I Am Not Okay with This

I Am Not Okay with This

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

I Am Not Okay With This S01E03 WEBRip x264-ION10
I Am Not Okay With This S01E03 720p WEBRip X264-METCON
I Am Not Okay With This S01E03 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
I Am Not Okay With This S01E03 iNTERNAL 720p WEB X264-AMRAP
I Am Not Okay With This S01E03 iNTERNAL 1080p WEB X264-AMRAP
I Am Not Okay With This S01E03 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
I Am Not Okay With This S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
I Am Not Okay With This S01E03 INTERNAL 720p WEBRip x264-STRiFE
I Am Not Okay With This S01E03 INTERNAL 1080p WEBRip x264-STRiFE
I Am Not Okay With This S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR H 265-MZABI
Maoni na Notion
🔥▶ زیرنویس از: عـرفـان مـرادی ◀🔥

Lebo

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
webrip
720p
720
BRip
1080
HD
Yamechapishwa tarehe: 2020-02-27
Upakuaji: 35
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫- ممنون ‫- بعداً می‌بینمت

‫دفترچه خاطرات عزیز، من ...

‫با استنلی باربر خوابیدی؟

‫تو با استنلی باربر خوابیدی؟

‫لازم نیست مدام تکرارش کنی

‫- لیام دقیقاً اونجاست ‫- شرمنده، ولی دارم حضمش می‌کنم

‫خب، چطوری بود؟

‫حقیقتاً سکس با استن خیلی ضایع بود

‫- عالی بود ‫- واقعاً؟

‫یه جای کار میلنگید

‫جدی میگم. ‫منظورم اینه که ...

‫اونقدر خوب کُسم رو خورد ‫که گفتم "وای"

‫پس می‌خوای بازم باهاش سکس کنی؟

‫من واقعاً دوست پسر نمی‌خوام. ‫فقط می‌خوام با دینا بگردم

‫و این چیزای عجیب متوقف بشن

‫و همچی به اوضاع قبل برگرده

‫صد در صد

‫نگران بردـم. ‫کلی درد داره

‫دینا، اون جوری رفتار می‌کنه ‫که انگار پاش قطع شده

‫قرار بود امشب باهم ‫به مهمونی جشن تولد «ریکی بری» بریم

‫ولی گمون نکنم بیاد

‫اوه، تو دعوت شدی؟

‫ام ...

‫آره، فکر کنم یه جورایی دعوت شدم

‫- درسته. خوبه ‫- نمی‌دونم

‫فکر نکنم بخوام برم. ‫پس ...

‫چیه؟ ‫می‌خوای از برد مراقبت کنی؟

‫منظورم اینه که ...

‫بیخیالش. ‫چطوره من و تو باهم بریم؟

‫خواهش می‌کنم بگو باشه

‫باشه

‫آره، بیا بریم

‫خیلی‌خب، سید!

زیرنویس از عـرفـان مـرادی

‫سلام دخترا، صبحونه خوب بود؟

‫- آره. خیلی ممنون خانوم میلر ‫- نگرانش نباش، عزیزم. به حساب منه

‫- ممنون ‫- چرا همیشه منو مجبور می‌کنی پولشو بدم؟

‫چون دینا از تو با من مهربون‌تره ‫و از اون بیشتر از تو خوشم میاد

‫باشه

‫بعداً می‌بینمت

‫خداحافظ!

