Mistari 200 ya kwanza.
قضیه اینه، پاپاداکیس
اگه چشام رو تنگ کنم و از... از دور بهت نگاه کنم
تقریباً میتونم یه سرباز رو ببینم
اما چیزی که الان ذهنم رو درگیر کرده اینه که
این چیه پوشیدی؟
میشه واضحتر بگید قربان؟
مثلاً... شبیه شرک
نه. این لباس رو از یه فروشگاه هالووین خریدم
این غولِ سبزِ عصبانیِ مردابه
سرهنگ، نیروها تصمیم گرفتن شرک ببینن
برای هفدهمین شبِ فیلمِ متوالی
من لباس غولِ سبزِ عصبانیِ مرداب رو پوشیدم
حالا، اگه کسی بخواد لباس شرک بپوشه، شاید به این خاطر باشه که
این فیلم یه نماد فرهنگیه
برای کلِ یه نسل
اوه. اه! پاهات رو از رو میزم بردار
سرگرد، از همین حالا رسماً اعلام میکنم
پخش شرک توی این پایگاه ممنوعه
تأیید شد قربان. خیلی خب
لابد میتونیم شرک ۲ ببینیم. شرک ۲ هم ممنوعه
شرک ۳؟ ممنوع. چی؟
شرک ۴ هم داریم؟ چون اونم ممنوعه
برای همیشه. شرک ۴. چی؟
اسمش «شرک برای همیشه» است
خب، نه توی این پایگاه
هی، بیخیال دیگه
اصلاً قانون اساسی چنین اجازهای میده؟
باشه، فعلاً خداحافظ. مرخصی
عالیه
برای جلسه بعدی آمادهای؟
آره، حتماً. موضوع چیه؟
متخصص گیدیون لباس یه الاغ گنده رو پوشیده
چرا سعی داری تحت تأثیر قرارش بدی؟
اون فقط یه ژنرال کاناداییِ ناتوئه
ژنرال مارتین به دعوت من داره میاد اینجا
این رو میفهمی، نه؟
و اینکه سه نفر آخری که زیر دستش بودن
الان همهشون سپهبد هستن؟
باشه، آروم باش
توی اون پوشهی «عاشقم باش» چی داری؟
مسخرهست. اکثر سربازا رزومهشون رو میارن
نکنه نقاشیهای مهدکودکت رو گذاشتی اونجا؟
اوه، اونقدرها هم به عقب برنمیگرده
از دوران راهنمایی شروع میشه
بابا، ممنون میشم اگه
سعی کنی رفتارت به بهترین شکل باشه
میدونی، مثلاً از این جوکهای لوس درباره کانادا نسازی
یا هر حرکت احمقانهای. مگه من تا حالا جوکی درباره کانادا گفتم؟
اونا یه شریک استراتژیک مهم هستن
باشه. اومد. حالا قراره چی بهت یاد بده؟
اینکه چطوری معذرتخواهی کنی؟ همین الان گفتم تمومش کن
خب، شاید اگه شانس بیاری تو رو به بابانوئل معرفی کنه
اگه خوششانس باشی. خفه شو
ژنرال مارتین. خب، سلام بر ناتو
شما باید کوئینهای معروف باشید. پس شایعات واقعیت دارن
بوی پنیر پایگاهتون رو از نیم کیلومتری میشنیدم
ژنرال مارتین، باعث افتخاره. ممم
البته کانادا یکی از مهمترین
یکی از مهمترین... استراتژیکترین
شریک. شرکای استراتژیک ماست
ما طرفدار پر و پاقرص کاناداییم
خوش اومدید. قهوه میل دارید یا چای؟
کافئین مال آدمهای بیانگیزهست. ترجیح میدم گشتی بزنیم
این سایت آموزش شهری ماست که مجهز به پیشرفتهترین تجهیزاته
تا نیروهای ما رو برای هر شرایطی آماده کنه
ساختمونهای شبیهسازی شده برای تمرین ورود اجباری
یه دیواره صخرهنوردی برای تقویت مهارتهای میدانی
و اینم میز پیکنیکمونه برای ناهار خوردن افراد
اون چیه؟ ساندویچ؟ بهبه
کل اینجا یه باشگاه بولینگ بیاستفاده بود
تا اینکه من زیر و روش کردم
این کارِ شما بود؟
آره دیگه. تحت تأثیر قرار گرفتم. بله
اوه، ممنون ژنرال. متشکرم
ژنرال، تمایل دارید
پیشرفتهترین بخش خشکشویی نیروهای مسلح
در کل اروپا رو ببینید؟
مطمئنم اونقدرها پیشرفته نیست
که بتونه از پسِ گندکاریهای من بربیاد
آوازه شوخیهای رک و بیپروای شما زودتر از خودتون رسیده، خانم
خب، توی ساسکاتون مدرسهی آداب معاشرتِ زیادی پیدا نمیشه
سرهنگ، مایه افتخارتون خواهد بود اگه بدونید
که ما از متدهای آموزشی شما برای نیروهای ناتو استفاده میکنیم
اوه، واقعاً؟ اوهوم
اوه، واقعاً باعث افتخارمه که این رو میشنوم، ژنرال
دوست دارم بیشتر در این مورد بشنوم
و همینطور شنیدم که شما هم یه کارهایی در رابطه با
برنامه توسعه حرفهای ناتو انجام میدید
برنامه خوبیه. البته نه به خوبیِ این تجهیزات
باید اعتراف کنم
میدونی، ما هم به یه همچین بهروزرسانیای
توی پایگاه «شِیپ» ناتو در مونس نیاز داریم
ما اونجا بیشتر نقشههای نورانی و اتاقهای کنفرانس داریم
