Mistari 200 ya kwanza.
کانال آخرین زیرنویس های تیم ترجمه وب سایت رسانه کوچک lilmediasub@
کالزون، پارمزان بادمجون، پیتزای قارچ. بدون صدف
اسپاگتی، لازانیا. بدون صدف
انقدر رسیدهای رستوران رو نگاه کردیم دارم گرسنه میشم
- میشه امشب بریم رستوران؟ - ممکنه اونا مادرت رو کشته باشن، در نتیجه خیر
تازه غذاشم خوب نیست
اگه یه سوال پسرونه ازت بپرسم قول میدی ضایعبازی درنیاری؟
- قول میدم - یه پسری تو مدرسه هست به اسم "اِسوِن"
لیاقتت بیشتر از اینه
خیلیخب، از الان
باهام قرار گذاشته، امروز میخوایم بریم قهوه بخوریم
به اریک که از من خوشش میاد و ممکنه ناراحت بشه، بگم؟
یا اینکه بهش نگم و ازش قایم کنم
چون اسون جذابه و یه سال تابستون تو یونان گیتار زده؟
خب بذار یه سوال ازت بپرسم
اسون میدونه من و مادرت همش دنبال آدم برای کشتن میگردیم؟
بابا
خیلیخب. اریک دوست توئه و اگه از زبون یه نفر دیگه بشنوه
خیلی بیشتر اذیت میشه، پس باید بهش بگی
ممنون بابا. در کمال تعجب، خوب راهنمایی کردی
نمیشد فقط ازم تعریف کنی، نه؟
بنظرم بیشتر از این پررو میشی
سلام بچهها. چه خبر از رسیدها؟
این آخریه. پیکاتای مرغه
مثل اینکه نقد من رو دربارش نخوندی
"اگه ادویه دوست دارین، برید یه فیلم برادران مارکس رو ببینین
چون تو این پیکاتا ادویه پیدا نمیکنین!"
خیلیخب
خب، شبی که تو جاپوپو غذا خوردیم، صدف غذای ویژهشون بود
و فقط سه نفر سفارش دادنش
تو، رامونا و یه بابایی به اسم "اد تون"
سرهنگ اد تون
مجرد، بازنشسته
و فکر میکنه منظور از عکس پروفایل عکس نیمرخه
اگه اونم از مرگ برگشته باشه، بدون شک اون صدفها منشأ این قضیهان
ممکنه تو و رامونا تصادفی بوده باشین ولی سه نفر تصادفی نیست
باریکلا بچهها. این خیلی خبر مهمیه!
اگه بدونیم مشکل از صدفهاست، میتونیم جلوی پخش شدنش رو بگیریم
میتونیم به معنای واقعی دنیا رو نجات بدیم!
همش به ما بستگی داره!
پس بریم اد تون رو پیدا کنیم!
- امروز مناسب نیست - چی؟ عزیزم، پای دنیا وسطه
با کارل جلسه داریم، با اون سرمایهگذاره هم که کار داریم
آره ولی...
- آخه دنیا! - بابا راست میگه. آخه چی میتونه
مهمتر از نجات...
