Purgatory

Purgatory

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Purgatory S01E05 Black 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Purgatory 2020 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-11
Upakuaji: 18
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

آنچه در «برزخ» گذشت

نه

من الکس رو نکشتم

من نیک رو نکشتم

من هیچ‌کس رو نکشتم

یه نفر اونو کشت

یا شاید اینجا تنها نیستیم

قول می‌دم دوباره رو پاهات بایستی

اونی که این بلا رو سرت آورد می‌کشم

برام مهم نیست

باید جای اون «شامبالا» رو پیدا کنی

خب، بهتره تا وقتی رسیدم اونجا

نتیجه رو برام آماده کرده باشی

منظورت چیه که وجود نداره؟

کریستوفر همین الان اونجاست

ببین، هر چندتا نیرو که لازمه بردار

و برام مهم نیست اگه مجبوری

کل کشور رو زیر و رو کنی

و تمام تفرجگاه‌ها و همه‌جا رو بگردی

اونجا رو پیدا می‌کنی، حالیته؟

نه، پولش مهم نیست

چی؟

از وقتی از «رُم» راه افتادیم همین‌طوری نگام می‌کنی

اگه حرفی داری بزن

می‌دونستم این‌طوری می‌شه

و می‌خوای چی بگم؟

بگم حق با توئه؟

فقط پسرم رو می‌خوام

پسرِ «ما»

