The Death of Robin Hood

The Death of Robin Hood

Pakua Manukuu ya Farsi/persian

Maelezo ya toleo

The Death of Robin Hood 2026 WEB-DL-DCP 1080p-Fa
Maoni na Srt_hub

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-06-27
Upakuaji: 176
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi/persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫ سال ۱۲۴۷ میلادی

‫چیزی داری بخورم؟

‫خیلی گشنمه.

‫کلاهت رو بردار.

‫شبیه پسرا نیستی.

‫کلاهت رو بردار.

‫نمی‌ترسم.

‫مسافرا توی این کوهستان ‫از قهرمانی به اسم «رابین هود» حرف می‌زدن.

‫اون از ضعیف‌ها محافظت می‌کرد.

‫هیچ‌کس از ضعیف‌ها ‫محافظت نمی‌کنه.

‫اون اصلاً قهرمان نبود.

‫روزی سه بار دعا می‌کرد ‫و به فقرا پول می‌داد.

‫و عشق «لیدی ماریون» رو هم داشت.

‫«لیدی ماریون» ‫قهرمان نبود.

‫همه‌ی اینا از یه افسانه‌ی قدیمیِ ‫چوپانی میاد.

‫یه قصه‌گو که از منم مست‌تر بود ‫اینو تعریف کرد.

‫اون طرفدارِ پر و پا قرصِ رابین هود بود.

‫واسه کسی مثل اون، عشقِ بزرگی وجود نداره.

‫آدمایی رو دیدم که می‌شناختنش.

‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟

‫آره.

‫اون حتی یه بار هم تو عمرش دعا نکرد.

‫همه‌ی این داستان‌هایی که تو کشور پخش شده ‫دروغ پشتِ دروغه.

‫اون یه قاتل و راهزن بود.

‫شاید گلوی یه کلانتر رو بریده باشه...

‫...در کنارِ کلی آدمِ دیگه.

‫مردم جایی دنبالِ معنا می‌گشتن که اصلاً وجود نداشت.

‫اون قهرمان نبود. ‫فقط واسه لذتِ محض دزدی می‌کرد و آدم می‌کشت.

‫همین و بس.

‫اونایی که باهاشون ملاقات کردی،

‫گفتن که بابت جنایت‌هاش ‫پشیمون شده

‫فکر کنم ‫فقط خسته شده بود.

‫بهت می‌گم اگه با اون آدم پست،

‫یعنی «رابین هود» روبرو شدی، ‫بهتره همون لحظه بزنی به چاک.

‫و هر چی از جونت باقی مونده رو ‫نجات بدی.

‫فامیلت کیه؟

‫«ویلیام وین‌رایت»، از اهل «پیکرینگ».

‫از «پیکرینگ»؟

‫پدر.

‫پدربزرگ.

‫یا باید یه حمومی می‌رفتی ‫یا صبر می‌کردی جهت باد عوض شه.

‫یا اینکه سنگینی‌ت رو ‫روی اون یکی پات می‌انداختی.

‫این تنها کاری بود ‫که درست انجام دادی.

‫دارن دروغ می‌خونن.

‫این روستایی‌های نادون.

‫دروغ‌هایی درباره‌ی شجاعت ‫و مهربونی‌ش.

‫اما تقاصِ خون رو ‫باید پس داد.

‫و نسل‌های قربانی‌هاش ‫هنوز دارن تعقیبش می‌کنن.

‫چون در حقیقت،

‫هیچ‌کس پست‌تر ‫و وحشی‌تر نبود...

‫...از اون راهزنِ قاتل، ‫رابین هود.

‫و جان کوچولو.

‫با توماس حرف بزن.

‫اون رو کنار چاه جنوبی ‫دار زدن.

‫شکمش رو سفره کردن.

‫کس دیگه‌ای رو ندارم ‫که ازش بپرسم.

‫چی شد؟

‫اسم من ادوارده.

