Christmas On My Mind

Christmas On My Mind

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

christmas on my mind 2019 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian Christmas on My Mind 2019 زیرنویس فارسی فیلم

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-16
Upakuaji: 25
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

هو، هو، هو

کریسمس مبارک

بهترین موقع ساله

اوه، ببخشید. معذرت می‌خوام

ببخشید

شرمنده. شرمنده

ببخشید

هو، هو، هو

ببخشید. ببخشید

هو، هو، هو! کریسمس مبارک

مراقب باشین خانم. بیرون خیلی لیزه

حالتون خوبه خانم؟

خانم، حالتون خوبه؟

طوری‌تون شده خانم؟

من کجام؟

قطب شمال

ببخشید. نتونستم جلوی شوخی کردنم رو بگیرم

پورتلند

اورگن؟

مِین

توی بدفورد هاربر نیستم؟

متاسفانه نه، نیستین

می‌دونی، خیلی با سرعت داشتی از اینجا می‌دویدی

من

امیدوارم خیلی برای عروسیت دیر نکرده باشی؟

چی؟

نه، فکر... فکر نمی‌کنم

امروز چندمه؟

هفدهم دسامبر

هفدهم دسامبر

من همین هفته عروسیمه

گوشیم کجاست؟

باید برم خونه

سرت ضربه خورده

می‌دونی، شاید بد نباشه یه نشون دکتر بدی

نه، نه، نه، نه. واقعاً خوبم، جدی می‌گم

فقط... فقط باید نامزدم رو پیدا کنم

ممنون، بابا نوئل

کریسمس مبارک

تاکسی

موفق باشین خانم. مراقب باشین

ممنون

لطفاً برید بدفورد هاربر

اوه، هی، بقیه پول میز چهار رو دادی؟

باشه، ممنون

هی

هشت روز دیگه کریسمسه

و تو هنوز درختت رو نگرفتی؟

اوه، بی‌خیال پسر. سرم شلوغ بوده

تازه اینجارو ببین

ببین چقدر خرت و پرت و تزئینات چیدم

تو برادر بزرگتر منی

و منم یه مزرعه درخت کریسمس رو می‌چرخونم

پس هیچ بهونه‌ای نداری

یعنی کلاً صفر

خب این یعنی تخفیف فامیلی بهم تعلق می‌گیره؟

شاید

هی، حالا که صحبت از خانواده شد

قراره داوطلب بشی

توی جشنواره کریسمس بدفورد، درسته؟

ای بابا

تمام تلاشم رو می‌کنم، ولی کل هفته‌ست

نمی‌تونم که هر شب مرخصی بگیرم

برای مامان خیلی ارزش داره

و برای مشتری‌های من هم خیلی ارزش داره

اگه اینجا رو باز نگه دارم

می‌دونی، قدیما خیلی باحال‌تر بودی

اون موقع‌هایی که عادت داشتی

اون پلیور زشت کریسمسی رو بپوشی و بیای سر کار

می‌دونی، هر چی می‌گردم پیداش نمی‌کنم

چی؟

نه. نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده

در هر صورت، من هنوزم باحالم

فقط اینکه الان

یه رستوران‌دارِ پرمشغله و محترم شدم

که مطمئنم می‌تونه یکی رو پیدا کنه که جاش وایسه

تو داوطلب می‌شی؟ من؟

آره. من که فقط دارم اینجا ناهار می‌خورم

خب، تخفیف فامیلی به معنی رایگان بودن نیست

این یادت می‌مونه

وقتی بالاخره اومدی درختت رو ببری

ولی من... من اینجا ظرف‌های خودمو می‌شورم، باشه؟

این کمترین کاریه که می‌تونی بکنی

خیلی ممنون

زک

اصلاً باورت نمی‌شه چه روزی داشتم

گوشیم رو گم کردم، واسه همین نتونستم بهت زنگ بزنم

ولی لباسم رو گرفتم، پس همه چی ردیفه

اوم

