Mistari 200 ya kwanza.
عجله کن
متوجه نیستی؟ هستهی کریپتون داره از هم میپاشه
شاید فقط چند هفته وقت داشته باشیم. بهتون هشدار داده بودم
استخراج از هسته خودکشی بود. این کار باعث شده
روند فروپاشی سرعت بگیره. ذخایر انرژی ما
تموم شده بودن. میخواستی چیکار کنیم، اِل؟
مثل اجدادمون، به ستارهها نگاه کنیم
سیارههای قابل سکونتی در دسترس هستن. میتونیم با استفاده از پاسگاههای قدیمی شروع کنیم
جدی داری پیشنهاد میدی که کل سیاره رو تخلیه کنیم؟
نه. همین الانشم همهی کسایی که اینجان، مُرده محسوب میشن
کنترل کُدکس رو به من بدید. من بقای نژادمون رو تضمین میکنم
هنوز امیدی هست
من اون امید رو توی دستهای خودم گرفتم
این شورا منحل شده
به دستور کی؟
من
بقیهی شما هم محاکمه و طبق قانون مجازات میشید
داری چیکار میکنی زاد؟ این دیوانگیه. - کاری که باید
سالها پیش انجام میدادم
این قانونگذارها
با بحثهای تمومنشدنیشون
کریپتون رو به نابودی کشوندن
و اگه نیروهای تو پیروز بشن
رهبرِ هیچ و پوچ میشی. - پس به من ملحق شو
کمکم کن نژادمون رو نجات بدم. از نو شروع میکنیم
ما قطع میکنیم
نژادهای رو به انحطاطی رو که ما رو به این وضعیت کشوندن
و کی تصمیم میگیره کدوم نژادها زنده بمونن، زاد؟
تو؟
این کار رو نکن، اِل
آخرین چیزی که میخوام اینه که با هم دشمن بشیم
تو اصولی رو که ما رو به هم پیوند میداد، زیر پا گذاشتی
تو شمشیر کشیدی
علیه مردم خودت
من به مردی که قبلاً بودی احترام میگذارم، زاد
نه به این هیولایی که بهش تبدیل شدی
ببرینش
قربان؟ همهچیز مرتبه؟
برو کنار
گفتم
لارا رو برام پیدا کن
جور، پشت سرت
لارا، باید مقدمات پرتاب رو آماده کنی
در اولین فرصت خودم رو بهت میرسونم
هراکا
هیاه
کُدکس رو میبینی؟ - درست زیرِ مرکز فرماندهی هستش
اما وظیفه دارم بهت هشدار بدم
ورود غیرقانونی به محفظهی پیدایش، جرم درجه دوئه
دیگه کسی اهمیت نمیده، کِلِکس. دنیا داره به آخر میرسه
جور-اِل، به فرمان ژنرال زاد
کُدکس رو تسلیم کن
آخ
آاااه
آروم باش، هراکا
سیارهای پیدا کردی؟
پیدا کردیم. - دور یه ستارهی زردِ رشتهی اصلی میچرخه
درست همونطوری که گفته بودی
یه ستارهی جوان
سلولهای اون، تابشِ این ستاره رو جذب میکنن
ساکنانش به نظر هوشمند میان
اون یه مطرود میشه
یه موجود عجیبالخلقه
اونا میکشنش
چطوری؟
اون برای اونا مثل یه خدا میشه
اگه سفینه نَرسه چی؟
اون بیرون میمیره
تنها
نمیتونم انجامش بدم
فکر میکردم میتونم، اما
لارا... حالا که اون اینجاست
کریپتون محکوم به فناست
این تنها شانسشه
این تنها امید مردممونه
چی شده، کِلِکس؟
پنج سفینهی تهاجمی دارن از شرق نزدیک میشن
دفاعیات قلعه داره اسکن و ارزیابی میشه
کُدکس رو آپلود میکنم
نه، صبر کن
لارا
فقط بذار نگاهش کنم
هیچوقت راه رفتنش رو نمیبینیم
هیچوقت نمیشنویم که اسممون رو صدا بزنه
اما اون بیرون
میونِ ستارهها
اون زنده میمونه
خداحافظ پسرم
آرزوها و رؤیاهای ما همراه تو سفر میکنن
آتیش رو روی درهای اصلی متمرکز کنید
