Mistari 200 ya kwanza.
?زياده، زياد پول بابتشون ميخواي.
?نه.
?اينا بهترين هستن. ?شيريناند.
?ميدونستي تروي بهخاطر يدونه سيب يه جنگ راه انداخت؟
?بابا، ميخواي باهام حرف بزني؟
?بگيرش.
?واسه چي ميخواي به کمينگاه گرگها برگردي؟
?من توي ايالات متحده بهدنيا اومدم، بابا.
?- شغل خوبيه. ?- شغلي که اينجا با من داري خوبه.
?جات پيش خودمه.
?ما تا جايي که ممکنه، داريم مرزهاي علم رو جابهجا ميکنيم.
?تو ميخواي برگردي اونجا و يه کار دولتي
?ثابت و بي اعتبار و خستهکننده انجام بدي، کريستوس؟
?بابا، من... من ميخوام به خونه برگردم.
?کريستوس، خونهي تو اينجاست.
?فارغالتحصيل ميشي و اينجا ميموني،
?با من، جايي که بهش تعلق داري، توي آزمايشگاه من، ?آزمايشگاه خودمون.
?به من پشت نکن، پسرم.
?من و تو قراره کاراي بزرگي انجام بديم.
?يه کار قشنگ و شگفتانگيز.
?رسوب کاملاً از بين رفته.
?اين دستاورد خوبيه، دکتر ولک.
?"خوب،" فلچر؟
?در 24 ساعت، من رسوب قرمز رو از بين بردم،
?و بهجاش، يه گونهي منحصر بهفرد
?و کاملاً جديد گياهي درست کردم.
?يه گياه سالم.
?اين "خوب" نيست، فلچر.
?اين يک تحول تاريخيه. ?مثل گاليله.
?حتي انيشتين. ?زيباست، پدر.
?ممنونم، لوچيا.
?بهزودي، مردم کشورت دوباره پادشاهانه غذا خواهند خورد.
?احساس آرامش ميکنم.
?بابت کاريه که من و پسرم اينجا انجام داديم.
?کار تو بود، بابا. ?هميشه کار تو بود.
?پدر، بايد راجعبه ناو آمريکايي حرف بزنيم.
?- چشه؟ ?- اونا دنبالمون ميان.
?خب که چي؟ ?يه ناو بيشتر نيست.
?استوروس يه ناوگان کامل زيرنظرشه.
?حتماً ميتوني از پس
?يدونه ناو نيروي دريايي ايالات متحده بربياين، دريادار؟
?البته، دکتر.
?مشکل برطرف شد. ?تمام.
?حتي لازم نيست از دست پسر وسطيم، جورجيو، عصباني بشم،
?پسري که ظاهراً نميتونه يه قدم
?بدون اينکه پاش رو توي کثافت بذاره، ?قدم برداره.
?بيينين...
?اين آغاز ماست...
?... و پايان هرکسي که سر راهمون قرار بگيره.
?فهميدين؟
?خوبه.
?جورجيو، ديميتريس کجاست؟
?تحت شرايط ديگهاي مشغوله.
?و از کي تا حالا استوروس دريادار شده؟
?يه هديه از طرف پدرمه.
?ظاهراً، بهدستش آورده.
?پدرت خيلي باهات بدرفتاري ميکنه، درسته؟
?من جونم رو بهخاطرش بهخطر انداختم.
?اون جندهي آمريکائي نزديک بودم بزنه کلهام رو بترکونه.
?هموني که توي ناوه و موهاي سياه بلندي داره
?و خيليم خشکه؟
?ميدوني... ساشا.
?آره، ولي پدرم هيچ اهميتي نميده.
?فقط به يه سري مواد مخدر بيارزشي که مغز رو تحت تاثير قرار ميدن اهميت ميده.
?مواد مخدري که مغز رو تحت تاثير قرار ميدن؟
?در مورد چي حرف ميزني؟
?ولم کن، فلچر.
?حال و حوصله ندارم.
?متــــــرجــــم: ?AliNiceBoy
?ولک ميخواد به روش خودش به دنيا غذارساني کنه
?و هرکسي که باهاش مخالفت کنه رو از بين ببره.
?درست مثل حاکمان ستمگر تاريخ.
?اون يه نقشهي جديدي داره.
?واسه همينه که دنيا هنوزم بهدنبال
?آدمهائيه که سطح خشونت 9 دارن.
?بهنظرت اين چيز خوبيه؟
?اگه بخواي جواب آتيش رو با آتيش بدي.
?در موردش فکر کن.
?بدون خشمت، ميتونستي
?درمان رو به وطنت برگردوني؟
?وجههي تاريک تو انسانيت رو نجات داد.
?البته در قبال انسانيت خودم.
?تام، اگه تو خودت نبودي،
?الان هيچکدوممون اينجا نبوديم.
?تازه اگه بتونيم پيداش کنيم.
?کاپيتان.
?با توجه به مخابرههاي ولک با عمارت جورجيو،
?و با توجه به سرعت ماکزيمم يه ناو نابودگر کلاس هايدرا،
?الان اينجا ناحيهي نامعلوممون هست. ?(منطقهاي که احتمال ميره دشمن اونجا باشه)
?اين حداقل 250 مايل دريائيه.
?حتي با هليکوپتر و قايق جنگي هم
?نميتونيم اين حجم از آب رو پوشش بديم.
?جورجيو با کسي غير از آزمايشگاه ارتباط برقرار نکرد؟
?بله، قربان.
?اون توي خشکي، در هفتههاي قبل، حداقل ده دوازدهتا تماس
?به يه مکان برقرار کرده.
?کجا؟
?جزيرهي کليوس.
?تا حالا اسمش رو شنيدي؟
?جورجيو هرگز در موردش حرف نزد.
