Mistari 200 ya kwanza.
!وقتی رفتیم داخل، 2سانت بیشتر نبود - .خيلي قشنگه -
* عهد *
.خوبه، خوبه، خوبه
.انگشتام رو حس نميکنم
.ممنون
.تو که اين آهنگ رو دوست نداري
.باید خاموشش کنی
!من با یه دیوونه ازدواج کردم !خواهش ميکنم بس کن
!بس کن
.هي، من يه نظريه دارم
که یه دختر اگه اون کارو توی ماشین انجام بده .حتماً حامله میشه
چي؟
.منم يه نظريه دارم
.نظريهم در موردِ لحظههاست
.لحظات برخورد
:ترجمه از Drama حـمـزه دکـسـتر & آريــن
،نظريهم اينه که اين لحظاتِ برخورد
اين لحظات فوقالعاده قوي ،که کاملاً زندگي رو زيرورو ميکنن
درواقع شخصيت واقعيِ آدم رو .تشريح ميکنن
.ممنون - .نفر بعد -
.يکي از لحظات مورد علاقهی زندگيم
.رسيدت رو فراموش کردي
آره... خب، من فقط دوست دارم .2ساعت بیام اینجا توی صف بایستم
.این رسیدش فقط یهجور جایزهست
.«مؤسسهي هنر» اونجا کار ميکني؟
.نه، اونجا درس ميخونم
.من "پيج" هستم - .ببخشيد، من "ليئو" هستم -
."خب، ممنون بابتِ اين، "ليئو
... ميدوني، خيلي اتفاقي متوجه شدم
.مشترکي داريم RPP که هردو ناحيهي - جدي؟ -
.آره
.تو قدرتِ ديدِ تأثيربرانگيزي داري
.آره - چيه؟ RPP حالا اين ناحيهي -
.جايگاه پارک ماشين
.بنظر... صميمي مياد
.آره
اما داشتم با خودم فکر ميکردم که ... بخاطرِ سازگاريِ محلِ پارکمون هم که شده
.حداقل يه نوشيدني رو به خودمون مديونيم...
.باشه - باشه؟ -
.خيليخب
.اول شما
.یکی از دستام رو انتخاب کن
.اون یکی - .بیا -
.چيزي خواستيد، صدام کنيد
... براي دماغت
... براي سرت
... براي قلبت
.براي بعداً
الان گوزيدي؟ - .نه -
.شايد يه کوچولو
.اين ديگه خيلي عجيبه
.اما کاملاً عشقولانهس
.الان خيلي عاشقتم !احمقانهس
اسکنِ همسرتونCT از کجا میدونستید که خونريزيِ داخلِ جمجمه رو نشون داده؟
... ما عمداً بيمارهايي با جراحاتِ مغزي رو
،به کُما ميبريم... ... که سيستمِ بدنشون آرامش بگيره
،و تا زمانيکه تَوَرُمها کاهش پيدا ميکنن... ،مغز بتونه خودش رو التيام ببخشه
.و بعد ما آروم اون رو از کما بیرون میاریم
موضوع اينه که ... هرکدوم از ماها
مجموعهاي از تماميِ لحظاتي هستيم که ... تابحال تجربهشون کرديم
.با تمام آدمهايي که تا بحال شناختيم...
