Mistari 200 ya kwanza.
آنچه در "شیفت شب" گذشت
نامهی رد درخواستم از لویولا زودتر اومد
حالا هم این یکی از سیتونهال
اینم از پنجمین رد صلاحیت دانشکده حقوق. دیگه بازی تمومه
داشتیم جابهجاش میکردیم که گردنش رو دیدیم
که واقعاً به موبندی بند بود
کجاست؟ همینجا
چی شده؟
همسرتون تصادف کرده
و پسرتون ممکنه هنوز تو محل حادثه باشه
اون چی بود؟
سرگرد، تلفات داریم. باید برم
۷ ۲۴.
دوستت دارم
شربت، تو بارداری
شوهر داری؟
زنم رو بهم پس بدید
گوش کن، دیگه از دستت خسته شدم
بدش به من
سید: درو
درو
درو
درو
درو
خوبی؟
اوه. تیر خوردم! تیر خوردم
زخم گلوله روی شونهی چپ
حالت خوبه؟
آره، آره، تفنگ یهو شلیک شد، سید
بیا. من بهش شلیک کردم
اون بهم شلیک کرد! بازداشتش کنید! بهم شلیک کرد
آره، و حالا هم قراره مداوات کنه
تا بتونم زن و بچهات رو نجات بدم
چکش کن. اگه علائم حیاتیش ثابته
مستقیم ببرش سیتی
حداقل میتونی این کار رو بکنی؟
یکی رو میخوام سریع این خونها رو پاک کنه
خب، کجا بودیم؟
خیلی خب، راه بیفتید، یالا
خلبان میگه تندباد خیلی شدیده
پرواز امن نیست
یالا، فرانکی
کبود شده. آره
یالا رفیق کوچولو
شکمش سفت شده. خونریزی داخلی داره
باید همین الان گرمش کنیم وگرنه خونش لخته نمیشه
میتونم از تو گرمش کنم
فرانکی عزیزم، این یه ذره سوزش داره
چیزی نیست فرانکی
مراقبیم، هوات رو داریم
تیغ جراحی. بفرما
خب عزیزم، شروع کردیم
لولهی قفسهی سینه. بفرما
یالا
رفت تو! باشه
سرم نمکی
مَن ۵۶۳۱، اجازه برخاست صادر شد
خب، اجازهی پرواز گرفتیم
داره به هوش میاد. کارت عالی بود جردن
ممنون. تو هم همینطور
خوبی؟
آره. تو چی؟
آره
سرم خیلی شلوغ میشه، پس لازم دارم جای من توی اورژانس باشی
و یادت باشه، اونجا نمایندهی بخش جراحی هستی، پس
مسخرهبازی در نمیارم، فهمیدم
آره، و با اون دختره شنون هم دعوا نکن
تیکهتیکهات میکنه
حال جوآن چطوره؟
یه مدتی اکسیژنرسانیش خوب بود
واسه همین از ونتیلاتور جداش کردم
ولی هنوز یه کم گیج به نظر میرسه
عصبی رفتار میکنه
کلی سوال دربارهی فرانکی میپرسه
نگران پسرشه
فکر کنم بتونم تو این مورد کمک کنم
جوآن، فرانسیس
یه خبر خوب دارم. پسرتون رو پیدا کردن
فرانکی؟! الان با هلیکوپتر امداد میارنش
اینجاست؟ خدایا شکرت، حالش خوبه؟
چطوره؟ داری بخیههات رو پاره میکنی
جوآن، باید آروم باشی. لطفاً مورفین تزریق کنید
چی شده؟ بخیههاش رو پاره کرد
باید قبل از اینکه خونریزی از پا درش بیاره، ببریمش اتاق عمل
دکتر ضیا دربارهی پسرتون بهتون اطلاعات میده
بریم، بریم
بله، علائم حیاتی اکمل ثابته
بله قربان. منتظر جواب سیتی هستیم
تا جای دقیق گلوله مشخص بشه
ژنرال روزنفلد: ولی من بهت گفتم از پایگاه بندازیشون بیرون، جدی هم گفتم
این آخرین باریه که داریم درباره این موضوع حرف میزنیم
بله قربان. بله، خودم ردیفش میکنم
حلش میکنم. خودم ردیفش میکنم
بدبخت شدیم
همین که به ژنرال دروغ گفتی به اندازهی کافی بد بود
اون تفنگ آورد توی اتاق عمل
میخواستی چیکار کنم؟
بذار دژبانها حلش کنن. میدونی این قضیه چطوری به نظر میاد، درو؟
تو نمیخواستی شربت بره. این توی سوابق ثبت شده
حالا توی تیراندازی به اکمل هم دست داشتی؟
ممکنه با تنبیه انضباطی "ماده ۱۵" روبرو بشی
دفاع شخصی بود
میخواستی صبر کنم تا نیروی کمکی برسه؟
اکمل میتونست همهمون رو بکشه
این رو میفهمی، مگه نه؟
سرگرد، فقط نه روز دیگه برات مونده
میخوای دخترت بی مادر بشه چون
هیچوقت، هیچوقت این حرف رو نزن
فقط دارم حقیقت رو میگم
تمومش کن. اینجا ارتشه، درو