یا خدا، اسون ـه! سلام، قایقسواری چطور بود؟
اسون کیه دیگه؟
یه پسر که قراره دل اریک رو بشکنه
واقعاً بنظرم باید امروز با اد تون صحبت کنیم
قطعاً باید بریم، ولی فردا
چون اگه امروز به اون جلسه نرسیم
کارل بزرگترین پروژهی عمرمون رو ازمون میگیره
ولی اگه اد وحشی شده باشه و امروز مردم رو آلوده کنه
توسعه مسکن به چه دردی میخوره
وقتی چند تا ارتش از لات و لوتهای گوشتخوار دارن تو خیابون رژه میرن؟
- جفتمون دلایل خوبی داریم - فکر نمیکنم جفتمون دلیل خوبی داشته باشیم
خیلیخب، این چطوره؟
تو برو با اد صحبت کن، و اگه از مرگ برگشته باشه میفهمیم که مشکل از صدفهاست
و اگه وحشی باشه با هم میریم اونجا و تبدیلش میکنیم به یه مُردهی عادی
در این حین هم من جلسهی کارل رو میرم
حرف کشتن آدما اومد وسط یادم افتاد که نباید تنهایی بری با کارل صحبت کنی
نگران نباش. یه نقشه دارم
میخوام مثل شیلای قدیمی رفتار کنم که سرحال و سنگین و رنگین بود
و هیچوقت موقع خوردن کبد یه مرد به ارگاسم نرسیده
اینطور که تو نگاه میکنی یعنی قبلاً این رو بهت نگفته بودم
نه، گفتی. فقط همیشه زبونم بند میاد
ترجمه از: حسین H o s s e i n T L
فکر میکنی میتونی پیش کارل ادای شیلای قدیمی رو دربیاری؟
فکر کنم، ولی شاید حق با تو باشه
شاید زیادی خطرناکه و منم نباید برم
- واقعاً فکر میکنم بهترین کار همینه - گول خوردی مادرخراب
اون شیلای قدیمی و سازگار بود. میترکونم
- سلام بچهها - سلام ان
هی، جول، تو رقصندهی خوبی هستی، نه؟
- نه. کی گفته؟ - خودت گفتی
یادته عزیزم، برا همین بود که خونهی آقای نوواک رو بهم ریختی
چون داشتی به مادربزرگش رقص یاد میدادی
البته. گیج شدم چون گفتی رقصندهی خوبی هستم
چون نیستم
من یه رقصندهی محشرم
سالسا، تانگو و اونای دیگهای که میشناسم
عالیه! تولد لیسا نزدیکه منم میخوام ببرمش رقص
عاشق تانگو ـه ولی من هیچیش رو بلد نیستم
میتونی یادم بدی؟
مسئله اینه که یکم سرم شلوغه
- آره، خیلی سرش شلوغه - آره
- مطمئنی؟ - اوهوم
میتونم هر وقت خواستی بیام، هر موقع که وقت داشتی
- باشه - عالیه. امشب ساعت 6 چطوره؟
- باشه - ساعت 9 مطالعهی انجیل دارم
- سه ساعت کافیه؟ - باشه
عالیه. امشب میبینمت. خدافظ شیلا
خدافظ ان
- چه گوهی خوردی؟ - باهاش حرف میزنم استرس میگیرم
گفتی سرت شلوغه منم پشتت دراومدم
فقط کافی بود همون رو بگی
من نگرانتم که میخوای با اد تون بدون من حرف بزنی
اون یه سرهنگه ولی از اونجایی که تو با همین مأمور گارسیا خودت رو باختی
معلومه با نظامیها مشکل داری
بنظرم دلیلش اینه که یه بابای بیرحم و زورگو داری
- میشه لطفاً پای پدر رو به این قضیه باز نکنیم؟ - اینجوری که تو جلوی ان رنگت پرید
اگه جلوی سرهنگ "تون" اینجوری کنی و اونم وحشی باشه
یهو میبینی دل و رودهات رو بعنوان گردنبند انداخته گردنت
خیلیخب. فقط خونهاش رو زیر نظر میگیرم ببینم چی دستگیرم میشه
قول میدم همون بزدلی باشم که تو میخوای
مرسی
- روز خوبی داشته باشی - تو هم همینطور. کارل رو نکش
باشه. تو هم نذار اد بکشدت
- خیلیخب - خیلیخب
بسیارخب. این عکس ماهوارهای اونجاست
بنظرم اون تیکهی مات یه تریلر ساخت و سازه
یا یه جعبه کفش. این مقیاسش حالیم نمیشه
خب اون که زمینه، شایدم گریوی
شاید بهتره محض احتیاط با خودمون بیسکوییت ببریم
خاموش کردن یه مرکز شکست هیدرولیکی سخته
اگه ندونیم داخلش چیه
عکس بهتری لازم داریم
خب نمیتونیم یهو بریم اونجا که. میبیننمون
- میدونی لباس خاکی چیه؟ - خودت فرض کن نمیدونم
یه لباس استتاره که تکتیراندازها از خس و خاشاک اون محل درست میکنن
و باعث میشه تو اون محیط دیده نشن
اگه امروز بعدظهر چند ساعت وقت داری میتونیم برگهای خاکی جمع کنیم...
