Mistari 200 ya kwanza.
آنچه گذشت...
وقتی فکر میکردم نمیای
یه پیغام صوتی برات گذاشتم
منظورت همونیه که توش تحقیرم کردی
و بهم گفتی بزرگ شو؟
میدونی چیه رندال؟ هنوز اون
رختخواب رو تو دفترت داری؟
امشب باید رو اون بخوابی
من نمیرم تو فیلادلفیا بخوابم بث
نمیتونیم همیشه به این خودخوری ادامه بدیم
باشه. میخوای الان بحث کنیم؟
بیا شروع کنیم. در رو ببند
- بث، اگه فکر میکنی... - نه. اول من
الان دارم نگات میکنم
ولی اصلاً نمیشناسمت
چون شوهرم، مردی که باهاش ازدواج کردم
عمراً با لحنی که تو اون پیغام صوتی
حرف زدی حرف نمیزد، هیچوقت
میدونم
و عذر میخوام
اون پیغام یه اشتباه حال بهمزن بود
اشتباه؟ رندال، اشتباه اون فاز پلیور رنگارنگ پوشیدنت بود
تو کالج، اشتباه اونه
خب؟ حرفی که زدی...
دقیقاً چی گفتی؟
گفتی به زنهای خونهداری که حوصلشون سر رفته قر دادن یاد میدم؟
منظوری نداشتم
فقط میخواستم...
میخواستم ناراحتت کنم
فکر میکردم منو پیچوندی و...
چرا باید بپیچونمت؟
کِی شده تا حالا که هواتو نداشته باشم؟
هیچوقت
ولی اگه راستش رو بخوای بث
ریتم زندگیمون درست نبوده
خب؟ چند ماهه که درست نیست
نه، نه. ریتم من مشکل نداره. ریتم زندگی توئه که مشکل داره
مشکل داره چون به خواستهات نرسیدی
- به خواستهام نرسیدم؟ - نه. چون قبول نمیکنم
زندگی خودم رو ول کنم که با زندگی تو سازگار بشم
من هیچوقت نخواستم... وای خدا...
دارم خودمو میکشم
هر روز میرم فیلادلفیا و برمیگردم
اگه شانس بیارم میتونم
بچهها رو قبل از اینکه بخوابن ببینم
اگرم شانس نیارم باید تو دفترم رو مبل بکپم
تازه هنوز سوگند نخوردم بث، ولی از الان تو کار غرق شدم
ولی بازم میرسم بیام مراسم رقصت
و بازم هر بار که کلاس شبونه داری
میرسم بیام خونه مراقب بچهها باشم
چون میخوام تو زندگی خودتو داشته باشی
نه، نمیخوای
فقط متوجه شدی که نمیخوام دست از تعلیم بردارم
ولی شک ندارم که موافقش نیستی
نه نه. تو این بیست سال گذشته کنارت وایسادم
تو همه خواب و خیالات
تو همه فانتزیهایی که فکرت میرسه
و برای اولین بار، اولین باری
که خودم یه فانتزی دارم
چیزی که خودم میخوام
ولی بازم تو میای وسط
رندال، ما از وقتی با هم آشنا شدیم همین دعوا رو با هم داریم
عه... خیلی عذر میخوام
اشکال نداره
کوین، اون هر دختری نیست
بله که هست
دقیقاً همینه رفیق. بهش پیشنهاد بده
نمیتونم یهو برم سراغ بث کلارک و بگم
«هی بث، من رندال ـم، همونی که
تو کلاس اقتصاد در رو برای همه نگه میداره
که بتونه برای تو هم باز نگهش داره
بدون اینکه عجیب غریب باشه. آره همونم»
«میخوای بریم پیتزایی چیزی بزنیم؟»
صد درصد دخترندیده از دنیا میری
- نخیر، من دخترندیده نمیمونم - امکانش هست
ببند نیتن، انقدرم حرفای تلفنی منو گوش نکن
- ولش کن - نه حاجی
ببخشید. قطع نکن
سوفی تا شب کلاس داره. منم کارت متروم رو گم کردم
نیویورک ریده
میخوام کمکت کنم
به خوابگاه بث زنگ بزن
با یه تلفن دیگه زنگ بزن که بتونم گوش بدم
منم بهت میگم چی بگی
- جدی میگی؟ - آره
باور کن. استیو مارتین این کارو کرد
تو اون فیلمه که دماغش بزرگه، تازه من...
