Mistari 200 ya kwanza.
تبديل زيرنويس از ساب به اس آر تي:اميرشاهروي 400/08/29
و خداوند زن را آفريد
تو پاي يه ملکه رو داري
آقاي کارادين، شما چه جراتي داريد
سيب رو آوردم
کدوم سيب؟
ميوه ممنوعه
گفتم شايد يه ماشين بهت بدم
شما يه ماشين برام اوردين؟
اينجاست؟
من باهاش اومدم
اين چيه؟
يه سيمکاي قرمز با سقف تا شو.
کجاست؟
تو منو گرفتي .
هنوز نه
خوشگله
تو همين الان داريش
با اون دهن ميتوني هر چيزي رو که بخواي داشته باشي
من يه جوينده طلا هستم
اما من فکر نمي کنم
برم لباس بپوشم
سلام آقاي کارادين
عصر بخير
تو بايدالان توي کتابفروشي باشي اما ترجيح ميدي که...
بدن برهنه تو جلوي آقايون نمايش بدي... هرزه ي کوچولو
من اونو از يتيم خونه نجاتش دادم و حالا اين طوري ازم تشکر مي کنه
اما من کار مي کنم
واقعاً چه کار خوبي
همش تقصير منه .
فکر نمي کنم، آقاي کارادين
من مسئول تاخير اون دخترهستم
دوست دارم جبرانش کنم
نه...خواهش مي کنم...حرمت اين خونه،فروشي نيست
حرمت؟چه کلمه زيبايي...
به اندازه ي هزاران قلب ارزش داره
خداحافظ آقاي کارادين
تو هم داشتي ديد مي زدي، کفتار پير
خب، صدات رو شنيدم و ...
فکر نمي کنم ديگه بتوني زياد بخندي! يه سورپرايز برات دارم
ميدوني مردم شهر درباره ت چي ميگن؟ برات مهم نيست؟
اما،واسه من مهمه هرزه ي کوچولو!
خب،جوابي نداري؟
کاش اقلاً يه کم بهتر کار مي کردي
خانم مارکوند مي گفت ديروز تو رو با پاي برهنه تو فروشگاه ديده
اين هنر فروشندگيه؟
حرفي براي گفتن داري؟
-فرقي هم ميکنه؟ -دقيقاً نه
پس چرا بايد حرف بزنم؟
هي!تو!
من يه خبر خوش برات دارم
آقاي راجر و مهندس توي دفترن
نمي دونم "جروم" بهتون گفته يانه
اما مي خوام اتاق پشتي رو دوباره نقاشي کنم...واسه عيد پاک آماده ميشه
حتماً
فکر مي کنم دير رسيدم
عيبي نداره.قرارداد جديدي داشتين؟
آره،و خيلي هم خوب پيش ميره. پروژه مون در چه حاله؟
مشکلي نداريم؟
موقعيتش حرف نداره
کازينوي رو در سمت چپ جاده ميسازيم،اينجا...
و درخت هاي کاج رو براي هتل حفظ مي کنيم
اما مجبوريم همه ي زمين ها رو تا دماغه سال بخريم
هيچ مشکلي نيست- -فقط با کشتي سازي"تاراديو"مشکل داريم
اون ليوان رو بذار کنار
وقتي مشروب ميخوري رنگت زرد ميشه و من از رنگ زرد بدم مياد
با شرکاي کشتي سازي وارد مذاکره شدين؟
اونا قصد فروش ندارن. يکي از برادرهاي بزرگتر با اين کار مخالفه
کدوم يکي؟
بزرگترينشون،هموني که در "تولون" زندگي مي کنه
آخر هفته مياد اينجا
بهتره خودتون شخصاً باهاش حرف بزنين
آنتوان،اون دختره رو ببين کونش روياييه
چي شده؟
پنچر کردم
بايد حدس مي زدم
واي...تو چقدر نازي
آنتوان!!
چرا سوار اتوبوس شدي؟
چرخم پنچر شد
هر بار ميبينمت از دفعه ي قبل خوشگل تر شدي
يه کم جلوشو بگير
در تولون خوش ميگذره؟
اونجا کار ميکنم
برگرد بيا ديگه
اونجا آينده بهتري دارم
تنها هنر آينده،تباه کردن حاله
اينم کشتي سازي ...پياده ميشي، آنتوان؟
دوست داري امشب،برقصي؟
هميشه دوست دارم
خوبه
غذا چي داريم؟
لعنتي! بازم عدسي!
