The Invisible Pilot

The Invisible Pilot

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

The Invisible Pilot S01E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Invisible Pilot S01E02 WEBRip x264-ION10
The Invisible Pilot S01E02 1080p HMAX WEBRip DD5 1 x264-FLUX
The Invisible Pilot S01E02 720p HMAX WEBRip DD5 1 x264-FLUX
The Invisible Pilot S01E02 1080p WEB h264-OPUS
The Invisible Pilot S01E02 720p WEB h264-OPUS
Maoni na Fatiima
🔺🔹𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞.𝐓𝐨𝐩 | Amir Moazeni

Lebo

web
x264
720p
720
webrip
BRip
1080
Yamechapishwa tarehe: 2022-04-12
Upakuaji: 27
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

دانلود فیلم‌‌و‌سریال‌های روز دنیا، بدون‌سانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویس‌چسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی

« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »

...مرگ

.اجتناب ناپذیره

،از یه سوراخ بیرون میای

.درنهایت هم برمی‌گردی تو یه سوراخ دیگه

.هیچی تو دنیا قرار نیست تا ابد بمونه

،ستاره‌ها، خورشید .همه چی قراره نابود بشه

سنگ‌قبرت قراره .تو زمین دفن بشه

طوری که کسی نفهمه .شما اصن اینجا بودین

...ولی می‌دونین، مردن

.یه تجربه آزادی بخشیه

مرده بودن، چه خوبی‌هایی داره؟

،اگه بهم یه میلیون نمی‌دادن .صبح حتی از خواب هم بلند نمی‌شدم

،خیلی زود شد دو میلیون .بعدشم شد سه میلیون

بعدش هفته‌ای یه سفر .داشتیم که چهار میلیون بود

به خاطر اینکه خلبان ،هواپیمای سم‌پاشی بودم

یه حس ذاتی درمورد .توانایی‌های هواپیمام پیدا کرده‌بودم

قاچاق رو بیشتر از هر .کاری که تاحالا کردم، دوست دارم

،حس می‌کنم یه کار مقدسی بود

.یه خدمت به بشریت .اینطوری حس می‌کردم

.از همه جور مواد مخدری خوشم می‌اومد

می‌دونین؟

ما دیگه مواد مخدر غیرقانونی و یا فروشندگان آن‌ها را

.تحمل نخواهیم‌کرد - قاچاقچیان بار دیگر -

...از روشی دیگر برای گول زدن

از دادستان خواست تا اثبات .کند که جنگ علیه مواد مخدر، تاثیرگذار بوده

باید غیرقانونی می‌بودن، چون ذهن و قلب انسان‌ها رو

.آزاد می‌کردن

.مواد مخدر چیزای بدی هستن

.باهاشون کاری نداشته‌باشین - می‌خوام به شما بچه‌هایی -

که از مواد مخدر استفاده می‌کنن یا بهش فکر می‌کنن

.یه درسی بدم

.فقط بهش بگین نه

به نظرم کسی این حق رو نداشت که

که توی عزم شخصی .یه نفر دیگه دخالت کنه

...تنها راه عوض کردن قانون، اونم یه قانون بد

.اینه که زیر پا بزاریش

...روز 18 سپتامبر، 1977

با پریدن از روی یه ...پل، تظاهر به خودکشی کردم

و اونا برای دو هفته .دنبال جسدم می‌گشتن

.سالی هم عالی نقش بازی کرد

می‌دونین، رسیدن به ساحل غربی

زیبا بود، یه .ماجراجویی زیبا

.و از اون مقطع به بعد، زندگی متحول شد

می‌دونین کی به این گل دست زده؟

.فرمانروای جهان

،من یه معلم فوق‌العاده پیدا کردم

.مرشدم، سرین پا سی راوان

.مهاراجه

،اون فقط از یه چیز حرف می‌زد

و اون تجربه علم به خود بود

.تا آرامش حقیقی تو زندگیتون داشته‌باشین

،اون زمان‌ها، اونا تقریبا یه جور فرقه داشتن

...یه جورایی انگار

.یه جورایی شبیه به یه دین شده‌بود

.خیلی زیبا بود

می‌دونم چیزی که داشتم دنبالش .می‌گشتم، موضوع بزرگتری بود

.نمی‌دونستم دارم دنبال چی می‌گردم

ولی اگه می‌دونستم دارم ،دنبال چی می‌گردم

دیگه لازم نبود بدونم دارم .دنبال چی می‌گردم

.و مهاراجه اینو بهمون نشون داد

.خود درون

:بهش می‌گفتن .خدای درون، بهشت درون

،مسیح هرچیزی که یاد داد .از بین نرفته

،و اگه این دفعه مردم قرار زنده بمونن .به خاطر همون دانشه. اگه زنده‌این، به خاطر همین دانشه

