Mistari 200 ya kwanza.
...آنچه در آیزامبی دیدیم
.خواهرشون توی جوخهام بود
.یه تکتیرانداز کُشتش - .بذار پیش من باشن -
اینجا یه جورایی شده .یه یتیمخونهی تصادفی
.میخوان خشونت رو تحریک کنن
.در وارمبلادز تیراندازی شده
به کسی شلیک نکردم .که حقش نبوده باشه
،وقتی سربازهام قانونشکنی میکنن .تاوانی میدن
برای یه کمپین روابط اجتماعی .یکم پول میخوای
همه موافقیم بهبود درک ملی از زامبیها
.برای امنیت سیاتل بحرانیه
...جیمی و گروه کمدیش
.یه مجموعه طراحی انجام میدیم
دربارهی یه زوج انسان که .همسایهی یه زوج زامبی هستن
،و توش خنده هست .احساسات هست
اسمی براش دارین؟
.صبرکن بگیم
.سلام، زامبی
ایدهی بزرگ چیه؟
.نشنیدم بیای داخل
،باید بگم .انتظارم بیشتر بود
چیه؟ .یه دفتر تکنولوژیه
تو کار اون اپلیکیشن رانندگی هستن؟ مسیریاب؟
.و شاپیولنت .ولی بیشتر از اونه
.پیرسی یه نابغه بود
.متفکر بزرگ. آیندهنگر .مرد محشری بود
فقط انتظارم از مقرش .بیشتر بود، راستش رو بگم
.حداقل یه گنبد شکل، یا هولوگرامدار
پس، شما جسد رو پیدا کردین، خانوم شاو؟
امروز صبح، وقتی .پروندهی جلسهاش رو آوردم
و میگید شما کمکیار
اصولی آقای پیرسی بودید؟
...مطمئن نیستم
اینجا مقامهای کاری .سنتی رو رد میکنیم
.یه بحث مربوط به تکنولوژیه
...ولی به گویش سنتیش
.دستیار شخصی
.و لطفاً، نورا صدام کنید
اینجا طبقهی دوم داره؟
.نه
ببینید، موفقیت مالی مسیریاب و شاپیولنت
کورنل رو آزاد کرد تا روی چالشهایی
که حس میکرد برای بشریت .ضروریترن تمرکز کنه
اخیراً، زمان و انرژی ذهنی کورنل
بیشتر توسط .پروژهی زد گرفته میشد
پروژهی زد؟
.یعنی زیوسودرا
سازندهی کشتی نیاکان سامری .برای افسانهی سیل انجیلی
.ولی بیشتر فقط بهش میگیم پناهگاه
کورنل محاسبه کرد یه جور
.اتفاق آخرالزمانی قریبالوقوعه
پس هدف این بود که زیستگاهی ایمن
برای یه گروه توانای زاد و ولد .برای 20 سال فراهم کنه
این بیشتر شبیه انتظارته؟
.آره
و این
.چیزیه که من انتظار داشتم
.این چیزی نیست که انتظار داشتم این چیه؟
این لیستش از افرادی بود .که قصد داشت دعوت کنه داخل
،پیتون چارلز چرا اسمش توش هست؟
نمیدونم. ولی مطمئنم .آقای پیرسی دلایل خودش رو داشته
،فقط محض اطلاعتون .من عذر موجه دارم
شروع
آلودگی
تغییرشکل
نامزد سابق
رفیق صمیمی
دشمنان
متحد
همکار
ولی من یه زامبیام...
illusion ترجمه از امیرعلی
مهم نیست
،عصبانی نیستم. تو آخرالزمان بهم آرامش خیال میده
که بدونم تو در پناهگاه کورنل .جات امنه
در حالی که من .با آدمخوارهای موتوری میجنگم
.تا حالا حتی طرف رو ندیدم
باشه؟
.سلام. ببخشید. خیلی متأسفم دیر اومدم آمادهاید؟
.آره. عذرخواهی پذیرفته شد .مطمئناً آمادهایم
.چندتا صحنه براتون داریم .مشخصه هنوز در حال کار روشون هستیم
.پس لطفاً مهربون باشید ،ولی، در کل موضوع اینه
یه زوج زامبی در کشمکشه تا .با همسایههای انسان جدیدشون کنار بیان
،بدون حرف بیشتری ،مایلیم بهتون معرفی کنیم
.سلام، زامبی
،صبرکنید، صبرکنید، فقط .صحنه رو براتون شرح بدم
.باشه ...خب، اینجا داخل آشپزخونه است
.میتونید فقط شروع کنید
.باشه ...خب
.شروع
.ممنون که دعوتمون کردین
.و سیمچین رو به جف قرض دادین
.خواهش میکنم
از وقتی اسبابکشی کردید .میخواستیم واسه شام دعوتتون کنیم
دیدی، مالی؟ .میخوان بخورنمون
.اد وارد میشود .من اد هستم
سلام، بچهها. سلام، جف، پایان بازی رو دیدی؟
.آره. تو وقت اضافه باختیم
تو وقت اضافه باختین؟
باشه، پس اینجا، چشمهای اد کامل .قرمز میشن و مایکروفر رو خرد میکنه
.مایکروفر. خرد
.باشه، همینجا جلوت رو میگیرم
چرا؟
خب، ما اجرایی میخوایم که نشون بده
چطوری، علیرغم تمام ،سوءتفاهمها
