Hamlet Goes Business

Hamlet Goes Business (Hamlet liikemaailmassa)

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Hamlet Goes Business 1987 FINNISH 1080p BluRay H264 AAC-VXT
Hamlet Goes Business 1987 FINNISH 720p BluRay H264 AAC-VXT
Hamlet Goes Business 1987 DVDRip
Maoni na 141
کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

Lebo

BluRay
1080
720p
720
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Yamechapishwa tarehe: 2021-10-24
Upakuaji: 120
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

زيرنويس : 2&46 ارائه اي از کانال تلگرامي Cinema141

هملت به تجارت ميرود فيلمي از آکي کوريسماکي

اينجا نميشه کلاوس. ممکنه صدامونو بشنون

.باشه گرترود، بمونه براي بعد

.شبت بخير عزيزم

.زودتر بيا تو تختخواب

هوم..بدش به من

!پدر

.خوابيده

.مرد بيچاره، خسته است

چه اتفاقي براي گروه ميافته؟

.هملت مالک 51% سهام شد

بقيه اش رسيد به بانک ها .شرکت هاي بيمه

.بعضي بنگاه ها و کلاوس

از زماني که بانک اونو مدير کرده .مشغول خريدن اوناست

.احتمال زيادي داره که اون رييس جديد باشه

.اما نياز به تاييد هملت داره

برات اصلا تو باغ نيست که اون .يکي از قدرتمندترين آدماي روي زمينه

.خوشبختانه براي استفاده از قدرتش بيش از اندازه احمقه

براي اينکه راضي نگهش دارن ...بقدر کافي بهش پول ميرسونن

و کاري مي کنن تا با يه دختر .از يه خانواده خوب ازدواج کنه

.ميخوام چيزي بهت نشون بدم

شيطان و مسيح بر بلنداي کوهستان

دو ماه قبل

...ميدوني که نميتونم

.قبل از ازدواج نميشه

.اين يه جور توهينه...عزيزم

.نميخوام اينقدر اين مبتذل و پيش پاافتاده باشه تنها دليلش همينه؟

.بعدا هردوتامون ازش پشيمون ميشيم

.اين چيزيه که تو فکر ميکني

چي گفتي؟

.تنهام بزار الان .به مادرم براي شام قول دادم

سردته؟

...يه ذره .اما شب خيلي قشنگيه

ميتوني ستاره شمال رو از بين ابرا ببيني؟ آره

ميخواي دوباره ببوسي؟

...هملت

ميخوام بگم که حس و حال من .فقط يه هواوهوس نيست

.اگه بخواي خودت ميفهميش

من باباتو همونقدر دوست داشتم که

ميتوني از يه همسر خوب انتظار داشته باشي دوست داشتن يه آدم ستمگر

که هرگز عشقي که بهش دادي رو برنميگردونه اشتياقي بهت نشون نميده

چيزي که بهت ميده .مثل يک کسالت زمستاني هست

.ياد و خاطره بابامو لکه دار نکن

براي اينکه حقايق رو پنهون کنم .مجبورشدم مدت زيادي رو ساکت بمونم

.برو سر اصل مطلب

.ميخوام با کلاوس ازدواج کنم .دوسش دارم

...اگر اين کارو بکني

اگر اين کارو بکني .تو رو انکار مي کنم

.اينو بنداز بيرون

ساخت دفتر مرکزي جديد .بايد بلافاصله شروع بشه

.روزنکرانتز و گيلدنسترن رو به داخل راهنمايي کن

سوار هواپيماي عصر به اسلو شو .و تو هتل شرايتون بمون

. وصبح والنبرگ رو ملاقات کن

اينو شخصا بهش بده .و منتظر باش

.جوابشو برام بدون بازکردن بيار

سوالي هست؟ - نه قربان

اگه کسي دليل سفرت رو ازت پرسيد

.تو فقط براي آرامش و تفريح ميري اونجا

نروژ؟ .شايد بري

برنامه ات چيه؟

.والنبرگ ممکنه کارخانه بي بازده الواربري مارو بخره