.من حتی ادم معتقدی هم نیستم

چه غلطا؟

من آدم منطقی هستم، می‌فهمین؟

اون در همه چی رو ،به روم باز کرد. با اب و نمک

،تنقیه می‌کردم .اون شب‌ها لب ساحل

روزه می‌گرفتم، یه جایی ،رو پیدا کردم که کلی میوه داشت

خلاصه شب‌ها می‌رفتم .و میوه می‌دزدیم

،چندین ماه جز میوه .هیچی نمی‌خوردم

.وزنم شد 66 کیلو

،و با قارچ نئشه می‌کردم

.و کل روز با رفقا علف می‌کشیدیم و زندگی می‌کردیم

،یکم ماری‌جوانا کاشتم .چندتا گیاه داشتن در میومدن

...نمی‌دونم چیکار داشتم می‌کردم، ولی

.داشتم شروع می‌کردم

،اگه به من بود از هیپی بودن

،و تمام روز علف کشیدن ،و گیاه پرورش دادن

.کاملا راضی بودم

.همم

،اون زندگی دوگانه ما

.گاهی ناراحت کننده‌بود

.ولی خوب، فقط یه بازی بود

.ازش خوشم می‌اومد. جالب بود

.انگار یه مامور مخفی بودم

مثل این بود که ندونین .فردا قراره چه اتفاقی بی‌افته

.اداره کلانتری می‌اومد خونمون

می‌دونین، هفته اول ،همیشه می‌اومدن

بعدش هرچی بیشتر .می‌گذشت، کمتر می‌اومدن

همون سوالات همیشگی ،رو ازم می‌پرسیدن

و همون جواب‌های ،همیشگی رو بهشون می‌دادم

تا وقتی که دیگه به .خودشون زحمت ندادن که بیان

.چون داستان من عوض نمی‌شد

.صبر کردیم تا آب‌ها از اسیاب بیوفته

،توی ارکانزاس، بیرون کارلای

یه باجه تلفن بود که توی روزها و زمان‌های

به خصوصی، به .زنم زنگ می‌زدم

،و خیلی بامزه بود من به اون تلفن زنگ می‌زدم

،و اونم تلفن رو بر می‌داشت

و شرکت مخابرات .هیچوقت نفهمید

.ما چندین ساعت مجانی حرف می‌زدیم

و نقشه می‌کشیدیم

،که هرجایی که بود .هم دیگه رو ببینیم

هیچوقت به بچه‌ها .نگفتم که اون زنده است

نمی‌تونستم بهشون .اعتماد کنم که به کسی نگن

.می‌دونین، چون بچه بودن

...جشن شکرگزاری بود

و همه خانوادم رفته‌بودن ،به شریدن توی ارکانزاس

.بچه‌ها رو اونجا بردم

بهشون گفتم دارم می‌رم به .نیواورلئانز تا توت‌عنخ‌آمون رو بمونم

.برای اولین بار توی آمریکا توی کمترین زمان ممکن

...رفتم به نیواورلئانز

،تا به یه پرواز برسم .و رفتم به لس‌انجلس

البته تمام اون مدت نمی‌دونستم .دارم تعقیب می‌شم یا نه

،گری توی فرودگاه اومد دنبالم

.یه قرص ال‌اس‌دی انداخت تو دهنم

نشستیم تو این اتوبوس فولکس واگن‌ـش

و توی بزرگراه 1، شروع کردیم .به رفتن به سمت شمال

و به اسامی مستعاری .فکر می‌کردیم که می‌خواستیم

اسم مورد علاقمه .من، لوکاس بود. لوکاس نوئل

خلاصه الان باید یه ،فامیلی پیدا کنم

.باید یه فامیلی باحال پیدا کنم

،بعدش یهو جشممون خورد به تابلو

.هارمونی، توی کالیفرنیا

.گفتم، عالیه .این شد فامیلیم

.خلاصه فامیلیم رو گذاشتم هارمونی .لوکاس نوئل هارمونی

،لوکاس یعنی نور نوئل یعنی صلح، و هارمونی

.نور، صلح و توازن

.اسم هیپی‌ـم این بود، باشه

خوب، من فقط برای .اون آخر هفته طولانی، باهاش موندم

باید برمی‌گشتم ارکانزاس

تا با بچه‌هام باشم .و طبیعی رفتار کنم

و کم کم داشتم .آماده می‌شدم که برم

:یه روز، مامانم گفتمش .داریم نقل مکان می‌کنیم به کانزاس