‫این ادوارد کی بود؟

‫تو جاده دیدمش، ‫ده سال پیش بود.

‫برادرش مرده بود و اون ‫می‌خواست چاودار بکاره...

‫...و تو زمین برادرش ‫نخودفرنگی عمل بیاره.

‫هیچ‌کس قیافه‌ی «ادوارد» رو نمی‌شناخت.

‫واسه همین کشتمش.

‫حالا دیگه من «ادوارد» هستم.

‫«مارگارت» هم زنِ خوبیه.

‫مزرعه‌ی خوبیه.

‫چی شد؟

‫یه خونواده‌ی محلی ‫منو شناختن.

‫مزرعه‌مو ازم گرفتن، ‫«مارگارت» رو هم ازم گرفتن.

‫داشتن جونمم ‫می‌گرفتن.

‫تنهایی نمی‌تونم چیزایی که ‫مال منه رو پس بگیرم.

‫اونا مال تو نیستن.

‫اونا خونواده‌ی منن.

‫خسته‌م، جان.

‫ادوارد.

‫خسته‌م، ادوارد.

‫یه نبرد جانانه می‌شه.

‫از اونایی که تبدیل به افسانه می‌شن.

‫تو قوی‌ای.

‫من از یه نسل قدیمی‌ام.

‫می‌گن تو رگ‌هام ‫خونِ وایکینگ‌هاست.

‫می‌گن که...

‫...یه زمانی پدرِ پیرش ‫با یه خرس جنگیده.

‫یه نبرد جانانه می‌شه، ‫رابین.

‫چند نفرن؟

‫چهار... پنج نفر.

‫با هم می‌تونیم ‫شکست‌شون بدیم.

‫احتمالاً می‌میریم.

‫رابین.

‫رابین.

‫فرد.

‫عجب ماجراجویی‌ای بود.

‫ماجراجوییِ باحالی بود.

‫یادته وقتی ‫پاتر رو دیدیم؟

‫لخت ولش کنیم ‫یا بکشیمش؟

‫بکشیمش.

‫بگذریم، وقتی داشتم تعریفش می‌کردم...

‫...یکی گفت ‫که لخت ولش کردیم.

‫...و منم یادم نمی‌اومد.

‫همیشه بلد بودی داستان رو قشنگ تعریف کنی، رابین.

‫آخه چرا باید لخت ولش می‌کردیم؟

‫نمی‌دونم.

‫فقط...

‫ما هیچ‌وقت «پاتر» رو ندیدیم. ‫منظورت چیه که ندیدیمش؟

‫منظورم اینه که همچین اتفاقی هیچ‌وقت نیفتاده.

‫این فقط یه داستانیه ‫که یه جایی شنیدی.

‫اما حتی اگه یه «پاتر» رو ‫می‌دیدیم...

‫...می‌کشتیمش. ‫اگه اتفاق افتاده بود یادم می‌موند.

‫آره.

‫از زنت برام بگو.

‫«مارگارت».

‫زنِ خوبیه.

‫خیلی خوبه. ‫زنِ باخداییه.

‫بهم یاد میده چطوری دعا کنم ‫و نقاشی بکشم.

‫توصیفش کن.

‫توصیفش کنم؟

‫توصیفش کنم؟

‫موهاش قرمزه.

‫قرمز...

‫مثلِ خونِ تازه.

‫نه، نه خون نه.

‫نه.

‫یه چیزِ قرمز، ‫اما قشنگ.

‫قرمز مثلِ...

‫...مثلِ غروبِ آفتاب.

‫مثلِ یه غروبِ تابستونی.

‫«مارگارت» ‫زنِ خوبیه.

‫با موهایی به قرمزیِ ‫خورشیدِ در حالِ غروبِ تابستون.

‫اون هوای منو داره ‫منم هوای اونو دارم.

‫«رابین».

‫دشت‌های پهناورِ ‫اون‌ورِ کوه‌ها...

‫...جاهای زیادی واسه ‫یه شروعِ دوباره دارن.

