Mistari 200 ya kwanza.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
هی
میدونی امروز چندشنبهست؟
عه... چهارشنبهست
ولی قشنگ فکر کردم تا یادم بیاد
من اصلا نمیدونستم
برای تو هم پیش میاد؟
همیشه
منم
بچه که بودم چهارشنبهها رو خیلی دوست داشتم
چون نصف هفته رو گذرونده بودی؟
اوهوم
میخوام یه چیزی بهت بگم
خب؟
باید راستش رو بگم. من دوشنبهها رو دوست دارم (شروع هفته)
- دوشنبهها؟ - اوهوم
هر چیزی ممکنه
دقیقا
خیلیخب
روز موردعلاقهت؟
عه...
یکشنبه که نیست
استرس هفتهی پیش رو رو داری؟
وقتیه که رستوران تعطیله
توضیح بده
خب، فکر کنم استرس اینه که هیچ کاری ندارم بکنم
اوهوم
میدونی، شبها خاموشش کردنش سخته
مثل صدای وز وزه بعضی وقتا
هیچجوره نمیشه خاموشش کرد
- غیرممکنه - آره
آره
چیز...
قلبت داره تند میزنه. حالت خوبه؟
آره، عالیام
مطمئنی؟
مطمئنم
- تو خوبی؟ - آره، من خوبم
نظرته پنج بار دیگه هم اینو بپرسیم؟
- باشه - باشه
میشه یه سوال بپرسم؟
آره
این چه کوفتیه؟
- هوم - چی شده؟
یه قابلمه خیلی داغ رو برداشتم
حتما واقعا محکم گرفتیش، چون خیلی عمیقه
آره، حواسم نبود
انقدر...
انقدر درد گرفت که اصلا حسش نکردی؟
آره
یه بار یه دختره اومد بیمارستان، کل تنش زخمی بود
روز چهار جولای هم بود (روز استقلال آمریکا)
اوهوم
همیشه بدترین روزه
هم اون هم روز سنت پاتریک
واقعا؟
آره
بدترین زمان تو رستوران کِیه؟
شنبه ساعت هشت و ربع
خب، همون رو ضرب در کیر خر کن
- خب - عه...
ولی یه دختره اومد و...
خیلی خوشگل بود
هیفده سالش اینا بود، و تو یه پارتی بوده
و داشته میرقصیده و...
واقعا... خیلی ناجور بود
خب چی شده بود؟
پاش...
پاش گیر کرده به جایی و افتاده بود روی یه میز شیشهای
شیشه رفته بود تو تنش
همهجای دستاش زخم شده بود
همینطور پشتش و شکمش، همهجا زخم بود
خونریزی داشت و نمیتونستیم بفهمیم
که منبعش کجاست، و خودشم نمیدونست...
نمیدونست چه اتفاقی افتاده. نمیدونست کجاست
و...
سرمون خیلی شلوغ بود، برای همین چارتش رو اشتباه خوندم
- واقعا؟ - و به پنیسیلین آلرژی داشت
و رفت تو حالت شوک و...
- خیلی وحشتناک بود - پشمام
- آره - آره
خلاصه یه اپینفرین بهش تزریق کردیم و...
حسِ...
عذاب وجدان داشتم و...
جراحیش خیلی طول کشید و...
وقتی اومد بیرون
پر از بخیه و چسب پوست بود و...
معلوم بود جای زخمها تو کل تنش میمونن
ولی وقتی... وقتی بالاخره به هوش اومد
اصلا نمیتونست جلوی خندهش رو بگیره
چرا؟
فکر کنم هنوز دردش شروع نشده بود
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
خیلیخب. بگو حرفت رو
نظرت چیه؟
چیزه...
عالیه
بابا؟
عزیزم؟
نمیخوای نظر واقعیت رو بگی؟
بنظرم کوچیکه
گرونه و فاصلهش تا محل کارت بیشتره
خیلیخب...
الان... الان خیلی داری منفیبافی میکنی
منفیبافی نمیکنم
بنظرم میتونی پیش من بمونی و پولت رو پسانداز کنی
خب، گفتم که دارم افزایش حقوق میگیرم، پس...
ولی هنوز بهم نگفتی قرارداد شراکتت شامل چی میشه
ای خدا
نمیتونم. چون...
هنوز دارن تنظیمش میکنن. برای همین نمیتونم بگم
- نات هنوز نفرستاده. چهمیدونم - به این دیوارها دست زدی؟
- خیلی نازکن - به دیوار دست نزدم
- نازکن - مشکلی ندارن
نه. نمیدونم چی زپرتیتره
این دیوارها یا اون وعدههای شراکتت
دلت میخواد بکشمت؟ میتونم بکشمت
باریکه
- خوبه. من با باریک مشکلی نداره - سیدنی، دیوارش نازکه
بسه. الکی داری غر میزنی
نه
نه؟
فقط فکر میکنم داری زیادی سریع پیش میری
خب، دوست نداری از خونهت بیام بیرون
موضوع اون نیست
فقط میخوام عجله نکنی
خب، نمیتونم چون اجارهنامه رو امضا کردم رفته
سیدنی
بهتره بریم یه کاناپه برات پیدا کنیم
- از اون کاناپههای اِلشکل میخوام - نه. دستدوم میخریم
- دستدوم میخریم - باشه. حله
صبح بخیر قورباغه کوچولو
بیداری؟
آره
آره؟
آره
میدونی شبیه کی حرف میزنی؟ پسرخاله نیل
آره
امروز بهت خوش میگذره
فرانک میخواد ببردت موزهی علم و صنعت
فرانک چیه؟
فرانک چیه؟
آره. فرانک کیه؟
فرانک نامزد مامانه عزیزم
چی صداش بزنم؟
نمیدونم
هر چی دلت میخواد صداش کن
ولی مثل کارمی عموم نیست
نه عزیزم. هیچکس مثل کارمی نیست
ولی از فرانک خوشت میاد، مگه نه؟
خوبه
ولی همهچی یکم فرق کرده، ها؟
و تو تنهایی
تنها نیستم. پیش توام
وقتی پیشم نیستی
بنظرت من تنهام؟
مامان که نظرش اینه
میگه...
میگه «تنها» یا «بیکس»؟
نمیدونم
عزیزم، من خوبم
میشه صدتا شمع برام بگیری؟
الان؟
- نه، برای تولدم. روی کیک - بله
دو ماه دیگه صدتا شمع بهت میدم
فقط به تو و خاله دیدی گفتم
خاله دیدی رو کجا دیدی؟
تو فروشگاه با مامان
عجب. خیلیخب
قراره بیاد عروسی
خاله دیدی قراره بیاد عروسی؟
عالیه
خیلی خوبه
آره
آره
آره
آره
- دوستت دارم - من دوستت دارم
سلام
به چی فکر میکنی؟
قول دادم اون رو ببینم قبل از...
اوه
ضربالمثله چی بود؟ «دیدی رو پیدا کن قبل از اینکه دیدی پیدات کنه»؟
- جدی؟ - فکر کنم
باشه
- مطمئنی اشکالی نداره که برم؟ - اوهوم
- میخوام بری - جدی؟
- آره - باشه
یه هفته بعد از فردا برمیگردم
- میتونیم ویدیوکال کنیم - میدونم
دو هفته دیگه
- دو هفته؟ - آره
سلام
- سلام جری - سلام. صبح بخیر تینا
خوشحالم میبینمت
- همین؟ - همین
- بازار خرابه که - آره
زمان کشت سبزیجات هی داره کمتر و کمتر میشه
بخاطر همین هم مزرعهها دارن کمتر میشن
قبلا میشد بیای اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.