اینجا دموکراسی نیست
دستوراتی داریم که باید اجرا بشن، و ما هم اجراشون میکنیم
خب، پس یعنی گور بابای سوگند بقراط دیگه؟
کلاً بندازش دور. خب، قضیه اینطوری پیش میره، باشه؟
وقتی حال شربت و اکمل پایدار شد، میرن
ما توی تصمیمات پزشکی محلی دخالت نمیکنیم
این دستور مستقیم از پنتاگونه
خب، اگه اجازه بدید... نه، اجازه نمیدم سروان
من یک سال از عمرم رو توی این خرابشده گذاشتم
و تا ۱۴ روز دیگه، دخترم رایلی ۱۳ سالش میشه
و من دارم میرم خونه
اون رو از دست نمیدم
فقط به خاطر اینکه تو سلسلهمراتب فرماندهی رو یادت رفته
شیرفهم شدی؟
بله قربان
متاسفم قربان
جردن، میخوای فرانکی رو ببری بالا؟
نه، تو برو بالا. من تو همین طبقه میمونم
دمای بدن فرانکی رو بردیم بالا
به خاطر آسیب به روده، دچار شوک ناشی از کاهش حجم خون شده
شکمش پر از خون شده
باید شکمش رو باز کنیم تا جلوی خونریزی رو بگیریم
خون "او منفی" وصل کنید، بذاریدش زیر دستگاه بازیافت خون
من میرم برای جراحی آماده شم. باشه دکتر
الان پل داره جراحی مادر فرانکی رو تموم میکنه
چی؟ فکر کردم جراحیش تموم شده بود
بعد از عمل ناامید بود، بخیههاش رو پاره کرد
سریع برگردوندیمش اتاق عمل
من همین دو ساعت پیش پیشش بودم
اگه شاید توی ریکاوری میدیدمش
هی، هی، تو جون یه زن در حال مرگ رو نجات دادی
نمیتونی همزمان در دو جا باشی
آره، آره، سعی کن این رو به اون بفهمونی
اگه خبر بدیه، به راهت ادامه بده. شانس آوردیم
تیر از شونهی اکمل رد شده
ترمیمش کردم و فرستادمش ریکاوری
هوم. شربت چطوره؟
وضعیتش بحرانیه، ولی برونده قلبیش خوبه
خانوادهاش اون رو به اون آدم آشغال فروختن
وقتی فقط ۱۳ سالش بود، سرگرد
مرد: هو، هو، وایسا! نمیتونی بری اون تو
خواهرت زیر عمله
انگار برادر شربت بالاخره ردش رو پیدا کرده
مرتیکهی عوضی. حالا برادر موادفروشش اومده اینجا؟
خودش خواست که اون رو ببینه، درو
برام مهم نیست. پاش رو اینجا نمیذاره
مارکز، بگو دژبانها بیارنش داخل
مطمئن شو که بازرسی بدنی شده
خیلی خب، بیارش داخل گروهبان
اسم من امید گلزایی هست
میخوام خواهرم رو ببینم
موادفروش ترسناک، آره؟ حالا چه حسی داری؟
حرفش رو هم نزن
نجات خفنی بود دکتر. شانس آوردیم
خب، راه نداره درباره درخواستم دوباره فکر کنی؟
سم، هنوز وقتش نیست
"مشکل از تو نیست، از منه." فهمیدم
بعد از سه بار، دیگه نپرس
داروخانه شعبه، داخلی ۲۳ رو جواب بدید
الان به اون آتشنشان جذاب گفتی نه؟
چی؟ لقبته توی کلینیک
بعد از اون همه پسر که دست رد به سینهشون زدی
تو کی هستی؟ دکتر "بله"؟
با اون؟ دکتر "معلومه که بله"
ای بابا شنون، با همکارت وارد رابطه نشو
به دردسرش نمیارزه، باور کن
آره. تی.سی و دکتر کلمنز
حتماً جالب بوده
خفه شو. ببخشید، فیلترم از کار افتاد
آره. یه کیس جدید دارم
یکی از بچههای انجمن برادری که داشته کارهای "احمقها" رو درمیآورده
توی رینگِ پر از پونز کشتی گرفته
آخ! آروم باش
دارم معاینهاش میکنم
ولی اول باید برگهی ترخیص من رو امضا کنی
یه گاودار که سرما خورده و میخواد بره
یاد پدربزرگم میفتم
اون توی منطقه حفاظتشده گاوچران بود
علائمش چیه؟
ضعف، لرز؛ به نظر ویروسی میومد
بهش گفتم بره خونه و با خوابیدن خوب بشه
باشه
ممنون
خب، یه چیزی رو از قلم انداختی
علامت سگک کمربندش مثبته
داری شوخی میکنی، نه؟
نه. مردهای اسپانیاییتبارِ توداری مثل اون، فقط وقتی میرن دکتر
که یه جای کار خیلی بد بلنگه
ولی معاینهاش که نرماله
پدربزرگ تو میرفت بیمارستان؟
No comments yet. Be the first to leave one.