Mistari 200 ya kwanza.
هی!
من گیر کردم!
لعنت
لعنت. خیلیخب
یالا. سریع
یالا
یالا! کفش کوفتی رو ول کن!
یالا، یالا. یالا
بیا دیگه!
یالا
اون زنیکه
فرار از زدان دانهمورا
- سلام چاک - سلام فرماندار
شرط میبندم آرزو میکردی که توی نیروی هوایی میموندی
تنها چیزی که باید نگرانش میبودی پرواز در هوای نامساعد بود
- بله قربان - چطور این اتفاق افتاده؟
- حقیقتاً، نمیدونیم - مدیر زندان کجاس؟
- میخواین باهاش حرف بزنین؟ - عالی میشه
کاترین رو واسم خبر کن
فرماندار، استیو رست هستم
- به کلینتون خوش اومدین - آره
روز یکم
- در رو باز میکنم - برو عقب
نیمهی راهرو هست
سلول 23
راستش سلول 22 ـه
این سلول زندانی مت هست، فرماندار
مراقب باشید، فرماندار
وای
بُرش خوبیه
فلز سخت
فکر میکنی چقدر روش بودن؟
هنوز داریم مدارک جمع میکنیم
ولی همهچی واسمون تازگی داره
اون طرف چیه؟
راهرو هست
از اینجا کجا رفتن؟ پایین؟
- بله - و بعدش؟
و بعدش یه لوله بخار رو بُرش دادن
خب، مایلم اونم ببینم
خب، رئیس، فک کنم اون پایین رو دارن میگردن
ما هنوز اون پایین رو کامل تخلیه نکردیم، قربان
پس شاید خطرناک باشه
- مشکلی واسم پیش نمیاد - اوه
از واحد 7 با واحد2
میخوایم از محل شما بازدید کنیم
دریافت شد
تاریکه
- میتونم؟ - بله قربان
آخرین بار اینو کی اینو بررسی کردین؟
باید هر روز اینکارو بکنیم
ولی شخصاً لوله رو بررسی نکردم
آره، بهتره الآن بررسیش کنیم
چشم قربان
- جیم - اینجام
- کریس ملووی رو واسم خبر کن - چشم قربان
- بیاریش این پایین - چشم، همینالآن
واترتاوون، نیویورک
گفت پیش دستگاه پا هستش
باشه
نمیدونم، تمرین «جمع کردن پا» انجام میده
اوه، هی
- خودشه؟ - اوهوم
جورج آرمیستد؟
- خدای من - بله؟
آره، وزن خیلی زیادی
واسه مردی که ادعا کرده "قادر به کار کردن نیست
و به جز استراحت و بهبودی کار دیگهای نمیتونه انجام بده"
لعنت
آره، این کلاهبرداریه
کلاهبرداری؟
3200دلار
این دزدی بالای هزار دلاره
آره، و کلاهبرداری غرامت کارگری
باور کنی یا نه، یه کار غیر قانونیه
آره، شامل تمام افراد نیویورکی هم میشه
آره، میخوای عاقبت کارت رو هم توضیح بدم؟
بله؟
آه ...
خب، میخواین منو دستگیر کنین؟
خب، من پلیس نیستم کاترین لی اسکات هستم
بازرس ارشد ایالت نیویورک
با تو کار دارن. فرمانداره
بله قربان؟
جداً فرماندار بود؟
آره، فرماندار بود
لعنت
کجا؟
صبح بخیر، دوشیزه میچل
خانوم میچل
ببخشید
خب، من ... همچی خوب بنظر میرسه
میخوام یه دارو ...
واسه استرس بهتون بدم. پرستار بیرونه
ولی دلیل نمیبینم که شما رو بیش از این اینجا نگه دارم
واقعاً؟ من ...
حال خوبی ندارم
فکر میکنم بهتره یه روز دیگه هم بمونیم
نه، راستش تمام آزمایشهات معمولی بودن
ولی ...