?کليوس. ?يه منطقهي قرنطينهي باستاني بود،
?موقع شيوع طاعون يه زندان قرنطينه بود.
?ايتالياييها موقعي که آنفولانزاي قرمز بهشدت شيوع کرد بازش کردن
?تا انتشار ويروس رو متوقف کنن.
?واضحه که کسي زنده نموند.
?سرزمين مردگان. ?شگفتانگيزه.
?ولک چه استفادهاي باهاش داره؟
?دادههاي ترافيکي يه ايستگاه واسطه رو نشون ميدن،
?احتمالاً براي مخفيسازي مخابرههايي که از و به ناوش انجام ميشه ?استفاده ميشده.
?حالا که عمارت جورجيو در معرض خطره،
?شايد تنها راه ولک باشه تا مخابرههاي امني برقرار کنه.
?ميتونيم به سيگنال ماهوارهاش وصل بشيم،
?و از پيامهاي ارتباطي براي پيدا کردن اون ناو استفاده کنيم.
?بايد از خود منبع اين کارو بکنيد، قربان.
?خود جزيره.
?کليوس حدوداً 100 مايل با مسير حرکت پيشنهاديمون فاصله داره.
?ميتونيم تا 3 ساعت ديگه اونجا باشيم.
?اين خيلي از ناحيهي نامعلوممون فاصله داره.
?اگه اين روش جواب نده، ولک رو براي هميشه از دست ميديم.
?ولي اگه جواب بده، بازخورد ثابت و پيوستهاي روي
?مخابرههاش خواهيم داشت.
?از مکان دقيقش باخبر ميشم.
?خط سير رو بهسمت کليوس تغيير بدين.
?کوپر، يه تيم تشکيل بده.
?اين اتاق جزو اماکن ممنوعهست.
?به دستور کي؟
?سيستمهاي مخابرهايمون خاموش شدن.
?هيچ مخابرهاي رد و بدل نميشه.
?بايد با انگليس حرف بزنم، و باهاشون قرار بذارم
?که چجوري بذرهاي درمانشده رو در اختيار بگيرن.
?لازم نيست. ?اون قول و قرارها انجام شدن.
?خب، اگه مشکلي نداري،
?دوست دارم خودم اينو بشنوم.
?باشه. ?الان به ديميتريس ميگم.
?هيچ فايدهاي برات نداره.
?الان من مسئولم.
?کاپيتان وارد شدن.
?- قايق جنگي 15 دقيقه با جزيره فاصله داره، قربان. ?- خيليخب.
?اگه اين ماموريت رو درست انجام بديم، ?ولک هرگز نميفهمه که ما اونجا بوديم.
?ديميتريس، اونجائي؟ ?جيمز فلچر هستم.
?ديميتريس، ميتونم بيام داخل؟
?نميتونم اجازه بدم کسي بياد داخل.
?ديميتريس، بذار بيام داخل.
?چت شده؟
?يه بلايي سرم آوردن.
?دکتر ولک... اون يه چيزي بهخوردم داد.
?چون باهاش بحث کردي؟
?و حالا نميتوني؟
?کنترل ذهن.
?بلند شو.
?لطفاً اين کارو نکن.
?همين؟
?نميخواي منو بزني؟
?من يه سيلي خوابوندم زير گوشت.
?ديميتريس، نقشهي دکتر چيه؟
?حالا که رسوب قرمز رو درمان کرده، چي--
?اين مادهي مخدر چه ربطي بهش داره؟
?اون بهم قول داد که به مردم يونان غذا خواهد رسيد.
?هيچکي از ما سرپيچي نميکنه.
?بهخاطر مادهي مخدر؟
?من همين الان در مورد مادهي مخدر شنيدم.
?گفتش که من اولين نمونهي آزمايشم.
?حالا ميدونه که جواب ميده.
?آره.
?ديميتريس، تو مرد سربلندي بودي.
?تو فرمانرواي مردم بودي.
?دکتر اينا رو ازت گرفته.
?اين عصبيت نميکنه؟
?ميدونم که بايد عصبي باشم...
?... ولي نميتونم.
?ترجيح ميدم بميرم.
?بشين.
?اگه بلايي سر نمونهي آزمايش دکتر بياد،
?مجبور ميشه دانش خودش رو دوباره ارزيابي کنه.
?و اين يکم بهم وقت ميده--
?وقتي که شديداً بهش نياز دارم...
?تا از اين جهنمدرهاي که ساختم فرار کنم.
?نگران نباش، ديميتريس.
?لازم نيست عصباني بشي.
?باز کن.
?ببندش. ?قورتش بده.
?خودم بهجات عصباني ميشم.
?جزيرهي کليوس ?درياي يوني
?حالتون خوبه، فرمانده؟
?خوبم.
?هدف تو ديدمه.
?کبرا دريافت شد. ?ما توي موقعيت هستيم.
?تايگر در محل مستقره.
?تعداد زيادي اومدن استقبالمون.
?من ديش ماهواره رو روي برج جنوب شرقي ميبينم.
?اتاق مخابره انتهاي همون کابله.
?حالا بايد يه راهي پيدا کنيم ?که بي سر و صدا وارد بشيم.
?نيثن جيمز، تيم والچر هستم. ?ما تو موقعيت هستيم،
?داريم براي نفوذ به منطقهي هدف آماده ميشيم.
?دريافت شد، تيم والچر.
?افسر عمليات تاکتيکي، گزارش وضعيت بده.
?خبري از دشمن روي زمين و در هوا نيست، قربان.
?از جانب ما همهچي آرومه، والچر. ?ميتونين وارد عمل بشين.
?دريافت شد، مادر.
?گرين.
No comments yet. Be the first to leave one.