‫قصد ندارم ‫دوباره از صفر شروع کنم.

‫یه مرگ با عزت رو ترجیح می‌دم.

‫هنری! هنری!

‫بیا، هنری!

‫نه، هنری!

‫فرار کن! نه...

‫هنری، برگرد عقب!

‫هنری، بقیه رو بیار!

‫هنری!

‫ادوارد، عشقم...

‫مواظب ‫مارگارتِ کوچولو باش.

‫اون دیگه کوچیک نیست.

‫جات امنه.

‫دخترت جاش امنه.

‫بیا دعا کنیم.

‫ خداوندا،

‫ خدایا،

‫ به ما این توفیق رو عطا کن ‫که با تمام قلبمون مشتاق تو باشیم.

‫بیا، دعا کن.

‫ تا وقتی که پیدات کردیم، ‫عاشقت باشیم.

‫ و با عشق ورزیدن به تو،

‫ از گناهانی که ما رو ازشون رها کردی ‫بیزار باشیم.

‫ به خاطر عشقِ ‫عیسی مسیح. آمین.

‫ آمین.

‫بسیار خب.

‫متاسفم.

‫درست همون موقع بیدار شدم.

‫درست همون موقع بیدار شدم.

‫دخترعمو.

‫درست همون موقع بیدار شدم.

‫ببخشید!

‫ بادی که از شمال و شرق می‌وزید

‫ تمومِ خنکا و سرما رو با خودش می‌آورد.

‫ فقط به من می‌وزید، نه به بقیه،

‫ لباس‌های نازک و کهنه‌م ‫بی‌تقصیر بودن.

‫ چمن‌ها از شبنم خیس شده بودن،

‫ جوانه‌های کوچیکشون رو خم کرده بودن

‫ و گلِ مرواریدِ متواضع ‫سرش رو خم نکرد،

‫ وقتی گونه‌های پر از اشکم رو دید.

‫ ای جوونِ تیره‌بخت، ‫که برای رنج کشیدن به دنیا اومدی،

‫ ای پسرِ بیچاره و درمونده،

‫ دنیایی که با شجاعت توش قدم گذاشتی، ‫با شور و حالِ جوونی و بی‌خیالی،

‫ انگار داره بهم لبخندِ عریضی می‌زنه.

‫ با اینکه دردم به نظر ‫تحمل‌ناپذیر میاد،

‫ ولی واقعاً بزرگه.

‫ اینم از دردِ من، ‫مثل یه جویبارِ روون،

‫ انگار داره باهاشون یکی می‌شه.

‫ زمین و ادینبرو ‫دیگه وجود ندارن،

‫ و چراگاه‌ها از بین رفتن.

‫ دشت‌های سبز، چراگاه‌ها ‫و مرداب‌هایی که یه زمانی اونجا بودن

‫ دیگه غیب و نابود شدن.

‫ به درگاه خداوند فریاد می‌زنیم.

‫ به ما رحم کن ‫و ما رو ببخش.

‫ ای پادشاه آسمان‌ها ‫و ای پروردگار ابدی،

‫ دعاهایی رو که بهت تقدیم می‌کنیم ‫بپذیر.

‫ بیماران رو عیادت کن ‫و اون‌ها رو ببخش.

‫ اسیران رو آزاد کن.

‫ به بیوه‌ها و یتیم‌ها کمک کن ‫و اون‌ها رو ببخش.

‫ ما گناه کردیم ‫و از تو رو برگردوندیم.

‫ تو، ای منجیِ همگان، ما رو نجات خواهی داد

‫ ای منجیِ همگان،

‫ ما رو نجات بده ‫و گناهانمون رو ببخش.

‫ به توبه‌کنندگان رحم کن.

‫ و آلودگی‌های ‫گناه رو پاک کن.

‫ و ما رو مورد بخشش قرار بده.

‫ آمین.

More Farsi/persian subtitles for The Death of Robin Hood

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left