکنی؟؟ -

خوشحال بیدار شو

اون کامیون رو کجا فرستادی؟؟ داره کجا میره؟؟

خب، داره به جایی مره که همیشه میره تو چرا اهمیت میدی؟؟ تو مردی

چطوری برسم اونجا؟؟ - چطوری برسی اونجا، این چطوره؟؟ -

خب چطوره بعد از اینکه ترتیب اون کاسه ی زانو و این کاسه ی زانو رو دادیم

.... 45 " بری I " تو میتونی تلاش کنی که چلاق چلاق تا

قابلی نداشت

دوست داشتنه

مشکلت چیه؟؟ - مشکل من؟؟ -

من الان جونتو نجات دادم - کم مونده بود همه چیز رو بهم بگه -

حالا داری کدوم گوری میری؟؟

من به کمکت نیازی ندارم - آره؟؟ خب " عمو ادی " نیاز داشت -

تقریبا به خاطر تو کشته شد

این هیچ ربطی به تو یا " ادی " نداره

خب یکم برای اون دیره، تو چی میگی؟؟

شنیدم که داشتی درمورد یک کامیون میپرسیدی

سعی میکنی که تعقیبش کنی؟؟

دیوانه شدی؟؟ - کدوم کامیون؟؟ -

یک کامیونه پر از آدم

آره؟؟ چه جور آدمی؟؟

از نوع دخترای کوچولو؟؟

" یا عیسی مسیح، " ریچارد - ببین هیچ کدومشون قرار نیست خورده شن -

اگر فقط بذاری من از این جا برم بیرون - محموله برای " براون ها " ست -

درسته؟؟ ازشون به عنوان طعمه استفاده میکنی تا مخفیگاه رئیس رو پیدا کنی

فقط تکون بخور، بذار سیمای این یکی رو بهم بزنم و روشنش کنم

لعنت- من میرونم -

نه نه امکان نداره

کامیون داره درمیره

نه

این طرز رفتار با خانواده نیست

پاشو

بسه بسه

بسه بسه لطفا

اینجا بمون

چی کار میکنی؟؟

تو بهش زنگ زدی، درسته؟؟

فکر کردم میتونه کمک کنه

بهش اجازه نمیدم بهت آسیب بزنه

موفق باشی

اون چیه؟؟

...تفنگدار گنزالس، نمیتونی همینجوری بیای این تو و

من همین جوری نیومدم اینجا، من خونه رو میپاییدم

دیدم اون دخترو دفن کردی

و تو بهش کمک کردی

اگر باهوش باشی، بهم اجازه میدی کارمو بکنم

چه کاری؟؟ الان تو کلنل " ون هلسینگی "؟؟

،کیت " گفت تو اون پایین بودی " بار " چرخاننده ی پستون "؟؟

اون خون اشاما قصد انجام یه کاری رو دارن

و تو به من میگی که کل قضیه در مورد چیه

حتما، درست بعد از اینکه جمجمه تو شکافتم

.

...تکون نخور

وگرنه مردی

مرده؟؟ اون بدتر از مرگ خواهد بود

به اون ولگرد بگو که اون عینک کنترل ماموریت رو تو از سرش میکنم

و اونو تو کونش فرو میکنم

More Farsi Persian subtitles for From Dusk till Dawn: The Series

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left