Mistari 200 ya kwanza.
پشت سرت رو ببین، گتسبی
دیزی با جمعیت همرنگ شده
درستش هم همینـه
بچه که بودم، مامانم میگفت کلاغها نوکرهای شیطان هستن چون
...نوح اونا رو از روی کشتی
انداخته بیرون و با این حال از سیل جون سالم به در بردن
آره. قبلاً این داستانو شنیدم
اگرچه توی همۀ فرهنگها بدشگون نیستن
خیلی از مردم اعتقاد دارن کلاغها بخت خوب میارن
مطمئن نیستم بخوام بختم رو بدونم
چرا؟
میبینی این خطِ دستت چطوری اینجا تقسیم شده؟
مسیر زندگیت قراره بهکلی تغییر کنه
امشب
« ترجمه و زیرنویس از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
نوبت توئـه
حس و حالِ رقصیدن ندارم
،رقصیدن مهم نیست مهم اینه بقیه ببیننت
دوست پیدا کنی
موقع شمارش معکوس ببوسیش و مطمئن بشی که یادش میمونـه
تحت مدیریت آقای الکس پارکر که
،صاحبِ این ساختمون فوقالعادهست یعنی همون برج تایمزِ سابق و
این برای ۷۵ سال اخیر به یکی از ...سنتهای سال نو تبدیل شده
خدا رو شکر تو رو داره تا تصمیمات رو بگیری
منظورت چیـه؟
فقط تعریف کردم
توی تولدمون اگه من اول کیک نخورم اونم یادش میره کیک بخوره
زنها رهبران ذاتیِ بشریت هستن
مصریان باستان خبر داشتن
.شمارش معکوس بهزودی شروع میشه تصمیمت رو در مورد تعهدت گرفتی؟
قبلاً پرسیدی
تغییر دادن دنیا
یادتـه؟
برادرت بهجات جواب داد
از کجا بدونم تو چی میخوای؟ - منم همینو میخوام -
بهنظرت نمیتونم خودم حرفم رو بزنم؟
بهنظرم تو یه ملکۀ بدون تاج هستی
گوش کن چی میگم
...اگه بتونی ثروتمند یا معروف باشی، کدوم
ثروتمند
خیلیخب. فکر کن ثروتمندی
دیگه مجبور نیستی کار کنی
حالا چی؟
با زندگیت چیکار میکنی؟
دیگه چیزی نمونده
کمتر از ۲۰ ثانیۀ دیگه
هرگز نمیذارم هیچ مردی روی من کنترل داشته باشه و
راه زنده موندن تا ابد رو هم پیدا میکنم - ،ده، نُه، هشت، هفت -
!شش، پنج، چهار، سه، دو، یک
!سال نو مبارک
بهسلامتیِ تو، کلئوپاترا
تو همیشه خوب با زنها ارتباط میگرفتی
در طول این سالیان منظورمـه
ولی، وقتی دیدمت بهنظر ازدواج کرده بودی
آره
چی شد؟
الان دیگه مهم نیست
اون موقع شروع شد؟
سال نویِ ۱۹۸۰؟ تو خونه پیش آنابل لی نبودی و
توی یه بار داشتی با یه زن دیگه لب میگرفتی
مجبور بودم - چرا؟ -
به اونجا هم میرسم
چیکار کردی، رادریک؟
تو و مدلین
گفتی میخوای اعتراف کنی
اعتراف کن
و هنگامی که مرگ در نزدیکی تو باشد
ارادۀ ایشان بر ارادۀ تو سایه میافکند، سکنا برگزین
شب، هرچند روشن، تاریک خواهد شد
و ستارگان دیگر از تختهای سلطنتی خود در آسمان به پایین نگاه نخواهند کرد
نور امید خود را به انسانهای فانی میدهند
اما گویهای سرخشان
...و خستگیشان - اونا کیان؟ -
...مانند تبی ظاهر میشود که - مادرها -
پری، لئو، کامیل
تا ابد به تو خواهد چسبید
اکنون افکاری هستند که نباید آنها را از سر بیرون کنید
اینها اکنون رویایی هستند که هرگز ناپدید نمیشوند
و در ذهن شما ظاهر میشوند
مثل قطرات شبنم روی چمن
،فقط بگو: «الآن زمان بسیار سختی برای منـه
«لطفاً به حریم خصوصیام احترام بذارید
،الآن زمان بسیار سختی برای منـه لطفاً به حریم خصوصیام احترام بذارید
آفرین
جونو
خوبی؟ - آره -
فقط دست من رو بگیر
جونو، اون طرفش رو گرفتی؟ خیلیخب - خوبم -
،سرا پایین، فقط سر تکون بدید، لبخند غمگین با کسی صحبت نمیکنیم
خب، انجامش دادی
کل اینجا رو خریدی
نوشیدنی میخوای؟
متصدی بار نداری؟
،معلومه که متصدی باری نیست این یه مکالمۀ خصوصیـه
محافظت میتونه کنار محافظهای ما بشینه
هیچی بهشون نمیدم، درحال انجام وظیفهان
آه
این تونیـه
تونی، اینا کساییان که زنده موندن
از تونی پرسیدم که مجبوره حتی موقع شاشیدن هم دنبالم بیاد؟
خیلی اهل حرف زدن نیست
مال من اومد
حداقل تا دم در اومد
،مطمئن نیستم مجبور بود یا نه !ولی اومد، مرتیکۀ منحرف