و خيلي از معادن بي استفاده ما .در شمال

اما اگه فقط کشتي سازي ما تعطيل بشه

اون صاحب انحصار منطقه اسکانديناوي .تو کشتيراني مناطق کارائيب ميشه

چرا چوب بري و الوار سازي؟ .اون چندسالي اونجارو اداره مي کنه-

مقدار بيمه رو افزايش ميده

.بعدا اونجارو ميسوزونه .متوجهم. ما به اندازه کافي سود مي کنيم؟

اينجا يه وضعيتي داريم. والنبرگ با يه رقم سمبليک

کارخانجات لاستيک سوئدي رو به ما ميفروشه

از اين به بعد اين .خط اصلي ما تو تجارتمون خواهد بود

.به نظر خوب ميرسه ولي يه مشکلي داريم

تعطيل کردن کشتي سازي ممکنه که .باعث اعتراض و شکايت بشه

.ما موانع رو از پيش رو برميداريم

گرسنگي و سرما .خيلي زود اونارو به خونه ميبره

.من معامله رو به هيئت مديره مي برم - هملت هم مدير هست و نظرش تاثير داره

فعلا که اون از بازي کردن با مدادرنگي هاش خوشحاله

منتظر پايان اين جلسه ميشيم .تا اون به تعقيب و شکار دختر خوشگل شما مشغول بشه

.اون خطري نداره

ژاپني ها بزودي وارد بازار ميشن با چوب هاي بي ارزش ساخته شده از پلاستيک

خب دليل مفتخرشدنم به ملاقات شما چيه؟

.ما ديشب پدرتون رو ديديم

پدر بيچاره .زياد خوب به نظر نميرسي

بهم بي احترامي نکن ولي گوش بده .دقت کن. من روح پدرتم

اون جهنمي که من بخاطر گناهانم به اونجا رفتم بيش از اندازه گرمه

گاهي يواشکي از اونجا جيم ميشم .تا حتي برا چند لحظه خنک بشم

.هرچند زياد بهت فکر نميکنم

مطمئنم پدرتو خيلي دوست داشتي .اونقدر که بتوني انتقام قتلش رو بگيري

قتل؟ .دقيقا. احمق

.تحقيقات کاملا سرسري بود

باهاش کنار بيا .هوا سرده و منم نميخوام براي شام دير کنم

.حريص بنظر ميرسي

بزودي صبح ميشه .ومن مجبورم به جهنم برگردم

امل قبلش مجبورم بهت بگم .که تو بايد چه کاري بکني

يک مجادله خوفناک

ميخواستي با من صحبت کني .دودقيقه وقت داري

.من دوتا چيز دارم

.اين ديگه چيه؟ دستور زبان غلط

تو ميگي: من ميخوام در مورد دوتاچيز باهات صحبت کنم

يا اينکه مايلم در مورد دو موضوع مهم با شما گفتگو کنم

...يکيش اينه که

اول اينکه يه دفتر جديد ميخوام

الان مجبورم از طريق .در سمت دستشويي وارد شم

.ومشتري ها اينو دوست ندارن

.اونجا تلفني نيست

.من مجبورم از تلفن نگهبان استفاده کنم

اما اگه کارها انجام نشه .من مقصرم

.به اينا خودم رسيدگي ميکنم چيز ديگه اي هم هست؟

.دست از سر خواهرم وردار

اوفليا دختر خوبيه .اون براي تو نيست

اون به شوهري نياز داره که جنتلمن باشه و مراقبش باشه

و ما همه چي رو درباره تو .وچيزايي که ازش ميخواي رو ميدونيم

!حرومزاده

!تو نميتوني بهم دستور بدي

.در مورد اوفليا هرکاري خودم بخوام ميکنم

حتي اگه ازم خوشت نياد

!ميتوني بري گم شي

.توالت دفتر کار جديدته

ميخوام رئيس رو ببينم .بهم توهين شده

يه لحظه،لطفا

لائوري پولونيوس اينجاست

هرکاري براي اين شرکت کردم .بي معنيه

به عنوان يک انسان يا کارمند .هيچ احترامي برام قائل نيستند

چيزي که بيشتر از همه آزارم ميده دوست بچگي هاي من هملت

که باهم تو انبارها کار مي کرديم

تا اينکه هردومون مسئوليت بيشتر و بيشتري تو گروه به عهده گرفتيم

.خصومتش نسبت بهم کاملا آشکار هست