لوسی، داری... داری چیکار می‌کنی؟

اوه، وای خدای من

فقط وانمود کن اینو ندیدی

نه، منظورم اینه که اینجا چیکار می‌کنی؟

سرتون شلوغه؟

لوسی

"بو"، موهاتو کوتاه کردی؟

آره

یعنی همیشه قبلاً هم دوستش داشتم

ولی این

این خیلی بهت می‌آد

خب، فکر کنم منطقیه، نه؟

واسه عروسی کوتاهش کردی

کدوم عروسی؟

عروسیِ ما؟

لوسی

ما دیگه با هم نامزد نیستیم

خب، لوس نشو دیگه

ما همین هفته داریم ازدواج می‌کنیم

ما دو سال پیش از هم جدا شدیم

ما جدا شدیم؟

آره

نه، من

من نمی‌فهمم

پس چرا من یه لباس عروس دستمه؟

اصلاً نمی‌دونم

متاسفم

در ضمن، خیلی عالی شدی

کت و شلوارت واقعاً چشمات رو نشون می‌ده

مشکیه. آره. اوم‌هوم

باعث شده مردمک چشمات خیلی به چشم بیان

که البته، راستی

الان خیلی بزرگ به نظر می‌رسن

لوسی، حالت خوبه؟

لوسی... لوسی

خیلی خب

لوسی، چه حسی داری؟

زک، تو اینجایی

چه اتفاقی افتاده؟

از حال رفتی

بخاطر اینکه از هم جدا شدیم؟

اوم، دکتر آلبرایت

داره یه سری آزمایش انجام می‌ده

هر لحظه ممکنه با نتایج برگرده

اما، اوم

سرت ضربه خورده

بابا نوئل هم همین رو گفت

نه بابا نوئل واقعی

امیدوارم ناراحت نشی

ولی کیف پولت توی کیف دستیت بود

فضولی نکردم، ولی اینو پیدا کردم

تو بنیاد هنری عمه آدری رو توی پورتلند اداره می‌کنی

یادت می‌آد؟

آره، یادمه

قرار بود وقتی عمه آدری فوت کرد، من مسئولیتش رو قبول کنم

درسته

اون فوت کرد

خب، ببین کی بیدار شده

از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، لوسی

خیلی وقت بود ندیده بودمت

اوم

آره، منم از دیدنتون خوشحالم

دکتر

آلبرایت

دکتر آلبرایت، درسته

خب، یه خبر خوب دارم

نتایج اسکن‌هات اومد. همه‌چی خوبه

فقط یه ضربه به سرت خورده، ضربه مغزی نشدی

این... این خبر خیلی خوبیه

ولی هنوز چند تا سوال دارم که می‌خوام بپرسم

اگه اشکالی نداره؟

حتماً

امروز چند شنبه‌ست؟

سه‌شنبه

پنج‌شنبه؟

برای صبحونه چی خوردی؟

وافلِ اِگ‌ناگ

فکر کنم

من وافل‌های اگ‌ناگ خیلی خوبی درست می‌کنم

مطمئنم همین‌طوره

خانواده‌ای داری؟

نه. فقط خودمم

درسته

بیا این یکی رو امتحان کنیم

آخرین چیزی که یادت می‌آد چیه؟

توی جشنواره کریسمس بدفورد هستم

چند روز مونده به کریسمس

گروه سرود دارن آواز می‌خونن

و چراغ‌های چشمک‌زن دارن می‌درخشن

دارم شکلات داغ می‌خورم

و با زک هستم

یادت می‌آد اون چه سالی بود؟

همین امسال؟

اون مال دو تا کریسمس پیش بود

خب، داریم به یه جاهایی می‌رسیم

خب، کجا کار می‌کردی

وقتی توی بدفورد هاربر زندگی می‌کردی؟

مرکز فرهنگی-اجتماعی

من برنامه آموزش هنر کودکان رو اداره می‌کردم

می‌دونم که درسته

تو به کیتیِ من درس می‌دادی

نوه‌تون

یادمه

اون خیلی بانمکه

و بااستعداد

تازه ۱۱ سالش شده

واو

من

چطور می‌تونم چیزهای دو سال پیش رو یادم بیاد

ولی هیچ‌کدوم از اتفاقات اخیر رو یادم نمیاد؟

بهش می‌گیم فراموشی پس‌گستر

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left