همهتون دیوونهاید
و دقیقاً در مقابل چی از ما محافظت کنید؟
لئو خودش پرید. جولیوس همهچیزو دید
،حسابی چِت کرده بود کسی نکُشتش که
یعنی بابا داره بیش از حد واکنش نشون میده؟
این کارِ بابا نیست
کار عمه مدـه
جدی میگی؟ - آره -
اگه این طرف قراره بیرونِ خونۀ من بمونـه
بهتره قراردادش درست و حسابی باشه
درسته
آره، فاحشهها
تنها کسایی که میخوان آشرها رو بکشن خود خانوادۀ آشر هستن
.واسه همین میخواستم دور هم جمع بشیم .کلاً ما سه نفر موندیم
نصفمون
و ببینید، میدونم همیشه با هم توافق نظر نداشتیم ولی
الآن وقتشـه با هم همکاری کنیم، مگه نه؟
احتمالاً حق با اونـه
وقتی پیداشون شد رو یادت میاد؟
منظورم بچههان
وقتی تو پیدات شد رو یادمـه
خدایا، چقدر اعصابمون خُرد بود
و تماشای اونا که سعی داشتن اون سوراخ رو پر کنن
مواد مخدر، شهرت و هزینهها
همۀ اینا صرفاً خیلی غمانگیزه، پسر
تو هم همون سوراخ رو داری، ویک
نمیدونم خودت متوجهی یا نه، ولی تو هم داریش
کامیل سعی کرد سوراخش رو با اطلاعات پر کنه
پری سعی کرد با هرچی میتونه پُرش کنـه و
لئو سعی کرد سوراخ بابا رو با عشق طرفدارهاش پر کنـه
سوراخ بابا
،رفت نامهها رو بیاره
ولی با یکی از فالوورهاش از تخت سر در آورد
سوراخ بابا
هیچوقت به این چیزا اهمیت ندادید
اولین بچههای بابا توی یه خونه و با اون بزرگ شدن
حقیقت نداره- حقیقت نداره، ویک -
حقیقت نداره - به تخمم -
مادر من یه پرستار بود
یه پرستار مجرد
نمیخوام بشنوم که توی یه خونه موندن با آنابل لیِ افسانهای
چقدر سخت بوده
تنها کسی که اون فکر ازدواج کردن باهاش رو داشت
خب، درسته ولی تا قبل از جونو
اوم! نه. نه. نه، در مورد اون معتاد مفنگی جلوی من صحبت نکن
ببین، متأسفیم که بابا اینجوریـه
و از پیش مادرمون شیرجه زد توی یه دریا از کُسهای غریبـه و
از اون موقع تا الان داریم میوههایی که پس انداخته رو میبینیم
و این ناراحت کنندهست ولی تا جایی که ما میدونیم
سه نفر دیگه دارن میان تا جایگاهشون رو بگیرن
بفرما، گفتم
کل فاز بابا اینـه که در رو برای تکتک حرومزادههاش
تو دنیای آزاد باز نگه داره
خیلیخب، صرفاً اینکه در باز باشه
دلیل نمیشه که حتماً یه صندلی سر میز ریاست بهشون برسه
بیخیال، اون غذا سمتمون پرت میکنه و تماشا میکنه که سر غذا دعوا کنیم
خودت که میدونی. مخصوصاً ما
تو که بهنظر اوضاعت خیلی خوبـه
آره، بابا واقعاً تو یکی رو دوست داره
بنا به دلایلی
خدایی، تمرلین؟
اوضاع اشتراک بستههای ماهانۀ تقلبیت چطوره؟
هر موقع گوئینت تیم وکیلهاش رو فرستاد سراغت خبرم کن
من یکی دل تو دلم نیست که
ببینم نظرش در مورد دزدیِ تو از بردنش چیـه
یکی از میمونهای شما صورت کامیل رو جر نداد؟
شمپانزه. ببخشیدها، ولی مگه شماها مدرسه نرفتید؟
اینقدر فهمیدنش سختـه؟
خب، خوش گذشت
میخوام بدونم کامیل قبل از مرگش
چه آتویی از تو پیدا کرده
آره، مچم رو گرفتی
دارم یکییکی آشرها رو میکشم
حدس بزن بعدی کیـه؟
خیلیخب دیگه
فکر کردم قراره به سلامتیِ خواهرا و برادرای مُردهمون نوشیدنی بنوشیم
گمشو، فرادریک
فرادریک و مدرلین
شما دوتا درست مثل بابا و مدز هستین
مثل بازی زو با هم دست به یکی کردین تا
من مجبور شم بهزور رد بشم، که چی؟
بتونید من رو بزنید زمین؟
خب، حدس بزنید چی؟
من لازم ندارم که بهزور رد بشم
چون دارم میرم اون بالا بالاها
!گمشو، مرتیکۀ عینکی
،اهمیت نمیدم پیم چی میگه کار خودشـه، خبرچین خودشـه
فکر میکنی اون پیشنهاد ۵۰ میلیونی هنوز پابرجاست؟
احتمالاً نه
مخصوصاً حالا که این همه آدم مُردهان
من دخترتـم؟
دوبار پلک زد. گفت آره
عالیـه، عزیزکم
شرمنده. میشه دوباره بگید؟
...سطح اکسیژن خونش خیلی بهتر شده
اسم من لنوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.