ببینید، این بازیهای جنگی همهاش سرگرمکنندهست
ولی چطور میشه سرباز تربیت کرد
وقتی فراموش کردی چه حسی داره
که یه تفنگ دستت بگیری؟
بله ژنرال. و میدونید چیه؟
من هنوز پینه انگشتم از کار با کلت گلاک رو دارم
مال ۳۵ سال پیشه. اوه، لطفاً نشون نده
من عاشق پینه گلاکم. میدونی؟
اوه، این خیلی بزرگه. همینطوره
منم یکی دارم. نشونت میدم. شما هم دارید؟
ژنرال، من
میدونید، خیلی دوست دارم بیام به پایگاه شما
و برای ارزیابی اوضاع کمک کنم. اوهوم
و شاید ادامه بدیم
صحبتمون رو درباره اون برنامه حرفهای
سروان، نامهت نظرم رو جلب کرد
و باعث شد بیام به این پایگاه
پس خیلی دوست دارم توی پایگاه خودم میزبان شما باشم
عالیه. اوهوم
و همینطور سرهنگ کوئین
خیلی دلم میخواد اون اتاقهای کنفرانس رو ببینم
اوه، اونا برای جلسات دونفره عالی هستن
منم از یه جلسه دونفره استقبال میکنم
آره، منم همینطور. میتونم دوباره پینهت رو ببینم؟
آره، آره، دقیقاً همینجاست. اممم
هی، شنیدم. سلام
راسته؟ واقعاً دارید شرک رو ممنوع میکنید؟
آره. سرهنگ تماشای فیلم رو ممنوع کرده
خب آره، ولی این که یه دستور واقعی نیست، هست؟
لابد از اون دستورهای مسخرهشه
مثل اون موقع که گفت دیگه نباید بگیم «عافیت باشه»
بعد از عطسه کردن، چون معتقد بود خرافات و مزخرفه
دستور دستوره. شرک بی شرک
تو... زیادی پیری
که بفهمی این فیلم چقدر برای
سربازهای جوونترمون اهمیت داره
فقط یه کارتون درباره یه «گرینچ» چاقه
حدس میزنم، چون فقط پوسترش رو دیدم
تو نمیفهمی
این سربازها وقتی بچه بودن، شرک رو
مثل یه غریبهی خاکی میدیدن. براشون معنی داره
میدونی چی برای من معنی داره؟
رعایت سلسله مراتب نظامی
نه، نگو. عافیت
هوم. سلام. سلام
میشه یه نگاهی به این سرفصلهایی که نوشتم بندازی؟
برای سفرمون به ناتو نوشتم... حتماً
کجا داری میری؟
میخواستم یه سری به ژنرال مارتین بزنم
و مطمئن بشم که میدونه سلف سرویس کجاست
آهان، با اون کت تک؟
این کتِ شانس منه. کتِ شانسته؟
تقصیر من نیست که با این کت همیشه پنج از پنج بودم
فقط یه طرح چهارخونهی قشنگه. ای بابا
لطفاً با ژنرال مارتین نخواب
چرا؟ واقعاً دلم نمیخواد
همه چیز به هم بریزه، باشه؟ این برنامه خیلی مهمه
چرا باید به هم بریزه؟ کار همیشگیته
با یه زن میخوابی
بعد یه بهانهای میاری
مثل یه تلفن ساختگی
که مثلاً باید بری آمریکا رو نجات بدی
و بعد اونا رو تنها و دلشکسته رها میکنی
این مدلِ رفتارته
این مدل رفتار نیست، سبک زندگی منه
من توی دو تا جنگ جنگیدم و از این کشور دفاع کردم
تا همه آمریکاییها این حق رو داشته باشن که
هر کاری دلشون میخواد بکنن، از جمله پوشیدن
هر کتی که دلشون میخواد
برای سلام کردن به یه نفر
و همراهی کردنش تا سلف سرویس
باشه، باشه
تا وقتی تو حرکتی نزنی، منم حرکتی نمیزنم
بله، ممنون بابت فداکاریت
واقعاً فداکاریه
هی، چه خبر؟
یادم رفت سالن غذاخوری کجاست
اوه، دقیقاً اونورِ محوطه چمنه
اگه میخواید من... به نظر دور میاد
یه نوشیدنی میتونه تا اون موقع سر حالم بیاره
اوه
جای قشنگیه
خونه خودته. میدونم
بعضی وقتا یادم میره و دوباره ازش لذت میبرم
اون، اسلحه ژنرال پاتونه
اوه. آره
تحسینبرانگیزه. بله
تمام روز رو نشسته بودم
فکر کنم امشب قراره سرپا باشم
چون کلاً... آه
آره، منم کل روز نشسته بودم
آخ. بدجوری گرفته
اینجا چه خبره؟ منظورت چیه؟
منظورم اینه که مشخصه ما جذب هم شدیم، مگه نه؟
میدونم. آره
میگم چرا باید عقبنشینی کنیم؟ همه چیز عالیه
ما توی یه سلسله مراتب نیستیم
حتی توی یه ارتش هم نیستیم
میدونی. مسئله اینه که
دخترم... اومم
فکر میکنه زندگی شخصی من خیلی قاطیپاتیه
و نمیخواد رابطهام با تو خراب بشه
اوه، من که روش حساب باز کردم. اوه
خب، رودست خوردی. پس بیا اینجا
این کتِ جذابم رو دربیار
و ببینیم جرئت حمله به کانادا رو داری یا نه
اوه! واو
No comments yet. Be the first to leave one.