How to Get to Heaven from Belfast

How to Get to Heaven from Belfast

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

How to Get to Heaven from Belfast S01E07 Outlaws Liars and Fallen Angels 720p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 How to Get to Heaven from Belfast 2026 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-13
Upakuaji: 36
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

آه، اینجایی که

امروز چقدر قشنگه

امروز خیلی خوشگل شدی

تمومش کن دیگه

آره، تو رو خدا تمومش کن

به مامان گفتم امروز می‌ری دنبالش ایستگاه

بابا گفت می‌تونم خونه کلر بمونم

اون چیزی که واقعاً گفتم این بود: "از مامانت بپرس"

ساعت چند می‌رسه؟ مامان رو می‌گم

باشه، خوبه. فکر کنم ساعت یک

آره، اونجا هستم. زود باش

می‌بینمت. دوستت دارم

همیشه باید درِ ورودی رو بسته نگه داری

هیچ‌وقت نمی‌دونی چی ممکنه بیاد تو

می‌خواستم این حرف‌ها رو توی پرتغال بزنیم

ولی خیلی با عجله رفتی

خانواده‌م، اوم

شوهرم و دخترم

اونا چیزی نمی‌دونن

توی نامه‌ت بهش اشاره کرده بودی

و بهشون چی گفتی

درباره اینکه چرا تعطیلاتت رو نیمه‌کاره رها کردی؟

دروغ گفتم

توی این کار خیلی خبره شدم

فکر کنم تو هم همین‌طور. ممم

آسون نبود

ردت رو زدن

حتی دوباره سر از اونجا درآوردم

هونز ویل

اونجا یه

الان دیگه شهر ارواح شده

بعدش همه رفتن

خب، نه همه

مادرت هنوز اونجاست. چی؟

خب... همین دور و برا

الان خیلی مریضه

یه جایی حاشیه شهر هست. فکر کردم شاید بخوای

چی؟ ببینمش؟

آره

شاید نه

ما فقط دو تا عروسک کوچولوی شکسته بودیم، مگه نه؟

می‌خوام یه چیزی بهت بدم

منم یکی دارم

این یه

یه دستبند دوستی‌یه

یه زمانی با هم دوست بودیم

تو این همه راه رو نیومدی که فقط یه دستبند دوستی بهم بدی

فوق‌العاده‌ترین خبر رو دارم

وقتی بعد از این همه مدت توی پرتغال دیدمت

فهمیدم یه نشانه‌ست. می‌دونستم کار خودشه

می‌دونستم اون تو رو برگردونده پیش من

کی؟

تو رو خدا نگو داری درباره خدا حرف می‌زنی

بعد از اون همه اتفاقی که افتاد

نشانه‌ها، اونا

اولش عجیب بودن

مخصوصاً عکس‌ها

و... و فقط هم عکس نبود

توی خوابهام میاد سراغم. توی چهره غریبه‌ها ظاهر می‌شه

کی؟

چارلز سمپسون

ترسیدی انگار

این واقعاً وحشتناکه. (نه،) زیباست

این... این خواست خداست

چی خواست خداست؟ اون چی می‌خواد؟

اینکه چارلز به آرامش برسه

اینکه ما دنبال طلب مغفرت باشیم، و... و

اینکه پسرش به جواب‌هایی که حقشه برسه. اون یه پسر داشت

این رو می‌دونستی؟

کلاً فراموشش کردم

این فکر که چارلز آدمی بود که واسه خودش گذشته‌ای داشت

و وقتی اون رویاها شروع شدن، کنجکاو شدم

داره روزنامه‌نگاری می‌خونه. پسره رو می‌گم

اندرو

اسمش اندروئه

باید بهش بگیم چه اتفاقی افتاد

لطفاً برو

یه فرصت بهمون داده شده

یه هدیه. عالیه

تو قبولش کن. پای من رو وسط نکش

اما نمی‌دونم بعدش چه بلایی سرش اومد

منظورم جسدشه

چون من سر به نیستش کردم. برای تو. آره، برای محافظت از تو

احساس گناه می‌کردی

چون باهوش بودی

و جالب. ارزش نجات دادن داشتی. ولی من نه، اما

اشکالی نداره. الان دیگه همه‌چی روبه‌راهه

برو بیرون

هیچ‌جا نمی‌رم

زنگ می‌زنم به شوهرم

دیگه خیلی دیر شده

به پسرش زنگ زدم. بهش گفتم بیاد اینجا

انکارش می‌کنم

همه‌چیز رو انکار می‌کنم

من هنوز نوار رو دارم

چی؟ نگهش داشتم

توی یه جعبه کوچک قفلش کردم. داری ازم باج‌گیری می‌کنی؟

دارم هدایتت می‌کنم

همون‌طور که خدا می‌خواد، دارم به سمت نور هدایتت می‌کنم

تو به کمک نیاز داری

"هر کس کار بدی انجام دهد، از نور متنفر است

مبادا کارهایش برملا شود."

"اما کسی که به سوی نور می‌آید

کارهایش به وضوح دیده می‌شود."

"و آن‌ها به نام خدا انجام شده‌اند."

