Attack on Titan

Attack on Titan (進撃の巨人)

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

Attack on Titan S03 1080p BluRay 30nama 30NAMA
Attack on Titan S03-All 1080p BluRay 30nama 30NAMA
Attack on Titan S03-All-Episodes 1080p BluRay 30nama 30NAMA
Attack on Titan S03-All-Episodes 1080p BluRay
Attack on Titan S03-E01-E22 1080p BluRay
Maoni na feri3at
فقط هماهنگ کردم

Lebo

BluRay
1080
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (22)
Choose the file for your episode
S03E01
Attack_on_Titan_S03E01_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 37 KB
S03E02
Attack_on_Titan_S03E02_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 30 KB
S03E03
Attack_on_Titan_S03E03_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 33 KB
S03E04
Attack_on_Titan_S03E04_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 34 KB
S03E05
Attack_on_Titan_S03E05_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 35 KB
S03E06
Attack_on_Titan_S03E06_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 33 KB
S03E07
Attack_on_Titan_S03E07_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 26 KB
S03E08
Attack_on_Titan_S03E08_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 29 KB
S03E09
Attack_on_Titan_S03E09_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 27 KB
S03E10
Attack_on_Titan_S03E10_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 27 KB
S03E11
Attack_on_Titan_S03E11_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 34 KB
S03E12
Attack_on_Titan_S03E12_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 33 KB
S03E13
Attack_on_Titan_S03E13_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 29 KB
S03E14
Attack_on_Titan_S03E14_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 28 KB
S03E15
Attack_on_Titan_S03E15_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 30 KB
S03E16
Attack_on_Titan_S03E16_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 30 KB
S03E17
Attack_on_Titan_S03E17_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 25 KB
S03E18
Attack_on_Titan_S03E18_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 26 KB
S03E19
Attack_on_Titan_S03E19_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 22 KB
S03E20
Attack_on_Titan_S03E20_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 35 KB
S03E21
Attack_on_Titan_S03E21_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 35 KB
S03E22
Attack_on_Titan_S03E22_1080p_BluRay_30nama_30NAMA (1).srt 25 KB
Pakua Manukuu ya Farsi Persian
Translate with Pro
Show all subtitles
Yamechapishwa tarehe: 2021-06-06
Upakuaji: 227
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 176 ya kwanza.

،آن‌سوی دیوار یه دریایی هست ...یا حداقل آرمین این‌طور می‌گفت

...اما آن‌سوی اون دریا

همیشه به این فکر می‌کنم ...که اون‌طرف چه خبره

« فصل سـوم انیمۀ حـمـلـه بـه تـایـتـان »

« قسمت 38: علامت‌دادن با دود »

.تو فقط می‌خوای غذا بدزدی، ساشا

.می‌گم کاپیتان لوی تیکه‌تیکه‌ات کنه

...نه‌خیرم! شاید

چی؟

هی! قبل این‌که بیاید تو گرد و خاک کفش‌هاتونُ تکون دادید؟

چی؟

نه خیر. مگه نمی‌بینی چقدر بار با خودمون آوردیم؟

،واقعاً فکر کردی کاپیتان لوی راضی به این‌جور اخلاق‌‍ه؟

اگه خودم شخصاً امروز صبح ...نمی‌رفتم ملحفه تختت رو مرتب کنم

!انقدر غُر نزن دیگه! ببینم مگه تو مامانمی؟

.ما برگشتیم

وایسا ببینم، رفته‌بودی چوب خردکنی؟

.باید بدنمُ روی فرم نگه دارم

!ناسلامتی تایتان‌جماعت ربودت‌ها .باید الان استراحت کنی

،سعی کردم جلوشُ بگیرم .ولی اصلاً به خرجش نمیره

!یکم پیش دیدم دراز نشست می‌رفت

!با چه جرئتی "تام" رو دید می‌زنی

هان؟! چطوری این‌کارم "دیدن‌زدن" محسوب می‌شه؟ - میکاسا، می‌دونی که یه حیوون‌وحشی نیستی دیگه، نه؟ -