بانو لارا
موتورهای فانتوم دارن فعال میشن. برای احتراق آماده بشید
ژنرال
متوجه احتراق موتور در داخل قلعه شدیم
یه پرتاب صورت گرفته
فرمانده، این سکو رو حفظ کن
میدونم کُدکس رو دزدیدی، جور-اِل
تسلیمش کن
و اونوقت میذارم زنده بمونی
این یه شانس مجدد برای کل کریپتونه
نه فقط برای نژادهایی که تو لایق میدونی
چیکار کردی؟
ما بچهدار شدیم، زاد
یه پسر
اولین تولدِ طبیعی کریپتون بعد از قرنها
و اون آزاد خواهد بود
آزاد تا سرنوشت خودش رو رقم بزنه
کفرآمیزه
نابودش کنید
آخ
لارا
به حرفم گوش کن
کُدکس آیندهی کریپتونه
پرتاب رو متوقف کن
نه
پسرت لارا
کجا فرستادیش؟
اسم اون
کال هستش
فرزندِ اِل
و دست تو بهش نمیرسه
اون سفینه رو بکشید پایین
هدف قفل شد
سلاحهاتون رو زمین بذارید
نیروهای شما محاصره شدن
ژنرال زاد
به جرم قتل و خیانت بزرگ
شورا تو و همدستانِ شورشیت رو محکوم کرده
به سیصد چرخهی بازسازی جسمانی
حرفِ آخری داری؟
خودت جرأت نداری ما رو بکشی
نمیخوای دستات رو کثیف کنی! اما ما رو محکوم میکنی
تا ابد توی یه سیاهچاله باشیم
جور-اِل راست میگفت
همهتون یه مشت احمقید، تکتکتون
و تو
فکر میکنی پسرت در امانه؟
من پیداش میکنم
چیزی رو که از ما گرفتی، پس میگیرم
پیداش میکنم
پیداش میکنم لارا
پیداش میکنم
آآآخ
بانو لارا، نباید به پناهگاه برید؟
پناهگاهی وجود نداره، کِلور
جور-اِل راست میگفت
این آخره کارِ ماست
دنیایی بهتر از دنیای ما بساز، کال
جلو پاتو نگاه کن، احمق
چشمات رو باز کن وگرنه له میشی
تو رو از کدوم گوری پیدا کردن، تازهکار؟
بیا این تله رو بفرستیم هوا
آقایان، عرشه رو ایمن کنید
همین الان یه پیام اضطراری از یه دکل در سمت غرب گرفتیم
عرشه رو ایمن کنید
همهی قایقهای غیرنظامی، دور بشید
دریچههای زیرِ دریا از کار افتادن و دکل در حال انفجاره
حله، گارد ساحلی. تکلیف اونایی که اون تو موندن چیه؟
فراموششون کن. اونا مُردن. تازهکار
دوربین شکاری من رو بیار
تازهکار
این آخرین ذخیرهی اکسیژنه. نمیدونم چقدر دیگه میتونیم دووم بیاریم
اینجا گارد ساحلی ۶۵۱۰ هستش. یه دور دیگه میزنیم و بعد میریم
صبر کن، صبر کن. چند نفر روی باند هلیکوپتر هستن
همینجا
بجنبید، بجنبید! راه بیفتید! راه بیفتید
یالا! یالا
اون نفرِ آخری رو هم سوار کنید
باید بریم
هی، راه بیفت. داری چیکار میکنی؟
برو! برو
آخ
آخ
وقتی کانزاس به یک قلمرو تبدیل شد؟
کلارک
داری گوش میدی، کلارک؟
پرسیدم میتونی بهم بگی اولین بار کی
توی کانزاس ساکن شد؟
حالت خوبه، کلارک؟
کلارک
کلارک
کلارک
کلارک، از اونجا بیا بیرون
تنهام بذارید
کلارک، من به مادرت زنگ زدم
کلارک؟
آخ
من اینجام
کلارک، عزیزم، مامانه
در رو باز میکنی؟
چِشه این؟ خیلی عجیب و غریبه
بچهننه
پدر و مادرش حتی نمیذارن با بچههای دیگه بازی کنه
میدونم
عزیزم
اگه نذاری بیام تو چطوری کمکت کنم؟
دنیا خیلی بزرگه، مامان
پس کوچیکش کن
فقط، اوم
روی صدای من تمرکز کن
No comments yet. Be the first to leave one.