اين براي سلامتيت خوبه
آنتوان،سفرت خوش گذشت؟
وقتي يه ماشين بخرم اوضاعم بهتر ميشه
-حال پسرم چطوره؟ -سلام مامان
خُب،حالا يه نفس راحتي مي کشم
اوضاع و احوال چطوره؟ حسابي مشغولين
همون داستان هميشگي، اينجا عمق مناسبي نداريم
همه ي سفارشات خوب ميره به کارخونه کشتي سازي بندر
-ولي هنوز گرسنه نمونديم -حق با توئه پسرم
اين يکي چقدر بيچاره و داغونه
کارادين ميخواد زمين ما رو بخره
بذار زورشو بزنه
شايد فروش اينجا فکر بدي نباشه
هرگز
توي اتوبوس ژوليت رو ديدم واسه خودش خانومي شده
مي دونم،چون اتوبوس شلوغ بود سوار شد
-شرم توي وجود اون دختر نيست -اما چيزاي ديگه تو وجودش هست
اميدوارم عاشقش نشده باشي
چرا که نه؟
اون منتظر تو نبوده
منم نگفتم دلم ميخواد اولين نفرش باشم
هيچ کس حتي نميدونه اون از کجا اومده
پدرش ناخداي يه کشتي تجاري بوده
خطاهاي اون غير قابل توجيهن
بزرگترين جرم اون اينه که پدر و مادرش مُردن
اطلاعات کاملي داري
بعضي وقتا که ميرم کتابفروشي با هم حرف مي زنيم
واسه رسيدن شب،لحظه شماري مي کنم
اينقدر رمانتيک نباش
خيلي خوش تيپه
براي يه آدم ورشکسته کافي نيست
از "رنه" ي تو که بهتره
اما"رنه به من خيلي هديه ميده يک، دو...
اين طوري نه. مثلاً داري مامبو ميرقصي،بذار بهت ياد بدم
ببين،اينجوري
اريک کارادين اومده بود که منو ببينه
خب، آقاي "تاراديو"،من ميخوام کارخانه کشتي سازي شما رو بخرم
مال خودتون کافي نيست؟
من مي خوام يه هتل بسازم تنها چيزي که احتياج دارم زمين شماست
ما از طريق کشتي سازي داريم،زندگي مي کنيم . نمي ذاريم کسي اون رو ازمون بگيره
کي از گرفتن حرف زذ؟ من مي خوام بخرمش
ميتونم 4 ميليون بهتون بدم .
4ميليون...
ميخوايم باهاش چيکار کنيم
ميتونين يه مغازه ي نقلي باز کنيد...
ما بقال نيستيم
به هر حال فکر بدي نيست حرفه ي شما در آستانه ي مرگه
کي گفته ؟
تو مجبور شدي بري سراغ يه شغل ديگه
اين کار منه
البته
من تا دو ماه ديگه جواب ميخوام درباره ش فکر کن
فکرامو کردم
هر طور ميلته
خداحافظ آقايون.و متشکرم که اومدين
بريم کريستين؟
بيا پسر.ببرخونه، گوش کن
ممنون آقاي کارادين
آدمايي مثل اون نمي تونن منو بترسونن
شايد نبايد مي اومديم
هي،من يه صفحه دارم
خُب که چي؟
قيمتو ببرين بالاتر تا دست از لجاجت بردارن
چي داري مي گي؟
اگه من يه کشتي سازي که بيشتر از دوميليون نمي ارزه رو بيست ميليون بخرم...
...همه مشکوک مي شن
اگه مردم بفهمن که ما داريم در سنت تروپز...
...يه کازينو مي سازيم،عصباني مي شن و ما توي دردسر مي افتيم
من نظر تو رو نخواستم
احمق! ..يخ کردم!
بيا تا خودم، گرمت کنم
اينو واسم نگه دار
ببين آنتوان چقدر خوش تيپه
به نظر من که زشته
اما دنيز به من گفت...
هي،زير پام علف سبز شد
الان برمي گردم،آبياريت مي کنم
دنيز،دختر خوبي باش و اينو برام نگه دار
ببين و ياد بگير
اول بايد يه صورت جديد واسه خودم درست کنم
چرا؟
قصه ي اون کرم رو شنيدي که که عاشق يک ستاره شد؟
نه.آخرش چطوريه؟
غم انگيز
اما قصه ي اون هزارپارو بلدم...
که عاشق پروانه شد
پايانش چطوريه؟
خوب
حوصله ي حرف زدن ندارم
اما اگر حرف نزنم... مجبور مي شم ببوسمت
من يه احمقم
من يه سال صبر کردم تا مطمئن بشم تو براي من آفريده شدي
منم يه سال صبر کردم تا اين رو بهت بفهمونم
آره،اما من يه عذر موجه داشتم
چي؟
تو هنوز بچه بودي
مي خوام تو رو با خودم ببرم به تولون
دوشنبه، تو هم با من سوار اتوبوس مي شي
باورت نمي شه؟
بايد ببينيم
تو با من مياي؟
من هر کاري که تو بخواي انجام مي دم
منو مي بوسي؟
منو ببوس
اون به درد ما نمي خوره...بهتره بذاريش واسه آنتوان
بيا برقصيم
تو برو...من هميشه دستپاچه مي شم
No comments yet. Be the first to leave one.