Escape at Dannemora

Escape at Dannemora

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Escape at Dannemora S01E07 WEBRip x264-TBS
Escape at Dannemora S01E07 WEBRip x264-ION10
Escape at Dannemora S01E07 720p WEBRip x264-METCON
Escape at Dannemora S01E07 iNTERNAL 720p WEB H264-MEMENTO
Escape at Dannemora S01E07 iNTERNAL 1080p WEB H264-MEMENTO
Maoni na Notion
► ترجمه از: عــرفـان مـرادی ◄ | NightMovie.Co | قسمت آخر

Lebo

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
Yamechapishwa tarehe: 2018-12-30
Upakuaji: 36
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫هی!

‫من گیر کردم!

‫لعنت

‫لعنت. ‫خیلی‌خب

‫یالا. ‫سریع

‫یالا

‫یالا! ‫کفش کوفتی رو ول کن!

‫یالا، یالا. یالا

‫بیا دیگه!

‫یالا

‫اون زنیکه

‫فرار از زدان دانه‌مورا

‫- سلام چاک ‫- سلام فرماندار

‫شرط می‌بندم آرزو می‌کردی ‫که توی نیروی هوایی می‌موندی

‫تنها چیزی که باید نگرانش می‌بودی ‫پرواز در هوای نامساعد بود

‫- بله قربان ‫- چطور این اتفاق افتاده؟

‫- حقیقتاً، نمی‌دونیم ‫- مدیر زندان کجاس؟

‫- می‌خواین باهاش حرف بزنین؟ ‫- عالی میشه

‫کاترین رو واسم خبر کن

‫فرماندار، استیو رست هستم

‫- به کلینتون خوش اومدین ‫- آره

‫روز یکم

‫- در رو باز می‌کنم ‫- برو عقب

‫نیمه‌ی راهرو هست

‫سلول 23

‫راستش سلول 22 ـه

‫این سلول زندانی مت هست، فرماندار

‫مراقب باشید، فرماندار

‫وای

‫بُرش خوبیه

‫فلز سخت

‫فکر می‌کنی چقدر روش بودن؟

‫هنوز داریم مدارک جمع می‌کنیم

‫ولی همه‌چی واسمون تازگی داره

‫اون طرف چیه؟

‫راهرو هست

‫از اینجا کجا رفتن؟ ‫پایین؟

‫- بله ‫- و بعدش؟

‫و بعدش یه لوله بخار رو بُرش دادن

‫خب، مایلم اونم ببینم

‫خب، رئیس، فک کنم اون پایین رو دارن می‌گردن

‫ما هنوز اون پایین رو کامل تخلیه نکردیم، قربان

‫پس شاید خطرناک باشه

‫- مشکلی واسم پیش نمیاد ‫- اوه

‫از واحد 7 با واحد2

‫می‌خوایم از محل شما بازدید کنیم

‫دریافت شد

‫تاریکه

‫- می‌تونم؟ ‫- بله قربان

‫آخرین بار اینو کی اینو بررسی کردین؟

‫باید هر روز اینکارو بکنیم

‫ولی شخصاً لوله رو بررسی نکردم

‫آره، بهتره الآن بررسیش کنیم

‫چشم قربان

‫- جیم ‫- اینجام

‫- کریس ملووی رو واسم خبر کن ‫- چشم قربان

‫- بیاریش این پایین ‫- چشم، همین‌الآن

‫واتر‌تاوون، نیویورک

‫گفت پیش دستگاه پا هستش

‫باشه

‫نمی‌دونم، تمرین «جمع کردن پا» انجام میده

‫اوه، هی

‫- خودشه؟ ‫- اوهوم

‫جورج آرمیستد؟

‫- خدای من ‫- بله؟

‫آره، وزن خیلی زیادی

‫واسه مردی که ادعا کرده ‫"قادر به کار کردن نیست

‫و به جز استراحت و بهبودی کار دیگه‌ای ‫نمی‌تونه انجام بده"

‫لعنت

‫آره، این کلاهبرداریه

‫کلاهبرداری؟

‫3200دلار

‫این دزدی بالای هزار دلاره

‫آره، و کلاهبرداری غرامت کارگری

‫باور کنی یا نه، یه کار غیر قانونیه

‫آره، شامل تمام افراد نیویورکی هم میشه

‫آره، می‌خوای عاقبت کارت رو هم توضیح بدم؟

‫بله؟

‫آه ...

‫خب، می‌خواین منو دستگیر کنین؟

‫خب، من پلیس نیستم ‫کاترین لی اسکات هستم

‫بازرس ارشد ایالت نیویورک

‫با تو کار دارن. ‫فرمانداره

‫بله قربان؟

‫جداً فرماندار بود؟

‫آره، فرماندار بود

‫لعنت

‫کجا؟

‫صبح بخیر، دوشیزه میچل

‫خانوم میچل

‫ببخشید

‫خب، من ... ‫همچی خوب بنظر میرسه

‫می‌خوام یه دارو ...

‫واسه استرس بهتون بدم. ‫پرستار بیرونه

‫ولی دلیل نمی‌بینم که شما رو ‫بیش از این اینجا نگه دارم

‫واقعاً؟ ‫من ...