من اونجا نیستم

من اون (آدم) نیستم. من یه نفر دیگه‌ام

نه

وای خدای من

لعنتی

گندش بزنن

می‌دونیم کی کشتش. می‌تونیم چهره‌ش رو توصیف کنیم

آره. بعد اونا هم می‌پرسن چرا کشتش

خب، برای اینکه به ما برسه. چون چیزی داشتیم که اون می‌خواست

خب، نگرانی منم همینه

کل این قضیه که "چطوری اون چیز به دست ما رسیده."

اون، و هر نوری که تابیده بشه به این گندی که توش گیر افتادیم

ما واقعاً کار اشتباهی نکردیم

نه اون‌قدر اشتباه

آخ، فقط می‌خوام از دانیگول بزنم بیرون

توی دانیگول اتفاقات عجیبی می‌افته

دانیگول کلاً عجیبه

قصدم توهین نبود

باید بریم بلفاست. ولی پولی نداریم بهت بدیم

عجب سه تا آدمِ تو دل برویی هستین شما

یکی کارت‌ها و گوشی‌هامون رو دزدیده. ولی می‌تونی جواهراتم رو برداری

آخه من واسه چی باید جواهرات تو رو بخوام؟

من راننده اتوبوسم، نه راهزنِ لعنتی

سوار شید

ممنون

مطمئنی باید این کار رو بکنیم؟

مجبوریم این کار رو بکنیم

به خاطر لیام

نورا اوهارا سال ۱۹۹۷ یه دختر رو داد برای فرزندخواندگی

گرتا. حتماً خودشه

هرچند اسم بچه توی مدارک نیست

که یعنی یه اتفاق خیلی داغونی افتاده

و این توضیح می‌ده که چرا نورا اجازه هیچ تماسی رو نداشته

هر چی بوده، اون‌قدر بزرگ و دیوانه‌وار بوده که

باعث شده تمام اطلاعات زندگی گرتا با نورا دود بشه بره هوا

شاید پدرت داشت دور همین قضیه می‌گشت

و شاید زیادی به یه چیزی نزدیک شده بود

اون شب داشت توی محوطه مدرسه با یکی ملاقات می‌کرد

بعدش اون نماد توی کلبه هست، همونی که توی دفترچه بود

لیام، واقعاً راهش همینه؟

خیلی خطرناک به نظر میاد

منظورم برای خودته

دیروز یه تیر خورد به سینه‌م، پس

می‌دونی که، درک

به ایستگاه پلیس "ریون‌مور" در جنوب بلفاست خوش آمدید

برای هرگونه پرسش، لطفاً به میز پذیرش مراجعه کنید

ستاره‌ها رو نشونه بگیر

یا مسیح

سورپرایز

آره عزیزم

بالاخره اتفاق افتاد. یکی رو گم کردیم

اه لعنتی. بد معمایی شده

رُسا جلسه گذاشته. گندش بزنن

توی دِری. توی دِری؟

متأسفانه قضیه کاملاً جدی و در سطح مقر فرماندهیه، عزیزم

لعنتی

پروژه‌های دکترا هم از این ساده‌ترن

در مورد هر درخواست فرامرزی همینه

خیلی پیچیده‌ش می‌کنن

آره. ولی خوشحالی که از بچه‌های ما استفاده می‌کنی. این کار رو راحت‌تر می‌کنه

پلیس‌هایی که این بالا سرک می‌کشن، ممکنه اعصاب یه سری‌ها رو خرد کنن

حتماً همین‌طوره

و اگه یه وقت دعوایی بشه، شماها حتی اسلحه هم ندارین

که عجیبه. یا شایدم عجیبه که شماها دارین؟

قلم رو داری؟

ببخشید؟ قلم آی‌پد رو دارین، قربان؟

ای وای. حتماً گذاشتمش توی

من می‌رم بیارمش. اگه اجازه بدین، قربان

وای خدای من

هی

این رو جا گذاشتی

آره. اندرو رو یادته؟

فکر کنم باید با هم حرف بزنیم. این‌طور نیست؟

فکر کردیم مردی

فکر کردیم اون تو رو کشته. و ما هم هیچ کاری نمی‌تونستیم بکنیم چون

اون سلیطه‌ی دیوونه ما رو توی یه برج زندانی کرد. مثل گیسوکمند

شماها اینجا چی‌کار می‌کنین؟ توی بلفاست؟

به اونم می‌رسیم. اون کیه؟

نمی‌دونیم. وجداناً نمی‌دونیم. فقط راه افتاد دنبال ما

جلیقه تنت بود؟ چی؟

مثلاً جلیقه ضدگلوله؟ نه

جعبه جلوش رو گرفت

دیوانه‌کننده‌ست. چقدر شانس آوردی

شانسِ بهتر این بود که، می‌دونی، اصلاً تیر نمی‌خوردم

فکر می‌کنیم اون دنبال همین بود. نوار

منطقیه. یه نفر اون رو از بیمارستانی که توش بستری بودم دزدید

بهش گوش دادی؟

نه

تو چی؟

وقت نشد

اصلاً چطوری به دستت رسید؟

پیداش کردیم

توی پرتغال. توی خونه جودی پرایور

خودش اونجا نبود. ولی بین وسایلش بود. همون جعبه

فکر کردیم شاید یه سرنخ باشه

How to Get to Heaven from Belfast subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left