‫خیلی‌خب، اوضاع از این قراره

‫سگ کارن اسهال گرفته

‫- اوخ ‫- پس باید چند ساعت بیشتر اینجا بمونم

‫و این یعنی چی؟

‫یعنی می‌تونی اینجا بمونی ‫و بطری‌های کچاپ رو برام پُر کنی

‫باشه. من فروشندگی نمی‌کنم

‫یا می‌تونی برادرت رو ببری خونه

‫بدون اینکه بخوای غُر بزنی

‫آره، باشه. ‫لیام رو میبرم خونه

‫ممنون

‫سید؟

‫بله؟

‫استن کجا رفته؟

‫منظورت چیه؟

‫تو گفتی استن رفته یه جایی

‫نه! ‫نه، نگفتم

‫- چرا، گفتی ‫- نه، واقعاً نگفتم

‫به دینا گفتی استن رفته یه جایی

‫و کارش خیلی خوب بوده

‫آره. اون ... ‫اون رفته جنوب مکزیک

‫و کارش خیلی خوبه ‫چون اون یه مسافر کار درسته

‫خیلی تو مسافرت وارده

‫- خیلی خوبه ‫- آره

‫ایناهاشش

‫اوه، آره

‫- داره چیکار می‌کنه؟ ‫- فقط صبرکن

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫سلام

‫خب، خوشحالم دوباره می‌بینمت

‫آره

‫آره، منم همینطوره

‫خب، می‌خوای آخر شب کاری بکنیم؟

‫اوه، خدایا، من چیکار کردم؟!

‫می‌دونی، دوست دارم ‫ولی باید به مهمونی ریکی بری برم

‫جدی میگی؟ ‫منم میام

‫- اوه، جدی؟ ‫- آره

‫آه. باشه. خیلی‌خب

‫خب، به گمونم اونجا می‌بینمت

‫و ما باید بریم... همین‌الآن

‫باشه؟

‫خداحافظ

‫خوبه

‫توپ رو ننداز، احمق

‫میشه به جاش از اون طرف بریم؟ ‫می‌خوام کنار ریل‌های قطار راه برم

‫بنظرت می‌تونی بگیریش؟

‫- ولی اون راهش دورتره ‫- می‌دونم

‫ورزش خوبی میشه

‫لیام، صبرکن، گوب. چی شده؟

‫اون ریچارد رینارده

‫میشه یکم محکم بندازی؟

‫اون پسریه که ممکنه دهنت رو سرویس کنه؟

‫- بگیرش ‫- اوهوم

‫پرتش کن سمت اون نه من

‫سید! ‫صبرکن، وایسا!

‫خواهش می‌کنم نرو

‫هی ریچارد!

‫- چیه؟ ‫- برادر کوچیکم رو می‌بینی؟

‫منظورت همونه که از رو ترس قایم شده؟

‫خب، باید دست از سرش برداری

‫فهمیدی؟

‫آره، حتماً

‫برو نوار بهداشتیت رو بذار، روانی

‫می‌دونی چیه؟ ‫چی میشه اگه واقعاً یه روانی باشم؟

‫می‌تونم باهاش بسازم

‫منظورم اینه که، اگه واقعاً تونستم ‫با ذهنم یکی رو خون دماغ کنم

‫پس می‌تونم ازش واسه یه کار خوب استفاده کنم

‫ام... تو خوبی؟

‫- فکر می‌کنی آدم گردن کلفتی هستی، نه؟ ‫- یه جورایی

‫خب، بذار یه چیزی بهت بگم. ‫یه روزی همچی برات بهم میخوره

‫زندگیت اونقدر داغون میشه ‫که به دوستای دوران دبیرستانم می‌چسبی

‫چون می‌دونی چیه؟

‫تو تمام زندگیت ‫هیچ اتفاق دیگه‌ای برات نمیوفته

‫آره، و هیچوقت صاحب یه سگ نمیشی

‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

‫نمی‌دونم. ‫یه جورای تو فکر ...

‫چی؟

‫شاید بتونیم پازل بازی کنیم

‫پازل طبقه پایینه ...

‫توی زیرزمین، جایی که پدرم خودشو کُشت

‫و از اون موقع اون پایین نرفتم

‫واقعاً کار دیگه‌ای نمی‌خوای بکنیم؟

‫کارتون ببینیم؟

‫همسایه‌ها رو سر کار بذاریم؟

‫می‌دونی، خانوم جانسون خیلی مهربونه. ‫یه جورایی کار بدیه

‫آره، فکر کنم همینطوره

‫باشه

‫همینجا بمون

‫فقط یه زیرزمینه

‫یه اتاق معمولی تو خونه

‫هر روز یکشنبه ‫بابا و لیام روی یه پازل کار می‌کردن

‫بعد صبحونه

‫یه جورایی کار مخصوص‌شون بود

‫ولی من و بابا ...

