This Is Us

This Is Us

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

This Is Us S03E17 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
This Is Us S03E17 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
This Is Us S03E17 WEBRip x264-ION10
This Is Us S03E17 iNTERNAL 720p WEB H264-AMRAP
This Is Us S03E17 iNTERNAL 1080p WEB H264-AMRAP
This Is Us S03E17 HDTV x264-LucidTV
This Is Us S03E17 720p HDTV x264-LucidTV
This Is Us S03E17 1080p HDTV x264-LucidTV
This Is Us S03E17 480p x264-mSD
Maoni na HosseinTL
► HosseinTL | NightMovie.Co ◄

Lebo

x264
480p
480
Yamechapishwa tarehe: 2019-03-28
Upakuaji: 23
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫آنچه گذشت...

‫وقتی فکر میکردم نمیای

‫یه پیغام صوتی برات گذاشتم

‫منظورت همونیه که توش تحقیرم کردی

‫و بهم گفتی بزرگ شو؟

‫میدونی چیه رندال؟ هنوز اون

‫رختخواب رو تو دفترت داری؟

‫امشب باید رو اون بخوابی

‫من نمیرم تو فیلادلفیا بخوابم بث

‫نمیتونیم همیشه به این ‫خودخوری ادامه بدیم

‫باشه. میخوای الان بحث کنیم؟

‫بیا شروع کنیم. در رو ببند

‫- بث، اگه فکر میکنی... ‫- نه. اول من

‫الان دارم نگات میکنم

‫ولی اصلاً نمی‌شناسمت

‫چون شوهرم، مردی که ‫باهاش ازدواج کردم

‫عمراً با لحنی که تو اون پیغام صوتی

‫حرف زدی حرف نمیزد، هیچوقت

‫میدونم

‫و عذر میخوام

‫اون پیغام یه اشتباه حال بهم‌زن بود

‫اشتباه؟ رندال، اشتباه اون فاز ‫پلیور رنگارنگ پوشیدنت بود

‫تو کالج، اشتباه اونه

‫خب؟ حرفی که زدی...

‫دقیقاً چی گفتی؟

‫گفتی به زن‌های خونه‌داری که حوصلشون ‫سر رفته قر دادن یاد میدم؟

‫منظوری نداشتم

‫فقط میخواستم...

‫میخواستم ناراحتت کنم

‫فکر میکردم منو پیچوندی و...

‫چرا باید بپیچونمت؟

‫کِی شده تا حالا که هواتو نداشته باشم؟

‫هیچوقت

‫ولی اگه راستش رو بخوای بث

‫ریتم زندگیمون درست نبوده

‫خب؟ چند ماهه که درست نیست

‫نه، نه. ریتم من مشکل نداره. ‫ریتم زندگی توئه که مشکل داره

‫مشکل داره چون به خواسته‌ات نرسیدی

‫- به خواسته‌ام نرسیدم؟ ‫- نه. چون قبول نمیکنم

‫زندگی خودم رو ول کنم ‫که با زندگی تو سازگار بشم

‫من هیچوقت نخواستم... وای خدا...

‫دارم خودمو میکشم

‫هر روز میرم فیلادلفیا و برمیگردم

‫اگه شانس بیارم میتونم

‫بچه‌ها رو قبل از اینکه بخوابن ببینم

‫اگرم شانس نیارم باید ‫تو دفترم رو مبل بکپم

‫تازه هنوز سوگند نخوردم بث، ‫ولی از الان تو کار غرق شدم

‫ولی بازم میرسم بیام ‫مراسم رقصت

‫و بازم هر بار که کلاس شبونه داری

‫میرسم بیام خونه ‫مراقب بچه‌ها باشم

‫چون میخوام تو زندگی خودتو داشته باشی

‫نه، نمیخوای

‫فقط متوجه شدی که نمیخوام ‫دست از تعلیم بردارم

‫ولی شک ندارم که موافقش نیستی

‫نه نه. تو این بیست سال گذشته ‫کنارت وایسادم

‫تو همه خواب و خیالات

‫تو همه فانتزی‌هایی که فکرت میرسه

‫و برای اولین بار، اولین باری

‫که خودم یه فانتزی دارم

‫چیزی که خودم میخوام

‫ولی بازم تو میای وسط

‫رندال، ما از وقتی با هم آشنا شدیم ‫همین دعوا رو با هم داریم

‫عه... خیلی عذر میخوام

‫اشکال نداره

‫کوین، اون هر دختری نیست

‫بله که هست

‫دقیقاً همینه رفیق. ‫بهش پیشنهاد بده

‫نمیتونم یهو برم سراغ ‫بث کلارک و بگم

‫«هی بث، من رندال ـم، ‫همونی که

‫تو کلاس اقتصاد در رو برای همه نگه میداره

‫که بتونه برای تو هم باز نگهش داره

‫بدون اینکه عجیب غریب باشه. آره همونم»

‫«میخوای بریم پیتزایی چیزی بزنیم؟»

‫صد درصد دخترندیده از دنیا میری

‫- نخیر، من دخترندیده نمیمونم ‫- امکانش هست

‫ببند نیتن، انقدرم حرفای تلفنی ‫منو گوش نکن

‫- ولش کن ‫- نه حاجی

‫ببخشید. قطع نکن

‫سوفی تا شب کلاس داره. ‫منم کارت متروم رو گم کردم

‫نیویورک ریده

‫میخوام کمکت کنم

‫به خوابگاه بث زنگ بزن

‫با یه تلفن دیگه زنگ بزن ‫که بتونم گوش بدم

‫منم بهت میگم چی بگی

‫- جدی میگی؟ ‫- آره

‫باور کن. استیو مارتین این کارو کرد

‫تو اون فیلمه که دماغش بزرگه، ‫تازه من...

