Mistari 200 ya kwanza.
این یارو بیهوش شده!
صدام رو میشنوی؟
مترجم: iredprincess
حالت چطوره سینان؟ گفتم بهت که مریض میشی
اما از شانست، یه سوپ عالی پختم
تا حالا اون عکس رو ندیده بودم
از دیدن زنوشهرهای پیر بامزه لذت میبرم
بهتره سوپت رو بخوری سینان بعدش از این ویتامینها بخور
گمونم وقتی حالت اینطوریه دلت نمیخواد بخوری
باورت نمیشه
وقتیکه مریض بودی یه اتفاق دیوونه کنندهای افتاد
درمورد بابانوئل چیزی فهمیدی؟
میشه گوش بدی؟
خانم دیشتاش داره ازدواج میکنه
- سلام - ایدا؟
چیزی نیاز داری؟
آره فکر کردم... بیخیال
چون امروز مرخصی بودید گفتم یه سر بهتون بزنم
میخواستم درمورد...
بگذریم، بعدا میام پیشتون موفق باشین
میتونی بیای داخل
تازه نامزد کردم
واقعا؟
رسمیه. نامزد کردن
بیفایدهست
واقعا ایشیک چرا برای تو مهمه که چی میشه؟
مجبور نیستی اینکار رو بکنی سینان
چیکار؟
اینکار رو نکن
با من بازی نکن میتونی فقط بهم بگی
هی من منظوری نداشتم. من...
بس کن. فقط میخوام بهت بگم که متوجه شدم
اما اجازه بده یه کاری برات بکنم
من هیچ چیزی در ازاش نمیخوام،
و دیگه ازت انتظاری نخواهم داشت
الان میفهمم
ایشیک، من...
واقعا، من...
داری چیکار میکنی؟
فکر کردی فقط بخاطر اینکه از دستت ناراحتم همه اینارو پس میگیرم؟
الان میفهمم
فکر میکنی که همه چیز رو میدونی اما اصلا هیچی نمیدونی
از هیچی سردرنمیاری، نه؟
چون زندگی یه کتاب نیست
دارم میرم در رو هم باز میکنم
دیگه به فنا رفتیم. حالا باید چه غلطی بکنیم؟
بیا، بقیه دارن میان
با نامزدش رو ببینیم چجوریه
اسمش تونجایـه دختره هرجا که مرده بره میره
پس متقاعدشون میکنم که بعد از ازدواج به استانبول بیان
- نه! - خب چرا؟
اگه این آدم عوضیه، باید دیشتاش این موضوع رو بفهمه
تصمیم میگیره که ازش جدا بشه
قبلا انتخابش کرده داستان اینه
خب حالا چی؟
اساسا، یه راهی پیدا کردم تا اعتمادش رو جلب کنم
روح پستی داره نمیتونی باهاش کنار بیای
از گفتنش بدم میاد اما بنظرم وقت تلف کردنـه
- تهش شد این؟ - خیلهخب، صبر کنید
خب بنظرت باید چیکار کنیم؟ آخه تو آشغالارو میشناسی
با چنین آدمی، نباید به قدمی رو به جلو براشون در نظر داشته باشیم
در آخر، پایینتر از اون چیزی که تصور میکردید از آب درمیاد
اینو فراموش کنید
خب پس...
گور سرش، بیاید روی آقای آلتونا کار کنیم
شاید فقط داریم گیجش میکنیم
بنظرم بهترین فرصت ما نامزدهست
آقای آلتونا تیری در تاریکیـه. بهتره که با کسی پیش بریم که امکانش رو داره
- این راحتتر از جدا کردنشونه - یه لحظه وایسا
چرا هردو رو سعی نکنیم؟
عثمان تو روی تونجای کار کن اگه جواب داد که چه خوب
اگه نشد، آقای آلتونا رو داریم
- خوبه - منم اوکیم. پس اینکار رو میکنیم
فقط یک ماه دیگه وقت داریم
اگه همه موافق باشید، پیشنهاد میکنم که
- با پس دادن ژاکتش شروع کنیم - صبر کن، اون ژاکت آقای آلتوناست
باریکلا
- روز خوبی داشته باشی عشقم - امروز برنامهای داری؟
- فکر کنم حلقهات رو کوچیک کنم - عالیهو امشب میبینمت
- ببخشید آقا - بله؟
اسم من عثمانـه
سینان دوست خوب من، ازم خواست که پیداتون کنم
فکر کنم این مال شماست
- این... - آره خیلی گرونه
فکر میکردم که پس بخوایش. بفرما
آره ممنون
راستی، امشب برنامهای داری؟
دوتا بلیط بازی امروز تیم فنرباغچه رو دارم. صندلیهای خوبیَن
میخواستم با بابام برم اما نمیتونه بیاد
دوست داری باهام بیای؟
فنرباغچه امشب...