‫برای من ‫همچی کار مخصوص‌مون بود

‫ولی اون عادت داشت ساعت‌های زیادی رو اینجا بگذرونه

‫نمی‌دونم چیکار می‌کرد

‫ای کاش می‌تونستم بهتر درکش کنم

‫مامانم کسی بود که پیداش کرد

‫حتی یه نامه هم نذاشت

‫هیچی رو توضیح نداد

‫چرا نباید نامه بذاره؟

‫منظورم اینه که، نمی‌دونست ‫من دیوونه میشم؟

‫منظورم اینه که، فکر نمی‌کردم ‫بهش نیاز پیدا کنم؟

‫منظورم اینه که، چرا باید این کارو بکنه؟

‫لیام، حالت خوبه؟ ‫چی شد؟

‫موزـه

‫فکر کنم اون ...

‫لعنت به من

‫دفترچه خاطرات عزیز، من یه جوجه تیغی رو کُشتم

‫فکر می‌کنی موز چند سالش بود؟ ‫منظورم از لحاظ سن جوجه تیغی‌هاست

‫خیلی پیر

‫شاید 94 سال

‫موز تو سن جوجه تیغی‌ها فقط 12 سال داشت

‫من یه بچه رو کُشتم

‫- واقعاً؟ ‫- قطعاً

‫میشه یه چیزی بگی؟ ‫من خیلی غمگینم

‫آه ...

‫موز ...

‫تو خیلی ناز بودی

‫و خیلی بامزه

‫اون جوجه تیغی هیچکاری نمی‌کرد

‫ما هردو دوستت داشتیم

‫فکر می‌کنی، موز ...

‫الآن پیش باباست؟

‫آره. بابا ازش مراقبت می‌کنه

‫فقط ...

‫ای کاش در لحظات آخر کنارت می‌بودیم

‫اگه می‌دونستیم کمک می‌خوای

‫بهت کمک می‌کردیم

‫این منصفانه نیست

‫تو الآن رفتی ‫و ما نمی‌تونیم کاری بکنیم

‫هر دوی ما دلمون واست تنگ میشه

‫همچی الآن بدون تو فرق کرده

‫اوه، خدایا

‫کی اینا آسون میشه؟

‫دفترچه خاطرات عزیز ...

‫اوضاع یه خورده از کنترول خارج شده

‫اول، خون دماغ شدن مسخره برد

‫بعد، جوجه تیغی خوشگل لیام

‫دفترچه خاطرات، فکر می‌کنم ‫تعداد قربانی‌هام در حال افزایشه

‫می‌دونی، شاید بهتر باشه ‫اون بیرون آفتابی نشم

‫ولی الآن باید منه روانی به اون مهمونی برم

‫خیلی‌خب، من خیلی استرس دارم

‫فکر می‌کنی کدومش بهتره؟

‫رنگ آبی سینه‌هامو معلوم می‌کنه

‫و رنگ قرمز باسنم رو بیشتر بیرون میندازه

‫کدومو باید بپوشم؟

‫هر دو؟

‫تو به درد نخوری

‫خیلی‌خب، اگه بخوایم کمی دیر بریم ‫باید چند دقیقه دیگه راه بیوفتیم

‫پس عجله کن و آماده شو

‫من حاضرم

‫صبرکن. می‌خوای واسه مهمونی اونو بپوشی؟

‫مگه گرمکنم چه عیبی داره؟

‫ام... هیچی. ‫فقط زیادی راحته

‫ولی باشه، اگه ...

‫اگه بجاش اینو بپوشی چی؟

‫- نه، ممنون ‫- اوه، بیخیال

More Farsi Persian subtitles for I Am Not Okay with This

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left