انسانها و زامبیها بیشتر از .چیزی که فکر میکنیم وجه اشتراک دارن
...آره، باشه، پس
پس، کاری که نمیخوایم بکنیم اینه که زامبیها رو به عنوان
هیولاهایی خشن و صدمهزننده .نشون بدیم که آدم میخورن
شاید بیخیال مایکروفر و اون جریانات بشیم؟
آره، در کمدی، باید درک ...خودت و تماشاگران رو به چالش بکشی
خوبه. ولی فقط ببین میتونی .باهاش چیکار کنی
.راستش باید برم
.نه، نه، نه .بذار توضیح بدم
،ببین، در کمدی ...باید
.فکر کنم گرفتم
چطوره من با جیمی صحبت کنم
و تو بری؟
.باشه .تلاش اول خوبی بود
.باید برم
خورهی تکنولوژی
خب، جیمی چطور با انتقادات کنار اومد؟
،یکم کجخلقی کرد ولی ،بعدش باهاش حرف زدم
میدونی... مثل .دو تا کمدیباز
علت مرگ رو فهمیدیم؟
.هضم موسکارین
یه سم طبیعی که در فیبر کشندهی .قارچهای قیفی شکل پیدا میشه
توسط یه جور قرص .که خورده وارد بدنش شده
خب، اون بسته قرصی .که در صحنه پیدا شده رو توضیح میده
با یه تعداد کم چیزهای دیگه
مثل فیبرهای مو و .یه لنز چشم خشک شده
.به رنگ آبی
.این خودش آبیه
.پولدارن دیگه
.زودباش، بیارش .وقتشه مدیرعامل جدید پیرسیکورپ رو ببینیم
.باشه .موقع رفتن میخورم
،میدونی، به عنوان مغز یه نابغه فکر میکردم بیشتر
.زرق و برق داشته باشه
بیخیال! تا حالا دیدی چندتا مغز بخورم؟
.فقط به خاطر اون چیزهای کامبوچاییه
خب، مغز چطوره؟
.تا اینجا چیز خاصی نیست
بهم خبر بده اگه خواستی ...حرفی رو قطع کنی یا نه
.که باعث میشه این سؤال پیش بیاد
مغز واقعاً میتونه خودش رو درک کنه؟
.وای پسر .پس قراره اینطوری باشه
.شرمنده منتظر نگهتون داشتم .ملیسا شولتز. مدیرعامل موقت
،همونطور که میتونید تصور کنید .اوضاع اینجا یکم هرجومرجوار شده
خب، واسه اینکه از وقتمون ،استفاده بهینه ببریم
تمام اطلاعات مربوط به
آقای پیرسی و شرکت رو .اینجا آماده کردم
،و در صورتی که من مظنونم ،جزئیات غیبت هنگام وقوع جرمم هست
شکل اجمالی سابقهی کاریم با کورنل
و جزئیات رابطهی .رمانتیکمون
شما دوتا رابطه داشتید؟
.از وقتی شرکت رو تأسیس کردیم
.پارسال جدا شدیم .اونجا نوشته شده
و کی با کی قطع رابطه کرد؟
.یه تصمیم دوجانبه بود
در جریان آنفلوآنزای .آلوتایی مبتلا شدم
زامبی هستی؟
.بله .ولی دوست نزدیک باقی موندیم
،و همونطور که میبینید
سود کارمون باهمدیگه به طور برابر تقسیم شده
.و شخصاً ازش کینهای به دل ندارم
پس، انگیزهای نمیبینم .که بتونم بکُشمش
سؤال دیگهای دارید؟
...در کل شرکتی در
.ایدهها
لیو، چی؟
آیا ایدههای چیزهایی .ناملموس هستن؟ نه
.در دنیا وجود دارن .ارزش دارن
...لیو، این ربطی به
میشه گفت تو و کورنل امورات مساوی داشتید
ولی کورنل بود
که اعتبار ایدههای .مشترکتون رو تصاحب میکرد
اون انگیزهای مناسب برای قتل نیست؟
.نه
.من از توجه و تبلیغات متنفرم .میخواستم اونطوری باشه
.که اینطور .ادامه بده
ملیسا، در کل شرکتی در پروژهی پناهگاه کورنل داشتی؟
.کار روزانهام بیزنس فعلی بود
،خبر داشتم ولی درگیر نبودم چون .به عنوان زامبی، تو لیستش نبودم
...چیزی که اینجا نمیبینم اینه که
دارو یا ویتامینی مصرف میکرد؟
کورنل رژیم روزانهی مواد نوتروپیک داشت
و یه میکرودوز قارچ توهمزا مصرف میکرد
.برای شفافیت ذهنی
و این رو همه میدونستن؟ - .بله -
،خب
چیز دیگهای هست؟
.نه
،خب ،به عنوان مشاور شیمیاعصاب کورنل
یه رژیم تنظیمشده رو به کمکیارش
.نورا دادم .هر دوشنبه صبح، و همین
و... مطمئنم موافقید
مسموم کردن بهترین مشتریم .مزخرفه
،اگه پروندهات اینقدر کلفت نبود
احتمالش بیشتر بود .که حرفت رو قبول کنم، دالتون
یه سری سوءتفاهمات .در زندگی گذشتمه
No comments yet. Be the first to leave one.