.انگار دوباره برگشتیم دانشکده افسری

...آره

بنظرت چرا واسۀ جوخه‌ی جدید لوی ما انتخاب شدیم؟

محافظت از اِرن و هیستوریا ...مأموریت بسیار مهمی‌‍ه

.به گمونم، بخاطر استعدادمون‌‍ه

ساشا... چی الان گذاشتی تو اون کیف‌‍ه؟

.نون نبود

!چرا آخه

.پسش بده

هی، تمرکز کنید! باید قبل از رسیدن کاپیتان .تمییزکاری‌ها رو تموم کنیم

.نون‌‍ه رو بذار سر جاش

این سر و صداها واسه چیه؟

این بار چندمه که این‌کارو می‌کنی؟

!ذخیره‌های غذایی‌مون خیلی باارزشن

!خالی نبند، دخترۀ سیب‌زمینی‌باز

.مطمئنم که به‌قدر کافی بهتون وقت دادم

...بگذریم

بعداً دربارۀ تمییزکاری‌های .سهل‌انگارانه‌تون صحبت می‌کنیم

.اِرن

هانجی آروم و قرار نداره .که آزمایش رو شروع کنه

.بله

!اِرن

!چی شده، اِرن؟! پاشو

!آیندۀ بشریت به تو بسته‌ست

!دِ لعنتی، پاشو دیگه

.هی، چهارچشمی

.دیگه مثل سابق نیست

،حتی ده مترم نیست .و بعضی از قسمت‌های بدنش ماهیچه ندارن

.تازه، کونش هم افتاده بیرون

!مشخصه

!اِرن! می‌تونی خودتُ تکون بدی؟

!یه علامتی چیزی بده باو

!اِرن

!میکاسا

هی... اون دخترۀ بیچاره دوباره .شروع کرد به یاغی‌گری

وقتش شده که یه تنبیهی در نظر بگیریم؟

!نه، علامتی در کار نیست... دیگه منتظر نمی‌شینیم

!اِرن

!چه داغ! مادر بگرید، خیلی داغی

!هانجی، صبرکن! اِرن خون‌ریزی داره

!وای! ببین قضیه چیه، موبلیت

!صورت اِرن! یالا طرحشُ بزن

!فرمانده مگه شما روحیۀ همزادپنداری اصلاً ندارید؟

...ببخشید، از خود بی‌خود شدم

...بنظر راه طولانی‌ای در پیش داریم

تا بتونیم از قدرت سخت‌شدن تایتان‌ها... .برای مهر و موم‌کردن دیوار استفاده کنیم

بله... از اولش هم می‌دونستم .که این کارمون بیهوده‌ست

.از نظر استراتژیکی، نقشۀ بدی نیست

،به‌جای خرکش کردن کُلی وسایل .فقط باید اِرن رو برسونیم اونجا

...بیهوده‌بودن یا نبودن این کارمون .همه‌ش بسته به اِرن‌‍ه

!آزمایش تموم شد !همگیِ سربازان سریعاً متفرق شن

!بله، قربان

!مطمئن شید شاهدی در کار نباشه

!بله، قربان

.تو و اِرن با یه واگن می‌رید

من با تیم هانجی میرم .سمت منطقۀ تروست

.باشه

.باید فوراً پیداش کنید

فقط اون... ممکنه حقایقی رو بدونه .که ما حتی توانایی درک‌شونُ هم نداریم

.که اینطور... پس یه شکست دیگه

اگه نقشه‌مون جواب می‌داد، می‌تونستیم چالۀ .توی شیگانشینا رو زیر یه روز پُر کنیم

.بخاطر کمبود اطلاعات‌مون‌‍ه

شاید اگه یه کتاب آموزشی .دربارۀ قدرت سخت‌شدن بود قضیه فرق می‌کرد

.ولی ما کریستا رو داریم ...نه، هیستوریا ریس

شاید بشه از طریق اون درمورد دیوار تحقیق کنیم؟

تمام گزارش مربوط به .طرز بزرگ‌شدن و تربیتش رو خوندم

،اون دختر نامشروع لُرد ریس‌‍ه .و اصلاً داستان خوشی نداره

...اما جای پر رمز و رازش این‌جاست که .چرا یه لرد منطقه‌ای ساده رموز دیوار رو بدونه

!اِرن

!هنوز باید استراحت کنی

.خوبم. کل روز رو خوابیدم دیگه

تازه، تقصیر من‌‍ه که به نقشۀ .بازپس‌گیری "دیوار ماریا" تأخیر خورد

.تقصیر تو نیست

.پس خیالت نباشه

تنها چیزی که برام مهمه... پیدا کردن فرصتی .برای مبارزه‌کردن با اون تایتان هیولاست