و همين لحظات هستن .که گذشتهي ما رو تشکيل ميدن
... مثل بزرگترين خاطرات شخصيِ خودمون که
بارها و بارها اونا رو توي ذهنمون... .از اول مرور ميکنيم
گرسنهت نيس؟
.سلام - .سلام -
داري چيکار ميکني؟ - .آه، هيچي -
جدي؟ اون چيه؟ - .هيچي -
!هيچي؟ .غذا آمادهس
،ببين، اگه بخواي هِي به اينا غذا بدي .بازم برميگردن
.و منم بهشون حساسيت دارم
همونطوري که ميگفتي به گشنيز حساسيت داري؟
.من از گشنيز بدم مياد - .دقيقاً -
.اما بهش حساسيت نداري کسي توتفرنگي ميخواد؟
.از مغازهی کشاورزا خريدم - .خريدِ از مغازه... نشونهی بدیه -
چي؟ - .همهمون ميدونيم معنيش چيه -
.من ازش خوشم مياد .اون فرشتهي نجات ماست
.ممنون .فکر کنم
من ترجیح میدم همینو داشته باشیم نه اون .موشخرمایی که میخواستی ازش نگهداری کنی
.و تازه قهوه هم خيلي خوب درست ميکنه .بيايد نگهش داريم
.ممنون
(مووي"؟ (فيلم" .فکر کنم اشتباه نوشتيش
!نه
* باهام زندگی میکنی؟ *
.باشه
من عهد ميبندم ،که کمکت کنم به زندگي عشق بورزي
،تا هميشه تو رو با محبّت بغل کنم
و بُردبارياي رو داشته باشم .که لازمهي عشقه
،تا وقتي که لازمه، حرف بزنم
.و وقتي لازم نيست، سکوتم رو نشون بدم
.«تا موافقت و مخالفت برای «کیک مخمل قرمزی
،و اينکه در گرميِ قلبت زندگي کنم .و هميشه به قلبت بگم خونه
.خب، واسه من یکم سختش کردی
تو عهدهات رو روی مِنوي رستوران نوشته بودي؟
آره، چرا؟
... من رسماً عاشقت شدم
.به هر شکلي که باشي .حالا و براي هميشه
... قول ميدم هيچوقت فراموش نکنم
.که اين عشقيه براي تمامِ زندگيم...
و هميشه در عميقترين ... قسمتِ روحم ميدونم که
،هر اتفاقي که بيفته... .ممکن نيست ما از همديگه جدا بشيم
ما هميشه راهمون رو .بهسمتِ هم پيدا ميکنيم
براي هميشه به تعهدِ همديگه پايبند ميمونيد؟
.بله
.بله
پس با قدرتي که بوسيلهي ... ايالت "الینوي" به من نهاده شده، من
.نگهبانها
من شما رو زن و شوهر اعلام ميکنم؛ .و همينطور بهترين دوستها برای همیشه
!ببوسید و فرار کنيد
.فقط يه نمونه بايد درست کنم .فقط يکي
.اينطوري نميشه ... من
.اوه خداي من
.درست ميشه
.بايد بهشون زنگ بزنم .بايد زنگ بزنم و بگم از عهدهش برنميام
.بيا باهام بخواب
.يالا بيا باهام بخواب
!نـه
.اوه نه .خواهش ميکنم نکن
!بس کن - .باشه باشه باشه -
.اين يکي هم پيشرفت خوبي داشته
،يعني، ميدونم که هنوز تموم نشده .اما از همين الان دارم ميبينم که چيزِ خوبي ميشه
...الان اينطرفش يه نقطههاي تاريک ايجاد شده
و اونطرف هم يه عناصر روشن .کاملش کردن
،هنوز کامل نيست؛ اما خب نميدونم .يهجورايي فکر ميکنم اثرِ قويايه
چيه خو؟ - .تو واقعاً عاشقمي -
.آره هستم - ... ميدونم -
.چون اون نمونهي منه
،و اون تهموندههاي موادمه
.که الان دیگه نگهشون میدارم
... يک لحظهي کاملاً فيزيکي
.ذهني و همهنوع عاشقانهي ديگه...