ویآیپی؟
- حتما - خوبه پس
حالا که یکم وقت داریم، چرا نمیای ببرمت قبل از بازی ناهار بزنیم؟
استانبول بهترین مکان دنیاست
نمیدونم اصلا چجوری میشه جای دیگهای زندگی کرد
آره
اما فقط اگه پولش رو داشته باشی
- برای خیلی از ما زیادی گرونه - پول که مشکلی نیست
استانبول فرصتهای زیادی برای مردایی مثل تو داره
جدی؟
یکمی وقت داریم. بیا قدم بزنیم تا بهت نشون بدم که چی میگم
خیلهخب، این یارویی که اینجاست رقیب اصلی منه
مغازههای کوچیکی مثل این، اینطوری باهاشون رقابت میکنم
بیا
من به کافهی مدرسه خوراکی میفروشم
اسم بازی تنوعه
دخترا معمولا پاستا میخرن
اما توی بهار، رژیم جدیدی رو شروع میکنن
پس بهتره که براشون سالاد بیاریم
پسرا راحتترن. ساندویچ دوست دارن
اما باید تغییرش هم بدی چون خسته میشن
و همشون از کجا میاد؟
اقتصاد زنجیره تامین پسر
هر روزه، مردم توی خونه در سرتاسر شهر
کلا ساندویچ، سالاد و پاستا درست میکنن
من اونارو میارم اینجا
میتونم بهت اطمینان بدم که داریم پیشرفت میکنیم
فراتر میره و تا سال بعد توی 6 مدرسه اجرا میشه
مستقیما بهشون میفروشی؟
تنها کاری که باید بکنی اینه که شرط رو ببری
علی از همه قیمت کمتری رو پیشنهاد میده. بعدش به کمک مدارک قلابی،
بنظر میاد که داره از خرده فروشهای تایید شدهای خوراکی میخره
- اما فقط از خودمون میگیره - تحسین برانگیزه
حتما توی پول غلت میزنی
دنبال کسیام که بتونه برای سال بعد مدرسه جدیدمون رو مدیریت کنه
تو آدم باهوشی بنظر میای میخوای یکمی پول دربیاری؟
جدی میگی؟
چرا که نه؟
اگه چیزی که میگی درست باشه و انقدر پول درآوردن توی این شهر آسونه،
غذای لب دریا، تیم فوتبال مورد علاقم... بجنب!
خوشحالم که پایهای پس میتونم روت حساب باز کنم؟
چیزی که نمیفهمم...
اینه که چطوری اینکار رو کردی تو فقط یه بچهای
بیخیال
یه لحظه صبر کنید باید خودم رو آروم کنم
- چه خبر شده؟ - ها؟
همه چیز مرتبه؟ چیزی لازم داری؟
آره آره، حتما
همه ما میدونیم که تعطیلات 19 می داره نزدیک میشه
- داشتم به برنامهی امسال فکر میکردم... - البته. دارم برنامهشون رو میریزم
آقای کاراکیس از من خواسته که کارشو انجام بدم
منم میخواستم درمورد همین حرف بزنم. ما...
با توجه به نقش رسمی که
بعنوان نمایندهی منتخب بچهها دارم باید بگم،
ما احساس میکنیم که مربی آلتونا و دستیار مدیر
باید برنامههای امسال رو زیر نظر داشته باشن
نیازی به اینکار نیست من خوشحال میشم که اینکار رو بکنم
من و ایشون به خوبی مدیریتش میکنیم
مطمئنم همینطوره. اما ما فکر کردیم چون ایشون میخوان برن،
این روش مناسبی برای خداحافظی کردنه
من...
فکر خیلی قشنگیه، فقط... نیازی نیست که مربی درگیر این موضوع بشه
نه، چون مربی جدیدن، ما فکر کردیم که شما و ایشون...
بهتره بگم ما... میتونیم آینده گذشتهمون رو محترم بشمریم
من فکر میکنم که فکر محشریه
خیلی افتخار میکنم که انقدر دانشآموزانمون باملاحظهان،
و چنین برنامهای رو ریختن
باریکلا
میشه یه لحظه صحبت کنیم؟
خب خانم دیشتاش، چه عجب
- بیا بشین - همینجا خوبه ممنون
من از اینجا حرف میزنم و شما از همونجا. عالیـه
بامزهست
ما قراره با همدیگه باشیم
هی هی! بریم سراغش!
درمورد اون حرف نمیزنم
یعنی اینکه منو تو باید برای مدت کوتاهی با همدیگه کار کنیم
دانش آموزان ازمون میخوان که جشن 19 می زیر نظر ما باشه
خب این... اصلا جزو مهارتهای من نیست
منم از کار کردن با تو خیلی خوشحال نیستم
یعنی... مجبور نیستی که اینکار رو بکنی
میتونم به چیزهایی فکر کنم که حتی خودم میتونم انجام بدم
اگه داری به چیزی اشاره میکنه که ممکنه اون شب زده باشم،
میتونم بهم اطمینان بدم که از هیچکدوم از اون حرفا منظوری نداشتم
- منظورت چی بود؟ - هیچی. هیچ منظوری نداشتم
من هیچی نگفتم چیزی برای بحث وجود نداره
کِی شروع کنیم؟
هیچوقت اتفاق نمیفته
اگه میشه یه لحظه به اون موضوع فکر نکن
دارم میپرسم کِی میتونیم تمرین رو شروع کنیم
میتونم موقع ناهار همدیگه رو ببینیم اگه مشکلی نداری
خب پس بنظر میاد که امروز برای ناهار قراره ببرمت بیرون
برو کنار
چطور پیش رفت؟
عاشق ایدهمون شدن برنامهریزی باید امروز شروع بشه
تقریبا دیگه دست و پام و گم کردم. اگه بفهمن که این همه بهشون دروغ گفتم...
نمیفهمن، بهت قول میدم
مشکلی برات پیش نمیاد
سینان به مدت ده روز مرخصی استعلاجی گرفته
خرشانس!
واقعا امیدوارم که حالش بهتر شده
- داری باهاش چیکار میکنی؟ - سینان اینجایی که
اینو میخوام نگه دارم
- اما نیهال... - قرارمون این بود چیزی که میخوام رو نگه دارم
و این یکی رو میخوام
میدونی، نمیدونستم که چقدر این زوج پیر و بامزه رو دوست دارم
باشه
اینجا چیکار میکنی؟ باید بمونی خونه استراحت کنی سینان
No comments yet. Be the first to leave one.