هرگز اون میمون لعنتی که .معلوم نیست چی بود رو فراموش نمی‌کنم

.وقتشه که دیدبانی عوض بشه

میکاسا؟

.باشه

.حتماً خیلی خوبه

،تو و بقیه... اهدافی در ذهن دارید .حتی با این‌که رسیدن بهشون سخت‌‍ه

...اما من، حالا که یمیر هم رفته .حتی نمی‌دونم دیگه چی می‌خوام

مگه نمی‌خوای یمیر رو نجات بدی؟

...آره، ولی

...قبلاً، اون کارش اصلاً باورم نمی‌شد .البته، درسته که می‌خواستم نجاتش بدم

.اما الان دیگه نظرم عوض شده

.یمیر مسیر زندگی‌اش رو انتخاب کرد

...من حق ندارم اینُ تغییر بدم .نیازی هم نیست

.بالأخره سر حرف اومدی

هان؟

،وقتی اومدیم اینجا ...کامل از خودت برامون تعریف کردی، ولی

،از اون موقع به بعد .یه‌بارم لبخند به لب نیاوردی، و به‌ندرت حرف زدی

.چون‌که دردناک‌‍ه

.شرمنده

اون کریستای خوب و مهربون که با همه .خوش‌رفتار بود دیگه مُرده

.نه، فکر کنم این‌طوری بهتره

هان؟

.قبلاً، یه‌جوری بود انگار تظاهر می‌کنی

،خیلی زوری و غیرطبیعی بود .حالمُ بهم می‌زد

...که اینطور

.ولی، این شخصیت فعلی‌ات کاملاً نرمال‌‍ه

،به‌طرز مسخره‌ و احمقانه‌ای راستگو .اما نرمال

بگذریم، کُلی وقت داری که .به یمیر فکر کنی

...به طرق زیادی، من

وایسا ببینم... اون...؟

!هانجی و بقیه بچه‌ها رسیدن

!همه جمع شید تو پذیرایی

هان؟ چی گفتی؟

.کشیش نیک... مُرده

.به قتل رسیده بوده

.امروز صبح، تو سربازخونۀ منطقه‌ی تروست

!هی

،صحنۀ جرم رو بهم می‌زنی !گروهان احمق

.نزدیک‌تر نشو

.این شغل و وظیفۀ ماست، نه تو

.یه مورد قتل هنگام سرقت دیگه‌ست .اخیراً این موارد بالا گرفته

چی...؟ !اصلاً تو کتم نمیره

!ناخن‌هاشُ کندن

تو عضو کدوم یگانی؟

.فرماندۀ بخش جوخه چهارم، هانجی زو .و مأمور اجرایی، موبلیت برنر

،وقتی اون اداره‌تون به اون آشغالی‌‍ه .رتبه و مقام‌تون هیچ ارزشی نداره

.گوش بده... هیچ تایتانی این مرد رو نکشته

.یه قتل عادی توسط یه آدم دیگه بوده

.این‌ پرونده از حد و اندازه‌های شما بالاتره

جوخۀ داخلی یکم؟

چرا؟ ارتش پایتخت اینجا توی جنوب و تروست چی‌کار می‌کنه؟

چیش انقدر عجیب‌‍ه؟

،برعکس شما احمق‌های بدردنخور .ما مأمورین ارزشمند مشغول حل‌کردن اوضاعیم

!عه! پس این‌طوریاست

.حق با شماست، من خیلی بدردنخورم

شانس آوردم که با سربازان کار بلدی !مثل شما آشنا شدم

!بذارید باهاتون دست بدم

متوجه‌ام... پس خونۀ نیک بی‌چاره ...رو دزد زده بوده

...حیف باشه

اصلاً مگه چیزی داشته که ارزش دزدیدن داشته باشه؟

.البته

همه می‌دونن جنس جواهرات کلیسا .آهن‌آلات باارزشی‌‍ه

!هان؟

!نیک کشیش مذهب دیوار بوده؟

از چی حرف می‌زنی؟

...اون دوست صمیمی من بود

،اما، تا جایی که می‌شناختمش .صندلی‌سازی بیش نبود

...حتی اینُ روی این فرمش هم نوشتم

...لعنتی، تمومش کن

البته، به گمونم این فقط به این معنی‌‍ه ...که اصلاً نیک رو اون‌طور که فکر می‌کردم نمی‌شناختم

!هی! ول کن

!ببخشید! شرمنده

.خیلی‌خب، برای تحقیقات‌تون آرزوی موفقیت دارم

،وقتی متهم رو دستگیر کردید ...لطفاً این رو هم بهش بگید

،بلاهایی که سرش آوردی .شاید از نظر خودت درست و عادلانه بوده باشه

،ولی من خودم شخصاً .اصلاً این چیزا برام مهم نیست

اینُ بدون که مطمئن می‌شم توی عوضی ،هم مثل دوستم تا سر حد مرگ شکنجه بشی

و رنج و دردی رو متقبل بشی که .در مقابل بلاهایی که سر اون آوردی هیچ‌‍ه

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left