امروز یه قرار دارم
- چی؟ - شرمنده. نباید اینجوری میگفتم
با خودم گفتم بهتره از خودم بشنوی نه کس دیگهای
- یه پسری هست، اسون - حله. حله
منظورت همون اسون خوشتیپه که به برنامه "صبح بخیر آمریکا" دعوت شد
بعد از اینکه برادرش رو از دست یه کوسه نجات داد؟
یا یه اسون بیخطر دیگه که تا حالا ندیدم و اسمش هم به گوشم نخورده؟
- داری ضایع رفتار میکنی - اصلاً هم ضایع نیست
تازه شنیدم کوسه اونقدرام گنده نبوده
مطمئنی مشکلی با این قضیه نداری؟ چون، میدونی، اگه مشکلی داری...
پس... میتونم...
خیلیخب، فکر میکردم میپری وسط حرفم ولی بهرحال باهاش میرم بیرون
بایدم بری، صد درصد
وقتی من با رامونا رفتم بیرون تو برام خوشحال شدی، منم الان برای تو خوشحالم
چون اگه زندگی یه چیز رو یادم داده باشه
اینه که احساسات بشر باید با انصاف همراه باشن
خب، خیلی ممنون سعی کردی اوکی باشی ولی نتونستی
تخصص خودمه
صبح بخیر کارل. سر راه وایسادم و برات قهوه گرفتم
بدش به من
چند تا هم از این شیرینی دانمارکیهایی که دکترت برات قدغن کرده برات آوردم
ای دختر شیطون
خیلی خوبه. بیا با هم شیطونی کنیم
آخه نمیتونم. یه رژیم جدید گرفتم. فقط میتونم گوشت بخورم
- احمقانهست. بیا بابا، یکی بردار - به معنای واقعی روت بالا میارم
خیلیخب. بشکنه این دست که نمک نداره
خیلیخب، سرمایهگذار امروز بعدظهر میاد اینجا
که ایدههای کلیِ شش تا خونهی اول رو بشنوه
آره میدونم کارل. داری متنی رو میخونی که خودم برات نوشتم
وای! مثل اینکه امروز از دنده چپ بلند شدی
یه گوشتی چیزی بخور
کسی نمیخواد اسم تو رو از زیر متن پاک کنه، خب؟
- به هر حال... - "به هر طریق"
وقتی دخترا میگم "به هر طریق" خوشم میاد، بانمکه
- عه، به هر طریق... - حالا شد
یه مقدار تحقیق کردم
و فکر کردم شاید بتونیم این خونهها رو
با یه نگرش پایدارتر نسبت به اون چیزی که تو سانتا کلاریتا میبینیم بسازیم
یه مقالهای تو نیویورکتایمز چاپ شده در مورد خونههای هوشمندانه
همینجا حرفت رو قطع میکنم
مردم پایداری رو به تخمشون هم نمیگیرن
اونا جعبههای بژ بزرگ میخوان
در واقع، با توجه به این تحقیقات خیلی از خریداران جدید خونه...
شیلا
ما با جعبههای بزرگ و بژ پول درمیاریم
تو هم اگه میخوای نقش داشته باشی
کارت اینه که لبخند بزنی و حرفای من رو تأیید کنی
مفهومه؟
کاملاً
پس بذار لبخندت رو ببینم
یالا، بزرگتر
دندونات رو بیشتر نشون بده
بهتر شد
پناه بر خدا. چشمت چرا اونجوری شد؟
وای دهنتو!
اینجوری که چیزی دستگیرم نشد
به درک
- بله؟ - صبح بخیر
من مارتین تیلور اسکوایر هستم
و میخوام از یه غذاخوری محلی شکایت کنم
اگه اخیراً اونجا غذا خوردین
ممکنه از غرامتی که قراره پرداخت کنن سهم ببرین
شرمنده پسرم، تا حالا اونجا نرفتم. اگه اجازه میدی من دیگه...
شما اد تون هستین، درسته؟
- سرهنگ اد تون - آخه...
این رسید شماست، مگه نه سرهنگ؟
آها، جاپوپو
آره همون رستوران ایتالیایی تو "سولداد". پاک یادم رفته بود
عالی میشه اگه بتونم چند تا سوال ازتون بپرسم
البته مارتین. بیا داخل
نمیخوام مزاحم بشم. میتونیم همینجا صحبت کنیم
چرت نگو. در بازه هوای سرد میاد تو خونه
بیا داخل
باشه
وضعت در حال بدتر شدن نیست
No comments yet. Be the first to leave one.