‫حال خوبی ندارم

‫فکر می‌کنم بهتره یه روز دیگه هم بمونیم

‫نه، راستش ‫تمام آزمایش‌هات معمولی بودن

‫ولی ...

‫می‌خوام ... ‫میشه یه دکتر دیگه منو ببینه؟

‫ببین، اگه حمله‌ی دیگه‌ای بهت دست داد ‫می‌تونی برگردی

‫ولی اگه یکم استراحت کنی ‫حالت خوب میشه

‫میشه یه لحظه منو ببخشید؟

‫درها رو قفل کن

‫تلوزیون رو روشن تا متوجه بشی ‫دارم در مورد چی حرف میزنم

‫نه، همین‌الآن در موردش شنیدم

‫آره، همین الآن پخشش کردن

‫داری چیکار می‌کنی؟ ‫داشتم میومدم ببینمت

‫بهم گفتن باید برم ‫پس منم دارم میرم

‫صبرکن، با دکتر حرف زدن؟

‫آره لایل. ‫یالا

‫کنی جونیوره؟

‫اوه، وای

‫دو تا هلیکوپتر

‫فکر کنم جنگل آتیش گرفته باشه

‫اوه

‫بهت گفتم

‫متأسفم که وسط آهنگ اد شیرن مزاحم شدم

‫ولی یه خبر بزرگ داریم ‫که به گوشتون برسونیم ...

‫نمی‌خوای بدونی این چیزا بخاطر چیه؟

‫نه راستش

‫می‌تونه به هلیکوپترها هم ربط داشته باشه

‫اینا بخاطر چیه اومدن؟

‫می‌دونستم یه خبراییه

‫چی بهت گفتم؟

‫می‌خوای چیزی بخوری؟

‫نه، نه، نه. ‫سریع تموم میشه

‫زیاد نمی‌خوام وقت‌تون رو بگیرم

‫همونطور که بیرون داشتم می‌گفتم

‫ما بیرون کلی نیرو گذاشتیم

‫که بفهمیم

‫اونا کجا ممکنه رفته باشن

‫می‌دونستم جنگل آتیش نگرفته

‫ماشین پلیس زیادی بودن

‫خب، کیا فرار کردن؟

‫اسماشون هست ...

‫ریچارد مت و دیوید سوئیت

‫لعنت بر شیطون. ‫ما اونا رو می‌شناسیم

‫- آره، آره. می‌شناسیمشون ‫- تل ...

‫درسته، تو توی خیاط‌خونه باهاشون کار می‌کردی، درسته؟

‫- آره ‫- درسته. باشه

‫خب، تا حالا ...

‫حرفی یا کاری انجام دادن

‫که ممکنه بهشون مشکوک شده باشی ...

‫امم

‫- نه ‫- نه؟

‫اصلاً از اونجا چطور در اومدن؟

‫دارم به این فکر می‌کنم

‫چطور از اون محل

‫فرار کردن؟

‫خب ظاهراً

‫یه جوری فرار کردن

‫و دوتاشون آدمای خطرناکی هستن

‫و الآن دارن واسه نجات جون‌شون فرار می‌کنن

‫خب، جوری که اونا رو می‌شناختین

‫اون تو...

‫الآن تو شرایط متفاوت‌تری هستن

‫خب، فکر می‌کنی

‫کجا ممکنه رفته باشن؟

‫منظورم اینه که، اونا نمی‌تونن ‫زیاد دور شده باشن

‫خب، یکی از اونا

‫اهل این منطقه‌اس

‫که این کارشونو واسه فرار سخت می‌کنه

‫چون نمی‌دونن به کجا برن

‫- آره، نمی‌دونن به کجا برن ‫- آره

‫آره

‫آره

‫ام، فکر می‌کنی امکان داشته باشه

‫محل زندگی‌تون رو بدونن؟

‫- امکان نداره ‫- نه

‫- نه؟ نه؟ ‫- نه

‫خیلی‌خب، خب، بگذریم

‫اگه من باشم قطعاً در خونه‌م رو قفل می‌کنم

‫و ممکنه کار خوبی باشه

‫که وقتی بیرون میرم مراقب باشم

‫اوه، پسر

‫خب، قراره اگه چیزی یادمون اومد ‫بهت زنگ بزنیم، درسته؟

‫دقیقاً

‫خیلی‌خب، ممنون

‫ممنون

‫فیل اوزلی، کاراگاه

‫قربان

‫برید عقب، برید عقب، برید عقب

‫بله

‫آره، الآن داریم میایم

‫نمی‌دونم، تا حالا اینجا نبودم

‫باشه

‫واحد ده تحت کنتروله

‫تمام ترافیک رو توی بزرگراه نگه دارین

‫کاترین لی اسکات، ‫بازرس ارشد

‫به گوش باشید

‫صبح بخیر. ‫گروهبان گارنیر هستم

‫- از دیدنتون خوشحالم ‫- اینجا رو امضا کنین

‫تا شما رو پیش فرماندار ببرم

‫- عالیه ‫- اسپنسر فریدمن

‫باید تمام تلفن‌هاتون رو تحویل بدین

‫مال منو لازم نیست

‫چرا، همه لازمه

‫واقعاً؟ ‫همین‌الآن گذاشتین دو نفر

More Farsi Persian subtitles for Escape at Dannemora

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left