اون به صراحت گفته - پشت سر من

تا وقتي اون رئيس هست .من کاري براي انجام دادن اينجا ندارم

بهش چي گفتي؟

.اونقدر افسرده شدم که دررفتم

برو سر اصل مطلب پسر اداي دختربچه هارو درنيار

ميخوام براي ادامه تحصيلم تو استکهلم .مرخصي ام ادامه داشته باشه

.سفر خوبي داشته باشي

صورت سفيد زيباي او ...در آغوش اين گلهاي رز

.حالا فهميدم

حالا ممکنه که شک کني که ستاره ها از آتش ساخته شدن

.که خورشيد در حال حرکته

حقيقت يک دروغه عزيزم .اما عشق من واقعيه

عزيزترين، اوفليا

شعرهاي من مي لنگند

.قافيه ها با آه هاي من جور درنمي آيند

اما باورم کن

که دوست دارم...بهترين

.اه، اي بهتر از بهترين

هملت

مسافرت لائوري

.چمدون هاي من تو کشتي ان !خداحافظ

خداحافظ لائوري

خيلي به خودت سختي نده .منم سعي ميکنم بهم خوش بگذره

يه چيزي رو بهم قول بده خواهر .- هرچي که بخواي

اگه هملت بخواد تو رو به تختخواب ببره

اينو بياد داشته باش که ممکنه چيارو از دست بدي

اگه به حرفهاي اون گوش کني و قلبت يا لاي پاهاتو براش بازکني

براي اون ژيگولو

مردم درموردت حرف خواهند زد و شهرت بدي پيدا ميکني

قول ميدم لائوري

برو ديگه ماشين منتظرته .خداي من، بايد عجله کنم

:اولا چندتا توصيه

به اندازه اي که پولت اجازه ميده لباس خوب و باکيفيت بخر،شيک باش نه پرزرق و برق

لباس خوب براي يه مرد

و براي يک سوئدي .مثل انتخاب بهترين مزه است

.هيچوقت پول قرض نده.از دستش ميدي هم پولتو هم دوستتو

اگه مجبور شدي وام بگيري .خيلي زود پسش نده

اوني که بهت قرض داده ممکنه بميره .و تو بيشتر گيرت مياد

.پس خداحافظ هردوي شما

.يادت باشه بهت چي گفتم اوفليا

اون چي ميگفت؟

.گفت هملت رو نبينم - تو چي گفتي بهش؟

.منم بهش قول دادم

لائوري پسر خوبيه درواقع خيلي خوبه

.کاش اون بيشتر شبيه تو بود

باورش خيلي سخته که شما دوقلواين

بخش زنانه اش بهش رسيده .خون ضعيف تر براي اونه

آدماي ضعيف .اين روزا به جايي نميرسند

تو ازم ميخواي چيکار کنم؟

.به بازي ات با هملت ادامه بده

خانواده اش پول زيادي دارن .که به بانک ها بسپرن

اون خيلي قويه

.بعضي وقتا فکر ميکنم اون واقعا منو دوست داره

تو چشاش نگاه کن اونم يه آدمه

اين مسئله منو غمگين ميکنه .اون فقط يه بازيگره

تا وقتي کشيش آمين نگفته .چيزي قطعي نيست

خوبه که ما کاتوليک هستيم .طلاق براي اون خيلي گرون تموم ميشه

اينجا

براي خودت چيزاي خوشگلي بخر تا دفعه بعد که ديديش بپوشي

ممنون بابا

حالا بايد بري

.جلسه امروز ممکنه جالب باشه

حيف که تو نميتوني بيايي

چيزي که مانع اومدنته .اينه که از طبقه کارگري

جاهايي که ما آدماي باکلاس ميريم .شماها نميتونين بيايين

.براي همينه که من اغلب افسرده ام شوخي ميکني؟

اتفاقا سيمو

بعد اينکه جلسه تموم شد اونطور که من ميخوام، تبديل شدن به يک خدا

نبايد متعجب بشي .اگه رفتار عجيبي داشته باشم

اين فقط يه نمايش هست .براي يکسري اهداف خاص

چرا فکر ميکني کارايي که تو ميکني بايد مورد علاقه من باشه؟

.من فقط دوست دارم ماشين برونم

.وهلنا رو دوست دارم

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left