.وقتي بيدار شد، يکم گيجه
.پس زياد بهش سخت نگير
... سلام
.خيلي از ديدنت خوشحالم
.پيج"، چيزي نيست" .تو توي بيمارستاني
.با ماشين تصادف کرده بودي
،سرت ضربه خورده .اما حالت خوبه
.فقط گذاشتيم يه مدت بخوابي - حالت چطوره؟ -
.سرم درد ميکنه - .آره، خب، کاملاً طبيعيه -
.بهت دارو ميدم
کسِ ديگهاي هم صدمه ديده، دکتر؟
پیج"، منو که ميشناسي، درسته؟" - .آره -
.تو دکترمي
.من شوهرتم
."پيج"
... "آقاي "کالينز - .تو گفتي وضعيتش خيلي خوبه -
آسيبِ مغزي، مثل شکستگيِ استخون .يا پارگيِ گوشت نيست
.آسيبِ مغزي خيلي کمتر قابل پيشبينيه
گاهي فشاري که از طريقِ بافتها به جمجمه وارد .ميشه، ميتونه ايجادِ کمي آسيبرساني کنه
يکم آسيب؟ .اون منو يادش نمياد
،حتي الان که بيدار شده ... تَوَرُم ميتونه باعث گيجي
،از دستدادنِ حافظه .عوضشدنِ زيادِ خُلقوخو بشه
.اين طبيعيه
.پس اين نظريهي منه
،که اين لحظاتِ برخورد .شخصيتِ واقعيِ ما رو تشريح ميکنن
... اما من هيچوقت فکر نکرده بودم
که اگه يهروزي هيچکدوم... از اون لحظات رو بهياد نياري، چي ميشه؟
.سلام
چيکار ميکردي؟ - .خواب بودم -
.درسته
.چندتا لباس برات آوردم - .ممنون -
.يکم گشنمه - .باشه -
خب، ميخواستم يهمسائلي رو .بينِ خودمون روشن کني
.باشه - پس ما ازدواج کرديم؟ -
.آره - !و منم موهاي عجيبي دارم -
.فکر کنم بستگي به ديدگاهت داره
تو گفتي که درست کردنِ موهات ... خيلي طول ميکِشه
و ترجيح ميدي وقتت رو .توي کارگاهت بگذروني
کارگاهم؟
چرا من کارگاه دارم؟ - .تو يه هنرمندي -
.از نوعِ خيلي خوبش
الان داري روي 4نمونه براي .سالنِ «برج تريبیون» کار ميکني
.که کارِ بزرگي هم هست .خيليا ميخواستن درستش کنن
MCA اما اثرِ تو توی معماری .فوقالعاده بود
.واسه همين دادنش به تو
پس مدرکِ حقوقم چي؟
من مدرکِ حقوق ندارم؟
.فکر کنم... تصميمت رو عوض کردي
،آخرينباري که ميخواستم هنرمند بشم .توي دبيرستان بودم
.فکر کنم بايد نيمهي پُرِ ليوان رو ببيني
آسيبِ مغزي؟ اين نيمهي پُرشه؟ - .خيلي خري -
اگه تو و تمامِ اون کارهاي احمقانهاي که ... تا حالا کردي رو يادش نمياد
.ميتوني همهچيز رو از اول شروع کني...
... من فقط نگرانم که اگه تو رو يادش نمياد
چطوري ميخواد يادش بياد که عاشقته؟...
راستش رو بخواي اصلاً من خيلي تعجب کردم .که از همون اولش باهات موند
،اگه هم اتفاقي افتاده .اينه که جذابيّتت کمتر شده
.شماها واقعاً آخرِ دلگرمي هستيد
... اما جدي ميگم
اگه منو يادش نياد چي؟ بعدش چيکار کنم؟
.بالاخره تو رو يادش مياد .همهمون رو يادش مياد
.ما يه خانوادهايم
.آره. درست ميگي
.ببخشيد .دنبال همسرم ميگردم
."پيج کالينز" .ديروز همينجا بود
.بنظر ميرسه بردنش توي طبقهي خصوصي
.بنظر گرون مياد - .درسته -
،از اين قسمت سوارِ آسانسور بشيد .طبقهي دوم، سمت راست
.ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.