میخوام ... میشه یه دکتر دیگه منو ببینه؟
ببین، اگه حملهی دیگهای بهت دست داد میتونی برگردی
ولی اگه یکم استراحت کنی حالت خوب میشه
میشه یه لحظه منو ببخشید؟
درها رو قفل کن
تلوزیون رو روشن تا متوجه بشی دارم در مورد چی حرف میزنم
نه، همینالآن در موردش شنیدم
آره، همین الآن پخشش کردن
داری چیکار میکنی؟ داشتم میومدم ببینمت
بهم گفتن باید برم پس منم دارم میرم
صبرکن، با دکتر حرف زدن؟
آره لایل. یالا
کنی جونیوره؟
اوه، وای
دو تا هلیکوپتر
فکر کنم جنگل آتیش گرفته باشه
اوه
بهت گفتم
متأسفم که وسط آهنگ اد شیرن مزاحم شدم
ولی یه خبر بزرگ داریم که به گوشتون برسونیم ...
نمیخوای بدونی این چیزا بخاطر چیه؟
نه راستش
میتونه به هلیکوپترها هم ربط داشته باشه
اینا بخاطر چیه اومدن؟
میدونستم یه خبراییه
چی بهت گفتم؟
میخوای چیزی بخوری؟
نه، نه، نه. سریع تموم میشه
زیاد نمیخوام وقتتون رو بگیرم
همونطور که بیرون داشتم میگفتم
ما بیرون کلی نیرو گذاشتیم
که بفهمیم
اونا کجا ممکنه رفته باشن
میدونستم جنگل آتیش نگرفته
ماشین پلیس زیادی بودن
خب، کیا فرار کردن؟
اسماشون هست ...
ریچارد مت و دیوید سوئیت
لعنت بر شیطون. ما اونا رو میشناسیم
- آره، آره. میشناسیمشون - تل ...
درسته، تو توی خیاطخونه باهاشون کار میکردی، درسته؟
- آره - درسته. باشه
خب، تا حالا ...
حرفی یا کاری انجام دادن
که ممکنه بهشون مشکوک شده باشی ...
امم
- نه - نه؟
اصلاً از اونجا چطور در اومدن؟
دارم به این فکر میکنم
چطور از اون محل
فرار کردن؟
خب ظاهراً
یه جوری فرار کردن
و دوتاشون آدمای خطرناکی هستن
و الآن دارن واسه نجات جونشون فرار میکنن
خب، جوری که اونا رو میشناختین
اون تو...
الآن تو شرایط متفاوتتری هستن
خب، فکر میکنی
کجا ممکنه رفته باشن؟
منظورم اینه که، اونا نمیتونن زیاد دور شده باشن
خب، یکی از اونا
اهل این منطقهاس
که این کارشونو واسه فرار سخت میکنه
چون نمیدونن به کجا برن
- آره، نمیدونن به کجا برن - آره
آره
آره
ام، فکر میکنی امکان داشته باشه
محل زندگیتون رو بدونن؟
- امکان نداره - نه
- نه؟ نه؟ - نه
خیلیخب، خب، بگذریم
اگه من باشم قطعاً در خونهم رو قفل میکنم
و ممکنه کار خوبی باشه
که وقتی بیرون میرم مراقب باشم
اوه، پسر
خب، قراره اگه چیزی یادمون اومد بهت زنگ بزنیم، درسته؟
دقیقاً
خیلیخب، ممنون
ممنون
فیل اوزلی، کاراگاه
قربان
برید عقب، برید عقب، برید عقب
بله
آره، الآن داریم میایم
نمیدونم، تا حالا اینجا نبودم
باشه
واحد ده تحت کنتروله
تمام ترافیک رو توی بزرگراه نگه دارین
کاترین لی اسکات، بازرس ارشد
به گوش باشید
صبح بخیر. گروهبان گارنیر هستم
- از دیدنتون خوشحالم - اینجا رو امضا کنین
تا شما رو پیش فرماندار ببرم
- عالیه - اسپنسر فریدمن
باید تمام تلفنهاتون رو تحویل بدین
مال منو لازم نیست
چرا، همه لازمه
واقعاً؟ همینالآن گذاشتین دو نفر
No comments yet. Be the first to leave one.