‫خیلی کارم از اون درست‌تره

‫الو

‫کوین، برداشت، گوشی رو برداشت کوین

‫ایول، بهش بگو

‫«منو نمی‌شناسی، ‫ولی قراره بشناسی»

‫- من اینو نمیگم بابا ‫- کمک منو میخوای یا نه؟

‫الو؟

‫سلام. شاید منو نشناسی، ‫ولی قراره بشناسی

‫شما؟

‫رند... رندال پیرسون

‫عه... رندال

‫چی شده؟

‫پرسید چی شده؟

‫بهش بگو فردا شب میبریش شام

‫و میخوای بدونی کِی بری دنبالش

‫هی، خلاصه...

‫فردا شب شام میبرمت بیرون

‫ساعت چند بیام دنبالت؟

‫عه، رندال، الان داری ‫بهم پیشنهاد دوستی میدی؟

‫آره

‫گمونم آره

‫باشه

‫ساعت 7 خوبه؟

‫جدی؟

‫آره، باهات بیرون میام

‫یه بار

‫باشه فردا می‌بینمت پس

‫- پشمام! ‫- پشمام

‫تعجب کردم جواب مثبت دادی

‫احتمالاً همه بهت پیشنهاد میدن ‫باهاشون بری سر قرار

‫نه به اون صورت

‫رشته‌ات معماریه

‫گفتم شاید بخوای رقص بخونی

‫نه. چرا همچین فکری کردی؟

‫آمارت رو گرفتم

‫خب، اطلاعات غلط دادن بهت

‫قبلاً رقص کار میکردم، ‫ولی دیگه نه

‫هیچوقت؟

‫مثلاً اگه یکی همین الان آهنگ ‫Miseducation of Lauryn Hill رو بذاره

‫تکون نمیدی؟

‫خیلی‌خب، اولاً

‫با آهنگ لارین هیل نمیرقصن، ‫می‌شینی ازش لذت میبری

‫و ثانیاً کی از اصطلاح «تکون دادن» استفاده میکنه؟

‫خیلی‌ها «تکون دادن» رو استفاده میکنن

‫سفیدپوست‌ها

‫خب منم سفیدپوستا بزرگ کردن

‫من به سرپرستی گرفته شدم

‫تعجب میکنی اگه بگم چقدر سخته

‫که چقدر جا دادنش تو بحث سخته

‫آره نمیدونستم

‫خب شاید تو هم باید آمارم رو میگرفتی

‫روزی که به دنیا اومدم ‫منو گذاشتن دم یه ایستگاه آتش‌نشانی

‫و یه آتش‌نشان منو برده بیمارستان

‫و بابام مامانم رو راضی کرده ‫که منو به سرپرستی بگیرن

‫همین امسال فوت شد

‫بابام

‫سکته قلبی بود و...

‫متأسفم بث

‫هنوز عادت نکردم

‫بلند بگمش. ببخشید

‫بابای منم پارسال فوت شد

‫یه مدت مریض بود

‫ولی بازم آدم حس میکرد ‫خیلی ناگهانیه

‫آره

‫فکر کنم برای سفارش دادن حاضریم

‫شرمنده ولی مدیرم خواست

‫اول پول غذاتون رو بدین

‫خب چیزی شده؟

‫نه، قانون رستورانه

‫خب، همه این آدما پیش پیش ‫پول غذاشون رو دادن؟

‫یا این قانون فقط برای ماست؟

‫بث، اشکال نداره

‫میدونی، احتمالاً واسه اینجا بودن

‫یکم بچه‌سال بنظر میایم

‫پس پولش رو میدم. ‫پول همینجاست

‫نمیدونم مبلغ چک

‫- چقدر میشه ولی... ‫- خیلی‌خب. نه، رندال...

‫دفتر چکت رو بذار کنار

‫اینجا غذا نمیخوریم

‫ببخشید. ببخشید

‫هی بث. بث وایسا

‫بث

‫بث. بث وایسا

‫وایسا بیام بث

‫میخواستی جدی جدی چک بکشی

‫- انگار که مشکلی نداره؟ ‫- البته که مشکل داره

‫ولی نمیخواستم قرارمون خراب بشه

‫خیلی‌خب، ببین رندال، ‫تو پسر خیلی خوبی هستی

‫و همه تو دانشگاه میخوان ‫منو با تو جور کنن

‫چون ما تقریباً تنها سیاهپوستای ‫اون دانشگاه هستیم

‫ولی خیلی...

‫خیلی زیادی هستی

‫و این قرار هم زیادی بود

‫منظورت چیه؟

‫میخوای بدونی تصور من از ‫بهترین قرار ممکن چیه؟

‫ناچو

‫آبجو زنجبیلی و ناچو

‫اینجا، این دک و پزها

‫این رستوران و گل

‫و... لامصب کت شلوار و کراوات تنته

‫دما 78 درجه‌ست بابا. ‫نمی‌پزی؟

‫خب یکم گرمه، آره ولی...

‫کت مسخره‌ات رو دربیار

‫کتم مسخره نیست

‫میخوای باهام دعوا راه بندازی

‫ولی من نمیخوام باهات دعوا کنم

‫من با پدر و مادری بزرگ شدم ‫که با هم دعوا نمیکردن

‫یعنی...

‫یه بار دعوا کردن

‫اتفاقاً خیلی هم شدید بود

‫زود اومدم خونه و کل قضیه رو دیدم...

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left