.همینو گفت .داریم نقل مکان می‌کنیم به کانزاس

خلاصه هممون سوار .هواپیما شدیم و رفتیم کانزاس

از فرودگاه اومدیم بیرون .و یه تاکسی گرفتیم و رفتیم یه خونه‌ای

.یه عده تو این خونه بودن

اونا رو نمی‌شناختم. رفتیم تو خونه

رفتیم حیاط پشتیشون ،و باز یه تاکسی دیگه گرفتیم

.و دوباره رفتیم فرودگاه

و با لباسای متفاوت .دوباره پرواز کردیم یه جای دیگه

،وقتی دوباره فرود اومدیم .دور گردنمون گل گذاشتن

می‌دونین، وقتی از هواپیما پیاده می‌شین. گل. می‌دونین؟

.گل میدن بهتون

این خودش یه نشونه .بزرگ بود که اینجا کانزاس نیست

...اونجا نشستیم، تو ساحل، و

یه یارویی میاد که .لاغره و... ریش داره

یکم شبیه چارلز منسون، می‌دونین؟

...و یارو مارو بغل کرد

...و من با خودم سریع گفتم

که مامانم ما رو .فروخته به این یارو

تو چشماش نگاه کردم ،و اونم بهم نگاه کرد، و منم گفتم

بابا! و اونم میگه .نه، نه، نه، نه

...لوکاس، من لوکاسم. و من .تمام دنیام عوض شد، رفیق

!منم دارم می‌گم، واو، زنده است

!سارالی می‌گفت، زنده است

!واو، این که... واو .بابام یکی دیگه شده

.از بهشت برگشته

.قیافش خیلی متفاوت بود .می‌تونین عکساشو ببینین

اون گری نبود، اصلا شبیه الانش .نبود. یعنی، اصلا شبیه نبود

،متفاوت صحبت می‌کرد .لاغر بود، هیپی شده بود

شبیه یه شخصیت ،سریال چیچ و چانگ شده‌بود

ولی اونقدر احمقانه نبود می‌فهمین چی می‌گم؟

،وقتی فهمیدم زنده است

از لحظه‌ای که فهمیدم .مرده، شدیدتر بود

!عاشق اون موقع بودم

اون سال‌ها، جزو شادترین سال‌های ...عمرم بودن. فکر نکنم

که تو عمرم بیشتر از .اون موقع شاد بوده‌باشم تاحالا

.پدرم توی سال 1977 مرد

لوکاس هارمونی یه شخص .دیگه‌ای هست که منو بزرگ کرد

همون شخص، ولی ،دوتا آدم متفاوت

.چون توی هیزن بازیگر بود .نقش بازی می‌کرد

یادمه داشتیم از یه کوه .توی هاوایی پایین می‌اومدیم

می‌دونین، از یه .جاده لاوایی پایین می‌اومدیم

داشتیم اونقدر تند پایین .می‌اومدیم که انگار داشتیم پرواز می‌کردیم

اون یکی از خاطرات .مورد علاقم از بابامه

.خوشحال بودم

بهترین زمان برای .فراری بودن، بود

،بعد از خودکشی پدرم

اون موقعی، زمانی بود که بدون یه چراغ

.نمی‌تونستم جایی برم

همه فکر می‌کردیم که اون مرده، و منم می‌خواستم

.درست کنار مامانم بخوابم

.یعنی خوب، شیش سالم بود

با خودم فکر می‌کردم

خوب، چرا نمی‌خواست به خاطر من، زنده بمونه؟

یعنی، من چه ایرادی داشتم؟ چرا می‌خواست خودش رو بکشه؟

من کار اشتباهی کردم؟ به اندازه کافی خوشگل نبودم؟

به اندازه کافی خوب نبودم؟ به اندازه کافی باهوش نبودم؟

یعنی، من چه ایرادی داشتم؟

یه حفره تو قلبم درست کرد که می‌گفت، من کی هستم؟

به اندازه کافی لایق نبودم؟

می‌دونین، فقط .بابام رو می‌خواستم

وقتی توی هاوایی زندگی می‌کردیم، بچه‌ها به هیچکسی

حتی دوستاشونم هم نمی‌تونستن .بگن ما اهل ارکانزاس هستیم

More Farsi Persian subtitles for The Invisible Pilot

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left