دارم پیگیرش می‌شم

ماشین رو روشن نگه دار

چند دقیقه دیگه میام پایین

چشم، قربان

نگرانشم

درست می‌شه

فقط، امم

فقط دیگه گریه نکن

پیداش می‌کنم

اصلاً نمی‌دونن با کی طرفن

ببخشید، باید جواب بدم

الو؟

بله، جناب نخست‌وزیر

ممنون که تماس گرفتید

درباره‌ی پسرمه

واقعاً می‌خوای اونو بخوری؟

حالمو به هم می‌زنه

شاید تو یه شرایط دیگه

با هات موافق بودم

فکر کنم باید چیزی که باقی مونده رو تقسیم کنیم

تا همه‌مون بتونیم یه چیزی بخوریم

آره، فکر خوبیه

خب شاید اگه پدربزرگ مجبورمون نمی‌کرد کل غذاهامون رو

وسط بذاریم، الان هنوز یه چیزی برای خوردن مونده بود

فقط می‌خواست کمک کنه، باشه؟

در ضمن، اون نمی‌دونست که قراره یه نفر

اینجا دعوا راه بندازه

اوه، پس انگار هر اتفاقی که قبل از رسیدنمون افتاده

و هر اتفاقی که از اون موقع تا الان افتاده

همش تقصیر منه

راستش دیگه اصلاً برام مهم نیست

انتظار داری دلم برات بسوزه؟

نه، فکر کنم اون فقط انتظار داره تو

و بقیه، برای یه بار هم که شده دست از سرش بردارین

اینو ببینید

این باید برای چند هفته‌مون بس می‌کرد

حالا فقط یه مشت خرده‌ریزه مونده

می‌تونی بهم کمک کنی

چون یه بخشی از اینا هنوز قابل خوردنه

نه، کاملاً حق با توئه

خوبه، کی این سیب رو می‌خواد؟

راستش، من برمی‌دارمش

تو این وضعیت برای سرگرمی غذا نمی‌خوریم

برای زنده موندن به کالری نیاز داریم

راست می‌گه

خرده‌های کراکر هم به اندازه‌ی خود کراکر قابل خوردن هستن

می‌دونید بچه‌ها؟

واقعاً دلم می‌خواد بهتون کمک کنم

ولی الان اصلاً نمی‌تونم با این وضعیت کنار بیام

خیلی متاسفم

اشکالی نداره

هرچی برامون مونده رو جمع می‌کنیم

بعد ببینیم اوضاعمون چطوره

خب، امم

الان یه نفر کمتر شدیم

پس این باید کمک کنه

خفه شو لوک

انقدر سخت نگیر جس

اصلاً خنده‌دار نیست

هیچ‌وقت نگفتم خنده‌داره، فقط داشتم یه واقعیت رو می‌گفتم

خوبی؟

فقط نمی‌فهمم فایده‌اش چیه

منظورت چیه؟

منظورم همه‌ی ایناست

بحث و جدل‌ها، این رفت و آمدها، غذا

اگه قراره در هر صورت بمیریم، این کارها چه فایده‌ای داره؟

هوی، ما اینجا نمی‌میریم

فهمیدی؟

مگه چیکار کردیم که لایق این وضعیت باشیم؟

راستش فکر نکنم اهمیتی داشته باشه

همش به دیدگاه طرف بستگی داره

اگه اونی که داره این بلا رو سرمون میاره فکر می‌کنه گناهکاریم

پس گناهکاریم

این مسخره‌ست

من هیچ اشتباهی نکردم

وقتی الکس کشته شد من فقط یه بچه بودم

بدترین کاری که می‌تونستم در حق الکس بکنم

این بود که تو فیس‌بوک از لیست دوستام حذفش کنم، باشه؟

اصلاً شنیدی چی گفتم؟

گفتم مهم نیست تو چی فکر می‌کنی

پس چی، فقط باید قبولش کنیم؟

نه، قبول نه، ولی حق با آدامه

باید بفهمیم که در حال حاضر

کنترل هیچ‌کدوم از اینا دست ما نیست

آره ولی فقط «در حال حاضر»

فقط همین الان

ببینید

به نظرم همه‌مون یه چیزی بخوریم

بعد با هم تمرکز کنیم

روی پیدا کردن یه راه دیگه برای بیرون رفتن از اینجا

وای خدای من

تا وقتی جواب‌هام رو نگیرم، هیچ‌کس هیچ غلطی نمی‌کنه

داری چیکار می‌کنی بابی؟

برو عقب

برین چسبیده به دیوار، همه‌تون برین لب دیوار

ببینید، من وقتی داشتم با رفیقم نیک خداحافظی می‌کردم

خوابم برد

وقتی بیدار شدم، این اسلحه درست کنارم بود

یکی یه حرفی بزنه

جنازه‌ی بهترین دوستم هنوز سرد نشده

یه نفر داره برام پاپوش می‌دوزه

و من این‌طوری وا نمی‌دم

نمی‌فهمم

چی رو؟

اگه خواب بودی

چرا فقط نکشتنت؟

چرا همه‌ی این زحمت‌ها رو بکشن

که بخوان برات پاپوش درست کنن؟

اصلاً، اصلاً، اصلاً جور در نمیاد

فکر می‌کنی اگه می‌دونستم

با پرسیدن این سوالا از شما احمق‌ها

وقتم رو تلف می‌کردم؟

هان، نابغه؟

فکر کردی این کار رو می‌کردم؟

فقط لطفاً دست از سرمون بردار

خواهش می‌کنم

شاید کسی حرف نمی‌زنه چون اون یه نفری که

توی لیست مظنون‌های من رتبه‌ی اول رو داره

ولم کن

خیلی زود کریس رو متهم می‌کنی ولی اون بی‌گناهه

اون همین‌جا پیش آدام موند، یادت نیست؟

ماری، برو عقب، شلیک می‌کنم بهت‌ها

بابی، تو نمی‌خواستی اون اونجا باشه

و وقتی برگشتیم اون‌ها اینجا بودن

خب؟

ماری، داری چیکار می‌کنی؟

کریس، خفه شو

بابی، گوش کن

من حرفت رو باور می‌کنم

باور می‌کنم که یه نفر اسلحه رو گذاشته کنارت

پس بیا بفهمیم اون کی بوده

چطوری، چطوری پیشنهاد می‌دی

که اینو بفهمیم، ماری، هان؟

سراپا گوشم

ماری، از سر راه برو کنار

لطفاً، می‌شه انقدر همیشه‌ قهرمان‌بازی درنیاری؟

چون اون تو یه پلک زدن می‌کشتت

بهم گفتی که از اینجا می‌ریم بیرون

و معنیش اینه که با هم می‌ریم

چون من نمی‌خوام این بچه رو تنهایی به دنیا بیارم

صبر کن

صبر کن، تو بارداری؟

آره

گوش کن، تنها چیزی که می‌خوام بدونم

اینه که کی این اسلحه رو گذاشت کنارم؟

کی می‌خواست برام پاپوش بدوزه؟

اون کیه؟

همه‌چی تموم می‌شه

اگه بهم بگی، همه‌چی تموم می‌شه

هوی بابی

شاید کار هیچ‌کدوم از ما نبوده، خب؟

فکر می‌کنی دیوونه‌ام؟

که دارم همه‌ی اینا رو از خودم درمیارم؟

منظورت اینه؟

یه نفر اسلحه رو اینجا جاسازی کرده

همین‌طوری از آسمون نیفتاده که، آدام

نه، فقط به من گوش بده، باشه؟

حرفم رو بشنو

خب، گوش کن

من یه چوب‌کبریت لای چهارچوب در گذاشتم

خب، حالا اگه کسی اون دریچه رو باز کنه

چوب‌کبریت می‌افته روی زمین

تنها کاری که باید بکنی اینه که بذاری برم چکش کنم، باشه؟

نه، برو عقب

برو عقب، برو عقب، برو عقب

برو عقب

باشه، تو

تو برو

من؟ تو برو

آره، تو برو

چرا من؟

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left