خیلی کارم از اون درستتره
الو
کوین، برداشت، گوشی رو برداشت کوین
ایول، بهش بگو
«منو نمیشناسی، ولی قراره بشناسی»
- من اینو نمیگم بابا - کمک منو میخوای یا نه؟
الو؟
سلام. شاید منو نشناسی، ولی قراره بشناسی
شما؟
رند... رندال پیرسون
عه... رندال
چی شده؟
پرسید چی شده؟
بهش بگو فردا شب میبریش شام
و میخوای بدونی کِی بری دنبالش
هی، خلاصه...
فردا شب شام میبرمت بیرون
ساعت چند بیام دنبالت؟
عه، رندال، الان داری بهم پیشنهاد دوستی میدی؟
آره
گمونم آره
باشه
ساعت 7 خوبه؟
جدی؟
آره، باهات بیرون میام
یه بار
باشه فردا میبینمت پس
- پشمام! - پشمام
تعجب کردم جواب مثبت دادی
احتمالاً همه بهت پیشنهاد میدن باهاشون بری سر قرار
نه به اون صورت
رشتهات معماریه
گفتم شاید بخوای رقص بخونی
نه. چرا همچین فکری کردی؟
آمارت رو گرفتم
خب، اطلاعات غلط دادن بهت
قبلاً رقص کار میکردم، ولی دیگه نه
هیچوقت؟
مثلاً اگه یکی همین الان آهنگ Miseducation of Lauryn Hill رو بذاره
تکون نمیدی؟
خیلیخب، اولاً
با آهنگ لارین هیل نمیرقصن، میشینی ازش لذت میبری
و ثانیاً کی از اصطلاح «تکون دادن» استفاده میکنه؟
خیلیها «تکون دادن» رو استفاده میکنن
سفیدپوستها
خب منم سفیدپوستا بزرگ کردن
من به سرپرستی گرفته شدم
تعجب میکنی اگه بگم چقدر سخته
که چقدر جا دادنش تو بحث سخته
آره نمیدونستم
خب شاید تو هم باید آمارم رو میگرفتی
روزی که به دنیا اومدم منو گذاشتن دم یه ایستگاه آتشنشانی
و یه آتشنشان منو برده بیمارستان
و بابام مامانم رو راضی کرده که منو به سرپرستی بگیرن
همین امسال فوت شد
بابام
سکته قلبی بود و...
متأسفم بث
هنوز عادت نکردم
بلند بگمش. ببخشید
بابای منم پارسال فوت شد
یه مدت مریض بود
ولی بازم آدم حس میکرد خیلی ناگهانیه
آره
فکر کنم برای سفارش دادن حاضریم
شرمنده ولی مدیرم خواست
اول پول غذاتون رو بدین
خب چیزی شده؟
نه، قانون رستورانه
خب، همه این آدما پیش پیش پول غذاشون رو دادن؟
یا این قانون فقط برای ماست؟
بث، اشکال نداره
میدونی، احتمالاً واسه اینجا بودن
یکم بچهسال بنظر میایم
پس پولش رو میدم. پول همینجاست
نمیدونم مبلغ چک
- چقدر میشه ولی... - خیلیخب. نه، رندال...
دفتر چکت رو بذار کنار
اینجا غذا نمیخوریم
ببخشید. ببخشید
هی بث. بث وایسا
بث
بث. بث وایسا
وایسا بیام بث
میخواستی جدی جدی چک بکشی
- انگار که مشکلی نداره؟ - البته که مشکل داره
ولی نمیخواستم قرارمون خراب بشه
خیلیخب، ببین رندال، تو پسر خیلی خوبی هستی
و همه تو دانشگاه میخوان منو با تو جور کنن
چون ما تقریباً تنها سیاهپوستای اون دانشگاه هستیم
ولی خیلی...
خیلی زیادی هستی
و این قرار هم زیادی بود
منظورت چیه؟
میخوای بدونی تصور من از بهترین قرار ممکن چیه؟
ناچو
آبجو زنجبیلی و ناچو
اینجا، این دک و پزها
این رستوران و گل
و... لامصب کت شلوار و کراوات تنته
دما 78 درجهست بابا. نمیپزی؟
خب یکم گرمه، آره ولی...
کت مسخرهات رو دربیار
کتم مسخره نیست
میخوای باهام دعوا راه بندازی
ولی من نمیخوام باهات دعوا کنم
من با پدر و مادری بزرگ شدم که با هم دعوا نمیکردن
یعنی...
یه بار دعوا کردن
اتفاقاً خیلی هم شدید بود
زود اومدم خونه و کل قضیه رو دیدم...
No comments yet. Be the first to leave one.